سؤال 417.در بعضى مواقع پسران و دختران مجرّد، كه رشيد مىباشند، به اتّفاق هم به حقير مراجعه و اعلام مىنمايند كه چندين بار خانواده پسر به خانواده دختر جهت امر مقدّس ازدواج مراجعه كردهاند، امّا پدر دختر بدون جهت با ازدواج نامبردگان مخالفت مىنمايد، كه اين امر باعث افسردگى روحى دختر و پسر، كه اغلب بالاى سنين 20 سال مىباشند، شده و طرفين اصرار شديد جهت اجراى صيغه عقد بدون اذن وليّ زوجه دارند و اعلام مىكنند كه در عسر و حرج خاصّى به سر مىبرند، آيا در اين جا اذن پدر ساقط است؟
جواب:اگر شوهرى كه براى دختر پيدا شده كه به تاييد بزرگان فاميل شرعاً و عرفاً كفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد؛ ولى بايد تحقيق كرد كه آيا پدر دليلى براى مخالفت خود دارد يا نه؟
3
ولايت بر صغيره
سؤال 418.اگر پدرى دختر دو ساله خود را به عقد پسرى درآورد و دختر پس از بلوغ بگويد: «به اين ازدواج راضى نيستم» حكم شرعى چنين ازدواجى چيست؟
جواب:در صورتى كه ازدواج مذكور در آن زمان كه صورت گرفته به مصلحت دختر بوده بايد آن را بپذيرد؛ ولى اگر مصلحت او نبوده، ازدواج مزبور از اصل باطل است، و غالباً در عصر و زمان ما ازدواج دختران كوچك توسّط پدرها به مصلحت آنان نيست.
سؤال 419.آيا پدر در امر ازدواج بر فرزند صغير ولايت دارد؟
جواب:با توجّه به اين كه ولايت پدر منوط به مصلحت صغير است و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغير در ازدواج نمىباشد، بنابراين پدران جز در موارد استثنايى حق ندارند صغير يا صغيره را به عقد كسى درآورند.
سؤال 420.آيا در صورت لزوم، حكومت اسلامى مىتواند مانع از تزويج افراد غير بالغ (كودكان مميز يا غير مميز) توسّط اوليا، يا قيم آنها گردد؟
جواب:ما معتقديم در عصر و زمان ما تزويج صغير و صغيره به وسيله اوليا مطلقاً اشكال دارد؛ زيرا مطابق غبطه و مصلحت آنها نيست.
سؤال 421.پدرى دختر صغيره خود را، كه كمتر از 9 سال دارد، بدون اطّلاع او
به عقد مردى، كه 25 سال از او بزرگتر است و همسر ديگرى هم دارد، در آورده است. دختر پس از بلوغ نارضايتى خود را اعلام و اصرار بر طلاق مىنمايد، ولى شوهر حاضر به طلاق نمىشود، آيا عقد فوق صحيح است؟
جواب:چنانچه اين عقد به مصلحت دختر نبوده باطل است و دختر مىتواند بدون طلاق شوهر كند؛ ولى اگر دختر بعد از بلوغ رضايت داده نمىتواند آن را بر هم زند.
سؤال 422.آيا پدر و جدّ پدرى در امر ازدواج بر فرزند صغير خود ولايت دارند؟
جواب:با توجّه به اين كه ولايت پدر و جدّ پدرى منوط به مصلحت صغير است، و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغير در ازدواج نمىباشد، بنابراين پدران، جز در موارد استثنايى، حق ندارند صغير يا صغيره را به عقد كسى در آورند.
4
ازدواج پسر
سؤال 423.شخصى مايل به ازدواج با دخترى است كه خودش او را پسنديده است، امّا والدين او فرد ديگرى را در نظر دارند، اگر با او ازدواج نكند شايد و يا حتماً باعث ناراحتى پدر و مادر مىگردد. در اين صورت آيا اطاعت از آنها لازم و واجب است؟
جواب:رعايت نظر پدر و مادر در اينگونه مسائل واجب نيست؛ ولى اگر بتواند موافقت آنها را جلب كند بهتر است.
سؤال 424.برادر بزرگتر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دليل آنها اين است كه پدر آن دختر جزء اقوام يكى از قاتلين پسر عمّهام مىباشد. آيا مطلب مذكور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مىشود؟
جواب:اگر در فاميلى يك نفر مرتكب خطايى شود، تمام آن فاميل بد نمىشوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى است، ازدواج با او مانعى ندارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش هفتم:
عيوب فسخ نكاح
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
كليات
سؤال 425.آيا در صورت فسخ عقد، احتياجى به طلاق است؟
جواب:هرگاه مرد يا زن به واسطه يكى از عيوبى كه موجب فسخ مىشود كه آن عيوب عبارتند از:
1. عيوب مرد
الف) ديوانه بودن شوهر.
ب) نداشتن آلت مردى.
ج) ناتوانى از نزديكى جنسى.
د) بيضههاى او را كشيده باشند.
2. عيوب زن
الف) ديوانگى.
ب) بيمارى خوره.
ج) بيمارى برص (پيسى).
د) كور بودن.
ه) شل بودن بطورى كه آشكار باشد.
و) افضا شدن.
ز) گوشت يا استخوان يا غدّهاى در او باشد كه مانع نزديكى شود.