7
مهريه
1. كليات مهريّه
سؤال 540.آيا تعيين مهريه در عقد دائم واجب است؟
جواب:تعيين مهر در عقد دائم واجب نيست، و بدون آن عقد صحيح است؛ ولى چنانچهبعداً بازن نزديكى كند بايد مهر او را مطابق معمول زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.
سؤال 541.لطفاً پيرامون اقسام سه گانه مهريه؛ «مهر المثل»، «مهر المسمّى» و «مهر السنّه» توضيحى بيان فرمائيد.
جواب:منظور از «مهر المسمّى» همان مهرى است كه در عقد نامبرده مىشود.
و مراد از «مهرالمثل» آن است كه مثلًا به هنگام عقد نامى از مهر نبردهاند، در اين صورت بايد ديد مهرامثال آن زن در عرف و عادت چقدر است و به او بپردازند.
و منظور از «مهر السنّه» مهر حضرت فاطمه زهرا صلى الله عليه و آله است، كه معروف است پانصد درهم (دويست و پنجاه مثقال نقره مسكوك) بوده است.
2. مهر السُّنَّه
سؤال 542.اگر زنى مهريه خويش را، مهر السّنه قرار دهد، آيا معادل آن را طلب دارد، يا مهر المثل بر عهده زوج است؟
جواب:چنانچه طرفين مىدانستهاند كه مهر السّنه طبق مشهور پانصد درهم نقره است اشكالى ندارد، و بايد با پول رايج حساب كنند[1]؛ امّا اگر هر دو، يا يكى از آنها آگاه نبودهاند، احتياط آن است كه در مورد مقدار مهر با هم مصالحه كنند.
سؤال 543.از آنجا كه در زمان ما درهم سكه دار وجود ندارد، آيا معيار قيمت مهر السّنه، نرخ نقره معمولى و بدون سكه است؟
جواب:در شرايطى كه درهم سكه دار وجود ندارد بايد فرض را بر اين بگيريم كه اگر نقره سكه دار و رايج وجود داشت چه اندازه به قيمت آن افزوده مىشد؟ سپس اضافه قيمت را بطور تقريبى حساب كنيم و بر آن بيفزائيم. و از آنجا كه اين حكم، يك حكم استحبابى است محاسبات تقريبى در آن ضرر ندارد.
3. مهر المِثل
سؤال 544.بكارت دخترى در اثر تصادف زايل شده است. آيا ارش البكاره گرفته مىشود، يا مهر المثل؟
جواب:بايد مهر المثل بپردازد.
سؤال 545.در مواردى كه مهرالمثل واجب مىشود، آيا حدّاقل يا حدّاكثرى وجود دارد؟
جواب:ظاهر اين است كه در مهرالمثل حدّ معينى نيست، و الّا مهرالمثل صدق نمىكند، و رواياتى كه خلاف آن را بگويد ظاهراً معمول بهاى اصحاب نيست.
سؤال 546.اگر زنى همسرى اختيار كند و آن مرد را براى زن با صفات خوبى توصيف كرده باشند؛ ولى پس از عروسى مرد بگويد: «مىخواهى نماز بخوان
[1]. مهرالسنه در تيرماه 1388 حدوداً معادل پانصد و بيست و نه هزار تومان بوده است
و نمىخواهى نخوان» و خود مرد نسبت به نماز بىاعتنا و تاركالصّلاة و نسبت به قرآن و امام حسين عليه السلام و حضرت ابوالفضل، العياذ باللّه، هتّاكى كند، در اين صورت اگر زن بخواهد از چنين مردى جدا شود، آيا حقّ مهريه دارد؟
جواب:با توجّه به اين كه فرد مذكور مرتدّ است، ازدواج با او باطل بوده و زن بايد فوراً و بدون طلاق از او جدا شود و اگر بدون توجّه به اين مسأله عروسى و آميزش انجام گرفته زن مىتواند مهرالمثل را مطالبه نمايد.
