قبول مىكند، ولى مرد مسيحى مىماند. شوهر، زن خود را بر انجام فرائض دينى تشويق مىكند و مىخواهد كه فرزندان او هم مسلمان بشوند. وقتى از او سؤال مىشود كه شما چرا اسلام را قبول نمىكنيد؟ جواب مىدهد: هنوز وقت اين امر نرسيده است، حكم اين زن چيست؟
جواب:در صورتى كه شوهر مسلمان نشود، زن بدون طلاق از او جدا مىشود و عدّه نگه مىدارد و شوهر مىكند؛ مگر اين كه مرد در باطن مسلمان باشد؛ هرچند به عللى حاضر به اظهار آن نگردد.
4. زنده شدن كسى كه فوت كرده
سؤال 476.زنى كه در اثناى وضع حمل بميرد و بعد به بركت توسّل به ذات پاك خدا و اولياء اللَّه زنده شود، آيا زوجيت او باقى است؟
جواب:در فرض مسأله زوجيت باقى است.
5. خنثى
سؤال 477.چنانچه پس از عقد و نزديكى مشخّص گردد كه يكى از طرفين خنثاى مشكل است، عقد چه حكمى دارد؟ آيا بهتر است طلاق داده شود، يا اين كه از اوّل باطل بوده، يا طرف، حقّ فسخ دارد؟
جواب:اگر يكى از آن دو، يا هر دو خنثاى مشكل باشند، نكاح باطل است.
7
مواردى كه فسخ جايز نيست
سؤال 478.پس از ازدواج معلوم شد كه در قسمتهاى بالاى پاى زوجه آثار سوختگى قديمى بطور ضعيف بجا مانده است، و از طرفى پرده بكارت از نوع گوشتى و بسيار ضخيم است كه عمل دخول بدون اقدام به عمل جرّاحى ممكن نيست؛ در حالى كه قبل از ازدواج در خصوص سلامتى زوجه، هيچ مذاكرهاى انجام نشده است، آيا در اين مورد، مرد حقّ فسخ دارد؟
جواب:در صورتى كه با جرّاحى معمولى مشكل حل شود و عوارض خاصّى نداشته باشد، اين مقدار عيب باعث فسخ نمىشود.
سؤال 479.دخترى را به ازدواج پسرم در آوردهام و عروسى هم كردهاند، حال معلوم شده كه دختر مدّتهاست به بيمارى صرع (غش) مبتلا است، خود دختر و دكترش هم تصديق نمودهاند، ولى پدر و مادرش اين مطلب را پنهان كردهاند، حتّى دختر مىگويد: «مىخواستم بگويم، امّا والدينم مانع شدند». تكليف عقد و مهريه چيست؟
جواب:بيمارى صرع موجب خيار فسخ در عقد نكاح نيست، و اگر بخواهد دختر را طلاق دهد، چنانچه عروسى نموده بايد تمام مهر را بپردازد؛ ولى اگر در مذاكرات قبل از عقد يا به هنگام اجراى صيغه عقد، شرط سلامت كرده باشند، شوهر خيار فسخ دارد.
سؤال 480.چنانچه پزشكى قانونى بر اساس وضعيت كروموزومى شخص، خنثى را خنثاى مذكر يا مؤنث معرّفى كند، آيا براى طرفى كه با او ازدواج نموده، جزء عيوب محسوب شده و حقّ فسخ دارد؟
جواب:اگر در ظاهر علامت خلافى نمايان نيست، موجب فسخ نمىشود.
سؤال 481.زيد، دختر بالغه خودش زينب را به عقد نكاح بكر، فرزند خالد در آورد و خالد، دختر نابالغ خودش سلمى را به عقد نكاح عمرو فرزند زيد در آورد. بعد از مدّتى زيد پدر زينب اين رشته را قطع نمود و تزويج دخترش زينب را به بكر انكار كرد و براى فسخ نكاح دخترش به دادگسترى جور مراجعه كرد و وقتى كه طرفين براى قضاوت به دادگسترى رسيدند دختر زيد ادّعاى فسخ نكاح را تكذيب كرد و گفت من مىخواهم همراه همسرم بكر كه به عقد او در آمدهام بروم و قانون به نفع زينب و بكر حكم كرد. وقتى زيد اين جا تحقير شد، دشمن خانواده خالد شد خواست دختر خالد سلمى كه به عقد نكاح پسرش عمرو درآمده بود را به خانه بياورد ولى دختر خالد سلمى فهميد كه زيد قصد انتقام دارد، چرا كه مخاصمت پسرش عمرو با او شروع شده بود و به خاطر همين، نكاح عمرو را فسخ كرد الان سلمى بالغ شده است، آيا فسخ سلمى صحيح است؟
جواب:هرگاه ازدواج دخترى قبل از بلوغ مصلحت نداشته است، از اوّل عقد باطل بوده است اما اگر در آن زمان براى دختر مصلحت داشته و الان داراى مفسده مهمّى است بايد پيش يكى از علما برود و مدرك خود را بر وجود مفاسد فعلى و اينكه منظور آنها انتقام جويى است ارائه دهد، اگر ثابت شود خطرى آن دختر را تهديد مىكند، آن عالم مىتواند صيغه طلاق او را جارى كند.
