بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 173

2

عيوب مرد

سؤال 430.زن در چه صورت مى‌تواند عقد را فسخ كند؟

جواب:زن نيز مى‌تواند در چند صورت عقد را به هم زند:

الف) ديوانه بودن شوهر.

ب) نداشتن آلت مردى.

ج) ناتوانى از نزديكى جنسى.

د) بيضه‌هاى او را كشيده باشند (تفصيل اين مسأله و مسأله سابق در كتاب‌هاى مفصّل فقهى آمده است).

سؤال 431.تعريف «خصا» را بيان فرماييد؟

جواب:خصا به معناى بيرون كشيدن و بيرون آوردن بيضه‌هاست و اگر بيضه‌ها را بطورى بكوبند كه از كار بيفتد آن هم در حكم خصاست.

سؤال 432.تعريف «جَبّ» چيست؟

جواب:جبّ آن است كه آلت قطع شده باشد؛ بطورى كه قادر بر دخول نباشد.

سؤال 433.شوهرم پزشك محترمى بود؛ ولى متأسّفانه پس از چند سال زندگى مشترك، مبتلا به جنون شد. اختلال حواسّ او را به دادگاه اعلام كردم و پزشك قانونى نيز آن را تأييد كرده است. در صورتى كه محجور شود نكاح خود به خود فسخ مى‌شود، يا جهت فسخ نكاح بايد به حاكم شرع مراجعه كنم؟


صفحه 174

جواب:زن مى‌تواند صيغه فسخ را جارى كند، و احتياط آن است كه آن را به اطّلاع حاكم شرع برساند.

سؤال 434.اگر در ضمن عقد لازمى (همچون نكاح) به زوجه وكالت دهيم كه هرگاه عارضه‌اى پيش آمد، خود را مطلّقه سازد. سپس زوج مجنون شود، آيا زن مى‌تواند با استفاده از اين وكالت، خود را مطلّقه سازد، در حالى كه علما مى‌فرمايند: «وكالت، عقدى جايز است، و با جنون باطل مى‌شود»؟

جواب:درست است كه وكالت با جنون باطل مى‌شود؛ ولى يكى از مجوّزات فسخ نكاح جنون است، هر چند بعد از ازدواج عارض شده باشد.

سؤال 435.اگر مردى قبل از ازدواج از نزديكى عاجز باشد، و زن بعد از مراسم عروسى بفهمد و فوراً عقد را بر هم نزند و از شوهر جدا نشود؛ ولى راضى به عقد نباشد، آيا در اين صورت زن مى‌تواند بدون طلاق شوهر كند؟

جواب:در اين موارد، زن بايد به حاكم شرع مراجعه كند و حاكم يك سال به مرد مهلت مى‌دهد، اگر درمان شد ازدواج باقى است، در غير اين صورت زن مى‌تواند نكاح را فسخ كند و احتياج به طلاق نيست، و به فرض كه مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نيست؛ مگر به ازدواج جديد.

سؤال 436.اينجانبه مدّت دو سال و نيم است كه به عقد دائم فردى درآمده‌ام كه به علّت ناتوانى جسمى قادر به تصاحب بنده نبوده، و هنوز هم باكره مى‌باشم.

لطفاً در اين خصوص به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف) آيا اين مورد، از موارد فسخ است؟

ب) آيا شرعاً مستحقّ نفقه مى‌باشم؟

ج) ساير حقوقى كه به بنده تعلّق مى‌گيرد چيست؟

جواب:در صورتى كه به عيب او رضايت نداده باشيد، حقّ فسخ داريد.

و چنانچه حكم را نمى‌دانسته‌ايد و فسخ نكرده‌ايد و آماده تمكين بوده‌ايد، حقّ‌


صفحه 175

نفقه داريد. و در صورت جدا شدن با فسخ، هرگاه عروسى نشده باشد، حقّ نصف مهر را داريد.

سؤال 437.اگر در مدّت يك سال مهلت به فرد عنين، زوجه از تمكين خوددارى كند، آيا بعد از اتمام مدّت، زوجه حقّ فسخ دارد؟

جواب:چنانچه درمان او نياز به همبستر شدن با زوجه دارد، در صورت عدم تمكين زوجه، بايد مدّت تمكين تجديد شود.

