بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 212

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 213

3

حق آميزش، تمكين‌

سؤال 520.آيا مى‌تواند براى مدت طولانى از نزديكى با همسر خود اجتناب كند؟

جواب:مرد نمى‌تواند بيش از چهار ماه، نزديكى با همسر دائمى خود را ترك كند، بلكه اگر زن جوان باشد و در اين مدّت بيم آن برود كه به گناه بيفتد احتياط واجب آن است كه طورى رفتار كند كه او به گناه نيفتد.

سؤال 521.با توجّه به سؤال بالا، چنانچه زنى جوان نباشد، ولى اگر شوهر به آميزش يكبار در چهار ماه اكتفا كند بيم گناه بر او مى‌رود، در اين صورت مرد در برابر او چه وظيفه‌اى دارد؟

جواب:احتياط واجب آن است ترتيبى بدهد كه او آلوده گناه نشود.

سؤال 522.مرد مى‌تواند زن دائمى خود را طورى ترك كند كه نه مانند زن شوهردار باشد و نه بى شوهر؟

جواب:مرد حق ندارد چنين كارى را انجام دهد؛ ولى واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند، امّا اگر همسرهاى متعدّد دارد بايد در ميان آنها از اين جهت با عدالت رفتار نمايد.

سؤال 523.آيا شوهر حق دارد بدون رضايت همسرش از انزال نطفه خوددارى نمود، و به آميزش تنها قناعت كند؟


صفحه 214

جواب:مانعى ندارد؛ ولى در موردِ آميزشِ واجب، بدون رضايت همسر نمى‌تواند اين كار را انجام دهد.

سؤال 524.آيا زن حق دارد از شوهر بخواهد كه به جاى آميزش واجب (هر چهار ماه يكبار) از راه‌هاى ديگر او را ارضا كند؟

جواب:در صورتى كه طرفين راضى شوند مانعى ندارد.

سؤال 525.اگر شخصى دو همسر داشته باشد، آيا لازم است يك شب را نزدِ يكى، و شب بعد را نزد ديگرى باشد؟ يا از هر چهار شب بايد يك شب را نزد هر يك از آنها باشد، و دو شب ديگر را آزاد است؟

جواب:از هر چهار شب واجب است يك شب را نزد هر يك از آنها باشد، و دو شب ديگر را مختار است، هر چند بهتر آن است كه در ميان آنها مساوات قائل شود.

سؤال 526.آيا در عقد نكاح دائم مى‌توان شرط كرد نزديكى زن و مرد صورت نگيرد؟

جواب:در عقد دائم خالى از اشكال نيست.

سؤال 527.اگر زوجه مدّعى تمكين تعليقى باشد و زوج اظهار نمايد كه همسرش اهل تمكين حتّى در صورت دريافت مهر نيست و قراينى هم در حدّ افاده احتمال بر صحّت اظهارات زوج وجود داشته باشد آيا به صرف ادّعاى زوجه، شوهر ملزم به پرداخت نفقه مى‌گردد و يا اين‌كه از طريق اقامه بينه و يمين فصل خصومت مى‌شود؟ چه كسى مدعى و يا منكر شناخته مى‌شود؟

جواب:هرگاه ظاهر حال زوجه‌اى كه نزد مرد زندگى مى‌كند تمكين مى‌باشد و شوهر ادعاى خلاف آن را كند بايد ثابت نمايد و اگر ظاهر حال عكس آن باشد ادّعاى زوج مقبول است.

سؤال 528.آيا زن مى‌تواند به دليل آن‌كه: شوهر به من تهمت زده‌اى و يا آبروى‌


صفحه 215

مرا پيش دوستان و نزديكانم با سخنان تهمت آميز برده خود را بر شوهر رسمى و شرعى خود حرام كند و با ديدنش در حجاب شود و از او تمكين عام و خاص نكند؟ اگر چه شوهر بارها به پاكى او اعتراف و از او به نحوى دلجويى كرده باشد؟

جواب:زن حق ندارد با اين عذرها ازتمكين خوددارى كند و اگرشوهر به او تهمت زده، بايد نزد حاكم شرع برود و مجازات او را بخواهد، مگر اين كه زن او را ببخشد.

