4
تدليس
1. تدليس مرد
سؤال 454.شخصى، از دخترى، كه در افغانستان بسر مىبرد، براى پسرش، كه در ايران است، خواستگارى مىكند، دختر راضى مىشود مشروط بر اين كه تعريف و توصيفهايى كه پدر داماد از پسرش كرده مطابق با واقع باشد، پس از آن كه دختر به ايران مىآيد متوجّه مىشود آن توصيفها كاملًا دروغ بوده و پدر و مادر پسر، عكس شخص ديگرى را به عنوان عكس فرزندشان به دختر نشان دادهاند! آيا عقدى كه خوانده شده صحيح است؟
جواب:در فرض مسأله دختر حقّ فسخ دارد.
سؤال 455.زوجهاى در دوران عقد متوجّه بيمارى روحى و عصبى صعب العلاجى در شوهرش مىشود، بگونهاى كه عوارض بيمارى (شوكهاى عصبى، ضعف شديد جسمى، بى ثباتى شخصيتى، نابينايى موقّت، غش و مانند آن) زندگى را براى وى مخاطره آميز ساخته است. نظر به ترس و نگرانى زوجه از زندگى مشترك، و ضرورت درمان چند ساله، و نبودن عزم جدّى بر معالجه از سوى زوج و خانوادهاش، آيا زوجه حقّ فسخ دارد؟ حكم مهريه و نفقه چيست؟
جواب:در صورتى كه قبلًا زوج و كسان او اظهار داشتهاند كه از سلامت كامل برخوردار است، زوجه مىتواند به عنوان تدليس، نكاح را فسخ كند، در غير اين
صورت هرگاه ثابت شود زندگى با آن مرد مستلزم عسر و حرج شديد است حقّ دارد از حاكم شرع تقاضاى طلاق كند، و طلاق در اين صورت جنبه خلع خواهد داشت كه معمولًا با بذل مهريه انجام مىشود؛ مگر اين كه با زوجه توافق ديگرى شود.
سؤال 456.هر گاه شخصى به خواستگارى دخترى برود و بگويد: «همسر و فرزندى ندارم». و دختر با اين شرط آماده ازدواج با او شود، و بعد از عقد معلوم شود كه مرد دروغ گفته است، آيا زن حقّ فسخ دارد؟
جواب:در تمام مواردى كه مرد يا زن اظهار صفاتى كنند كه موجب كمال باشد و يا حتّى موجب كمال نباشد، ولى رضايت طرف مقابل به خاطر وجود آن صفات باشد، و بعداً كشف خلاف گردد، در تمام اين موارد طرفى كه اغفال شده خيار فسخ دارد، و مىتواند بدون طلاق عقد نكاح را بر هم بزند.
سؤال 457.والدينم مرا بالاجبار به عقد شخصى در آوردند، شوهرم پس از مدّتى مانع انجام فرائض دينىام شد، و معلوم گشت كه او شيعه نيست، و حتّى مرا در صورت باقى ماندن بر مذهبم تهديد به مرگ كرد، تكليف من چيست؟
جواب:در فرض مسأله شما مىتوانيد به دادگاه شكايت كنيد، اگر او از كارش دست بر نداشت و حاضر به طلاق نشد، حاكم شرع مىتواند شما را طلاق دهد.
و اگر ازدواج شما بالاجبار بوده از اوّل باطل بوده است، و احتياج به طلاق ندارد.
و اگر شما راضى به ازدواج شدهايد، در حالى كه او خود را به عنوان شيعه معرّفى كرده و از مذهب او آگاه نبودهايد، حقّ فسخ داريد و نيازى به طلاق نيست.
سؤال 458.اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش معتاد است، آيا مىتواند عقد را فسخ كند؟ تكليف مهريه چه خواهد شد؟
جواب:اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هر گاه شوهرش معتاد به موادّ مخدّر گردد، اختيار طلاق با او باشد، اين شرط باطل است؛ ولى هر گاه شرط كند كه او
از طرف شوهرش وكيل باشد كه هر گاه اين كار را انجام دهد خود را مطلّقه كند، اين وكالت صحيح است، و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.
سؤال 459.اگر زوجه، يا بستگان زوجه، در ازدواج تدليس كنند و پس از روشن شدن مسأله، نكاح (بعد از نزديكى) فسخ شود، آيا زوج بايد مهر زن را بدهد؟ اگر قبلًا پرداخت كرده باشد، مىتواند باز پس بگيرد؟
جواب:زوج بايد تمام مهر را بدهد و مىتواند به مُدلّس رجوع كند.
2. تدليس زن
سؤال 460.چنانچه مردى، پس از گذشت دو سال از زندگى مشترك زناشويى متوجّه شود كه همسرش در طول دو سال گذشته با خدعه، بيمارىهاى خويش را، كه فلج مثانه و اگزيما بوده و از كودكى به آن مبتلا مىباشد، از شوهر پنهان نموده، در حالى كه به هنگام عقد خود را سالم معرّفى كرده است، در فرض سؤال، آيا مرد حقّ فسخ نكاح را دارد؟
جواب:در فرض مسأله اگر مرد بعد از اطّلاع رضايت به اين ازدواج نداده حقّ فسخ دارد، و ضرر و زيانهايى را كه بر او وارد شده مىتواند از كسانى كه تدليس كردهاند بگيرد.
