2- آداب سفر
احاديث شريفه آكنده است از تعاليم ارزشمند پيرامون سفر و بويژه سفر حجّ، و ما اين تعليمات را براى حاجيان مىآوريم به اميد آن كه خداوند ايشان را توفيق دهد تا از اين تعليمات پرتو برگيرند، و از اين سفر خدايى به بهترين شكلى باز گردند.
1- بايد سفر با سلامتى همراه باشد و جهاد با غنيمت و حجّ با بىنيازى.
در حديث شريفى به نقل از امام جعفر الصادق عليه السلام، فرموده است:
«سَافِرُوا تَصِحُّوا، وَجَاهِدُوا تَغْنَمُوا، وَحُجُّوا تَسْتَغْنُوا»[1]
. «سفر كنيد تا سالم بمانيد و جهاد كنيد تا غنيمت بگيريد و حجّ كنيد تا بىنياز گرديد.»
2- پيش از سفر بايد همراه بگزينى، چه، در حديث شريف آمده است:
«دوست و سپس راه». اسلام چندين ويژگى براى همراهان سفر بر شمرده است:
الف- اين كه دوستت همسنگ تو باشد. از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 250، باب 2، حديث 1.
«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَلَا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ، فَإِنَّ ذلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ»[1]
. «دوستى همسنگ خويش برگزين و نبايد همراه كسى شوى كه بر تو انفاق مىكند، زيرا اين موجب خوارى مؤمن است.»
ب- به مسافر فرمان داده شده است كه دوستانش كمتر از هفت نفر باشند.
از محمّد بن على بن حسين نقل شده كه گفت: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«أَحَبُّ الصَّحَابَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعَةٌ، وَمَا زَادَ قَوْمٌ عَلى سَبْعَةٍ إِلَّا كَثُرَ لَغَطُهُمْ»[2].
«بهترين دوستان نزد خدا چهار تن هستند، و هيچ گروهى از هفت تن تجاوز نكردند مگر آن كه غوغايشان فزونى يافت.»
ج- و به او دستور داده شده است با دوستان به مهربانى رفتار كند، چون از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود:
«مَا اصْطَحَبَ اثْنَان إِلَّا كَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَأَحَبُّهُمَا إِلَى اللَّهِ أَرْفَقُهُمَا بِصَاحِبِهِ»[3]
. «دو كس دوستى نكردند مگر آن كه با پاداشترين و محبوبترين آن دو نزد خدا، مهربانترين آن دو است به دوستش.»
3- به مسافر دستور داده شده است براى سفرش توشه بردارد كه اين كار از شرافت مرد به شمار آمده است. در حديثى به نقل از امام باقر آمده است كه گفت:
«مِنْ شَرَفِ الرَّجُلِ أَنْ يُطَيِّبَ زَادَهُ إِذَا خَرَجَ فِي سَفَرٍ»[4]
. «از شرف مرد است كه هنگام سفر توشه نيكو برگيرد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 303، باب 33، حديث 3.
[2]- همان، ص 304، باب 34، حديث 1.
[3]- همان، ص 302، باب 31، حديث 2.
[4]- همان، ص 310، باب 42، حديث 1.
اين كار جوانمردى به شمار آمده است. از امام رضا به نقل از پدرانش عليه السلام آمده است كه گفتهاند: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«سِتَّةٌ مِنْ الْمُرُوَّةِ، ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي الْحَضَرِ، وَثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِي السَّفَرٍ، فَأَمَّا الَّتِي فِي الْحَضَرِ: فَتِلَاوَةُ كِتَابِ اللَّهِ، وَعِمَارَةُ مَسَاجِدِ اللَّهِ، وَاتِّخَاذُ الْإِخْوَانِ فِي اللَّهِ، وَأَمَّا الَّتِي فِي السَّفَرِ: فَبَذْلُ الزَّادِ، وَحُسْنُ الْخُلُقِ، وَالْمِزَاحُ فِي غَيْرِ الْمَعَاصِي»[1]
. «شش امر از جوانمردى است. سهتا در حضر و سهتا در سفر. امّا در حضر تلاوت قرآن و آباد كردن مساجد و برادر دينى گرفتن. و در سفر، توشه گرفتن و خوش اخلاقى، و شوخى در امورى كه خدا عصيان نشود.»
«وَجَاءَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أَنَّهُ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام إِذَا سَافَرَ إِلى مَكَّةَ لِلْحَجِّ أَوِ الْعُمْرَةِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْيَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَالسُّكرَ وَالسَّوِيْقِ الْمُحَمَّضِ وَالْمُحَلّى»[2]
. «در حديث ديگرى آمدهاست كه هنگامى كه على بن الحسين عليه السلام قصد سفر حجّ يا عمره مىكرد بهترين توشه را از بادام و شكر و آشاميدنى ترش و شيرين برمىگرفت.»