سؤال 529.آيا وظيفه زن مسلمان صرفاً تمكين است؟ اگر چنين است، نگهدارى از فرزندان، نظافت منزل، شستشوى ظروف و البسه، پخت و پز، وظيفه كيست؟ تقسيم كارى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بين دختر گرامى و داماد عزيزش انجام داد[1]، كه كار بيرون منزل را به على، و كار درون منزل را به زهرا واگذار كرد، به چه معنايى است؟ اگر فلسفه ازدواج فقط رفع شهوت است، آيا بهتر نيست مرد با هزينه‌اى كمتر از آوردن زن به خانه به عنوان موجودى پر خرج، شهوتش را بيرون خانه به طريق شرعى (صيغه) رفع كند؟ اگر وظيفه زن صرفاً تمكين است، چرا مرد مخارج عروسى، خورد و خوراك، لباس، وسائل رفاهى، پزشكى، درمانى، مهريه، شيربها و مانند آن را برگردن مى‌گيرد؟ بهتر نيست مجرّد و بى‌مسؤوليت به كار و عبادت و زندگى خود بپردازد، نه دغدغه خاطرى، نه دل‌بستگى، نه ترس از دست دادنى، نه جنگ اعصابى، و نه نگرانى‌هاى ديگر.

لطفاً نظرتان را به طور صريح در اين زمينه بيان فرماييد:

جواب:هدف از ازدواج، همان‌گونه كه قرآن مى‌گويد، آن است كه زن و مرد در كنار يكديگر زندگى آرامى داشته باشند«لتسكنوا اليها»[2]و اين هدف بدون‌

[1]. وسائل الشيعة، ج 14، ابواب مقدمات النكاح، باب 89، ح 1

[2]. سوره روم، آيه 21


صفحه 216

زندگى مشترك حاصل نمى‌شود. و زندگى توأم با تجرّد موجب بدبختى وانواع مشكلات و بيمارى‌هاست، ولى زن نبايد به صورت برده مرد درآيد. و اگر كارهاى خانه را انجام مى‌دهد، بايد با ميل و رضايتش باشد. البتّه تقسيم كار بر اساس رضايت طرفين كار بسيار خوبى است.

سؤال 530.در صورت امتناع مرد از پرداخت نفقه، عدم تمكين زن، چه حكمى دارد؟

جواب:احتياط واجب آن است كه زن از تمكين خوددارى نكند؛ ولى مى‌تواند با اجازه حاكم شرع از اموال او به مقدار نفقه خود بردارد.


صفحه 217

4

نشوز

سؤال 531.با عنايت به آيه شريفه 34 سوره نساء، آيا صدور افعال و رفتار زير از زن دليل بر كراهت و نشوز وى مى‌باشد؟ راه اثبات آنچه بين زوج و زوجه رخ داده، چيست؟

الف) ابراز بى‌علاقه‌گى به زوج، و كراهت از نزديكى، و جلوگيرى از عزل.

ب) بگويد: «من شخص ديگرى را مى‌خواستم، و از تو خوشم نمى‌آيد» و كراراً از همان اوايل ازدواج درخواست طلاق كند.

ج) به‌خواسته شوهر اهميتى ندهد، بى‌اعتنايى و لجاجت كند، رفت و آمدها و تلفن‌هاى ديگران به منزل را كه در غياب شوهر انجام شده، از او كتمان نمايد.

د) بدون اجازه و اطّلاع شوهر از منزل خارج شده، و به محافل اجتماعى خلاف شؤون و ميل شوهر برود.

ه) در غياب شوهر و بدون اطّلاع او، اموال با ارزش وى را از منزل خارج كند، و در حضور شهود تضمين برگشت بدهد، ولى عمل نكند. و جهيزيه خود را نيز طبق سند كتبى تحويل گرفته و با خود ببرد، و بى‌اذن زوج پس از سه ماه زندگى را ترك كند.

و) برخلاف شروط ضمن عقد، مابقى قباله خود را به اجرا گذاشته، و به هيچ يك از توافقنامه‌ها و تعهّدات طرفين، كه توسّط زوجه و پدرش امضا شده، عمل نكند.


