بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 71

و فروتنى بر تن كن.

و با احرام بستن، هر چيز را كه تو را از ياد خدا باز مى‌دارد و مانع از فرمانبرى تو مى‌شود بر خود حرام كن.

ولبّيك بگو، به مفهوم پاسخ زلال و بى‌شائبه به خداوند در فراخواندن تو به سوى او با چنگ زدن به عروة الوثقى‌.

و با قلبت به همراه فرشتگان پيرامون عرش الهى طواف كن، همچنانكه به همراه مسلمانان با پيكرت پيرامون بيت اللَّه الحرام طواف مى‌كنى.

و از هوى‌ و هوست و تمامى نيرو و قوّتت به شتاب گريز كن.

و از غفلت و لغزشهايت با خارج شدن به سوى منى‌، خارج شو، وچيزى را تمنّا مكن كه بر تو روا نيست و سزاوار آن نيستى.

و در عرفات به خطايت اعتراف كن و با وحدانيّت خدا پيمانت را با او تجديد گردان.

و در مزدلفه به خدا تقرّب جوى و از او بپرهيز و با بالا رفتن از كوه، روحت را به عالم بالا فراكش.

و حنجره هوى‌ و هوس و آز را هنگام قربانى كردن ذبح كن.

و شهوت و خساست و پستى و كارهاى نكوهيده را هنگام رمى جمرات، رمى كن.

و عيوب ظاهرى و باطنى را با تراشيدن سر خود، از خود دور كن.

و با وارد شدن به حرم، به امان الهى و حمايت و پوشش و حفظ كبريائى در آى، و با پاى برهنه براى بزرگداشت صاحب خانه و شناخت جلال و كبرياى او بيت اللَّه را زيارت كن.

و حجرالاسود را لمس كن تا خشنودى خود را از قسمت او، و فروتنى خويش را از عظمت او نشان دهى، و با طواف وداع جز او را رها كن.


صفحه 72

و روح و دلت را براى ديدار با خدا، با وقوفت در صفا، صفا بخش، و در مروه با از ميان بردن ويژگيهاى خود، مروت به چنگ آر.

بر شرايط حجّت و وفادارى به پيمانى كه با خدا بستى و آن را تا روز قيامت بر خود واجب گرداندى استقامت ورز.

و بدان كه خداوند حجّ را واجب نگردانده، مگر آنكه آن را از ميان همه طاعتها به خود اختصاص داده است، زيرا خداوند مى‌فرمايد:وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًاو پيامبر خدا سنّتى را در خلال مناسك بدين ترتيب قرار نداده مگر براى آمادگى و اشاره به مرگ و قبر و رستاخيز.

حجّ عرصه‌اى است براى مشاهده پيوستن بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ كه خرد ورزان و فرزانگان آن را از لابه لاى مناسك حجّ آشكارا مى‌بينند.[1]»

[1]- مصباح الشّريعه، باب 21.


صفحه 73

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 74

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 75

بخش دوّم: استطاعت حجّ و اقسام آن‌

1- اقسام و شرايط حجّ‌

قرآن كريم:

1- خداوند مى‌فرمايد:وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ‌[1]

«براى خدا، حجّ آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است و هركه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بى‌نياز است.»

2- خداوند سبحان مى‌فرمايد:وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلى‌ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ* لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ ...[2]

«و مردم را به حجّ فراخوان تا پياده و سوار بر شتران تكيده از راههاى دور نزد تو بيايند تا سودهايى را كه از آنِ آنهاست ببينند و نام خدا را در روزهايى معيّن به هنگام ذبح چهارپايان ياد كنند...»

حديث شريف:

1- از امام رضا عليه السلام در حديث گسترده‌اى آمده است كه فرمود:

[1]- سوره آل عمران، آيه 97.

[2]- سوره حجّ، آيات 27- 28.


صفحه 76

«إِنَّما امِرُوا بِالْحَجِّ لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَطَلَبِ الزِّيَادَةِ، وَالْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضى‌، مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ، مَعَ مَا فِيهِ مِن إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ، وَتَعَبِ الْأَبْدَانِ، وَالْإِشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَالْوِلْدِ، وَحَظْرِ النَّفْسِ عَنِ اللَّذّاتِ، شَاخِصاً فِي الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، ثَابِتاً عَلى‌ ذ لِكَ دَائِماً، مَعَ الْخُضُوعِ وَالْإِسْتِكَانَةِ وَالتَّذَلُّلِ، مَعَ مَا فِي ذ لِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ لِجَمِيعِ مَنْ فِي شَرْقِ الْأرْضِ وَغَرْبِهَا، وَمَنْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ، مِمَّنْ يَحُجُّ وَمِمَّنْ لَمْ يَحُجَّ، مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَجَالِبٍ وَبَائِعٍ وَمُشْتَرٍ وَكَاسِبٍ وَمِسْكِينٍ وَمُكارٍ وَفَقِيرٍ، وَقَضَاءِ حَوائِجَ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَواضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمْ الاجْتِمَاعُ فِيهِ، مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَنَقْلِ أَخْبَارِ الْأئِمَّةِ عليهم السلام إِلى‌ كُلِّ صَقْعٍ وَنَاحِيَةٍ، كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‌[1]و لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ‌[2][3]

