بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 87

گويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ دِينِي وَمَالِي وَنَفْسِي وَأَهْلِي وَوَلْدِي وَجَمِيع جِيرَانِي وَإِخْوانَنا الْمُؤْمِنِينَ الشَّاهِد مِنَّا وَالْغَائِب عَنّا».

«بارخدايا! امروز دين، مال، جان، خانواده، فرزندان، همسايگان و برادران مؤمن حاضر و غائب خود را به تو مى‌سپارم.»

و به هنگام خروج بگويد:

«بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِه أَخْرُجُ.»

«به نيرو و توان خدا خارج مى‌شوم.»

و هنگامى كه سفر خود را آغازيد اين نجوا را بر لب داشته باشد:

«بِسْمِ اللَّه وَبِاللَّهِ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَعَلى‌ مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ.»

«به نام خدا و با يارى خدا و در راه خدا و بر آيين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله.»

و هنگامى كه بر مركب سفر جاى گرفت بگويد:

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَانا إِلَى الْإِسْلَامِ، وَمَنَّ عَلَيْنَا الْإِيمَانَ، وَعَلَّمَنا الْقُرْآنَ، وَمَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ:

سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ* وَإِنَّا إِلى‌ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُون‌

وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.»

«سپاس خداى را كه ما را به اسلام رهنمود و با ايمان بر ما منّت نهاد و قرآن به ما آموخت و با وجود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر ما منّت نهاد، منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد و گرنه ما را توان آن نبود و ما به سوى پروردگارمان باز مى‌گرديم. و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.»

او بايد بسيار استغفار كند و تسبيح و تهليل و تكبير گويد و بر محمّد و خاندانش درود فرستد و با هم نشينانش خوش اخلاق باشد و خشم خويش فروخورد و سخن اندك گرداند و از ترديد و دو دلى بپرهيزد.[1]

[1]- فقه الرضا، به نقل از سلسلة الينابيع الفقهيّه، ج 7، ص 4.


صفحه 88

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 89

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 90

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 91

بخش سوّم: تفصيل اعمال عمره و حجّ‌

پيرامون ميقاتها

حديث شريف:

1- امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«الْإِحْرَامُ مِنْ مَواقِيت خَمْسَةٍ وَقَّتَها رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم، لَايَنْبَغِي لِحَاجٍّ وَلَا لِمُعْتَمِرٍ أَنْ يُحْرِمَ قَبْلَهَا وَلَا بَعْدَهَا، وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحليفَةِ وَهُوُ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ يُصَلّى‌ فِيهِ وَيُفرَضُ الْحَجُّ، وَوَقَّتَ لِأَهْلِ الشَّامِ الْجُحْفَةَ، وَوَقَّتَ لِأَهْلِ النَّجْدِ الْعَقِيقَ، وَوَقَّتَ لِأَهْلِ الطَّائِفِ قَرْنَ الْمَنَازِلِ، وَوَقَّتَ لِأَهْلِ الْيَمَنِ يَلَمْلَمْ، وَلَا يَنْبَغِي لِاحَدٍ أَنْ يَرْغَبَ عَنْ مَواقِيت رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم»[1].

«احرام از ميقاتهاى پنجگانه است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را مشخّص كرده، و حاجى و عمره‌گزار را شايسته نيست كه پيش يا پس از آن احرام كنند. پيامبر براى اهل مدينه ذوالحليفه، همان مسجد الشّجره را ميقات قرار داده كه در آن نماز گزارند و با احرام حجّ را آغاز كنند، و براى مردم شام جحفه را ميقات قرار داد، و براى اهل نجد عقيق را، و براى اهل طائف قرن المنازل را، و براى اهل يمن يلملم را، و هيچ‌كس را روا نيست كه از ميقاتهاى رسول اكرم روى برتابد.»

2- و همچنين فرمود:

«مَنْ أَقَامَ بِالْمَدِينَةِ شَهْراً وَهُوَ يُرِيدُ الْحَجَّ ثُمَّ بَدا لَهُ أَنْ يَخْرُجَ فِي غَيْرِ طَرِيقِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ الَّذِي يَأْخُذُونَهُ، فَلْيَكُنْ إِحْرامُهُ مِنْ مَسِيرَةِ سِتَّةِ

[1]- وسائل الشّيعه، ج 8، كتاب حجّ، ابواب مواقيت، باب 1، ص 222، حديث 3.


صفحه 92

أَمْيالٍ، فَيَكُونُ حَذاءَ الشَّجَرَةِ مِنَ الْبَيْداءِ»[1].

«هركه يكماه در مدينه اقامت كند و آهنگ حجّ كند، ولى تصميم بگيرد كه از غير راهى خارج گردد كه اهل مدينه از آن خارج مى‌گردند. پس احرامش بايد از شش مايلى صورت پذيرد، يعنى جايى در صحرا كه موازى مسجد الشجره مى‌باشد.»

3- از اسحاق بن عمّار نقل است كه گفت: امام موسى بن جعفر عليه السلام پيرامون مردى سؤال كردم كه براى عمره مى‌آيد و قصد عمره در رجب را دارد ولى پيش از رسيدن به عقيق، هلال بر او هويدامى گردد (يعنى ماه شعبان فرا مى‌رسد) آيا پيش از ميقات احرام بندد و عمره را براى رجب قرار دهد، يا اينكه احرام را تا عقيق به تأخير اندازد و به شعبان واگزارش كند؟

حضرت عليه السلام فرمود:

«يُحْرِمُ قَبْلَ الْوَقْتِ لِرَجَبٍ فَإِنَّ لِرَجَبٍ فَضْلًا وَهُوَ الَّذِي نَوى‌»[2].