صفحه 218

ز) ادامه زندگى خود را منوط به دريافت كلّ قباله، و حقّ مسكن، و دريافت سه فقره چك سفيد امضا از شوهر و كسان او بنمايد.

جواب:چنانچه موارد بالا ثابت شود، زن ناشزه است.

سؤال 532.اگر زنى به بهانه اختلافات خانوادگى از شوهر خود اطاعت نكند، و اطرافيان او، حتّى با تهمت و دروغ گفتن به شوهر، مانع رفتن او به نزد شوهرش شوند، آيا زن و اطرافيانش گناهكارند؟

جواب:زن بدون دليل نمى‌تواند نشوز اختيار كند، و همچنين اطرافيان او بدون دليل حق ندارند در اين مسأله دخالت كنند، و اگر اين كار را انجام دهند گناهكارند.

سؤال 533.در قرآن مجيد آمده: «اگر زنان نافرمانى كردند، آنها را كتك بزنيد؟!» و در جاى ديگر مى‌خوانيم: «مردها به خاطر اين كه نفقه مى‌دهند، بر زنان تسلّط دارند». فلسفه اين دو حكم الهى چيست؟

جواب:پاسخ هر دو سؤال در تفسير نمونه، جلدسوم، در تفسير آيه 34 سوره نساء نوشته شده است، كه خلاصه پاسخ اين است كه: با توجه به معنى آيه، و رواياتى كه در بيان آن وارد شده و توضيحى كه در كتب فقهى آمده است و همچنين با توضيحاتى كه روانشناسان امروز مى‌دهند اين مسئله چندان پيچيده نيست؛ زيرا:

اولًا: آيه، مسأله تنبيه بدنى را در مورد افراد وظيفه‌نشناسى مجاز شمرده كه هيچ وسيله ديگرى براى اصلاح آنها مفيد واقع نشود. اتفاقاً اين موضوع تازه‌اى نيست كه منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانين دنيا هنگامى كه طرق مسالمت‌آميز براى وادار كردن افراد به انجام وظيفه، مؤثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى‌شوند، نه تنها از طريق ضرب، بلكه گاهى در موارد خاصى مجازات‌هايى شديدتر از آن نيز قائل مى‌شوند، كه تا سرحدّ اعدام پيش مى‌رود.


صفحه 219

ثانياً: «تنبيه بدنى» در اينجا- همان طور كه در كتب فقهى نيز آمده است- بايد ملايم و خفيف باشد به طورى كه نه موجب شكستگى شود، نه مجروح گردد و نه باعث كبودى بدن.

ثالثاً: روانكاوان امروز، معتقدند جمعى از زنان داراى حالتى به نام «ماژوخيسم» (آزار طلبى) هستند، كه گاه اين حالت در آنها تشديد مى‌شود، تنها راه آرامش آنان تنبيه مختصر بدنى است.

بنابراين، ممكن است ناظر به چنين افرادى باشد كه تنبيه خفيف بدنى در مورد آنان جنبه آرام بخشى دارد و يك نوع درمان روانى است.

سؤال 534.هر گاه زوجه از ايفاى وظايف زوجيت خوددارى نمايد، ناشزه بوده و مستحقّ نفقه نخواهد بود. حال اگر شوهر از انجام وظايف زوجيت سرباز زند، به گونه‌اى كه زوجه‌اش را معلّقه قرار دهد، بفرماييد:

الف) آيا مى‌توان حكم به نشوز وى كرد؟

جواب:آرى، در اين صورت زوج ناشز است، و زوجه مى‌تواند به حاكم شرع شكايت كند، تا او را وادار به انجام وظيفه نمايد، و در صورت لزوم تعزير كند.

ب) آيا در اين صورت زوجه مى‌تواند از دادگاه تقاضاى طلاق نموده، و دادگاه نيز بر اين اساس حكم به طلاق زوجه دهد؟

جواب:در صورتى كه زوج به هيچ وجه حاضر نباشد، امساك به معروف يا تسريح به احسان كند، و زوجه در عسر و حرج قرار گيرد، حاكم شرع مى‌تواند او را طلاق دهد.