سؤال 405.در يك حادثه رانندگى بكارت دخترى زايل شده، و با مراجعه به پزشك جرّاح ترميم گرديده است. آيا چنين فردى حكم باكره را دارد، و براى ازدواج اذن پدر شرط مىباشد؟ اگر بر اثر تجاوز ازاله بكارت شود چطور؟
جواب:در هر دو صورت اجازه پدر شرط است.
سؤال 406.آيا دختر باكرهاى كه پدر و جدّ پدرى ندارد، به هنگام ازدواج بايد از برادر، يا عمو، يا دايى، يا مادرش اجازه بگيرد، يا اصلًا نيازى به اجازه ندارد؟
جواب:احتياط اين است كه از بعضى بزرگترهاى فاميل اجازه بگيرد؛ مخصوصاً برادر بزرگتر.
سؤال 407.آيا پدر مىتواند حقّ ولايت خود را بر دختر در مقابل وجهى به داماد منتقل كند؟
جواب:حقّ ولايت پدر قابل انتقال نيست نه در برابر پول و نه بدون آن.
2
استثنائات
سؤال 408.دخترى 23 ساله و داراى مدرك تحصيلى ليسانس هستم، مدّت يك سال است فارغالتّحصيل شدهام و به علّت نيافتن شغل مناسب در خانه به سر مىبرم. از زمانى كه به خاطر دارم مادرم به دلايلى، كه براى هيچ فرد عاقلى قابل قبول نيست، خواستگارانم را جواب مىكند، حتّى بدون اين كه من يا پدرم اطّلاع داشته باشيم. در آن زمان چون مشغول به تحصيل بودم و خود نيز تمايلى به ازدواج نداشتم، اين امر چندان برايم مهم نبود، ولى حالا كه تصميم به ازدواج با شخص مؤمن و متعهّدى، كه پسر عمّهام نيز مىباشد، گرفتهام مخالفت غير منطقى و اخلاق ناسازگار مادرم برايم مشكلساز شده است. جوان مورد نظر كه به همراه خانوادهاش از من خواستگارى كرده، از هر جهت مورد اطمينان و قابل قبول تمامى كسانى است كه او را مىشناسند، و از آن جا كه پدرم تحت نفوذ مادرم مىباشد با حرف ايشان مخالفت نمىكند، آيا در چنين صورتى اجازه والدين شرط است؟
جواب:در صورتى كه خواستگار، از نظر دينى و جهات اجتماعى، كفو و همشأن بوده باشد، مخالفت پدر ضررى ندارد و رضايت مادر نيز شرط نمىباشد.
سؤال 409.در رساله جنابعالى آمده: «اگر دختر عاقله بالغه رشيده نياز به شوهر
داشته باشد، و پدر او را از ازدواج با مردى كه شرعاً و عرفاً كفو او است منع كند، اجازه پدر در اين جا شرط نيست.» آيا منظور، ازدواج دائم است يا شامل موقّت هم مىشود؟ اگر شامل ازدواج موقّت مىشود، هم كفو بودن در آن به چه معنايى است؟
جواب:اگر به تأييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد تفاوتى نمىكند؛ ولى معمولًا ازدواج موقّت به مصلحت دختران باكره نيست، و مخالفت پدر بجاست.
سؤال 410.طبق فتواى مراجع عظام در صورتى كه پدر يا جدّ پدرى غايب باشد، و دختر باكره احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه ولى ساقط مىشود.
معناى «احتياج داشتن به شوهر» چيست؟
جواب:منظور اين است كه به سنّى (بيش از سى سالگى) رسيده كه هرگاه شوهر نكند به زحمت يا خطر مىافتد.
سؤال 411.اگر دختر باكرهاى با پسر هم شأن شرعى و عرفى خود قصد ازدواج داشته باشد، آيا اذن پدر ساقط است؟
جواب:اگر به تأييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد و پدر بدون دليل مخالفت كند، اذن او ساقط مىشود.
سؤال 412.به نظر حضرتعالى آيا كفو شرعى كافى است، يا كفو عرفى هم لازم است؟ منظور از كفو شرعى و عرفى چيست؟
جواب:منظور از كفو شرعى آن است كه مسلمان باشد، و منظور از كفو عرفى آن است كه از نظر شؤون اجتماعى با هم متناسب باشند. و مراعات كفو عرفى لازم نيست؛ مگر در جايى كه دختر رشد فكرى كافى ندارد، و وليّ براى او شوهر انتخاب مىكند.
سؤال 413.آيا در سقوطِ اذنِ وليِّ دخترِ باكره در صورت وجود كفو شرعى
و عرفى براى دختر، انحصار كفو شرط است، مثل اين كه مانند اين پسر كه به خواستگارى او آمده ديگر نخواهد آمد؟ يا انحصار شرط نيست، يعنى هر چند مانند اين خواستگار، كه وليّ دختر با او مخالف است، افراد ديگرى هم باشند، و همه آنها كفو شرعى و عرفى دختر باشند، اذن ولى ساقط است؟
جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل ولى با كفو شرعى و عرفى مخالفت كند، اجازه او ساقط است؛ خواه كسان ديگر باشند يا نباشند.
سؤال 414.اگر پرده بكارت دخترى بر اثر ورزش و مانند آن زايل شود، يا دخترى به عقد مردى درآيد و قبل از عروسى طلاق بگيرد، و يا در حين عقد از طريق غير متعارف آميزش كنند، ولى بكارت او محفوظ باشد. آيا در اين موارد سه گانه اذن پدر ساقط مىشود؟ بطور كلّى دختر باكره كه در ازدواج نياز به اجازه ولى دارد، به چه دخترى گفته مىشود؟
جواب:در صورتى كه دختر با اجازه پدر شوهر كند و سپس طلاق بگيرد در مرتبه بعد بدون اذن ولى مىتواند ازدواج كند.
