پيشگفتار
بسماللّه الرحمّن الرّحيم
سپاس خداوندى كه انسان را نهاد و فطرتى پاك عطا فرمود تا همواره در جستجوى حق باشد و هيچگاه از توفيق هدايت محروم نساخت و بعضى از بندگان پاكش را يكى پس از ديگرى مُرشد آدميان ساخت و بهترين آنان محمد امين صلى الله عليه و آله را بزرگترين معلّم اخلاق و خاتم رسولان قرار داد، رسول رحمت كه دو امانت به يادگار گذاشت، اوّل قرآن مجيد و دوم تمام كننده نعمت الهى يعنى ولايت مولى الموحدين، اميرمؤمنان، اسداللَّه الغالب، على ابن ابىطالب عليه السلام و دو سيّد جوانان اهل بهشت حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السلام و نه تن از اولاد امام حسين عليهم السلام؛ آنان كه پاكترين پاكان و از نسل زهراى اطهر عليها السلام هستند.
خدايى كه هيچگاه انسان را تنها نگذارد و از آغاز غيبت مهدى فاطمه عليه السلام با اشاره حضرتش هدايت بشر را بر عهده فقها گذاشت، همان فقهاى وارستهاى كه عمر خود را وقف راه خدا كردند.
بشريّت هميشه مُحتاج تعاليم حَقّه الهى بوده، تا بتواند به آرامش برسد و مسير تكامل را طى نمايد و امروز پيمودن اين راه فقط در پرتو فقه شيعى ممكن است و آنان كه از پرتو فقاهت دور شدند، در ظلمت دنيا اسير شيطان و شيطانصفتان گشته، دنيا و آخرت خود را تباه شده ديدند.
مردان الهى همانند خورشيد تابناك هستند؛ همانگونه كه اگر كسى خانه خود را رو به خورشيد بسازد و پنجرهاش را بهسوى خورشيد بگشايد، خانهاى روشن از انوار، گرم از حرارت و بهدور از آلودگى به بركت پرتو خورشيد خواهد داشت؛ آنان كه پنجره دل را به سوى انوار فقاهت بگشايند، معناى كامل حَرَمُ اللَّه را درك مىكنند زيرا نور فقاهت قلبشان را روشن، حرارت عشق الهى، دلشان را گرم و تعاليم اسلامى آنان را از آلودگىها پاك مىكند و آنگاه انسان مىشود خليفةاللَّه و قلبش هم مىشود حَرَمُ اللَّه و اين همان لقاءاللَّه است كه محقّق نمىشود مگر با زندگى در پرتو فقه شيعى.
در طول تاريخ بعضى انسانها گاه با تكيه بر علم، ادراك و آگاهى زندگى خود را بنا نهاده و در راه مستقيمى كه خداوند فرموده حركت كردهاند، ولى بعضى ديگر به دنبال اميال، غرايز و شهوات رفته و گمراه شدهاند امّا همواره فقه اسلامى با ضمانتهاى اجرايى قوى مثل اخلاق، انسانها را به راه حق و حقيقت دعوت نموده و تا مقصد همراهى كرده است.
مجموعه حاضر نظرات فقيه عاليقدر جهان تشيّع
حضرت آيت اللَّه العظمى مكارم شيرازى
(مدّ ظلّه العالى) است، پيرامون روابط مرد و زن، مقدّمات و مراسم عروسى، ازدواج دائم و موقت، مسائل زناشويى، احكام فرزند، طلاق و ارث زن و شوهر و بعضى مسائل مرتبط با اين موضوعات، به انضمام بخشى ديگر كه شامل 240 واژه و اصطلاح فقهى همراه با معانى آنها بيان شده است.
يكى از مهمترين دلايل گردآورى اين مجموعه روشن نمودن افكار عمومى نسبت به برخى رسوم بىاساس و دست و پا گير در امر ازدواج و به تعبيرى ديگر تولّد دوم كه تولّدى است ارادى و اختيارى و پا نهادن به دنيايى جديد كه اگر در پرتو فقه و با بصيرت و تعقّل همراه شود، سبب آرامش و تكامل و اگر بر اساس معيارهاى اشتباه انجام شود سبب طوفان در زندگى و ايجاد مشكلات فراوان
مىشود؛ طوفانى كه گاه منتهى مىشود به هلاكت، و مشكلاتى كه نمىتوان براى آنها راه حل مناسبى پيدا كرد. در كنار اين بحث نيز به بيان بعضى احكام براى پيشگيرى از ورودِ برخى انحرافات در ساختار روابط اجتماعى و خانوادگى در جامعه اسلامى پرداختهايم؛ البته با توجه به اين كه اين مجموعه مختص به بيان احكام است بيشتر به مسائل فقهى و احكام عملى پرداخته شده و إنشاءاللَّه اگر عمر باقى و توفيق رفيق بود در مجال ديگر به واكاوى ساختارهاى اجتماعى و مسائل خانوادگى خواهيم پرداخت.
