كرده مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ[1]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد به پيمانها وفا كنيد. حيوانات چهار پا مگر آنهايى كه از اين پس برايتان گفته مىشود بر شما حلال شدهاند و آنچه را كه در حال احرام صيد مىكنيد حلال نه شماريد. خدا به هرچه مىخواهد حكم مىكند.»
حكمت اين محرمات آن است كه به مردم مىآموزد جلوى شهوتهاى خود را بگيرند، زيرا كه شهوتهاى سركش بشرى عبارتند از:
1- شهوت جنسى: كه آدمى را به انجام بسيارى از محرّمات فرامىخواند (محرماتى همچون نگريستن به زنان نامحرم، زنا، انحراف جنسى) كه گاهى آدمى را به پارهاى جنايات و اقدامات وامى دارد.
2- شهوت برترى جويى: كه آدمى را به تكبّر و فخر و مسخره كردن ديگران و حسادت و دشمنى وامى دارد، و در نتيجه موجب مىشود به بسيارى از محرمات شريعت دامن بيالايد. همين گرايش موجب شد پدر ما آدم عليه السلام و همسرش از بهشت اخراج شوند و حال آن كه خداوند بهشت را جايگاه كسانى قرار داده كه از برترى جويى پرهيز كنند:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[2]
«اين سراى آخرت را از آنِ كسانى ساختهايم كه در اين جهان نه خواهان برترى جويى هستند و نه خواهان فساد و سرانجامِ نيك، از آنِ پرهيزكاران است.»
[1]- سوره مائده، آيه 1.
[2]- سوره قصص، آيه 83.
در حجّ خدا به ما مىآموزد چگونه از اين گرايش شيطانى بپرهيزيم.
3- شهوت جدال: خداوند درباره آن مىفرمايد:
وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا[1]
«ولى آدمى بيش از هر چيز به جدل برمىخيزد.»
خداوند به ما دستور داده در حجّ از گفتن سخن بيهوده بپرهيزيم:
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ[2]
«پس از بتهاى پليد و سخن باطل و دروغ اجتناب ورزيد.»
پذيرش حق و تسليم در برابر آن براى آدمى دشوار است و از همين رو مىبينيم كه انسان در حق بيش از هر چيز ديگر به مجادله مىپردازد.
4- شهوت تملّك: كه بارزترين مصاديق آن شكار است.
و بدين ترتيب خداوند حجّ را وسيلهاى قرار داده براى كنترل شهوات و افزايش تقوا چه، آدمى را به ترك محرمات احرام فرمان مىدهد.
مناسك حجّ:
1- حجّ در عرفه خلاصه مىشود، و وقوف در عرفات، شامگاه نهم ذيحجّه نخستين و مهمترين آيين حجّ پس از احرام است.
2- سپس حاجيان از عرفات به سوى مشعر كوچ مىكنند، و اين (افاضه) كوچ كردن، دومين آيين حجّ است.
3- حاجيان سپس در مشعر گرد مىآيند تا خدا را ياد كنند و او را در مهمترين نعمت يعنى هدايت سپاس بگزارند.
[1]- سوره كهف، آيه 54.
[2]- سوره حجّ، آيه 30.
خداوند مىفرمايد:
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا فَضْلًا مِن رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنْتُمْ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ* ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[1]
«اگر (به هنگام حجّ) طالب روزى خدا باشيد مرتكب گناهى نشدهايد، و چون از عرفات كوچ كرديد خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد؛ از آن رو كه شما را هدايت كرده در حالى كه پيش از آن گمراه بودهايد، سپس از همان جا كه مردم كوچ مىكنند (به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد، و از خدا آمرزش بخواهيد كه آمرزنده و مهربان است.»
قريش براى فخر فروشى بر ديگران در عرفات وقوف نمىكردند (شايد همين از برجستهترين مفاهيم فسوق است) در حالى كه قرآن كريم از اين كار باز مىدارد و به آنها دستور مىدهد از عرفات افاضه كنند نه از مشعر.