سؤال 415.اگر پدر دختر اجازه ازدواج ندهد، در حالى كه دختر بر اثر ترك ازدواج به گناه مىافتد، آيا در اين صورت هم اجازه او لازم است؟
جواب:در صورتى كه به تاييد بزرگان فاميل همسر مناسب شرعى و عرفى پيدا شود و پدر مخالفت كند، رضايت او شرط نيست.
سؤال 416.دختر و پسرى روابط نامشروع داشتهاند، كه در نتيجه منجر به حامله شدن دختر مىشود و در هفتماهگى به وسيله پسر سقط جنين انجام مىشود، آيا ازدواج ايشان از نظر شرعى، با توجّه به اين كه پدر دختر موافق نيست، جايز است؟
جواب:در اين جا اجازه پدر شرط نيست؛ ولى بهتر است با موافقت او اقدام كنند.
سؤال 417.در بعضى مواقع پسران و دختران مجرّد، كه رشيد مىباشند، به اتّفاق هم به حقير مراجعه و اعلام مىنمايند كه چندين بار خانواده پسر به خانواده دختر جهت امر مقدّس ازدواج مراجعه كردهاند، امّا پدر دختر بدون جهت با ازدواج نامبردگان مخالفت مىنمايد، كه اين امر باعث افسردگى روحى دختر و پسر، كه اغلب بالاى سنين 20 سال مىباشند، شده و طرفين اصرار شديد جهت اجراى صيغه عقد بدون اذن وليّ زوجه دارند و اعلام مىكنند كه در عسر و حرج خاصّى به سر مىبرند، آيا در اين جا اذن پدر ساقط است؟
جواب:اگر شوهرى كه براى دختر پيدا شده كه به تاييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد؛ ولى بايد تحقيق كرد كه آيا پدر دليلى براى مخالفت خود دارد يا نه؟
3
ولايت بر صغيره
سؤال 418.اگر پدرى دختر دو ساله خود را به عقد پسرى درآورد و دختر پس از بلوغ بگويد: «به اين ازدواج راضى نيستم» حكم شرعى چنين ازدواجى چيست؟
جواب:در صورتى كه ازدواج مذكور در آن زمان كه صورت گرفته به مصلحت دختر بوده بايد آن را بپذيرد؛ ولى اگر مصلحت او نبوده، ازدواج مزبور از اصل باطل است، و غالباً در عصر و زمان ما ازدواج دختران كوچك توسّط پدرها به مصلحت آنان نيست.
سؤال 419.آيا پدر در امر ازدواج بر فرزند صغير ولايت دارد؟
جواب:با توجّه به اين كه ولايت پدر منوط به مصلحت صغير است و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغير در ازدواج نمىباشد، بنابراين پدران جز در موارد استثنايى حق ندارند صغير يا صغيره را به عقد كسى درآورند.
سؤال 420.آيا در صورت لزوم، حكومت اسلامى مىتواند مانع از تزويج افراد غير بالغ (كودكان مميز يا غير مميز) توسّط اوليا، يا قيم آنها گردد؟
جواب:ما معتقديم در عصر و زمان ما تزويج صغير و صغيره به وسيله اوليا مطلقاً اشكال دارد؛ زيرا مطابق غبطه و مصلحت آنها نيست.
سؤال 421.پدرى دختر صغيره خود را، كه كمتر از 9 سال دارد، بدون اطّلاع او
به عقد مردى، كه 25 سال از او بزرگتر است و همسر ديگرى هم دارد، در آورده است. دختر پس از بلوغ نارضايتى خود را اعلام و اصرار بر طلاق مىنمايد، ولى شوهر حاضر به طلاق نمىشود، آيا عقد فوق صحيح است؟
جواب:چنانچه اين عقد به مصلحت دختر نبوده باطل است و دختر مىتواند بدون طلاق شوهر كند؛ ولى اگر دختر بعد از بلوغ رضايت داده نمىتواند آن را بر هم زند.
سؤال 422.آيا پدر و جدّ پدرى در امر ازدواج بر فرزند صغير خود ولايت دارند؟
جواب:با توجّه به اين كه ولايت پدر و جدّ پدرى منوط به مصلحت صغير است، و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغير در ازدواج نمىباشد، بنابراين پدران، جز در موارد استثنايى، حق ندارند صغير يا صغيره را به عقد كسى در آورند.
4
ازدواج پسر
سؤال 423.شخصى مايل به ازدواج با دخترى است كه خودش او را پسنديده است، امّا والدين او فرد ديگرى را در نظر دارند، اگر با او ازدواج نكند شايد و يا حتماً باعث ناراحتى پدر و مادر مىگردد. در اين صورت آيا اطاعت از آنها لازم و واجب است؟
جواب:رعايت نظر پدر و مادر در اينگونه مسائل واجب نيست؛ ولى اگر بتواند موافقت آنها را جلب كند بهتر است.
سؤال 424.برادر بزرگتر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دليل آنها اين است كه پدر آن دختر جزء اقوام يكى از قاتلين پسر عمّهام مىباشد. آيا مطلب مذكور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مىشود؟
جواب:اگر در فاميلى يك نفر مرتكب خطايى شود، تمام آن فاميل بد نمىشوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى است، ازدواج با او مانعى ندارد.