سؤال 438.زوجه مدّعى ناتوانى جنسى زوج است، ولى زوج براى نفى ادّعاى زوجه حاضر نيست اعمالى از قبيل معاينه توسط اطباى موثّق، و مجامعت با زوجه را انجام دهد، و نفقه زوجه را نيز نمى‌پردازد، حكم شرعى اين زوجين چيست؟

جواب:اگر زوج نسبت به ترك انفاق، اصرار داشته باشد و حاضر به انجام وظيفه شرعى نشود، حاكم شرع مى‌تواند زوجه را مطلّقه سازد و يا حقّ او را از زوج بگيرد. و نسبت به اتّهام عنين بودن، اگر اين امر از ابتداى زوجيت بوده و زوج حاضر به آزمايش نشود و بر آن اصرار ورزد، باز حاكم شرع مى‌تواند زوجه را مطلّقه سازد. ضمناً توجّه داشته باشيد هر گاه ثابت شود زوج عنين است، بايد يك سال مهلت داد، اگر بيمارى او خوب نشد زوجه حقّ فسخ دارد، و مى‌تواند نصف مهر خود را بگيرد.

سؤال 439.اگر فردى در بعضى مواقع، به علّت وضعيت خاصّ جسمانى‌اش، قادر بر نزديكى نباشد، ولى در بعضى مواقع، كه كليه شرايط فردى و محيطى مهيا باشد، و طرف مقابل نيز همكارى لازم را بنمايد، موفّق بر اين عمل شود، آيا اين مشكل عنن محسوب شده، و موجب فسخ نكاح مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه فراهم شدن اين شرايط ميسّر باشد، عنن محسوب نمى‌شود.


صفحه 176

سؤال 440.اگر فردى از لحاظ جنسى در حالت عادى موفّق به عمل نزديكى نباشد، ولى با استفاده از داروهاى موجود، كه توسّط پزشكان مورد تأييد و تجويز است، قادر به اين كار باشد. آيا بيمارى مذكور عنن محسوب، و موجب فسخ نكاح مى‌شود؟

جواب:بيمارى مزبور عنن محسوب نمى‌شود.

سؤال 441.با توجّه به پيشرفت علوم پزشكى، در صورتى كه با آزمايشات متعدّد اطمينان حاصل شود كه زوج عنين است، آيا باز هم يك سال مهلت دادن لازم است؟

جواب:آرى لازم است و بايد به او فرصت معالجه داد.

سؤال 442.زنى پس از سال‌ها ازدواج بچّه دار نشده است، دكتر تشخيص داده كه عيب از مرد مى‌باشد، اكنون زن مى‌گويد: «شوهرم فاقد بيضه است». و بدين جهت بچّه دار نشده است، آيا زن مى‌تواند عقد را فسخ كند؟

جواب:در صورتى كه آگاهى بر اين امر نداشته، مى‌تواند فسخ كند؛ مگر اين كه بعد از آگاه شدن راضى شده و با او زندگى كرده باشد.

سؤال 443.آيا بيمارى ايدز را در هر يك از زن و مرد، از عيوبى كه بتوان عقد نكاح را بدون طلاق فسخ كرد مى‌دانيد؟

جواب:اگر به گواهى اهل اطّلاع اين بيمارى در مرحله‌اى باشد كه موجب سرايت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن زن نباشد، زن مى‌تواند طلاق خود را به وسيله حاكم شرع بگيرد و مرد نيز در اين‌گونه موارد مى‌تواند زن را طلاق بدهد.

سؤال 444.زوجه‌اى به علّت بيمارى پيسى زوج (بيمارى برص كه در هر دو پا و هر دو دست اوست) از غذا خوردن با زوج و نيز در انجام وظايف زناشويى با او كراهت دارد. حال با توجّه به اين كه بيمارى زوج مسلّم و مبتنى بر گواهى‌


صفحه 177

پزشكى قانونى است و با عنايت به اين كه اقوام و خويشاوندان زوجه به لحاظ بيمارى زوج محدوديت شديدى در رفت و آمد خود قائل شده و تقريباً قطع رابطه نموده‌اند، و حتّى مردان آنها حاضر به دست دادن با زوج نيستند، آيا چنين وضعيتى براى زوجه «عسر و حرج» محسوب مى‌شود؟

جواب:اگر ترس آنها از سرايت بيمارى مزبور از نظر پزشكى بجاست و پزشكان آن را تأييد مى‌كنند، عسر و حرج در فرض بالا مسلّم است.

سؤال 445.اين جانب، سعيده، يك سال قبل به عقد دائمى آقاى «ح» درآمدم.