4- بدين ترتيب افاضه از عرفات به سوى منى با گذر از مشعر صورت مىپذيرد و در اين مسير الهى حاجيان تكبير و تهليل مىگويند، و در منى به بارگاه خدا قربانى مىكنند. خداوند آيين قربانى را به تفصيل بيان كرده است وروشن ساختهكه شخص متمتّع بايد آن قربانىرا كهدر تواناوستتقديم كند.
5- در اينجا حاجى خدا را به ياد مىآورد، و در وادى منى به امّت توحيد مىپيوندد، و بر آوردن نيازهايى را از خدا مىخواهد كه تنها به دنيا منحصر نيست بلكه آخرت را نيز در برمىگيرد. خداوند مىفرمايد:
فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ* وَمِنْهُمْ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي
[1]- سوره بقره، آيات 198- 199.
الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[1]
«چون مناسكتان را به جاى آورديد همچنان كه پدران خويش را ياد مىكرديد- حتّى بيشتر از آن- خداى را ياد كنيد. برخى از مردم مىگويند: اى پروردگار ما! ما را در دنيا چيزى بخش، اينان را در آخرت نصيبى نيست، و برخى از آنها مىگويند:
پروردگارا در دنيا و آخرت به ما نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش دور گردان.»
6- سپس حاجى در ايام تشريق (يازدهم و دوازدهم) در منى خدايش را به ياد مىآورد، پس از آن كه در مكّه و در روز عيد خانه خدا را طواف مىكند.
كسانى هستند كه تا روز سيزدهم در منى باقى مىمانند، و ايشان همان كسانى هستند كه در احرام خود از شكار و زن روى برنتافته. خداوند مىفرمايد:
وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيهْ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ[2]
«و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد، وهر كس شتاب كند، و (ذكر خدا را در دو روز انجام دهد)، گناهى بر او نيست؛ و هركه تأخير كند (و سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست؛ براى كسى كه تقوى پيشه كند. از خدا بپرهيزيد؛ و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد.»
پس از بجاآوردن اعمال منى، گناهى بر حاجى نيست خواه در رفتن از منى در روز دوازدهم شتاب كند، يا تا روز سيزدهم باقى بماند ولى كسيكه از شكار و زن روى برنتافته در سيزدهم از منى مىرود تا خداوند گناهان او را
[1]- همان، آيات 200- 201.
[2]- سوره بقره، آيه 203.
بيامرزد.
7- از مناسك حجّ نيز طواف بيت عتيق است. خداوند مىفرمايد:
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ[1]
«سپس چرك از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند و بر بيتالعتيق طواف كنند.»
خداوند خانهاش را از تملّك ديگرى آزاد ساخته است، پس اين خانه همچون خانههاى ديگر در تملّك مردم نيست. خانهاى است آزاد از پيوندهاى شخصى و كسى كه بدان طواف كند پرستش را براى خداوند سبحان خالص كرده است و از پلشتى بُتها و پيوند به دنياييان رهايى يافته است و از ثروتمندان و سلطهمداران و صاحباننام كناره جسته است.
خداوند سبحان پس از بيان طواف مىفرمايد:
ذلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ* حُنَفَاءَ للَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحيقٍ[2]
«همچنين هر كس دست از حرام بدارد، در نزد پروردگارش برايش بهتر است، و چهارپايان بر شما حلالند مگر آنهايى كه برايتان خوانده شده. پس از بتهاى پليد و سخن باطل و دروغ اجتناب ورزيد. روى آورندگان به خدا باشيد و شرك نياوردگان به او، و هر كس كه به خدا شرك آورد چونان كسى است كه از آسمان فروافتد و مرغ او را بربايد يا بادش به مكانى دور اندازد.»
[1]- سوره حجّ، آيه 29.
[2]- سوره حجّ، آيات 30- 31.
