به جحفه به تأخير نياندازد.
و اگر چنين كند گناه كرده است و بنا به قول اقوى احرامش صحيح است، و اگر بدون احرام از ميقات بگذرد بايد بدان ميقات باز گردد و احرام بندد.
3- جايز نيست كسى بدون احرام به مكّه مكرّمه وارد شود، حتّى براى كسى كه از آغاز قصد آن را نداشته باشد و سپس تصميم گيرد به مكّه در آيد.
بنابه احوط حكم ورود به حرم نيز چنين است.
4- كسى كه با احرام صحيح به مكّه وارد شده و از آن خارج گشته مىتواند پيش از پايان يافتن يكماه از وارد شدنش، بار ديگر بدون احرام به مكّه در آيد.
5- كسى كه همچون رانندگان به اقتضاى شغلش پياپى به مكّه آمد و شد مىكند مىتواند بدون احرام به مكّه درآيد و «بيمار» به همين صورت است.
حجّ تمتّع
قرآن كريم:
فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[1]
«و چون ايمن شويد هر كه از عمره تمتّع به حجّ درآيد آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند، و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ باز گردد تا ده روز كامل شود، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد، از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا به سختى عقوبت مىكند.»
حديث شريف:
ابو عبداللَّه عليه السلام مىفرمايد:
«التَّمَتُّعُ أَفْضَلُ الْحَجِّ، وَبِهِ نَزَلَ الْقُرْآنُ وَجَرَتْ السُّنَّةُ، فَعَلَى الْمُتَمَتِّعِ إِذَا قَدِمَ مَكَّةَ طَوافٌ بِالْبَيْتِ، وَرَكْعَتَانِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْراهِيمَ، وَسَعْيٌ بِيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، ثُمَّ يُقَصِّرُ، وَقَدْ حَلَّ هذا لِلْعُمْرَةِ وَعَلَيْهِ لِلْحَجِّ طَوافانِ، وَسَعْي بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، وَيُصَلِّي عِنْدَ كُلِّ طَوافٍ بِالْبَيْتِ رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام،...»[2]
[1]- سوره بقره، آيه 196.
[2]- وسايل الشّيعة، ج 8، ابواب اقسام حجّ، ص 149، باب 2، حديث 2.
«حجّ تمتّع با فضيلترين حجّ است كه در قرآن نازل شده و سنّت بر آن جارى گشته است، پس بر متمتّع است هنگامى كه به مكّه درمىآيد بيت اللَّه را طواف كند و در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و سعى بين صفا و مروه كند و سپس به تقصير اقدام ورزد، كه با اين كار از احرام عمره خارج مىشود، و در حجّ بايد دو طواف كند و سعى بين صفا و مروه را فرونگزارد و هنگام هر طوافى دو ركعت نماز در مقام ابراهيم بجاى آرد.»
تفصيل احكام:
حجّ تمتّع بر كسى واجب است كه از مكّه دور باشد، (چنان كه پيشتر گفتيم) و از دو فريضه تركيب مىشود كه به هر دو باهم (حجّ تمتّع) گفته مىشود:
1- عمره تمتّع.
2- حجّ تمتّع.
و اينك اعمال هر يك از آنها را به ترتيب بيان مىكنيم:
اعمال عمره تمتّع و دخول حرم
1- احرام
قرآن كريم:
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِيالْحَجِ[1]
«حجّ در ماههاى معيّنى است. هركه در آن ماهها اين فريضه را ادا كند بايد كه در اثناى آن جماع و فسقى از او سر نزند و مجادله نكند.»