سؤال 461.اگر تدليس كننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهى از وجود عيب، نكاح را فسخ كند، موردى كه داراى بيمارى روانى، سر گيجه، استفراغ، تشنّج، پرخاشگرى و حالتهاى غير عادى، كه ناشى از بيمارى روانى غير قابل علاج باشد، و پزشكان متخصّص و شاهدان عينى تصديق نموده باشند، آيا چنين فسخى صحيح است؟
جواب:هرگاه زن و كسان او طورى وانمود كنند كه زن سالم است، و در واقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد درآيد، و بعداً كشف خلاف شود،
شوهر مىتواند عقد را فسخ كند. و اگر دخول نكرده، مهرى براى زن نيست، و اگر قبل از آگاهى بر عيب دخول كرده، تمام مهر بر او لازم است، و مىتواند آن را از تدليس كننده بگيرد، و اگر تدليس كننده زن باشد مهر او ساقط است.
سؤال 462.خواهشمند است نظر خود را راجع به تدليس در ازدواج به طور مشروح بيان فرماييد. آيا پنهان نمودن نقص، مانند كچلى كلّى، يا موضعى، كم پشت، يا خالى بودن قسمتى از موهاى سر، در زن موجب حقّ فسخ براى مرد مىشود؟
جواب:هر گاه در موقع خواستگارى معايب خود را عمداً بپوشاند، و خود را غير از آنچه هست نشان دهد، مصداق تدليس است، و شوهر پس از اطّلاع حقّ فسخ دارد.
5
تخلف از شرط
سؤال 463.زوج در موقع ازدواج، با اشتغال زوجه در خارج از منزل موافقت كرده و متعهّد شده كه ممانعت نكند، حال پس از گذشت چند سال از ازدواج و اشتغال زوجه، مانع ادامه كار او شده است، آيا زن در اينجا حقّ فسخ دارد؟
جواب:آرى، اگر شوهر از شرط تخلّف كند، زوجه مىتواند نكاح را فسخ كند.
سؤال 464.در صورتى كه داماد بخاطر عدم بكارت، نكاح را فسخ كند، چه مقدار از مهريه را بايد بپردازد؟ در صورت تدليس از چه كسى مىتواند بگيرد؟
جواب:در صورت شرط بكارت، يا هر شرط كمال و عدم نقص خواه به صورت ذكر در عقد باشد، يا قبل از آن چنانچه خلاف آن ثابت شود حقّ فسخ دارد. و هر گاه دخول حاصل نشده باشد، مهريه بكلّى ساقط است، و اگر حاصل شده باشد، مهر المسمّى پرداخته مىشود، سپس از كسى كه تدليس كرده مىگيرد.
سؤال 465.پسرم از دخترى با تأكيد بر باكره بودن وى خواستگارى كرده، و صيغه عقد شرعى و دائمى زوجيت با شرط باكره بودن زوجه جارى گرديده است. پس از گذشت ده ماه از اجراى صيغه دائمى عقد، و قبل از برگزارى مراسم ازدواج، زوجه اعلام مىدارد كه پرده بكارت وى توسّط زوج ازاله گرديده، امّا زوج با اتيان سوگند شرعى منكر ادّعاى زوجه مىباشد. لطفاً در اين مورد به
سؤالات زير پاسخ فرماييد:
الف) آيا پسرم، حقّ فسخ نكاح را دارد؟
جواب:در صورتى كه زوج و زوجه قبل از عروسى با هم رفت و آمد داشته و خلوت مىكردهاند، ادّعاى پسر پذيرفته نيست.
ب) آيا زوج بايد اثبات كند كه اقدامى نكرده است؟
جواب:آرى تا ثابت نكند، در فرضى كه در بالا گفتيم، ادّعاى او پذيرفته نيست.
ج) در صورت فسخ نكاح، آيا زوجه حقّ دريافت مهرالمسمّى دارد يا مهرالمثل؟
جواب:در فرض بالا زوج حقّ فسخ ندارد.
سؤال 466.يك سال پيش با دخترى آشنا شدم، كه توسّط فرد ديگرى بهطور نامشروع بكارت خود را از دست داده بود. با پرسش از دفتر بعضى مراجع، و رؤيت استفتائات ايشان، مبنى بر اينكه اين جانب مىتوانم بدون اذن پدر، دختر را به صيغه موقّت خود درآورم، با ايشان ازدواج موقّت كردم. حال پس از گذشت يكسال، خواستگارى براى او آمده است. آيا اين خانم، كه مىخواهد به عنوان دختر باكره با آن مرد ازدواج كند، لازم است بگويد باكره نيست؟
جواب:بر دختر لازم نيست وضع خود را به شوهر بگويد؛ امّا اگر بعداً بر شوهر ثابت شد كه دختر باكره نيست، حقّ فسخ نكاح را دارد.