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«فِي وَصِيَّةِ لُقْمَانَ لإِبْنِهِ: يَا بُنَيَّ، سَافِرْ بِسَيْفِكَ وَخُفِّكَ وَعِمَامَتِكَ وَحِبَالِكَ (خِبَائِكَ) وَسِقَائِكَ وَخُيُوطِكَ وَمِخْرَزِكَ، وَتَزَوَّدْ مَعَكَ مِنَ الْأَدْوِيَةِ مَا تَنْتَفِعُ بِهِ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ، وَكُنْ لِأَصْحَابِكَ مُوَافِقاً إِلَّا فِي مِعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»[3].
«لقمان در سفارشهاى خود به پسرش مىگفت: پسرم! با شمشير و كفش و عمامه و خيمه ومشك و نخ و سوزن به سفر برو، و داروهايى را با خود برگير كه تو و همراهانت را سود بخشد، و با دوستانت همراهى كن مگر در معصيت خداوند.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 320، باب 49، حديث 14.
[2]- همان، ص 310، باب 42، حديث 2.
[3]- همان، ص 311، باب 43، حديث 1.
مستحبّ است فرد قدرى خاك شفا با خود بردارد. از على بن طاووس در «امان الاخطار» و «مصباح الزائر» به نقل از امام صادق آمده است كه به ايشان عرض شد:
«تُرْبَةُ قَبْرِ الْحُسَينِ عليه السلام شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ، فَهَلْ هِي أَمَانٌ مِنْ كُلِّ خَوْفٍ؟ فَقَالَ: نَعَمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ آمِناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ فَلْيَأْخُذْ الْمِسْبَحَةَ مِنْ تُرْبَتِهِ، وَيَدْعُو بِدُعَاءِ الْمَبِيتِ عَلَى الْفرَاشِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ يُقَبِّلُهَا وَيَضَعُهَا عَلى عَيْنِهِ وَيَقُولُ:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبَارَكَةِ، وَبِحَقِّ صَاحِبِهَا، وَبِحَقِّ جَدِّهِ، وَبِحَقِّ أَبِيهِ، وَبِحَقِّ امِّهِ، وَبِحَقِّ أَخِيهِ، وَبِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ، اجْعَلْهَا شِفَآءً مِنْ كُلِّ دَآءٍ، وَأَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ، وَحِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ، ثُمَّ يَضَعُهَا فِي جَيْبِهِ فَإِنْ فَعَلَ ذلِكَ فِي الْغَدَاةِ فَلا يَزَالُ فِي أَمَانِ اللَّهِ حَتّى الْعِشَاءِ، وَإِنْ فَعَلَ ذلِكَ فِي الْعِشَاءِ فَلَا يَزَالُ فِي أَمَانِ اللَّهِ حَتّى الْغَدَاةِ»[1].
«آيا خاك قبر امام حسين عليه السلام بر هر دردى شفاست؟ و آيا اين خاك در هر ترسى امان است؟ امام عليه السلام فرمود: آرى اگر هر يك از شما مىخواهد كه از ترس در امان باشد بايد تسبيحى از تربت امام را بردارد و سه بار دعاء خواب را بخواند، و سپس بوسه بر آن زند و بر چشمش نهد و چنين گويد: «خداوندا تو را بحقّ اين تربت و بحق صاحب آن و بحقّ جدّ او و بحقّ پدرش و بحقّ مادر و برادرش و بحقّ فرزندان پاكش آن را شفاى بر هر دردى و امان بر هر ترسى و موجب حفظ از هر گونه بدى قرار ده»، و سپس آن را در جيب خود نهد كه اگر اين كار را در بامداد كند تا شامگاه در امان خدا خواهد بود و اگر در شامگاه كند تا پگاه در امان خدا خواهد بود.»
4- اين كه بر خدا توكّل كند و سفرش را براساس وساوس شيطانى 7 وبدبينىهايى كه او در دل دامن مىزند به تأخير نيندازد. در حديثى از امام
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 313، باب 44، حديث 1.
صادق عليه السلام آمده است كه فرمود:
«الطِّيرَةُ عَلى ما تَجْعَلُها، إِنْ هَوَّنْتَها تَهَوَّنَتْ، وَإِنْ شَدَّدتها تَشَدَّدتْ، وَإِنْ لَمْ تَجْعَلْها شَيئاً لَمْ تَكُنْ شَيْئاً»[1].