بدين ترتيب با طواف پيرامون خانه خدا شعائر الهى را بزرگ داشتهايم تا از پليدى شيطان و شهوات و طاغوت و باطل دورى كرده باشيم و از آلودگى شرك با همه گونههاى آن (كار براساس ريا يا شهرتطلبى يا سرمستى) پاك گرديم.
مشرك بهره شيطان است كه به ژرف ناى دوزخ سقوط مىكند.
8- از مناسك است نماز پس از طواف نزد مقام ابراهيم عليه السلام، زيرا خداوند مىفرمايد:
وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً[1]
«از مقام ابراهيم مصلّى برگزينيد.»
9- از مناسك حجّ است سعى ميان دو كوه صفا و مروه، كه از شعائر الهى به شمار مىآيد اگرچه، جاهليّت اين آيين را تحريف كرد و دو بت بر اين دو كوه نهاد كه خود موجب شد برخى از اين آيين خوددارى كنند، پس خداوند آن را نفى كرد و فرمود:
إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ[2]
«صفا و مروه از شعائر خداست. پس كسانى كه حجّ خانه را به جاى مىآورند يا عُمره مىگزارند اگر بر آن دو كوه طواف كنند مرتكب گناهى نشدهاند. پس هر كه كار نيكى را به رغبت انجام دهد، بداند كه خدا شكر پذيرندهاى داناست.»
اين سعى گواه آن است كه به بازى گرفته شدن پارهاى شعائر از سوى جاهليت آن را لغو نمىكند، و شايسته نيست آيينى ترك گفته شود به بهانه
[1]- سوره بقره، آيه 125.
[2]- همان، آيه 158.
اين كه كفّار آن را از جايگاه و اهدافش دور ساختهاند.
10- يكى ديگر از بينشهاى قرآن درباره حجّ، خدمت به مهيمانان خداست اعمّ از آب دادن بديشان و آباد كردن مسجد، ولى كافران و منافقان نبايد اين كار را ابزار طغيان خويش سازند، زيرا كه ايمان به خدا و پيامبر وجهاد در راه خدا بالاتر از اينهاست. خداوند مىفرمايد:
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ* الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدَوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ[1]
«آيا آب دادن به حاجيان و عمارت مسجدالحرام را با ايمان به خدا و روز قيامت وجهاد در راه خدا برابر مىدانيد؟ نه، نزد خدا برابر نيستند و خدا ستمكاران را هدايت نمىكند. آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كردند، در نزد خدا درجتى عظيمتر دارند و كاميافتگانند.»
بدين سان خداوند فضيلت خدمت به حاجيان را بيان مىدارد ولى بر حذر مىدارد كه مبادا اين كار بر ايمان حقيقى برترى داده شود.
[1]- سوره توبه، آيات 19- 20.
2- آداب سفر
احاديث شريفه آكنده است از تعاليم ارزشمند پيرامون سفر و بويژه سفر حجّ، و ما اين تعليمات را براى حاجيان مىآوريم به اميد آن كه خداوند ايشان را توفيق دهد تا از اين تعليمات پرتو برگيرند، و از اين سفر خدايى به بهترين شكلى باز گردند.
1- بايد سفر با سلامتى همراه باشد و جهاد با غنيمت و حجّ با بىنيازى.
در حديث شريفى به نقل از امام جعفر الصادق عليه السلام، فرموده است:
«سَافِرُوا تَصِحُّوا، وَجَاهِدُوا تَغْنَمُوا، وَحُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[1]
. «سفر كنيد تا سالم بمانيد و جهاد كنيد تا غنيمت بگيريد و حجّ كنيد تا بىنياز گرديد.»
2- پيش از سفر بايد همراه بگزينى، چه، در حديث شريف آمده است:
«دوست و سپس راه». اسلام چندين ويژگى براى همراهان سفر بر شمرده است:
الف- اين كه دوستت همسنگ تو باشد. از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 250، باب 2، حديث 1.