مدّت 6 ماه در منزل شوهرم زندگى كردم؛ ولى او توان عمل زناشويى ندارد، بنده بعد از 6 ماه به منزل پدرم برگشتم و فعلًا باكره هستم و پزشك قانونى هم به عدم توانايى آميزش جنسى شوهرم نظر داده است، لطفاً بفرماييد:

الف) در اين صورت آيا بنده مى‌توانم عقد را فسخ نمايم، يا نياز به طلاق دارم؟

جواب:شما بايد از اين تاريخ تا يك سال مهلت بدهيد، اگر همسرتان معالجه شد و توانايى بر آميزش جنسى و دخول پيدا كرد عقد به قوّت خود باقى است.

در غير اين صورت مى‌توانيد فسخ كنيد.

ب) در صورت فسخ، مهريه و جهيزيه‌ام، كه فعلًا در دست شوهرم مى‌باشد، متعلّق به كيست؟

جواب:جهيزيه متعلق به شماست و حق نصف مهريه را داريد.

سؤال 446.آيا شخص مسلمانى كه مبتلا به ايدز مى‌باشد، مى‌تواند دختر مسلمانى را به عقد خود در آورد؟

جواب:در صورتى كه توليد خطر كند جايز نيست.


صفحه 178

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 179

3

عيوب زن‌

سؤال 447.كدام عيوب زن به مرد اين اجازه را ميدهد عقد را فسخ كند؟

جواب:هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه زن او يكى از هفت عيب زير را دارد مى‌تواند عقد را فسخ كند:

الف) ديوانگى.

ب) بيمارى خوره.

ج) بيمارى برص (پيسى).

د) كور بودن.

ه) شل بودن بطورى كه آشكار باشد.

و) افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائط او، يكى شده باشد و بطور كلّى پارگى طورى باشد كه قابل استفاده براى آميزش جنسى نباشد).

ز) گوشت يا استخوان يا غدّه‌اى در او باشد كه مانع نزديكى شود.

سؤال 448.تعريف «برص» كه سبب جواز فسخ نكاح مى‌شود چيست؟

جواب:برص به معناى پيسى است و آن يك نوع بيمارى پوستى است كه رنگ قسمتى از پوست بدن بر اثر آن سفيد مى‌شود.

سؤال 449.لطفاً «كورى» را تعريف كنيد.


صفحه 180

جواب:كورى آن است كه مطلقاً چيزى را نبيند، يا بينايى به‌قدرى كم باشد كه به حساب نيايد؛ خواه چشم ظاهراً سالم باشد يا غير سالم.

سؤال 450.اگر زن و شوهرى قبل از ازدواج و نزديكى، يا بعد از ازدواج و دخول، به مرض جنون ادوارى مبتلا شوند، آيا حقّ فسخ نكاح را دارند؟

جواب:آرى، حق فسخ دارند.

سؤال 451.دختر خانمى ازدواج نموده، و پس از آن طبق نظر متخصّصان و اقرار خانواده و خود دختر، معلوم شده كه قبل از ازدواج داراى مرتبه‌اى از جنون بوده، و اكنون ادامه زندگى با ايشان غير ممكن است. آيا شوهر حقّ فسخ دارد؟ و در صورت فسخ، آيا زوجه مستحقّ مهرالمثل است يا مهر المسمّى؟

جواب:شوهر حقّ فسخ دارد؛ ولى اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمّى را بپردازد.

سؤال 452.زنى به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادوارى بوده، و سوابق جنون و بسترى شدن در بيمارستان روانى را از شوهر مخفى نگاه داشته، و حتى پس از طرح دعوا از طرف مرد، نيز موضوع را انكار نموده است. مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيمارى و سوابق بسترى شدن قبلى زوجه در بيمارستان آگاهى نسبى يافته، و بلافاصله پس از اطّلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها، اقدام به فسخ نكاح مى‌نمايد. حال اگر بيمارى فوق توسّط كميسيون پزشكى قانونى به صورت زير تأييد گردد: «زوجه داراى سابقه اختلال روانى و واجد علائم جنون حدّاقلّ از سال 1367 (شش سال قبل از ازدواج) بوده، و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيمارى است». در فرض مسأله آيا مرد حقّ فسخ دارد، و به زن مهريه‌اى تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:سابقه بيمارى روانى به تنهايى براى فسخ كافى نيست. و با توجّه به اين كه چند سال با او زندگى كرده، و آثار محسوسى در اين مدّت نبوده، نشان‌