بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 43

پيمانى قلبى است تا رمى جمرات با قصد قربت همراه باشد.

ما بايد حجّ را تمام كنيم، پس كسى كه به حجّ درمى‌آيد روا نيست آن را ترك گويد يا باطلش كند. خداوند مى‌فرمايد:

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ للَّهِ‌[1]

«و حجّ و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد.»

نبايد حجّ را ترك گفت مگر هنگام اضطرار مانند حصر به سبب بيمارى، كه در اين هنگام مى‌توان قربانى را به جايى فرستاد كه ذبح مى‌شود و نبايد حلق كرد و از احرام خارج شد مگر پس از آن كه قربانى به محلّش رسيده باشد، (مكّه در عمره و منى‌ در حجّ). خداوند مى‌فرمايد:

فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي وَلَا تَحْلِقُوا رُؤُوسَكُمْ حَتَّى‌ يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ‌[2]

«و اگر (به سبب بيمارى از حجّ) بازداشته شديد، آن قدر كه ميسّر است قربانى كنيد و سر متراشيد تا قربانى شما به قربانگاهش برسد.»

امّا كسى كه بيمار باشد و نتواند بر احرام صبر كند، يا در اثر ناراحتى احساس كند كه بناچار بايد به حلق، تن در دهد مى‌بايست پس از حلق فديه (كفّاره) حلق دهد. خداوند مى‌فرمايد:

فَمَن كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ‌[3]

«اگر يكى از شما بيمار يا در سرش آزارى بود به عنوان فديه روزه بدارد يا صدقه دهد يا قربانى كند.»

[1]- سوره بقره، آيه 196.

[2]- همان.

[3]- همان.


صفحه 44

2- حجّ انواعى دارد: حجّ تمتّع، حجّ إفراد و حجّ قِران، ويژگى حجّ تمتّع قربانى كردن مى‌باشد كه فرض است بر كسى كه وطنش نزديك مكّه نباشد.

خداوند مى‌فرمايد:

فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ‌[1]

«هر كه از عمره تمتّع به حجّ بازآيد آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند، و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ بازگردد تا ده روز كامل شود، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد. از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا بسختى عقوبت مى‌كند.»

بدين ترتيب حجّ تمتّع فريضه كسانى است كه از راه دور به خانه خدا مى‌آيند، و امتياز حجّ تمتّع اين است كه حاجيان در فاصله ميان احرام عمره و احرام حجّ، از آنچه در حال احرام بر آنان حرام است، بهره مى‌جويند.

قربانى كردن بر شخص متمتّع واجب است و كسى كه توانايى آن را نداشته باشد بايد سه روز در مكّه، و هنگام بازگشت هفت روز روزه بگيرد تا به جاى قربانى ده روز روزه‌اش كامل گردد. امّا كسى كه خانواده‌اش اهل مسجدالحرام باشد، و اطراف آن (به شعاع چهل و هشت مايل به گونه‌اى كه مكّه مركز آن باشد و بدان آمد و شد كند) از قربانى معاف است. و هنگامى كه خداوند مى‌فرمايد:فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي‌درمى‌يابيم كه بهترين قربانى شتر است، و ميانه آن سر بريدن گاو و حداقلّ آن قربانى كردن يك گوسفند است. و مى‌توان بيش از يك قربانى تقديم كرد چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى‌

[1]- سوره بقره، آيه 196.


صفحه 45

خود و حضرت على عليه السلام صد شتر قربانى كرد.

احرام:

1- احرام حجّ بايد در ماههاى مشخّص (شوّال، ذى‌القعده، ذى‌الحجّه) باشد، نيّت در آن شرط است و آن چنين است كه آدمى بر خود فرض كند ترك آنچه را كه بايد شخص مُحْرِم آن را ترك گويد، و اين خود پاسخى است به دعوت خدا در حجّ، زيرا كه خداوند به ابراهيم نبى مى‌فرمايد:وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِ‌، و بدين سان شخص محرم هنگام بستن احرام خدا را لبّيك مى‌گويد: «لَبَّيكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ». گفتن اين جمله نيز از شرايط احرام است.

خداوند مى‌فرمايد:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ...[1]

«حجّ در ماههاى معيّنى است، هر كه در آن ماهها اين فريضه را ادا كند...»

2- شخص مُحْرِم بايد چهار چيز اساسى را ترك گويد:

الف- جماع [الرَّفَث‌].

و آن عبارت است از همبستر شدن با زنان. شرع مقدّمات اين كار را نيز حرام دانسته كه عبارتند از عقد، شهادت دادن بر عقد، نگاه كردن به زنان از روى شهوت، لمس زنان و آنچه نظير جماع باشد همچون استمناء، منظور دورى جستن از شهوت جنسى در همه ابعاد آن است.

