جواب:شرط مزبور منصرف به ازدواج دائم است، و شامل عقد موقّت كوتاه مدّت نمىشود. ولى اگر عقد موقّت براى مدّت طولانى، مثلًا چند سال باشد، زن (طبق شرايط عقد نامه) وكيل در طلاق خواهد بود.
سؤال 391.شخصى به شرط آن كه همسرش بچّه دار شود با وى ازدواج نموده، و تصريح مىكند كه در صورت تخلّف او را طلاق خواهد داد. آيا چنين شرطى صحيح است؟
جواب:با توجّه به اين كه جلوگيرى از بچّه دار شدن امر حرامى نيست، اين شرط هم شرط حرامى نمىباشد. ولى سزاوار است در غير موارد ضرورت چنين شرطهايى نكنند.
سؤال 392.آيا شرط عدم آميزش و اكتفاء به ساير تمتّعات از سوى زن، مخصوصاً در عقد موقّت، مشروع است؟
جواب:مانعى ندارد.
سؤال 393.اگر زن دائمى شرط كند كه هفتهاى فقط يكى دوبار تمكين كند، آيا اين شرط صحيح است؟
جواب:چنانچه طرفين به اين شرط راضىشده باشند اين شرط صحيح است.
سؤال 394.شخصى قبل از ازدواج با دخترى صحبت مىكند و مىگويد با شما ازدواج مىكنم به شرط اين كه به مادر پيرى كه دارم رسيدگى كنى و او قبول مىكند ولى آن دختر پس از ازدواج به مادر شوهرش رسيدگى نمىكند آيا چنين شرطى قبل از ازدواج الزام آور است؟
جواب:اين شرط الزام آور است.
سؤال 395.آيا زن مىتواند در موقع اجراى عقد نكاح با شوهر شرط كند كه امر تدريس يا درس خواندن را همچنان ادامه دهد و در جلسات مختلف شركت كند؟
جواب:مانعى ندارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
3
شرايط غير مجاز عقد ازدواج
سؤال 396.زوجين توافق مىنمايند كه اختيار طلاق مطلقاً با زوجه باشد؛ آيا چنين شرطى منافات با مقتضاى عقد دائم ندارد؟
جواب:تنها در صورت شرط وكالت زن از طرف مرد اين كار صحيح است، نه شرط واگذارى طلاق به زن.
سؤال 397.آيا مرد مىتواند در ضمن عقد نكاح، حقّ ازدواج مجدّد را از خود سلب نمايد، يا تعهّد نمايد كه ازدواج مجدّد نكند؟ آيا اين شرط از شروط مخالف كتاب خدا مىباشد؟
جواب:اين شرط صحيح نيست؛ ولى مىتوان شرط كرد كه در صورت ازدواج مجدّد، زن وكالت در طلاق خود داشته باشد.
سؤال 398.آيا مرد در ازدواج دائم مىتواند شرط كند كه تأمين مخارج زن بطور دائم يا تا مدّتى بر عهده او نباشد؟
جواب:اين شرط اشكال دارد؛ ولى زن مىتواند نفقه خود را به او ببخشد.
سؤال 399.دوشيزهاى بطور رسمى به عقد مردى در آمد. زوج علاوه بر شروط ضمن عقد نكاح، شرط زير را نيز متعهّد گرديد: «در ضمن عقد خارج لازم شرط شد كه هر زمان زوج خانه ملكى تهيه نمود، دو دانگ آن را به طور رسمى به زوجه انتقال دهد.» على رغم مرسوم بودن چنين شرطى در محاضر، وكيل زوج
ادّعاى باطل بودن آن را مىنمايد. لطفاً در اين رابطه بفرماييد: با توجّه به اين كه مشروط در عقد فوق ملك به عنوان عام نبوده، بلكه به صورت خانه بوده، و آن هم به صورت دو دانگ از شش دانگ تعيين شده است. آيا باز هم شرط مورد نظر مجهول و باطل است؟
جواب:با توجّه به اين كه مشخّصات خانه از نظر متراژ و قيمت و مانند آن تعيين نشده، شرط مجهول بوده و خالى از اشكال نيست. بهتر آن است طرفين در مورد خانه با هم مصالحه كنند.
سؤال 400.همان طور كه امروز در ازدواجها معمول است ازدواج دوم مرد بايد با اذن و رضايت همسر اوّل باشد، آيا اين شرط واجبالعمل است؟ هرچند زن نتواند مرد خود را تأمين كند، يا از خواسته او سر باز زند، يا از او دورى گزيند؟
جواب:ازدواج دوم مشروط به اجازه همسر اوّل نيست؛ ولى دادگاهها معمولًا به خاطر مسايلى كه بر اثر ازدواج دوم بدون قيد و شرط حاصل مىشود، محدوديتهايى براى آن قائل هستند.
بخش ششم:
اولياى عقد
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
ولايت پدر بر دختر باكره
سؤال 401.دختر باكرهاى كه عقل و شعور كافى دارد و به سنّ بلوغ رسيده، آيا مىتواند بدون اذن پدر، خود را به عقد دائم و يا موقّت مردى درآورد؟
جواب:جايز نيست، بايد با اجازه پدر باشد، و تفاوتى بين ازدواج موقّت و دائم نيست.
سؤال 402.اگر در نكاح منقطع باكره بالغه رشيده، بنا بر دخول نداشته باشد، يا زن شرط عدم دخول نمايد، اذن ولى شرط است؟
جواب:اذن وليّ در تمام موارد شرط است.
سؤال 403.مىخواهيم دخترى را به عقد موقّت درآوريم؛ ولى نمىدانيم پدر او راضى است يا نه؟ اگر دختر بگويد: «پدرم راضى است» حرف او قابل قبول است؟
جواب:بايد خودتان از پدر دختر اجازه بگيريد.
سؤال 404.اجازه پدر در ازدواج دختر تا چه حدّى لازم است؟ اگر پدر مانع ازدواج دختر شود، در حالى كه دختر در اثر ترك ازدواج به گناه مىافتد، چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل همسر مناسب شرعى و عرفى پيدا شود و پدر بى جهت مخالفت كند رضايت او شرط نيست.
سؤال 405.در يك حادثه رانندگى بكارت دخترى زايل شده، و با مراجعه به پزشك جرّاح ترميم گرديده است. آيا چنين فردى حكم باكره را دارد، و براى ازدواج اذن پدر شرط مىباشد؟ اگر بر اثر تجاوز ازاله بكارت شود چطور؟
جواب:در هر دو صورت اجازه پدر شرط است.
سؤال 406.آيا دختر باكرهاى كه پدر و جدّ پدرى ندارد، به هنگام ازدواج بايد از برادر، يا عمو، يا دايى، يا مادرش اجازه بگيرد، يا اصلًا نيازى به اجازه ندارد؟
جواب:احتياط اين است كه از بعضى بزرگترهاى فاميل اجازه بگيرد؛ مخصوصاً برادر بزرگتر.
سؤال 407.آيا پدر مىتواند حقّ ولايت خود را بر دختر در مقابل وجهى به داماد منتقل كند؟
جواب:حقّ ولايت پدر قابل انتقال نيست نه در برابر پول و نه بدون آن.