حديث شريف:
1- از امام رضا عليه السلام نقل است كه فرمود:
«وَإِنَّما امِرُوا بِالْإِحْرامِ لِيَخْشَعُوا قَبْلَ دُخُولِهِم حَرَمَ اللَّهِ وَأَمْنِهِ، وَلَئِلّا يَلْهُوا وَيَشْتَغِلُوا بِشَيْءٍ مِنْ امُورِ الدُّنْيا وَزِينَتِها وَلَذّاتِها، وَيَكُونُوا جَادِّينَ فِيمَا هُمْ فِيهِ قَاصِدِينَ نَحْوَهُ، مُقْبِلِينَ عَلَيْهِ بِكُلِّيَتِهِمْ، مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّعْظِيمِ للَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِبَيْتِهِ، وَالتَّذَلُّلِ لِأَنْفُسِهِمْ عِنْدَ قَصْدِهِمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَوِفَادَتِهِمْ إِلَيْهِ رَاجِينَ ثَوابَهُ، رَاهِبِينَ مِنْ عِقَابِهِ،
[1]- سوره بقره، آيه 197.
مَاضِينَ نَحْوَهُ، مُقْبِلِينَ إِلَيْهِ بِالذُّلِّ وَالْإِسْتِكَانَةِ وَالْخُضُوعِ»[1].
«حاجيان به احرام دستور داده شدهاند تا پيش از ورود به حرم امن الهى خشوع بيابند و به زينت و لذّتى از امور دنيوى سرگرم نگردند، و در جائى كه آهنگش را دارند جدّى باشند و با تمام وجود بدان روى آورند، و خداى عزّ وجلّ و خانهاش را بزرگ شمارند، و به هنگام قصد مقام كبريايى و ورودشان به بارگاه الهى خود را به خوارى كشند در حالى كه پاداشش را اميد مىبرند، و از كيفرش در هراسند، و به سويش درمىگذرند و با فروتنى و خضوع به سوى او روى مىآورند.»
2- از اسماعيل بن جابر نقل است كه گفت: به ابى عبداللَّه عليه السلام عرض كردم به هنگام آهنگ حجّ چقدر موى دراز كنم؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«اعْفِهِ شَهْراً»[2].
«يك ماه رهايش كن.»
3- از ابى عبداللَّه عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:
«وَاعْلَمْ أَنَّهُ واسِعٌ لَكَ أَنْ تُحْرِمَ فِي دُبْرِ فَرِيضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ أَوْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ»[3].
«بدان كه تو مىتوانى احرام خود را پس از نماز واجب، يا نماز مستحب، در شب يا در روز، ببندى.»
4- و فرمود:
«كُلُّ ثَوْبٍ تُصَلِّي فِيهِ فَلَا بَأْسَ أَنْ تُحْرِمَ فِيهِ»[4].
«هر جامهاى كه در آن نماز مىگزارى، اشكال ندارد كه در آن احرام بندى.»
5- از حماد بن عثمان از ابى عبداللَّه عليه السلام آمده است كه به حضرت عرض
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، ص 3، باب 1، حديث 4.
[2]- همان، ص 6، باب 3، حديث 2.
[3]- همان، ص 21، باب 15، حديث 2.
[4]- همان، ص 36، باب 27، حديث 1.
كرد: مىخواهم عمره تمتّع را براى حجّ انجام دهم، پس چه بگويم، حضرت عليه السلام فرمود:
«تَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ أَنْ أَتَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ، وِإِنْ شِئْتَ أَضْمَرْتَ الَّذِي تُرِيدُ»[1].
«بگو: بار خدايا! آهنگ عمره تمتّع دارم براى حجّ براساس كتاب تو و سنّت پيامبرت، و مىتوانى اين امر را در قلب خود نيّت كنى.»
6- از حلبى آمده است كه گفت پرسيدم: چرا لبّيك گفتن وضع شده است؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَوْحى إِلى إِبْراهِيمَ عليه السلام أَنْ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ، فَنادى فَاجِيبَ مِنْ كُلِّ وَجْهٍ يُلبّونَ»[2].
«خداوند تبارك و تعالى به ابراهيم عليه السلام وحى كرد كه:وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍپس حضرت عليه السلام ندا در داد واز هر سو او را لبّيك گفتند.»
7- اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«جَاءَ جَبْرَئِيلُ عليه السلام إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله و سلم فَقَالَ لَهُ: إِنَّ التَّلْبِيَةَ شِعارُ الْمُحْرِمِ فَارْفَعْ صَوْتَكَ بِالتَّلْبِيَةِ: لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ»[3].
«جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت: لبّيك گفتن شعار مُحرِم است، پس صدايت را به لبّيك بالا بر و بگوى:
لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ،
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، ص 24، باب 17، حديث 1.
[2]- همان، ص 47، باب 36، حديث 1.
[3]- همان، ص 50، باب 37، حديث 3.
إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ
.» 8- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَضَعَ عَنِ النِّسَاءِ أَرْبَعاً: الْإِجْهَارُ بِالتَّلْبِيَةِ، وَالسَّعْيُ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ- يَعْنِي الْهَرْوَلَة-، وَدُخُولُ الْكَعْبَةِ، وَاسْتِلَامُ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ»[1].
«خداوند عزّ وجلّ چهار امر از زنان برگرفت: لبّيك گفتن با صداى بلند، سعى بين صفا و مروه- يعنى هروله- وارد شدن به كعبه و لمس كردن حجرالاسود.»
9- و فرمود:
«الْمُتَمَتِّعُ إِذَا نَظَرَ إِلى بُيُوتِ مَكَّةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ»[2].
«تمتّعگزار هرگاه خانههاى مكّه را ببيند گفتن لبّيك را قطع نمايد.»
10- و همچنين فرمود:
«مَنِ اعْتَمَرَ مِنَ التَّنْعِيمِ فَلَا يَقْطَعُ التَّلْبِيَةَ حَتّى يَنْظُرَ إِلَى الْمَسْجِدِ»[3].
«كسى كهاز تنعيم عمره كند لبّيك گفتن را قطعنكند تااينكه مسجدالحرام را ببيند.»
تفصيل احكام:
اعمال عمره تمتّع پنج امر است كه نخست بدانها اشاره مىكنيم و سپس هر يك از آنها را به طور كامل توضيح مىدهيم:
1- احرام از يكى از ميقاتها.
2- طواف پيرامون بيت اللَّه الحرام.
3- گزاردن دو ركعت نماز طواف نزد مقام ابراهيم.
4- سعى ميان صفا و مروه.
5- تقصير.
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، باب 38، حديث 2.
[2]- همان، ص 57، باب 43، حديث 1.
[3]- همان، ص 61، باب 45، حديث 4.
احكام احرام
1- احرام؛ واجب گرداندن حجّ است بر خويشتن با نيّت، همراه با تلبيه (لبّيك) گفتن و پوشيدن جامه احرام. اينك به تبيين واجبات سهگانه احرام مىپردازيم:
الف- نيّت.
ب- پوشيدن دو جامه احرام.
ج- تلبيه (يا لبّيك گفتن):
الف- نيّت عبارت است از اينكه شخص، احرام عمره تمتّع را، كه خود بخشى از حجّ تمتّع است، با قصد نزديكى و تقرّب به درگاه خداوند، بر خود واجب گرداند. و وجود نيّت ترك محرّمات احرام در آن كافى است، البتّه بر زبان آوردن نيّت لازم نيست، بلكه به زبان آوردن نيّت در مناسك عمره و حجّ مستحب است.
درباره نيّت عمره تمتّع مستحب است آنچه در صحيحه ابن عمّار به نقل از امام صادق عليه السلام آمده گفته شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ مَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ التَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه و آله و سلم فَيَسِّرْ ذ لِكَ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي، وَأَعِنِّي عَلَيْهِ، فَإِنْ عَرَضَ شَيْءٌ يَحْبِسُنِي فَحَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حِجَّةً فَعُمْرَةٌ، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظَامِي وَمُخِّي وَعَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَالثِّيابِ وَالطِّيبِ، أَبْتَغِي بِذ لِكَ وَجْهَكَ وَالدّارَ الْآخِرَةِ».
«بار خدايا من آهنگ عمره براى حجّ تمتّع را بر اساس كتاب تو و سنّت پيامبرت صلى الله عليه و آله دارم كه بدان فرمانم دادهاى. پس آن را برايم آسان گردان، و از من بپذير، و در انجامش ياريم رسان، و اگر