بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 157

بخش ششم:

اولياى عقد


صفحه 158

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 159

1

ولايت پدر بر دختر باكره‌

سؤال 401.دختر باكره‌اى كه عقل و شعور كافى دارد و به سنّ بلوغ رسيده، آيا مى‌تواند بدون اذن پدر، خود را به عقد دائم و يا موقّت مردى درآورد؟

جواب:جايز نيست، بايد با اجازه پدر باشد، و تفاوتى بين ازدواج موقّت و دائم نيست.

سؤال 402.اگر در نكاح منقطع باكره بالغه رشيده، بنا بر دخول نداشته باشد، يا زن شرط عدم دخول نمايد، اذن ولى شرط است؟

جواب:اذن وليّ در تمام موارد شرط است.

سؤال 403.مى‌خواهيم دخترى را به عقد موقّت درآوريم؛ ولى نمى‌دانيم پدر او راضى است يا نه؟ اگر دختر بگويد: «پدرم راضى است» حرف او قابل قبول است؟

جواب:بايد خودتان از پدر دختر اجازه بگيريد.

سؤال 404.اجازه پدر در ازدواج دختر تا چه حدّى لازم است؟ اگر پدر مانع ازدواج دختر شود، در حالى كه دختر در اثر ترك ازدواج به گناه مى‌افتد، چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل همسر مناسب شرعى و عرفى پيدا شود و پدر بى جهت مخالفت كند رضايت او شرط نيست.


صفحه 160

سؤال 405.در يك حادثه رانندگى بكارت دخترى زايل شده، و با مراجعه به پزشك جرّاح ترميم گرديده است. آيا چنين فردى حكم باكره را دارد، و براى ازدواج اذن پدر شرط مى‌باشد؟ اگر بر اثر تجاوز ازاله بكارت شود چطور؟

جواب:در هر دو صورت اجازه پدر شرط است.

سؤال 406.آيا دختر باكره‌اى كه پدر و جدّ پدرى ندارد، به هنگام ازدواج بايد از برادر، يا عمو، يا دايى، يا مادرش اجازه بگيرد، يا اصلًا نيازى به اجازه ندارد؟

جواب:احتياط اين است كه از بعضى بزرگ‌ترهاى فاميل اجازه بگيرد؛ مخصوصاً برادر بزرگ‌تر.

سؤال 407.آيا پدر مى‌تواند حقّ ولايت خود را بر دختر در مقابل وجهى به داماد منتقل كند؟

جواب:حقّ ولايت پدر قابل انتقال نيست نه در برابر پول و نه بدون آن.


صفحه 161

2

استثنائات‌

سؤال 408.دخترى 23 ساله و داراى مدرك تحصيلى ليسانس هستم، مدّت يك سال است فارغ‌التّحصيل شده‌ام و به علّت نيافتن شغل مناسب در خانه به سر مى‌برم. از زمانى كه به خاطر دارم مادرم به دلايلى، كه براى هيچ فرد عاقلى قابل قبول نيست، خواستگارانم را جواب مى‌كند، حتّى بدون اين كه من يا پدرم اطّلاع داشته باشيم. در آن زمان چون مشغول به تحصيل بودم و خود نيز تمايلى به ازدواج نداشتم، اين امر چندان برايم مهم نبود، ولى حالا كه تصميم به ازدواج با شخص مؤمن و متعهّدى، كه پسر عمّه‌ام نيز مى‌باشد، گرفته‌ام مخالفت غير منطقى و اخلاق ناسازگار مادرم برايم مشكل‌ساز شده است. جوان مورد نظر كه به همراه خانواده‌اش از من خواستگارى كرده، از هر جهت مورد اطمينان و قابل قبول تمامى كسانى است كه او را مى‌شناسند، و از آن جا كه پدرم تحت نفوذ مادرم مى‌باشد با حرف ايشان مخالفت نمى‌كند، آيا در چنين صورتى اجازه والدين شرط است؟

جواب:در صورتى كه خواستگار، از نظر دينى و جهات اجتماعى، كفو و هم‌شأن بوده باشد، مخالفت پدر ضررى ندارد و رضايت مادر نيز شرط نمى‌باشد.

سؤال 409.در رساله جنابعالى آمده: «اگر دختر عاقله بالغه رشيده نياز به شوهر


صفحه 162

داشته باشد، و پدر او را از ازدواج با مردى كه شرعاً و عرفاً كفو او است منع كند، اجازه پدر در اين جا شرط نيست.» آيا منظور، ازدواج دائم است يا شامل موقّت هم مى‌شود؟ اگر شامل ازدواج موقّت مى‌شود، هم كفو بودن در آن به چه معنايى است؟

جواب:اگر به تأييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد تفاوتى نمى‌كند؛ ولى معمولًا ازدواج موقّت به مصلحت دختران باكره نيست، و مخالفت پدر بجاست.