«بدبينى در اختيار توست اگر آن را ناچيز انگارى ناچيز گردد و اگر بدان شدّت بخشى شديد شود و اگر آن را ناديده بپندارى از ميان برود.»
در حديث ديگرى از امام آمده است كه گفت: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است: «كفّاره بدبينى توكّل است.»[2]
5- براى مسافر مستحبّ است هرگاه به سفر مىرود اين آيه را بخواند زيرا حضرت صادق عليه السلام هرگاه پاى در ركاب مىنهاد مىگفت:سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَو هفت بار مىفرمود:«سُبْحانَ اللَّهِ»و هفت بار هم مىفرمود:«الْحَمْدُ للَّهِ»و هفت بار هم مىگفت«لا إِلهَ إِلَّا اللَّه».[3]
6- مستحب است كسان مسافر با اين دعاى منقول از امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با مسافر خود خداحافظى كنند كه پيامبر هرگاه با مسافرى وداع مىكرد دست او را مىگرفت و مىفرمود:
«أَحْسَنَ اللَّهُ لَكَ الصَّحابَةَ، وَأَكْمَلَ لَكَ الْمَعُونَةَ، وَسَهَّلَ لَكَ الْحُزُونَةَ، وَقَرَّبَ لَكَ الْبَعِيدَ، وَكَفَاكَ الْمُهِمَّ، وَحَفَظَ لَكَ دِينَكَ وَأَمَانَتَكَ وَخَواتِيمَ عَمَلِكَ، وَوَجَّهَكَ لِكُلِّ خَيْرٍ، عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللَّهِ، اسْتَوْدِعِ اللَّهَ نَفْسَكَ، سِرْ عَلى بَرَكَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»[4].
«خداوند دوستان تو را نيكو گرداند، و ياريت را كامل كند، و راههاى ناهموار را
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 262، باب 8، حديث 2.
[2]- همان، ص 262، باب 8، حديث 3.
[3]- همان، ص 283، باب 20، حديث 5.
[4]- همان، ص 298، باب 29، حديث 2.
برايت هموار سازد، و دور را برايت نزديك گرداند، و در امور مهمّ تو را بسنده باشد، و دين و امانت و پايان كارهايت را خود عهدهدار گردد، و به خير رهنمايت شود. پس تقوى در پيش گير و خود را به خدا بسپار و در پر تو بركت خدا ره بسپار.»
7- شخص مسافر شايسته است به هزينه خود توجّه داشته باشد. در حديث صفوان جمّال آمده است:
به امام صادق عليه السلام عرض كردم: خانوادهام همراه من هستند و من قصد حجّ دارم و هزينهام را به كمر بستهام. حضرت فرمود:
«نَعَمْ إِنَّ أَبِي عليه السلام كَانَ يَقُولُ: مِنْ قُوَّةِ الْمُسَافِرِ حِفْظُ نَفَقَتِهِ»[1].
آرى پدر من عليه السلام مىفرمود: «از قوّت مسافر است حفظ هزينهاش.»
8- مسافرت بايد به طور كُلّى با ميانه روى همراه باشد ولى در حجّ وعمره مستحب چنين است كه با گشاده دستى عمل گردد.
از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود:
«مَا مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ، وَيُبْغِضُ الْإِسْرافَ إِلّا فِي حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ»[2].
«هيچ هزينهاى نزد خدا از ميانه روى محبوبتر نيست و خداوند زياده روى را دشمن مىدارد مگر در حجّ يا عمره.»
9- هنگامى كه وارد شهرى شد مستحب است دعايى را بخواند كه در وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است كه فرمود:
«يَا عَلِيُّ، إِذَا أَرَدْتَ مَدِينَةً أَوْ قَرْيَةً فَقُلْ حِينَ تُعَاينُها: اللَّهُمَّ إِني اسْأَلُكَ خَيْرَهَا، وَأَعَوُذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا، اللَّهُمَّ حَبِّبْنا إِلى أَهْلِهَا وَحَبِّبْ صَالِحِي أَهْلِهَا إِلَيْنَا»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 307، باب 38، حديث 1.
[2]- همان، ص 305، باب 35، حديث 1.
[3]- همان، ص 326، باب 54، حديث 1.
«اى على، هرگاه به شهر يا روستايى رفتى به هنگام مشاهده آن اين دعا را بخوان:
خداوندا خير آن را از تو مىخواهم، و از شرّ آن به تو پناه مىبرم، خداوندا ما را محبوب اهالى آن گردان، و صالحان آن را دوست ما كن.»