سؤال 547.فقها در ازاله بكارت در اثر ارتكاب زنا، مهر المثل تعيين نمودهاند، نحوه محاسبه مهرالمثل چگونه است؟ آيا نحوه پرداخت آن مانند ديه مؤجّل است يا حالّ؟
جواب:مهر المثل مزبور حالّ است، مگر اين كه شخص مديون قدرت بر پرداخت نداشته باشد، كه در اين صورت تقسيط مىشود، و نحوه محاسبه آن مراجعه به عرف محل در تعيينِ مقدارِ مهريه چنين زنى است.
4. مقدار مهريّه
سؤال 548.در صورت اختلاف زوجين در مقدار و وصف مهريه، قول كدام يك مقدّم مىشود؟ اگر هيچ كدام دليلى جهت ادّعاى خود نداشته باشند چطور؟
جواب:چنانچه زوج مدّعى مقدار كمتر است، قول او پذيرفته مىشود، مگر اين كه دليلى بر خلاف آن اقامه شود.
سؤال 549.در بعضى ازدواجها مهريههاى سنگينى در نظر گرفته مىشود، كه عندالمطالبه نيز مىباشد، در حالى كه مرد 500 هزار تومان هم پول ندارد. ولى براى اين كه ازدواج سر بگيرد، مثلًا 20 ميليون تومان مهرِ پيشنهادى را مىپذيرد، و شايد در طول عمر خود به اين مبلغ دست نيابد، و از اوّل نيز محرز است كه در صورت مطالبه، قادر بر پرداخت چنين مهريهاى نخواهد بود. اين نوع ازدواجها
شرعاً چه حكمى دارد؟
جواب:اينگونه مهريهها با چنان قرائنى كه ذكر شد، جدّى نيست. و جمله عندالمطالبه را بايد حمل بر عندالقدره و الاستطاعه كرد. بنابراين، به اجرا گذاشتن اينگونه مهريهها در صورت عدم قدرت جايز نمىباشد.
سؤال 550.برادر اين جانب ده سال پيش (سال 64) ازدواج نمود و بابت مهريه در عقدنامه چنين نوشته شده است: يك جلد كلام اللّه مجيد به هديه پنج هزار ريال به انضمام يكصد و ده كيلوگرم نمك طعام به ارزش چهار هزار ريال و يك صد گرم ابريشم خالص سبز به ارزش يك هزار ريال و دويست و بيست و پنج گرم طلاى خوب و معمول بازار به ارزش فعلى نهصد هزار ريال و تعداد هفتصد (700) سكه طلاى بهار آزادى به ارزش فعلى بيست و چهار ميليون و پانصد هزار ريال كه جمعاً بيست و پنج ميليون و چهارصد و ده هزار ريال مىشود. به طورى كه ملاحظه مىفرماييد مهريه فوق تماماً به پول تبديل گرديده است و قصد و نيت زوج در زمان عقد همان مبلغ ذكر شده بوده است كه توسط عاقد قرائت گرديده و مورد توافق و امضا قرار گرفته است اكنون زن مهريه خود را بر اساس قيمت روز طلب مىنمايد آيا حقّ با زن است يا شوهر؟
جواب:اگر موقع اجراى صيغه عبارت به همين صورت خوانده شده و قيمت هر يك از اينامور بيان شده است مهريه واقعى همان مبلغ ذكر شده مىباشد ولى اگر به طور يقين ثابت شود كه شوهر قصد قيمت داشته و زن قصد سكه نهقيمت، مهريه مذكور باطل مىشود و بايد مهرالمثل داده شود.
5. تنصيف مهريّه
سؤال 551.مردى زنى را به عقد خود درآورده، ولى هنوز عروسى نكردهاند، امّا زن از طريق انزال در محل باردار شده است، اگر قبل از عروسى از هم جدا
شوند، آيا مهريه تنصيف مىشود؟
جواب:هر گاه مرد سبب باردار شدن زن شده، احتياط واجب آن است كه تمام مهر را بدهد؛ هر چند دخول نكرده باشد.
