بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 50

الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[1]

«چون مناسكتان را به جاى آورديد همچنان كه پدران خويش را ياد مى‌كرديد- حتّى‌ بيشتر از آن- خداى را ياد كنيد. برخى از مردم مى‌گويند: اى پروردگار ما! ما را در دنيا چيزى بخش، اينان را در آخرت نصيبى نيست، و برخى از آنها مى‌گويند:

پروردگارا در دنيا و آخرت به ما نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش دور گردان.»

6- سپس حاجى در ايام تشريق (يازدهم و دوازدهم) در منى‌ خدايش را به ياد مى‌آورد، پس از آن كه در مكّه و در روز عيد خانه خدا را طواف مى‌كند.

كسانى هستند كه تا روز سيزدهم در منى‌ باقى مى‌مانند، و ايشان همان كسانى هستند كه در احرام خود از شكار و زن روى برنتافته. خداوند مى‌فرمايد:

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيهْ لِمَنِ اتَّقَى‌ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌[2]

«و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد، وهر كس شتاب كند، و (ذكر خدا را در دو روز انجام دهد)، گناهى بر او نيست؛ و هركه تأخير كند (و سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست؛ براى كسى كه تقوى‌ پيشه كند. از خدا بپرهيزيد؛ و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد.»

پس از بجاآوردن اعمال منى‌، گناهى بر حاجى نيست خواه در رفتن از منى‌ در روز دوازدهم شتاب كند، يا تا روز سيزدهم باقى بماند ولى كسيكه از شكار و زن روى برنتافته در سيزدهم از منى‌ مى‌رود تا خداوند گناهان او را

[1]- همان، آيات 200- 201.

[2]- سوره بقره، آيه 203.


صفحه 51

بيامرزد.

7- از مناسك حجّ نيز طواف بيت عتيق است. خداوند مى‌فرمايد:

ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ‌[1]

«سپس چرك از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند و بر بيت‌العتيق طواف كنند.»

خداوند خانه‌اش را از تملّك ديگرى آزاد ساخته است، پس اين خانه هم‌چون خانه‌هاى ديگر در تملّك مردم نيست. خانه‌اى است آزاد از پيوندهاى شخصى و كسى كه بدان طواف كند پرستش را براى خداوند سبحان خالص كرده است و از پلشتى بُتها و پيوند به دنياييان رهايى يافته است و از ثروتمندان و سلطه‌مداران و صاحبان‌نام كناره جسته است.

خداوند سبحان پس از بيان طواف مى‌فرمايد:

ذلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى‌ عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ* حُنَفَاءَ للَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحيقٍ‌[2]

«همچنين هر كس دست از حرام بدارد، در نزد پروردگارش برايش بهتر است، و چهارپايان بر شما حلالند مگر آنهايى كه برايتان خوانده شده. پس از بتهاى پليد و سخن باطل و دروغ اجتناب ورزيد. روى آورندگان به خدا باشيد و شرك نياوردگان به او، و هر كس كه به خدا شرك آورد چونان كسى است كه از آسمان فروافتد و مرغ او را بربايد يا بادش به مكانى دور اندازد.»

[1]- سوره حجّ، آيه 29.

[2]- سوره حجّ، آيات 30- 31.


صفحه 52

بدين ترتيب با طواف پيرامون خانه خدا شعائر الهى را بزرگ داشته‌ايم تا از پليدى شيطان و شهوات و طاغوت و باطل دورى كرده باشيم و از آلودگى شرك با همه گونه‌هاى آن (كار براساس ريا يا شهرت‌طلبى يا سرمستى) پاك گرديم.

مشرك بهره شيطان است كه به ژرف ناى دوزخ سقوط مى‌كند.

8- از مناسك است نماز پس از طواف نزد مقام ابراهيم عليه السلام، زيرا خداوند مى‌فرمايد:

وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً‌[1]

«از مقام ابراهيم مصلّى برگزينيد.»

9- از مناسك حجّ است سعى ميان دو كوه صفا و مروه، كه از شعائر الهى به شمار مى‌آيد اگرچه، جاهليّت اين آيين را تحريف كرد و دو بت بر اين دو كوه نهاد كه خود موجب شد برخى از اين آيين خوددارى كنند، پس خداوند آن را نفى كرد و فرمود:

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ‌[2]

«صفا و مروه از شعائر خداست. پس كسانى كه حجّ خانه را به جاى مى‌آورند يا عُمره مى‌گزارند اگر بر آن دو كوه طواف كنند مرتكب گناهى نشده‌اند. پس هر كه كار نيكى را به رغبت انجام دهد، بداند كه خدا شكر پذيرنده‌اى داناست.»

اين سعى گواه آن است كه به بازى گرفته شدن پاره‌اى شعائر از سوى جاهليت آن را لغو نمى‌كند، و شايسته نيست آيينى ترك گفته شود به بهانه‌

[1]- سوره بقره، آيه 125.

[2]- همان، آيه 158.


صفحه 53

اين كه كفّار آن را از جايگاه و اهدافش دور ساخته‌اند.