10- مستحب است هم صحبتى با دوستانش را نيكو گرداند به ويژه در دو امر كه در روايات بدان تأكيد شده است:
الف- انتظار كشيدن كسى كه كارى برايش پيش آمده تا برآوردن نيازش.
از امام موسى بن جعفر روايت شده كه فرمود:
«أَمِيرَانِ وَلَيْسَا بِأَمِيرَيْنِ: صَاحِبُ الْجَنَازَةِ لَيْسَ لِمَنْ يَتْبَعُهَا أَنْ يَرْجِعَ حَتَّى يُؤْذَنَ لَهُ، وَامْرَأَةٌ حَجَّتْ مَعَ قَوْمٍ فَاعْتَلَّتْ بِالْحَيْضِ فَلَيْسَ لَهُمْأَنْ يَرْجِعُوا وَيَدَعُوهَا حَتَّى تَأْذَنَ لَهُمْ»[1].
«دو نفر امير هستند كه در واقع امير نمىباشند: صاحب جنازه كه نبايد تشييع كنندگان بازگردند مگر اين كه از او اجازه بگيرند، و زنى كه با كسانش حجّ مىگزارد وبه حيض مبتلا مىشود پس آنها حق ندارند باز گردند مگر آن كه او بديشان اجازه دهد.»
ب- سخن نگفتن پيرامون اسرار سفر.
از حفص بن غياث روايت شده است كه گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوَّةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقى فِي سَفَرِهِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ»[2].
«جوانمردى نيست، فرد از خير و شرّى سخن گويد كه در سفر بدان آگاهى يافته.»
11- مستحب است براى بازگشت از سفر شتاب كند.
از امام سجّاد عليه السلام نقل است كه فرمود:
«السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنْ السَّقَرِ، فَإِذَا قَضى أَحَدُكُمْ سَفَرَهُ فَلْيُسْرِعْ الْعَوْدَ إِلى أَهْلِهِ»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 305، باب 36، حديث 1.
[2]- همان، ص 321، باب 49، حديث 16.
[3]- همان، ص 330، باب 58، حديث 1.
«سفر بخشى از دوزخ است، پس هرگاه كسى سفرش را به انجام رساند، به شتاب به سوى خانوادهاش باز گردد.»
12- مستحب است از همان راهى باز نگردد كه رفته است بلكه چنانچه اگر دو راه وجود دارد راه ديگرى برگزيند.
از ابوالحسن عليه السلام نقل است كه فرمود:
«أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم حِينَ غَدا مِنْ مِنى فِي طَرِيقِ ضَبٍّ وَرَجَعَ مَا بَيْنَ الْمَازِمِينَ، وَكَانَ إِذَا سَلَكَ طَرِيقاً لَمْ يَرْجِعْ فِيهِ»[1].
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هنگام رفتن به منى از راه ضبّ مىرفت و از ميان مازمين باز مىگشت، و هرگاه از راهى مىرفت از راه ديگر باز مىگشت.»
13- مستحب است با هديهاى به خانه باز گردد و لو قدر و قيمت آن ناچيز باشد.
در حديثى از جعفر بن محمّد عليه السلام آمده است كه فرمود:
«إِذَا سَافَرَ أَحَدُكُمْ فَقَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ بِمَا تَيَسَّرَ وَلَوْ بِحَجَرٍ، فَإِنَّ إِبْراهِيمَ كَانَ إِذَا ضَاقَ أَتى قَوْمَهُ، وَأَنَّهُ ضَاقَ ضَيْقَةً فَأَتى قَوْمَهُ فَوَافَقَ مِنْهُمْ أَزْمَةً، فَرَجَعَ كَمَا ذَهَبَ، فَلَمَّا قَرُبَ مِنْ مَنْزِلِهِ نَزَلَ عَنْ حِمَارِهِ فَمَلَأَ خرْجَهُ رَمْلًا إِرادَةَ أَنْ يُسَكِّنَ مِنْ رَوْحِ سَارَةٍ»[2].
«هرگاه كسى از شما به سفر رفت در بازگشت براى خانوادهاش هديهاى آورد كه براى او مقدور است اگرچه تكه سنگى باشد. ابراهيم عليه السلام هنگامى كه دلش براى كسانش تنگ مىشد به سوى آنها مىرفت و انبساط خاطر مىيافت و در بازگشت هنگامى كه به خانهاش نزديك مىشد از مركبش فرود مىآمد و خُرجين مركب را پُر از ريگ مىكرد تا با اين كار سارا را خوشحال سازد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، كتاب الحجّ، آداب السفر إلى الحجّ، ص 336، باب 65، حديث 1.
[2]- همان، ص 337، باب 67، حديث 1.