بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 177

پزشكى قانونى است و با عنايت به اين كه اقوام و خويشاوندان زوجه به لحاظ بيمارى زوج محدوديت شديدى در رفت و آمد خود قائل شده و تقريباً قطع رابطه نموده‌اند، و حتّى مردان آنها حاضر به دست دادن با زوج نيستند، آيا چنين وضعيتى براى زوجه «عسر و حرج» محسوب مى‌شود؟

جواب:اگر ترس آنها از سرايت بيمارى مزبور از نظر پزشكى بجاست و پزشكان آن را تأييد مى‌كنند، عسر و حرج در فرض بالا مسلّم است.

سؤال 445.اين جانب، سعيده، يك سال قبل به عقد دائمى آقاى «ح» درآمدم.

مدّت 6 ماه در منزل شوهرم زندگى كردم؛ ولى او توان عمل زناشويى ندارد، بنده بعد از 6 ماه به منزل پدرم برگشتم و فعلًا باكره هستم و پزشك قانونى هم به عدم توانايى آميزش جنسى شوهرم نظر داده است، لطفاً بفرماييد:

الف) در اين صورت آيا بنده مى‌توانم عقد را فسخ نمايم، يا نياز به طلاق دارم؟

جواب:شما بايد از اين تاريخ تا يك سال مهلت بدهيد، اگر همسرتان معالجه شد و توانايى بر آميزش جنسى و دخول پيدا كرد عقد به قوّت خود باقى است.

در غير اين صورت مى‌توانيد فسخ كنيد.

ب) در صورت فسخ، مهريه و جهيزيه‌ام، كه فعلًا در دست شوهرم مى‌باشد، متعلّق به كيست؟

جواب:جهيزيه متعلق به شماست و حق نصف مهريه را داريد.

سؤال 446.آيا شخص مسلمانى كه مبتلا به ايدز مى‌باشد، مى‌تواند دختر مسلمانى را به عقد خود در آورد؟

جواب:در صورتى كه توليد خطر كند جايز نيست.


صفحه 178

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 179

3

عيوب زن‌

سؤال 447.كدام عيوب زن به مرد اين اجازه را ميدهد عقد را فسخ كند؟

جواب:هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه زن او يكى از هفت عيب زير را دارد مى‌تواند عقد را فسخ كند:

الف) ديوانگى.

ب) بيمارى خوره.

ج) بيمارى برص (پيسى).

د) كور بودن.

ه) شل بودن بطورى كه آشكار باشد.

و) افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائط او، يكى شده باشد و بطور كلّى پارگى طورى باشد كه قابل استفاده براى آميزش جنسى نباشد).

ز) گوشت يا استخوان يا غدّه‌اى در او باشد كه مانع نزديكى شود.

سؤال 448.تعريف «برص» كه سبب جواز فسخ نكاح مى‌شود چيست؟

جواب:برص به معناى پيسى است و آن يك نوع بيمارى پوستى است كه رنگ قسمتى از پوست بدن بر اثر آن سفيد مى‌شود.

سؤال 449.لطفاً «كورى» را تعريف كنيد.


صفحه 180

جواب:كورى آن است كه مطلقاً چيزى را نبيند، يا بينايى به‌قدرى كم باشد كه به حساب نيايد؛ خواه چشم ظاهراً سالم باشد يا غير سالم.

سؤال 450.اگر زن و شوهرى قبل از ازدواج و نزديكى، يا بعد از ازدواج و دخول، به مرض جنون ادوارى مبتلا شوند، آيا حقّ فسخ نكاح را دارند؟

جواب:آرى، حق فسخ دارند.

سؤال 451.دختر خانمى ازدواج نموده، و پس از آن طبق نظر متخصّصان و اقرار خانواده و خود دختر، معلوم شده كه قبل از ازدواج داراى مرتبه‌اى از جنون بوده، و اكنون ادامه زندگى با ايشان غير ممكن است. آيا شوهر حقّ فسخ دارد؟ و در صورت فسخ، آيا زوجه مستحقّ مهرالمثل است يا مهر المسمّى؟

جواب:شوهر حقّ فسخ دارد؛ ولى اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمّى را بپردازد.

سؤال 452.زنى به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادوارى بوده، و سوابق جنون و بسترى شدن در بيمارستان روانى را از شوهر مخفى نگاه داشته، و حتى پس از طرح دعوا از طرف مرد، نيز موضوع را انكار نموده است. مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيمارى و سوابق بسترى شدن قبلى زوجه در بيمارستان آگاهى نسبى يافته، و بلافاصله پس از اطّلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها، اقدام به فسخ نكاح مى‌نمايد. حال اگر بيمارى فوق توسّط كميسيون پزشكى قانونى به صورت زير تأييد گردد: «زوجه داراى سابقه اختلال روانى و واجد علائم جنون حدّاقلّ از سال 1367 (شش سال قبل از ازدواج) بوده، و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيمارى است». در فرض مسأله آيا مرد حقّ فسخ دارد، و به زن مهريه‌اى تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:سابقه بيمارى روانى به تنهايى براى فسخ كافى نيست. و با توجّه به اين كه چند سال با او زندگى كرده، و آثار محسوسى در اين مدّت نبوده، نشان‌


صفحه 181

مى‌دهد كه بهبودى نسبى يافته است. و وجود عوارض غير محسوس، يا ضعيف گذشته، به تنهايى براى فسخ نكاح كافى نيست.