سؤال 467.جوانى دختر باكرهاى را، مشروط بر صحّت كامل طرفين، به عقد ازدوج دائمى خود درآورده است. در اوّلين فرصت بعد از ازدواج، كه زوجين با هم تنها شدهاند، زوجه متوجّه مىشود كه ناحيه فوقانى بدن شوهر دچار ناراحتى مادرزادى، قيفى شكل، ناموزون و غير طبيعى است. بدين جهت مواقعهاى صورت نگرفت. در اين صورت:
الف) آيا زوجه اختيار فسخ نكاح را دارد؟
ب) در فرض جواز فسخ نكاح، و با توجّه به اين كه زوجه مدخول بها نيست، آيا مىتواند نصف مهريه و ديگر خسارات، از قبيل هزينه ميهمانى و مانند آن، را از زوج مطالبه كند؟
جواب:اين عيب از عيوب فسخ نكاح نيست؛ مگر اين كه قبلًا شرط صحّت كامل كرده باشند. در اين صورت زن حقّ فسخ از باب خيار تدليس دارد، ولى در فرض مسأله كه مُواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلّق نمىگيرد. امّا اگر خساراتى متحمّل شده، مىتواند آن را از زوج بگيرد.
سؤال 468.براى ازدواج اين جانب، دوشيزهاى را از اقارب نسبى معرّفى نمودند. على رغم قرابت، چون از كودكى ايشان در خارج از كشور زندگى مىكردند، هيچ نوع آشنايى قبلى از يكديگر نداشتيم. از آن جا كه شغل اين جانب پزشكى است، از ابتداى تحصيلات وحشت زيادى از انواع بيمارىها، بويژه بيمارىهاى ارثى كه به فرزند منتقل مىشود داشتهام. مطابق توصيههاى علمى، بويژه در مورد ازدواج با اقارب نسبى، پس از تفهيم موضوع بيمارىها و لزوم معاينات پزشكى و شرط صحّت كامل به دوشيزهخانم كه او نيز خود را پزشك معرّفى نموده، با استقبال او و خانوادهاش، دو بار به پزشك متخصّص مراجعه نموديم و هر دو نفر مورد معاينه پزشكى قرار گرفتيم. خوشبختانه اينجانب كاملًا سالم بودم و دوشيزهخانم و مادرشان هم از بيمارى خود صحبتى نكردند و پزشك متخصّص بر مبناى سلامت كامل طرفين، توصيه به اجراى عقد نمود، سپس با خيال راحت از سلامتى كامل دوشيزهخانم و فرزندان آينده، عقد ازدواج دائم را منعقد نموديم. پس از مدّتى از وقوع عقد و قبل از عروسى و دخول، دوشيزهخانم گفتند كه بيمارى خاصّى داشتهاند، ولى نمىخواستند قبل از عقد بگويند و نيت داشتهاند كه پس از عقد بگويند و به پزشك مربوطه هم
چيزى نگفتهاند. با فهميدن نوع بيمارى و مراجعه دوباره به پزشكان مربوطه، معلوم شد كه بيمارى دوشيزهخانم معالجه ندارد و اين كه بيمارى مذكور قابل انتقال به فرزندانش هم مىباشد. با توجّه به مقدّمه فوق به سؤالات ذيل پاسخ فرماييد:
الف) آيا اينجانب مىتوانم عقد ازدواج دائم فوق الذكر را به دليل عدم وجود شرايط ذكر شده از قبل، مبنى بر سلامت كامل زوجه و فرزندان آتى، فسخ نمايم؟
جواب:در فرض مسأله كه نوشتهايد شرايط مفقود بوده، مىتوانيد عقد را فسخ كنيد و در فرض مسأله، مهر واجب نيست.
ب) خساراتى در جريان عقد، از قبيل خريد هدايا و هزينه مراسمات و نفقه و مهريه و مانند آن به اينجانب وارد شده، آيا دوشيزهخانم ضامن آن خسارتها هستند؟ والدينش كه معرّف و شاهد عقد بوده و از ابتدا از بيمارى فرزندشان اطّلاع كامل داشته و از شرايط اين جانب مبنى بر سلامت دوشيزه خانم، مطّلع بوده و پذيرفته بودند چطور؟
جواب:كليه اشيا و هدايايى كه به اعتقاد صحّت عقد يعنى واجد بودن شرايط ردّ و بدل شده به صاحبش برمىگردد و خسارات بايد جبران شود؛ ولى عفو و گذشت در اينگونه موارد بهتر است.
سؤال 469.اگر حال شوهر بعد از عقد بر خلاف آنچه ادّعا كرده بود و عقد بر مبناى آن حال و شرايط اجرا گرديده بود، ظاهر گردد، آيا باز هم طلاق و فسخ به دست شوهر است؟ و اگر زن مهريه را گرفته و بخواهد عقد را قبل از دخول فسخ كند، حكم مهريه چيست؟
جواب:اگر زن شرايطى را بر مرد شرط كرده باشد و مرد از آن شرايط تخلّف كند، يا در بعضى صفات زن را فريفته باشد و خلاف آن ثابت شود، زن حقّ فسخ عقد را دارد و اگر قبل از دخول فسخ كند مستحقّ مهريه نيست.