ب- گناه [الْفُسُوق‌]

ميهمانان خدا در لحظاتى روحانى به سر مى‌برند به دور از وابستگى به قوميّت و زمين، پس فخر فروشى و برترى جويى به هر وسيله‌اى بر ايشان‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.


صفحه 46

حرام است:

1- خداوند افاضه را از غير موقف حرام كرده و بر مسلمانان واجب دانسته كه خدا را همچون پدرانشان يا بيش از ايشان ياد كنند (كه بعداً از آن سخن خواهيم گفت.)

2- خداوند آرايش را با همه اقسام آن حرام دانسته خواه پوشيدن لباس، يا سرپوش براى مردان، يا آنچه چهره و دو كف زنان را بپوشاند، يا پاى را همچون كفش در خود جاى دهد، يا اصلاح سر و كوتاه كردن ناخنها و بكار بردن عطر و كرمهاى معطّر و سرمه كشيدن به قصد زينت، يا انگشتر زينتى بر انگشت كردن يا استفاده از عينكهاى زينتى يا بستن ساعت به قصد زينت و نظاير آن، و يا حتّى‌ نظر كردن بر خويش در آينه يا زير سايه بودن به هنگام راه رفتن.

ج- جدال‌

شرع مقدّس آن را با قَسَم خوردن مشخص كرده به اين كه شخص بگويد:

«لا واللَّه» يا «بلى‌ واللَّه» كه در مقام ردّ يا اثبات سخن ديگران بر زبان بيايد.

خداوند درباره امورى كه در احرام بايد از آنها چشم پوشيد مى‌فرمايد:

فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِ‌[1]

«و هر كس (با بستن احرام، و شروع به مناسك حجّ) حجّ را بر خود فرض كرده است (بايد بداند كه) در حجّ آميزش جنسى با زنان و گناه و جدال نيست...»

د- شكار

خداوند، پرتاب تير يا هر سلاح ديگر به سوى شكار، و ذبح و راهنمايى كردن و شركت در شكار يا حفظ صيد و يا حتّى‌ خوردن گوشت آن را حرام‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.


صفحه 47

كرده مى‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى‌ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ[1]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به پيمانها وفا كنيد. حيوانات چهار پا مگر آنهايى كه از اين پس برايتان گفته مى‌شود بر شما حلال شده‌اند و آنچه را كه در حال احرام صيد مى‌كنيد حلال نه شماريد. خدا به هرچه مى‌خواهد حكم مى‌كند.»

حكمت اين محرمات آن است كه به مردم مى‌آموزد جلوى شهوتهاى خود را بگيرند، زيرا كه شهوتهاى سركش بشرى عبارتند از:

1- شهوت جنسى: كه آدمى را به انجام بسيارى از محرّمات فرامى‌خواند (محرماتى همچون نگريستن به زنان نامحرم، زنا، انحراف جنسى) كه گاهى آدمى را به پاره‌اى جنايات و اقدامات وامى دارد.

2- شهوت برترى جويى: كه آدمى را به تكبّر و فخر و مسخره كردن ديگران و حسادت و دشمنى وامى دارد، و در نتيجه موجب مى‌شود به بسيارى از محرمات شريعت دامن بيالايد. همين گرايش موجب شد پدر ما آدم عليه السلام و همسرش از بهشت اخراج شوند و حال آن كه خداوند بهشت را جايگاه كسانى قرار داده كه از برترى جويى پرهيز كنند:

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‌[2]

«اين سراى آخرت را از آنِ كسانى ساخته‌ايم كه در اين جهان نه خواهان برترى جويى هستند و نه خواهان فساد و سرانجامِ نيك، از آنِ پرهيزكاران است.»

[1]- سوره مائده، آيه 1.

[2]- سوره قصص، آيه 83.


صفحه 48

در حجّ خدا به ما مى‌آموزد چگونه از اين گرايش شيطانى بپرهيزيم.

3- شهوت جدال: خداوند درباره آن مى‌فرمايد:

وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْ‌ءٍ جَدَلًا[1]

«ولى آدمى بيش از هر چيز به جدل برمى‌خيزد.»

خداوند به ما دستور داده در حجّ از گفتن سخن بيهوده بپرهيزيم:

فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ[2]

«پس از بتهاى پليد و سخن باطل و دروغ اجتناب ورزيد.»