سؤال 410.طبق فتواى مراجع عظام در صورتى كه پدر يا جدّ پدرى غايب باشد، و دختر باكره احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه ولى ساقط مى‌شود.

معناى «احتياج داشتن به شوهر» چيست؟

جواب:منظور اين است كه به سنّى (بيش از سى سالگى) رسيده كه هرگاه شوهر نكند به زحمت يا خطر مى‌افتد.

سؤال 411.اگر دختر باكره‌اى با پسر هم شأن شرعى و عرفى خود قصد ازدواج داشته باشد، آيا اذن پدر ساقط است؟

جواب:اگر به تأييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد و پدر بدون دليل مخالفت كند، اذن او ساقط مى‌شود.

سؤال 412.به نظر حضرتعالى آيا كفو شرعى كافى است، يا كفو عرفى هم لازم است؟ منظور از كفو شرعى و عرفى چيست؟

جواب:منظور از كفو شرعى آن است كه مسلمان باشد، و منظور از كفو عرفى آن است كه از نظر شؤون اجتماعى با هم متناسب باشند. و مراعات كفو عرفى لازم نيست؛ مگر در جايى كه دختر رشد فكرى كافى ندارد، و وليّ براى او شوهر انتخاب مى‌كند.

سؤال 413.آيا در سقوطِ اذنِ وليِّ دخترِ باكره در صورت وجود كفو شرعى‌


صفحه 163

و عرفى براى دختر، انحصار كفو شرط است، مثل اين كه مانند اين پسر كه به خواستگارى او آمده ديگر نخواهد آمد؟ يا انحصار شرط نيست، يعنى هر چند مانند اين خواستگار، كه وليّ دختر با او مخالف است، افراد ديگرى هم باشند، و همه آنها كفو شرعى و عرفى دختر باشند، اذن ولى ساقط است؟

جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل ولى با كفو شرعى و عرفى مخالفت كند، اجازه او ساقط است؛ خواه كسان ديگر باشند يا نباشند.

سؤال 414.اگر پرده بكارت دخترى بر اثر ورزش و مانند آن زايل شود، يا دخترى به عقد مردى درآيد و قبل از عروسى طلاق بگيرد، و يا در حين عقد از طريق غير متعارف آميزش كنند، ولى بكارت او محفوظ باشد. آيا در اين موارد سه گانه اذن پدر ساقط مى‌شود؟ بطور كلّى دختر باكره كه در ازدواج نياز به اجازه ولى دارد، به چه دخترى گفته مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه دختر با اجازه پدر شوهر كند و سپس طلاق بگيرد در مرتبه بعد بدون اذن ولى مى‌تواند ازدواج كند.

سؤال 415.اگر پدر دختر اجازه ازدواج ندهد، در حالى كه دختر بر اثر ترك ازدواج به گناه مى‌افتد، آيا در اين صورت هم اجازه او لازم است؟

جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل همسر مناسب شرعى و عرفى پيدا شود و پدر مخالفت كند، رضايت او شرط نيست.

سؤال 416.دختر و پسرى روابط نامشروع داشته‌اند، كه در نتيجه منجر به حامله شدن دختر مى‌شود و در هفت‌ماهگى به وسيله پسر سقط جنين انجام مى‌شود، آيا ازدواج ايشان از نظر شرعى، با توجّه به اين كه پدر دختر موافق نيست، جايز است؟

جواب:در اين جا اجازه پدر شرط نيست؛ ولى بهتر است با موافقت او اقدام كنند.


صفحه 164

سؤال 417.در بعضى مواقع پسران و دختران مجرّد، كه رشيد مى‌باشند، به اتّفاق هم به حقير مراجعه و اعلام مى‌نمايند كه چندين بار خانواده پسر به خانواده دختر جهت امر مقدّس ازدواج مراجعه كرده‌اند، امّا پدر دختر بدون جهت با ازدواج نامبردگان مخالفت مى‌نمايد، كه اين امر باعث افسردگى روحى دختر و پسر، كه اغلب بالاى سنين 20 سال مى‌باشند، شده و طرفين اصرار شديد جهت اجراى صيغه عقد بدون اذن وليّ زوجه دارند و اعلام مى‌كنند كه در عسر و حرج خاصّى به سر مى‌برند، آيا در اين جا اذن پدر ساقط است؟

جواب:اگر شوهرى كه براى دختر پيدا شده كه به تاييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد؛ ولى بايد تحقيق كرد كه آيا پدر دليلى براى مخالفت خود دارد يا نه؟