10- يكى ديگر از بينشهاى قرآن درباره حجّ، خدمت به مهيمانان خداست اعمّ از آب دادن بديشان و آباد كردن مسجد، ولى كافران و منافقان نبايد اين كار را ابزار طغيان خويش سازند، زيرا كه ايمان به خدا و پيامبر وجهاد در راه خدا بالاتر از اينهاست. خداوند مى‌فرمايد:

أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ* الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدَوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ‌[1]

«آيا آب دادن به حاجيان و عمارت مسجدالحرام را با ايمان به خدا و روز قيامت وجهاد در راه خدا برابر مى‌دانيد؟ نه، نزد خدا برابر نيستند و خدا ستمكاران را هدايت نمى‌كند. آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كردند، در نزد خدا درجتى عظيمتر دارند و كاميافتگانند.»

بدين سان خداوند فضيلت خدمت به حاجيان را بيان مى‌دارد ولى بر حذر مى‌دارد كه مبادا اين كار بر ايمان حقيقى برترى داده شود.

[1]- سوره توبه، آيات 19- 20.


صفحه 54

2- آداب سفر

احاديث شريفه آكنده است از تعاليم ارزشمند پيرامون سفر و بويژه سفر حجّ، و ما اين تعليمات را براى حاجيان مى‌آوريم به اميد آن كه خداوند ايشان را توفيق دهد تا از اين تعليمات پرتو برگيرند، و از اين سفر خدايى به بهترين شكلى باز گردند.

1- بايد سفر با سلامتى همراه باشد و جهاد با غنيمت و حجّ با بى‌نيازى.

در حديث شريفى به نقل از امام جعفر الصادق عليه السلام، فرموده است:

«سَافِرُوا تَصِحُّوا، وَجَاهِدُوا تَغْنَمُوا، وَحُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[1]

. «سفر كنيد تا سالم بمانيد و جهاد كنيد تا غنيمت بگيريد و حجّ كنيد تا بى‌نياز گرديد.»

2- پيش از سفر بايد همراه بگزينى، چه، در حديث شريف آمده است:

«دوست و سپس راه». اسلام چندين ويژگى براى همراهان سفر بر شمرده است:

الف- اين كه دوستت همسنگ تو باشد. از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 250، باب 2، حديث 1.


صفحه 55

«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَلَا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ، فَإِنَّ ذلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ»[1]

. «دوستى همسنگ خويش برگزين و نبايد همراه كسى شوى كه بر تو انفاق مى‌كند، زيرا اين موجب خوارى مؤمن است.»

ب- به مسافر فرمان داده شده است كه دوستانش كمتر از هفت نفر باشند.

از محمّد بن على بن حسين نقل شده كه گفت: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

«أَحَبُّ الصَّحَابَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعَةٌ، وَمَا زَادَ قَوْمٌ عَلى‌ سَبْعَةٍ إِلَّا كَثُرَ لَغَطُهُمْ»[2].

«بهترين دوستان نزد خدا چهار تن هستند، و هيچ گروهى از هفت تن تجاوز نكردند مگر آن كه غوغايشان فزونى يافت.»

ج- و به او دستور داده شده است با دوستان به مهربانى رفتار كند، چون از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود:

«مَا اصْطَحَبَ اثْنَان إِلَّا كَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَأَحَبُّهُمَا إِلَى اللَّهِ أَرْفَقُهُمَا بِصَاحِبِهِ»[3]

. «دو كس دوستى نكردند مگر آن كه با پاداش‌ترين و محبوبترين آن دو نزد خدا، مهربانترين آن دو است به دوستش.»

3- به مسافر دستور داده شده است براى سفرش توشه بردارد كه اين كار از شرافت مرد به شمار آمده است. در حديثى به نقل از امام باقر آمده است كه گفت:

«مِنْ شَرَفِ الرَّجُلِ أَنْ يُطَيِّبَ زَادَهُ إِذَا خَرَجَ فِي سَفَرٍ»[4]

. «از شرف مرد است كه هنگام سفر توشه نيكو برگيرد.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 303، باب 33، حديث 3.

[2]- همان، ص 304، باب 34، حديث 1.

[3]- همان، ص 302، باب 31، حديث 2.

[4]- همان، ص 310، باب 42، حديث 1.


صفحه 56

اين كار جوانمردى به شمار آمده است. از امام رضا به نقل از پدرانش عليه السلام آمده است كه گفته‌اند: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«سِتَّةٌ مِنْ الْمُرُوَّةِ، ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي الْحَضَرِ، وَثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي السَّفَرٍ، فَأَمَّا الَّتِي فِي الْحَضَرِ: فَتِلَاوَةُ كِتَابِ اللَّهِ، وَعِمَارَةُ مَسَاجِدِ اللَّهِ، وَاتِّخَاذُ الْإِخْوَانِ فِي اللَّهِ، وَأَمَّا الَّتِي فِي السَّفَرِ: فَبَذْلُ الزَّادِ، وَحُسْنُ الْخُلُقِ، وَالْمِزَاحُ فِي غَيْرِ الْمَعَاصِي»[1]

. «شش امر از جوانمردى است. سه‌تا در حضر و سه‌تا در سفر. امّا در حضر تلاوت قرآن و آباد كردن مساجد و برادر دينى گرفتن. و در سفر، توشه گرفتن و خوش اخلاقى، و شوخى در امورى كه خدا عصيان نشود.»

«وَجَاءَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أَنَّهُ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام إِذَا سَافَرَ إِلى‌ مَكَّةَ لِلْحَجِّ أَوِ الْعُمْرَةِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْيَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَالسُّكرَ وَالسَّوِيْقِ الْمُحَمَّضِ وَالْمُحَلّى‌»[2]

. «در حديث ديگرى آمده‌است كه هنگامى كه على بن الحسين عليه السلام قصد سفر حجّ يا عمره مى‌كرد بهترين توشه را از بادام و شكر و آشاميدنى ترش و شيرين برمى‌گرفت.»

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:

«فِي وَصِيَّةِ لُقْمَانَ لإِبْنِهِ: يَا بُنَيَّ، سَافِرْ بِسَيْفِكَ وَخُفِّكَ وَعِمَامَتِكَ وَحِبَالِكَ (خِبَائِكَ) وَسِقَائِكَ وَخُيُوطِكَ وَمِخْرَزِكَ، وَتَزَوَّدْ مَعَكَ مِنَ الْأَدْوِيَةِ مَا تَنْتَفِعُ بِهِ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ، وَكُنْ لِأَصْحَابِكَ مُوَافِقاً إِلَّا فِي مِعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»[3].

«لقمان در سفارشهاى خود به پسرش مى‌گفت: پسرم! با شمشير و كفش و عمامه و خيمه ومشك و نخ و سوزن به سفر برو، و داروهايى را با خود برگير كه تو و همراهانت را سود بخشد، و با دوستانت همراهى كن مگر در معصيت خداوند.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 320، باب 49، حديث 14.

[2]- همان، ص 310، باب 42، حديث 2.

[3]- همان، ص 311، باب 43، حديث 1.


صفحه 57

مستحبّ است فرد قدرى خاك شفا با خود بردارد. از على بن طاووس در «امان الاخطار» و «مصباح الزائر» به نقل از امام صادق آمده است كه به ايشان عرض شد:

«تُرْبَةُ قَبْرِ الْحُسَينِ عليه السلام شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ، فَهَلْ هِي أَمَانٌ مِنْ كُلِّ خَوْفٍ؟ فَقَالَ: نَعَمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ آمِناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ فَلْيَأْخُذْ الْمِسْبَحَةَ مِنْ تُرْبَتِهِ، وَيَدْعُو بِدُعَاءِ الْمَبِيتِ عَلَى الْفرَاشِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ يُقَبِّلُهَا وَيَضَعُهَا عَلى‌ عَيْنِهِ وَيَقُولُ:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبَارَكَةِ، وَبِحَقِّ صَاحِبِهَا، وَبِحَقِّ جَدِّهِ، وَبِحَقِّ أَبِيهِ، وَبِحَقِّ امِّهِ، وَبِحَقِّ أَخِيهِ، وَبِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ، اجْعَلْهَا شِفَآءً مِنْ كُلِّ دَآءٍ، وَأَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ، وَحِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ، ثُمَّ يَضَعُهَا فِي جَيْبِهِ فَإِنْ فَعَلَ ذلِكَ فِي الْغَدَاةِ فَلا يَزَالُ فِي أَمَانِ اللَّهِ حَتّى الْعِشَاءِ، وَإِنْ فَعَلَ ذلِكَ فِي الْعِشَاءِ فَلَا يَزَالُ فِي أَمَانِ اللَّهِ حَتّى الْغَدَاةِ»[1].

«آيا خاك قبر امام حسين عليه السلام بر هر دردى شفاست؟ و آيا اين خاك در هر ترسى امان است؟ امام عليه السلام فرمود: آرى اگر هر يك از شما مى‌خواهد كه از ترس در امان باشد بايد تسبيحى از تربت امام را بردارد و سه بار دعاء خواب را بخواند، و سپس بوسه بر آن زند و بر چشمش نهد و چنين گويد: «خداوندا تو را بحقّ اين تربت و بحق صاحب آن و بحقّ جدّ او و بحقّ پدرش و بحقّ مادر و برادرش و بحقّ فرزندان پاكش آن را شفاى بر هر دردى و امان بر هر ترسى و موجب حفظ از هر گونه بدى قرار ده»، و سپس آن را در جيب خود نهد كه اگر اين كار را در بامداد كند تا شامگاه در امان خدا خواهد بود و اگر در شامگاه كند تا پگاه در امان خدا خواهد بود.»

4- اين كه بر خدا توكّل كند و سفرش را براساس وساوس شيطانى 7 وبدبينى‌هايى كه او در دل دامن مى‌زند به تأخير نيندازد. در حديثى از امام‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 313، باب 44، حديث 1.