«مردم به حجّ دستور داده شده‌اند تا به حضور خداى درآيند، و فزونى طلبند، و از گناهان خود در حالى بيرون آيند كه از گذشته توبه مى‌كنند و آينده را از سر مى‌گيرند، با در نظر گرفتن مخارج حجّ و خستگى تن و فراموش كردن همسر و فرزندان، و به كنار داشتن نفس از لذات، و خويش را در برابر گرما و سرما قرار دادن، با فروتنى وخضوع و خوارى، با در نظر گرفتن منافع آن براى همه مردمان از شرق زمين گرفته تا غرب آن و از خشكى تا دريا، براى هر آن كه حجّ گزارده يا نه، از خريدار گرفته تا فروشنده، واز كاسب گرفته تا مسكين، و از توانگر تا تهيدست، و برآوردن نيازهاى اهالى همه سرزمينهايى كه مى‌شود درا نجا گرد آمد، با در نظر گرفتن ژرف‌انديشى در دين و نقل كردن اخبار امامان به هر ناحيه و سرزمينى، چنان كه خداوند مى‌فرمايد:فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ‌

[1]- سوره توبه، آيه 122.

[2]- سوره حجّ، آيه 28.

[3]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 7، باب 1، حديث 15.


صفحه 77

يَحْذَرُونَ و لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ.

2- امام رضا عليه السلام مى‌فرمايد:

«عِلَّةُ فَرْضِ الْحَجِّ مَرَّةً وَاحِدَةً لِأَنَّ اللَّهَ تَعالى‌ وَضَعَ الْفَرائِضَ عَلى‌ أَدْنَى الْقَوْمِ قُوَّةً، فَمِنْ تِلْكَ الْفَرائِضِ الْحَجُّ الْمَفْرُوضُ وَاحِداً، ثُمَّ رَغَّبَ أَهْلَ الْقُوَّةِ عَلى‌ قَدْرِ طَاقَتِهُمْ»[1].

«دليل واجب كردن حجّ براى يك بار اين است كه خداوند فرايض را بر اساس توانايى ضعيفترين مردم قرار مى‌دهد و از همين روست كه فريضه حجّ را يك بار واجب گردانيده است، و در پى آن توانگران را تشويق كرده به قدر توان به حجّ بروند.»

3- از ابوعبداللَّه امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«إِذَا قَدِرَ الرَّجُلُ عَلى‌ مَا يَحُجُّ بِهِ ثُمَّ دَفَعَ ذ لِكَ وَلَيْسَ لَهُ شُغْلٌ يَعْذِرُهُ بِهِ فَقَدْ تَرَكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرائِعِ الْإِسْلَامِ»[2].

«اگر فردى بتواند حجّ كند و از آن سرباز زند بى آن كه كارى داشته باشد كه او را معذور دارد شريعتى از شرايع اسلام را ترك گفته است.»

4- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَحُجَّ حجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذ لِكَ حَاجَةٌ تَجْحَفُ بِهِ، أَوْ مَرَضٌ لَايَطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ، أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ، فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً»[3].

«كسى كه بميرد و حجّ نگزارد بى آن كه نيازى او را از اين كار باز دارد، يا مرضى كه در حجّ آن را طاقت نياورد، يا سلطانى كه از حجّ او جلوگيرى كند، مسيحى يا يهودى مُرده است.»

5- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: على بن الحسين عليهما السلام فرموده است:

«حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحُّ أَبْدانَكُمْ، وَتَتَّسِعُ أَرْزَاقَكُمْ، وَتُكْفَوْنَ مَؤُنَاتِ‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 13، باب 3، حديث 3.

[2]- همان، ص 17، باب 6، حديث 3.

[3]- همان، ص 19، باب 7، حديث 1.


صفحه 78

عِيَالَاتِكُمْ»، وَقَالَ: «الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ، وَمَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ، وَمُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ، وَمَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَمَالِهِ»[1].

«حجّ و عمره بگزاريد تا جسمتان به سلامتى گرايد، و روزيتان فزونى پيدا كند، و مخارج خانواده‌تان تأمين گردد.» نيز مى‌فرمايد: «حاجى، بخشوده است و بهشت بر او واجب، مى‌تواند كار خويش را از سر گيرد و خانواده و مالش محفوظ خواهد بود.»

6- از معاوية بن عمّار نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«الْحَجُّ ثَلَاثَةُ أَصْنَافٍ: حَجٌّ مُفْرَدٌ، وَقِرَانٌ، وَتَمَتُّعٌ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ، وَبِهَا أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم، وَالْفَضْلُ فِيهَا، وَلَا نَأْمُرُ النَّاسَ إِلَّا بِهَا»[2].آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام حج - قم، چاپ: سوم، 1388.

حجّ سه گونه است: حجّ مفرد، حجّ قِران، و حجّ تمتّع، و پيامبر صلى الله عليه و آله بدين دستور داده است و ما نيز جز بدان دستور نمى‌دهيم.»

تفصيل احكام:

تعريف حجّ‌

حجّ شريعتى است از شرايع الهى، و مقصود از آن در آيين اسلام عبارت است از: آهنگ بيت اللَّه‌الحرام و اماكن متبرّكه براى اداى اعمالى مخصوص در آنجا، در مقطع زمانى خاص.

حكم حجّ:

حجّ يا واجب است يا مستحبّ، و واجب آن سه گونه است به شرح زير:

1- حِجّة الاسلام: و آن حجّى است كه يك بار در عمر بر كسى واجب مى‌گردد كه شرايط وجوب حجّ در او باشد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 5، باب 1، حديث 7.

[2]- همان، ابواب اقسام حجّ، ص 148، باب 1، حديث 1.