جا دارد از تمام عزيزانى كه در تهيّه اين مجموعه ياريم نمودهاند و با نظرات خود راهگشايم بودهاند بهويژه جناب حجتالاسلام والمسلمين ابوالقاسم علياننژادى كه از ابتدا تا انتهاى كتاب را با دقت مطالعه نموده، و نكاتى ظريف و دقيق را براى پربارتر شدن كتاب يادآور شدهاند، تقدير و تشكر نمايم؛ مشتاقانه منتظر راهنمايىها، انتقادات و پيشنهادات خوانندگان محترم خصوصاً جوانان پويا و حقيقتجو هستم.
در آخر عرض مىكنم، پروردگارا! هر چند عمل و كردار ما بندگان تو، ناچيز است، امّا كَرَم تو بىحدّ است، از ذات پاكت مىخواهم اين اثر ناقابل را از اين بنده ناچيز بپذيرى و پدر و مادر، خانواده، اساتيد و دوستان و تمام كسانى كه به گردنم حقّى دارند و تمام آنهايى كه در طول تاريخ خالصانه- در حدّ فهم خود- براى خدا زيستند، را در ثوابش شريك گردانى و مهدى فاطمه عليه السلام را از ما راضى و خشنود سازى.
وحيد علياننژاد
ميلاد مسعود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السلام
17 ربيع الاول 1430 ق
برابر با 25 اسفند 1387 ش
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش اوّل: روابط مرد و زن
1
احكام نگاه
1. نگاه به محارم
سؤال 1.محارم تا چه مقدار مجاز هستند به بدن يكديگر نگاه كنند؟
جواب:مرد و زنى كه باهم محرمند (مانند خواهر و برادر) مىتوانند به بدن يكديگر به آن مقدار كه در ميان محارم معمول است نگاه كنند و در غير آن احتياط آن است كه نگاه نكنند.
سؤال 2.نگاه به بدن همجنس با قصد لذت چه حكمى دارد؟
جواب:نگاه كردن به بدن همجنس با قصد لذّت حرام است.
سؤال 3.آيا خواهر و برادر، يا پسر و مادر، يا دختر و پدر، يا عمو و دختر برادر، و مانند آن، مىتوانند با همديگر به حمام بروند (با توجّه به اين كه در حمام معمولًا تمام بدن به جز عورتين برهنه است). مخصوصاً در مواردى كه افراد مسنّ نياز به همراه و مراقبت دارند؟
جواب:تا ضرورتى نباشد اقدام به اين كار نكنند.
2. نگاه به نامحرم
سؤال 4.نگاه به نامحرم چه حكمى دارد؟
جواب:نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، خواه با قصد لذّت باشد يا بدون آن
حرام است و همچنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم، ولى نگاه كردن به صورت و دستهاى زن نامحرم تا مچ اگر به قصد لذّت نباشد و مايه فساد و گناه نگردد اشكال ندارد، همچنين نگاه كردن به بدن مرد نامحرم به آن مقدار كه معمولًا آن را نمىپوشانند مانند سر و صورت و گردن و مقدارى از پا و دست.
سؤال 5.نگاه به دختر نابالغ چه حكمى دارد؟
جواب:نگاه كردن به دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه نگاه كردن ترس از افتادن در حرام نداشته باشد جايز است، ولى بنابر احتياط واجب بايد به جاهايى مثل ران و شكم كه معمولًا مىپوشانند نگاه نكند.
سؤال 6.نگاه كردن به زن نامحرم براى شناختن او به منظور شهادت دادن در دادگاه چه حكمى دارد؟
جواب:نگاه كردن به زن نامحرم براى شناختن او به منظور شهادت دادن در دادگاه و امور مهم و لازمى از اين قبيل جايز است.
سؤال 7.در مسأله 2093 توضيحالمسائل جنابعالى، چاپ بيست و هشتم (كه در سؤال بالا هم آمده)، چنين مىخوانيم: «نگاه كردن به زن نامحرم براى شناختن او به منظور شهادت دادن در دادگاه و امور مهم و لازمى از اين قبيل جايز است». آيا حكم فوق اختصاص به مردان دارد؟
جواب:در اينگونه مسائل فرقى ميان زنان و مردان نيست.
سؤال 8.نگريستن به مرد نامحرم چه حكمى دارد؟ آيا مىتوان به مردانى كه پيراهن آستين كوتاه مىپوشند، نگاه كرد؟
جواب:هر گاه نظر از روى شهوت نباشد، اشكالى ندارد.
سؤال 9.نگاه كردن به صورت زنان چادرنشين كه معمولًا قسمتى از موى سر آنها نيز ديده مى شود براى مرد نامحرم چه حكمى دارد؟ توضيح اين كه آنان