بخش هشتم:
احكام عقد دائم
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
نفقه
1. نفقه همسر
سؤال 482.خواهر اين جانب به نام خديجه، همسر مردى به نام سهراب بوده است، در زمان حيات خواهرم، شوهرش جهت كارگرى و اعاشه به اميرنشين قطر رفت و مدّت 6 سال تمام نفقه و مخارج خواهرم و دخترشان را شخصاً دادهام تا اين كه خواهرم در منزل ما از دنيا رفت، حتّى مخارج كفن و دفن خواهرم و مخارج خواهرزادهام تا رسيدن به سن بلوغ و ازدواج را بنده پرداختهام، آيا شوهر خواهرم بابت امور مذكور به اين جانب بدهكار است؟
جواب:خواهر شما از شوهرش نفقه تمام اين مدّت را طلبكار است و جزء تركه او محسوب مىشود و شما در صورتى مىتوانيد آنچه را دادهايد از تركه برداريد كه با خواهرتان قرار گذاشته باشيد كه به عنوان وام نفقه او را مىدهيد، يا قرائن روشنى براين معنا وجود داشته باشد.
سؤال 483.زن و شوهرى اختلاف پيدا مىكنند، بدين جهت زن عليه شوهر شكايت مىنمايد. پس از مراجعات زياد، دادگسترى دستور حلّ اختلاف را از طريق كدخدا منشى صادر مىكند. جمعى به همراه زن و شوهر به محضر حاكم شرع محل مىروند. پس از مشخّص شدن حقوق شرعى زن (مهريّه، نفقه، و مانند آن) حاكم شرع از شوهر وكالت شرعى گرفته، و اقرار نامهاى جهت
اجراى صيغه طلاق تهيه، و به امضاى زن و شوهر و حاضرين در جلسه مىرساند. زن تمام حقوق شرعى خود، حتّى اجرت انجام صيغه طلاق را از شوهر مىگيرد. شوهر در اين مورد و در اين مدّت نه به زن، و نه به حاكم شرع، رجوع ننموده است. پس از گذشت هفت سال، زن ادّعاى جارى نشدن صيغه طلاق را دارد، و نفقه و مخارج چند ساله خود را از شوهر مطالبه مىنمايد. حاكم شرع نيز اعتراف دارد كه صيغه طلاق را اجرا نكرده است. در اين مدّت طولانى، اجرا نشدن صيغه طلاق به صورت يك راز بين زن و حاكم شرع پنهان بوده، و به شوهر اطلاع ندادهاند! زن مجدّداً عليه شوهر شكايت نموده، و شوهر محكوم به خسارات و مجازات مىشود. حكم مسأله را بيان فرماييد.
جواب:هرگاه شوهر تمام حقوق زن را پرداخته، و به كسى وكالت داده كه صيغه طلاق زن را جارى كند، و او كوتاهى كرده و صيغه طلاق را جارى نكرده و به شوهر هم اطّلاع نداده، شوهر ضامن نفقه زن در اين مدّت نمىباشد.
سؤال 484.اين كه گفته مىشود: «نفقه اقارب قضا ندارد» شامل چه كسانى مىشود؟ آيا شرط و شروطى دارد؟
جواب:منظور از اقارب پدر و مادر و فرزند است؛ و شرط و شروط خاصّى ندارد. ولى نفقه همسر در هر حال بايد پرداخته شود.
سؤال 485.آيا بر شوهر واجب است غذا و لباس و منزل و لوازم ديگر را براى همسر دائمى خود تهيه كند؟
جواب:بر شوهر واجب است غذا و لباس و منزل و لوازم ديگر را مطابق معمول براى همسر دائمى خود تهيه كند. (حتّى هزينه طبيب و دارو و مانند آن) و اگر تهيه نكند بنابر احتياط بدهكار او خواهد بود، خواه توانايى داشته باشد يا نه.
سؤال 486.آيا بر شوهر لازم است ماهيانه يا روزانه پولى جهت مخارج
همسرش به او بپردازد؟ در صورت وجوب، آيا شوهر حق دارد مورد مصرف پول را تعيين كند؟
جواب:مانعى ندارد شوهر به همسرش در تهيه نفقه وكالت دهد، و بر زن لازم است طبق شرط عمل كند. اين در صورتى است كه شوهر به زن وكالت در تهيه نفقه بدهد؛ ولى اگر حقّ نفقه را به او واگذار كند، زن در مصرف آن مختار است.
سؤال 487.آيا بر زوج لازم است آنچه معمولًا تمام زنها به آن نياز دارند را به عنوان نفقه براى زوجهاش تهيه كند؟ يا فقط غذا و مسكن و لباس لازم است؟
جواب:آنچه واقعاً مورد حاجت است و مرد قدرت بر آن دارد بر او لازم است.
سؤال 488.مرسوم است بين عقد ازدواج و زفاف، تا زمانى كه زن به خانه شوهر نرفته از زوج نفقه نمىگيرد، بنابراين اگر زوجه پس از مدّتى در مقام مطالبه نفقه آن زمان برآيد، آيا با توجّه به اين كه تمكين كامل ننموده حقّ نفقه دارد؟
جواب:نفقه ندارد.
سؤال 489.شوهر در عقد ازدواج و قبل از دخول مىگويد: «قدرت برگزارى مراسم عروسى را از لحاظ مالى ندارم». زوجه هم مىگويد: «فقط با رعايت شرايط و تشريفات مرسوم و عرف محل حاضرم به خانه شوهر بروم». در فرض مسأله، آيا زوجه مستحقّ نفقه مىباشد؟
جواب:اگر در عقد نكاح چنين شرطى ذكر نشده، زوجه حقّ امتناع ندارد، و اگر امتناع كند حقّ نفقه ندارد.
سؤال 490.آيا هزينه دارو و درمان زوجه مريض، با توجّه به اين كه مداواى بيمارى عرفاً جزء نيازهاى اوّليه هر انسانى مىباشد، نيز جزء نفقه زوجه است؟
جواب:مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.