سؤال 453.آيا نبودن بكارت در دختر، باعث جواز فسخ عقد مى‌شود؟ معنى فسخ چيست؟

جواب:در صورتى كه شرط بكارت كرده باشد حقّ فسخ دارد. و معمولًا در محيطهاى ما، شرط بكارت به عنوان يك شرط ضمنى و از پيش توافق شده مى‌باشد. و معنى فسخ اين است كه بگويد: «من عقد را فسخ كردم، يا به هم زدم».

و به هر زبانى كافى است.


صفحه 182

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 183

4

تدليس‌

1. تدليس مرد

سؤال 454.شخصى، از دخترى، كه در افغانستان بسر مى‌برد، براى پسرش، كه در ايران است، خواستگارى مى‌كند، دختر راضى مى‌شود مشروط بر اين كه تعريف و توصيف‌هايى كه پدر داماد از پسرش كرده مطابق با واقع باشد، پس از آن كه دختر به ايران مى‌آيد متوجّه مى‌شود آن توصيفها كاملًا دروغ بوده و پدر و مادر پسر، عكس شخص ديگرى را به عنوان عكس فرزندشان به دختر نشان داده‌اند! آيا عقدى كه خوانده شده صحيح است؟

جواب:در فرض مسأله دختر حقّ فسخ دارد.

سؤال 455.زوجه‌اى در دوران عقد متوجّه بيمارى روحى و عصبى صعب العلاجى در شوهرش مى‌شود، بگونه‌اى كه عوارض بيمارى (شوك‌هاى عصبى، ضعف شديد جسمى، بى ثباتى شخصيتى، نابينايى موقّت، غش و مانند آن) زندگى را براى وى مخاطره آميز ساخته است. نظر به ترس و نگرانى زوجه از زندگى مشترك، و ضرورت درمان چند ساله، و نبودن عزم جدّى بر معالجه از سوى زوج و خانواده‌اش، آيا زوجه حقّ فسخ دارد؟ حكم مهريه و نفقه چيست؟

جواب:در صورتى كه قبلًا زوج و كسان او اظهار داشته‌اند كه از سلامت كامل برخوردار است، زوجه مى‌تواند به عنوان تدليس، نكاح را فسخ كند، در غير اين‌


صفحه 184

صورت هرگاه ثابت شود زندگى با آن مرد مستلزم عسر و حرج شديد است حقّ دارد از حاكم شرع تقاضاى طلاق كند، و طلاق در اين صورت جنبه خلع خواهد داشت كه معمولًا با بذل مهريه انجام مى‌شود؛ مگر اين كه با زوجه توافق ديگرى شود.

سؤال 456.هر گاه شخصى به خواستگارى دخترى برود و بگويد: «همسر و فرزندى ندارم». و دختر با اين شرط آماده ازدواج با او شود، و بعد از عقد معلوم شود كه مرد دروغ گفته است، آيا زن حقّ فسخ دارد؟

جواب:در تمام مواردى كه مرد يا زن اظهار صفاتى كنند كه موجب كمال باشد و يا حتّى موجب كمال نباشد، ولى رضايت طرف مقابل به خاطر وجود آن صفات باشد، و بعداً كشف خلاف گردد، در تمام اين موارد طرفى كه اغفال شده خيار فسخ دارد، و مى‌تواند بدون طلاق عقد نكاح را بر هم بزند.

سؤال 457.والدينم مرا بالاجبار به عقد شخصى در آوردند، شوهرم پس از مدّتى مانع انجام فرائض دينى‌ام شد، و معلوم گشت كه او شيعه نيست، و حتّى مرا در صورت باقى ماندن بر مذهبم تهديد به مرگ كرد، تكليف من چيست؟

جواب:در فرض مسأله شما مى‌توانيد به دادگاه شكايت كنيد، اگر او از كارش دست بر نداشت و حاضر به طلاق نشد، حاكم شرع مى‌تواند شما را طلاق دهد.

و اگر ازدواج شما بالاجبار بوده از اوّل باطل بوده است، و احتياج به طلاق ندارد.

و اگر شما راضى به ازدواج شده‌ايد، در حالى كه او خود را به عنوان شيعه معرّفى كرده و از مذهب او آگاه نبوده‌ايد، حقّ فسخ داريد و نيازى به طلاق نيست.

سؤال 458.اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش معتاد است، آيا مى‌تواند عقد را فسخ كند؟ تكليف مهريه چه خواهد شد؟

جواب:اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هر گاه شوهرش معتاد به موادّ مخدّر گردد، اختيار طلاق با او باشد، اين شرط باطل است؛ ولى هر گاه شرط كند كه او