سؤال 552.آيا در صورت فوت زوجه قبل از دخول، مهريه وى نصف مىشود؟
جواب:تمام مهر را مىبرد، تنها طلاق است كه سبب تنصيف مىشود.
سؤال 553.آيا آميزش با زوجه در دوره نامزدى نيز موجب پرداخت مهريه كامل، در فرض متاركه و طلاق، مىگردد؟
جواب:آرى موجب پرداخت مهريه كامل مىگردد.
سؤال 554.آيا بين باكره و زنان ديگر، در اين مورد كه دخول باعث مهر كامل و عدم دخول باعث تنصيف مهريه مىشود، فرقى هست؟
جواب:فرقى ميان باكره و غير او از اين جهت نيست.
سؤال 555.دخترى، با جانبازى كه قادر بر نزديكى نيست، ازدواج مىكند. يك هفته پس از تلقيح، كارشان به طلاق مىكشد؛ در اين مورد لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) مهريّه دختر نصف است، يا تمام؟
جواب:در صورتى كه تلقيح بوسيله شوهر انجام نشده باشد، مهريه كامل نمىشود.
ب) آيا براى ازدواج مجدّد، باز هم اجازه پدر لازم است؟
جواب:پس از وضع حمل، اجازه پدر لازم نيست.
ج) آيا اين دختر نياز به عدّه دارد؟ مدّت عده وى چقدر است؟
جواب:عده او وضع حمل است.
د) آيا مىتواند با پدر آن جانباز ازدواج كند؟
جواب:جايز نيست.
ه) اگر زنى با چنان جانبازى ازدواج كند، و پس از تلقيح جدا شود، دخترش مىتواند با جانباز ازدواج كند؟
جواب:در صورتى كه دخول از سوى جانباز حاصل نشده باشد، اشكالى ندارد.
سؤال 556.اگر مردى در شب زفاف به علّت عنن، يا عامداً، به وسيله انگشت، يا شىء مناسب ديگرى غير از آلت رجوليت، بكارت همسرش را زايل نمايد، بفرماييد: اولًا: آيا اين عمل تعزير دارد؟ و ثانياً: آيا اين كار در حكم دخول، و زوجه مستحقّ كلّ مهر است؟
جواب:در صورت عدم رضايت زوجه، تعزير دارد. و زوجه مستحقّ كلّ مهر است.
6. زمان پرداخت مهريّه
سؤال 557.شخصى ازدواج مىكند، و در حين اجراى عقد عالماً و عامداً مهريهاى معين مىكنند، كه زوج فعلًا توانايى پرداخت آن را به هيچ وجه ندارد، و ممكن است در مدّت طولانى هم نتواند آن را بپردازد. عرفاً هم اينگونه مهريهها را در ذمّه زوج نسيه حساب مىكنند، و زوجه هم در موقع اجراى عقد قصد مطالبه ندارد. آيا اينگونه مهريهها در شرع مقدس حالّ است، يا مؤجّل؟
جواب:در فرض سؤال اينگونه مهريهها مؤجّل است.
7. مسئول پرداخت مهريّه
سؤال 558.شخصى كه با پدرش زندگى مىكرده از دنيا رفته و هيچ گونه مالى از خود نداشته است، آيا مهريه زوجه او بر پدرش مىباشد؟
جواب:مهريه زن بر عهده شوهر است، نه پدر؛ مگر اين كه پدر شوهر آن را تضمين كرده باشد، يا مزد كارهاى فرزندش را نداده باشد، و آن مزد به اندازه مهريه يا بيشتر از آن باشد.