«پيش از ميقات براى رجب احرام مى‌كند كه رجب را فضيلتى است، و اين همان است كه نيّت كرده بود.»

4- از على بن حمزه نقل است كه گفت: به حضرت صادق عليه السلام نوشتم و از او درباره مردى پرسش كردم كه- توسط نذر يا قسم- بر خود واجب كرده بود كه از كوفه احرام كند. حضرت عليه السلام فرمود:

«يُحْرِمُ مِنَ الْكُوفَةِ»[3].

«از كوفه احرام كند.»

5- از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى نقل است كه فرمود:

[1]- وسائل الشّيعه، ج 8، كتاب حجّ، ابواب مواقيت، ص 230، باب 7، حديث 1.

[2]- همان، ص 236، باب 12، حديث 2.

[3]- همان، ص 237، باب 13، حديث 2.


صفحه 93

«وَمَنْ كَانَ مَنْزِلُهُ خَلْفَ هذِهِ المْوَاقِيت مِمَّا يَلِي مَكَّةَ فَمِيقَاتُهُ مَنْزِلُهُ»[1].

«كسى كه منزلش بعداز اين ميقاتها و قبل از مكّه است پس ميقات او همان منزل اوست.»

6- از ايّوب برادر اديم آمده است: از ابو عبداللَّه عليه السلام پرسيده شد: در كجا جامه از كودكان بگيرند؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«كَانَ أَبِي يُجَرِّدُهُمْ مِنْ فَخٍّ»[2].

«پدرم از فخّ جامه از ايشان مى‌گرفت.»

7- از ابى عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«مَنْ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْ مَكَّةِ لِيَعْتَمِرَ، أَحْرَمَ مِنَ الْجَعْرانَةِ أَوِ الْحُدَيبِيَةِ أَوْ مَا أَشْبَهَها»[3].

«كسى كه مى‌خواهد از مكّه براى احرام عمره خارج شود، از جعرانه يا حديبيه يا نظاير آن احرام مى‌كند.»

تفصيل احكام:

ميقات به موضعى گفته مى‌شود كه شارع مقدّس آن را مشخّص كرده تا محلّ احرام حاجيان باشد كه همگى ده موضع مى‌باشند كه حاجى بايد در يكى از آنها احرام بندد و حق ندارد از روى اختيار و پيش از احرام بستن از آنها بگذرد. شرح آن چنين است:

اوّل- ذوالحليفه‌: كه مسجد شجره در آن قرار دارد. آن دورترين ميقات از

[1]- وسائل الشّيعه، ج 8، كتاب حجّ، ابواب مواقيت، ص 243، باب 17، حديث 8.

[2]- همان، ص 243، باب 18، حديث 1.

[3]- همان، ص 247، باب 22، حديث 1.


صفحه 94

مكّه مكرّمه است و تقريباً چهارصد و هشتاد و شش كيلومتر دورتر از مكّه است و فقط هفت كيلومتر از مدينه منوّره فاصله دارد، اين ميقات اهل مدينه يا كسانى است كه از راه مدينه حجّ مى‌كنند.

دو مسأله:

1- بهتر است كه حاجى داخل مسجد شجره احرام كند، اگرچه مى‌تواند در اين منطقه به احرام بپردازد، و بهتر آن است كه موازى مسجد و در روبروى قبله قرار گيرد به نحوى كه مسجد در كنار او قرار گيرد.

2- احوط عدم تأخير احرام است از مسجد شجره به جحفه براى كسى كه از آن مى‌گذرد، مگر به سبب ضرورتى همچون بيمارى يا ضعف شديد.

دوّم- وادى العقيق‌: و آن موضعى است كه با مكّه مكرّمه حدود يكصد كيلومتر فاصله دارد، كه شامل سه موضع مى‌شود: از سوى عراق از مسلخ آغاز مى‌گردد و غمره در ميانه قرار مى‌گيرد و به ذات عرق منتهى مى‌شود و آن ميقات مردم نجد و عراق و كسانى است كه از اين راه به حجّ مى‌روند.

بهتر آن است كه براى احرام، نخست مسلخ، سپس غمره برگزيده شود، و احوط آن است كه احرام به ذات عرق از روى اختيار به تأخير نيفتد.

سوم- جحفه‌: و آن موضعى‌در حدود يكصد و ينچاه و شش كيلومترى مكّه مكرّمه است و آن ميقات اهل شام و مصر و كسانى است كه از اين دو سرزمين مى‌آيند و در راه به ميقات ديگرى برنمى‌خورند.

چهارم- قرن المنازل‌: كه تقريباً در نود و چهار كيلومترى مكّه قرار دارد و آن ميقات اهل طائف و كسانى است كه از اين راه به حجّ مى‌روند.

پنجم- يلملم‌: كوهى است از كوههاى تهامه، تقريباً در هشتاد و چهار كيلومترى مكّه كه ميقات مردم يمن و كسانى است كه از اين راه به مكّه مى‌روند.