پذيرش حق و تسليم در برابر آن براى آدمى دشوار است و از همين رو مى‌بينيم كه انسان در حق بيش از هر چيز ديگر به مجادله مى‌پردازد.

4- شهوت تملّك: كه بارزترين مصاديق آن شكار است.

و بدين ترتيب خداوند حجّ را وسيله‌اى قرار داده براى كنترل شهوات و افزايش تقوا چه، آدمى را به ترك محرمات احرام فرمان مى‌دهد.

مناسك حجّ:

1- حجّ در عرفه خلاصه مى‌شود، و وقوف در عرفات، شامگاه نهم ذيحجّه نخستين و مهم‌ترين آيين حجّ پس از احرام است.

2- سپس حاجيان از عرفات به سوى مشعر كوچ مى‌كنند، و اين (افاضه) كوچ كردن، دومين آيين حجّ است.

3- حاجيان سپس در مشعر گرد مى‌آيند تا خدا را ياد كنند و او را در مهم‌ترين نعمت يعنى هدايت سپاس بگزارند.

[1]- سوره كهف، آيه 54.

[2]- سوره حجّ، آيه 30.


صفحه 49

خداوند مى‌فرمايد:

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا فَضْلًا مِن رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنْتُمْ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ* ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌[1]

«اگر (به هنگام حجّ) طالب روزى خدا باشيد مرتكب گناهى نشده‌ايد، و چون از عرفات كوچ كرديد خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد؛ از آن رو كه شما را هدايت كرده در حالى كه پيش از آن گمراه بوده‌ايد، سپس از همان جا كه مردم كوچ مى‌كنند (به سوى سرزمين منى‌) كوچ كنيد، و از خدا آمرزش بخواهيد كه آمرزنده و مهربان است.»

قريش براى فخر فروشى بر ديگران در عرفات وقوف نمى‌كردند (شايد همين از برجسته‌ترين مفاهيم فسوق است) در حالى كه قرآن كريم از اين كار باز مى‌دارد و به آنها دستور مى‌دهد از عرفات افاضه كنند نه از مشعر.

4- بدين ترتيب افاضه از عرفات به سوى منى‌ با گذر از مشعر صورت مى‌پذيرد و در اين مسير الهى حاجيان تكبير و تهليل مى‌گويند، و در منى‌ به بارگاه خدا قربانى مى‌كنند. خداوند آيين قربانى را به تفصيل بيان كرده است وروشن ساخته‌كه شخص متمتّع بايد آن قربانى‌را كه‌در توان‌اوست‌تقديم كند.

5- در اينجا حاجى خدا را به ياد مى‌آورد، و در وادى منى‌ به امّت توحيد مى‌پيوندد، و بر آوردن نيازهايى را از خدا مى‌خواهد كه تنها به دنيا منحصر نيست بلكه آخرت را نيز در برمى‌گيرد. خداوند مى‌فرمايد:

فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ* وَمِنْهُمْ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌

[1]- سوره بقره، آيات 198- 199.


صفحه 50

الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[1]

«چون مناسكتان را به جاى آورديد همچنان كه پدران خويش را ياد مى‌كرديد- حتّى‌ بيشتر از آن- خداى را ياد كنيد. برخى از مردم مى‌گويند: اى پروردگار ما! ما را در دنيا چيزى بخش، اينان را در آخرت نصيبى نيست، و برخى از آنها مى‌گويند:

پروردگارا در دنيا و آخرت به ما نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش دور گردان.»

6- سپس حاجى در ايام تشريق (يازدهم و دوازدهم) در منى‌ خدايش را به ياد مى‌آورد، پس از آن كه در مكّه و در روز عيد خانه خدا را طواف مى‌كند.

كسانى هستند كه تا روز سيزدهم در منى‌ باقى مى‌مانند، و ايشان همان كسانى هستند كه در احرام خود از شكار و زن روى برنتافته. خداوند مى‌فرمايد:

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيهْ لِمَنِ اتَّقَى‌ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌[2]

«و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد، وهر كس شتاب كند، و (ذكر خدا را در دو روز انجام دهد)، گناهى بر او نيست؛ و هركه تأخير كند (و سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست؛ براى كسى كه تقوى‌ پيشه كند. از خدا بپرهيزيد؛ و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد.»

پس از بجاآوردن اعمال منى‌، گناهى بر حاجى نيست خواه در رفتن از منى‌ در روز دوازدهم شتاب كند، يا تا روز سيزدهم باقى بماند ولى كسيكه از شكار و زن روى برنتافته در سيزدهم از منى‌ مى‌رود تا خداوند گناهان او را

[1]- همان، آيات 200- 201.

[2]- سوره بقره، آيه 203.