سؤال 559.پدر داماد قسمتى از مهريه عروسش را بر ذمّه مىگيرد، ولى قبل از عروسى و پس از عقد، يعنى هنگامى كه مىخواستند مهريه را ثبت كنند از تعهّد خود استنكاف مىورزد و داماد مهر را به وجه نقد مصالحه و بر ذمّه خود مىگيرد و سپس عروسى واقع مىشود، آيا عروس مىتواند مدّعى آنچه بر ذمّه پدر شوهر بوده است، شود؟
جواب:اگر موقع خواندن صيغه عقد بر ذمّه گرفته موظّف است بپردازد، و بازگشت جايز نيست.
سؤال 560.درتحريرالوسيله و كتابهاى فقهى ديگر مذكور است كه اگر پدر براى طفل صغير خود عيال اختيار كند و طفل فقير باشد، مهريه آن زن به عهده پدر طفل مىباشد حال اگر پدر براى فرزند كبير خود كه ناقص عقل و گوش و زبان مىباشد و قادر نيست هزينه زندگى خود و همسرش را تأمين كند، عيال اختيار كند مهريه و نفقه اين زن بر عهده چه كسى مىباشد؟
جواب:ظاهر اين است كه نفقه بر پدر است واگر مهر نقدى باشد آن هم بر پدر است و در صورتى كه بر ذمه زوج باشد مىتوان انتظار بهبودى مجنون را كشيد و اگر بهبود نمىيابد برعهده پدر است.
8. وصول مهريّه
سؤال 561.زن چه زمانى ميتواند مهريّه را طلب كند؟
جواب:در صورتى كه مدّتى براى دادن مهر در عقد تعيين نشده باشد، زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه كند، بلكه مىتواند پيش از گرفتن مهر از نزديكى
كردن شوهر خوددارى نمايد، چه شوهر توانايى بر دادن مهريه داشته باشد يا نه؛ مگر اين كه عدم توانايى او قرينه بر اين باشد كه مهر از اوّل بر ذمّه بوده، نه بصورت نقدى.
سؤال 562.حقير بدون اطّلاع از مرام بهائيت به ازدواج مردى بهايى بااجراى صيغه عقد اسلامى درآمدم و همسرم بعد از چند سال زندگى فوت كرد، در وقت اجراى صيغه عقد، قطعه زمينى به عنوان مهريه به اين جانبه تحويل شد كه بعد از انقلاب چون همه املاك آنها را دولت تصرّف نمود ملك اين جانبه نيز همراه آنها به تصرّف دولت درآمد آيا اين جانبه ذى حق هستم تا مطالبه حقّ كنم و آيا مهر مذكور ثابت است؟
جواب:شما به اندازه مهرالمثل در اموال آن مرد حق داريد.
سؤال 563.شخصى دختر خود را شوهر مىدهد، مسائلى را انجام مىدهند كه شوهر قدرت آميزش خود را ازدست مىدهد به گونهاى كه منجر به طلاق مىشود، بعد از عدّه، پدر دخترش را به عقد مرد ديگرى درمى آورد كه اين شوهر نيز به سرنوشت مرد اوّل گرفتار مىشود ولى وقتى به دكتر مراجعه مىكند دكتر او را سالم تشخيص مىدهد در عين حال دارو اثر نمىبخشد پدر دختر مبلغ 310 هزار تومان براى طلا و جهيزيه گرفته و پنجاه هزار تومان خرج عروسى كرده و صد هزار تومان مهريه دختر قرار داده است، اگر شوهر طلاق بدهد حق دارد پول و مصرف را پس بگيرد؟ حكم مهريه چيست؟
جواب:هرگاه دخول صورت نگرفته باشد بايد نصف مهر را بدهد و اموالى كه خريده است قابل بازپس گرفتن نيست. درمورد جهيزيه و طلا هرگاه جزء مهريه بوده بايد نصف آن را به زن بدهد و اگر جزء مهريه نباشد آن چه موجود است را مىتواند باز پس بگيرد.
سؤال 564.به علّت شكايت همسرم، مبنى بر درخواست مهريه، دادگاه دستور