سؤال 573.غالب فقهاى شيعه فرمودهاند: «زوجه حق دارد مهر غير مؤجّل را مطالبه و قبل از دخول مىتواند از تمكين تا گرفتن مهر امتناع نمايد» و نيز فرمودهاند: «در صورت بذل تمكين به فرض دريافت مهر (تمكين تعليقى) استحقاق نفقه نيز دارد» آيا حقّ امتناع زوجه از تمكين مختص به دخول است يا شامل ساير استمتاعات و يا اطاعت از زوج در امور لازم (از قبيل اقامت در منزل شوهر يا مسافرت با رضايت وى) نيز مىگردد به نحوى كه اگر در اين امور از شوهر اطاعت نكند ناشزه محسوب مىشود؟
جواب:ظاهر اين است كه زن مىتواند بدون گرفتن مهر معجّل خود را مطلقاً تسليم شوهر نكند و در اين مدّت بر زوج واجب است نفقه او را بدهد.
سؤال 574.زن و مردى و يا اوليا و بزرگان آنها قراردادى بين خودشان مىگذارند، مهريه را هم تعيين مىنمايند، سپس مبلغ دويست هزار تومان از مهريه نقداً داده مىشود و بقيه بر ذمّه زوج مىباشد و ارتكاز عرفى بر اين است كه پس از انجام مراسم عروسى زوجه مىتواند مطالبه نمايد و زوج هم بايد عندالقدره بپردازد همان طورى كه علماى گذشته در عقدنامهها مىنوشتند (فلها المطالبه بشرط التمكين وله الاداء عندالقدره والامكان) ولى در اين زمان دفاتر رسمى ازدواج بناى مذكور را در نظر نگرفته و مىنويسند كه زوج بايد عندالمطالبه پرداخت نمايد و روى اين اصل وقتى كه اختلافى در بين آنها واقع مىشود زن مىگويد مادامى كه شوهر مهريه را نقداً نپردازد حاضر به تمكين نخواهد شد بايد نفقه او را هم بدهد آيا زوجه چنين حقّى را دارد؟
جواب:در صورتى كه شرط شده باشد مهريه را عندالمطالبه بپردازد زن حقّ مطالبه مهر را دارد و اگر عدم تمكين به استناد عدم پرداخت مهريه باشد حقّ نفقه نيز دارد و اگر شرط شده باشد و يا قرينه از جهت عرف و عادت وجود داشته باشد كه عندالقدره والاستطاعه بپردازد در صورت عدم توانايى شوهر، زن حقّ
مطالبه ندارد و اگر تمكين ننمايد حقّ نفقه ندارد.
سؤال 575.در فرع مذكور اگر زن حقّ امتناع از تمكين داشته باشد تا مهر به وى تسليم شود اگر زن جهت استمتاعات به غير از مقاربت تسليم شده و مدّتى خود را در اختيار زوج قرار دهد اين امر باعث از بين رفتن حقّ امتناع زوجه مىشود يا اين كه فقط تسليم و تمكين تام مسقط است؟
جواب:تمكين تام مسقط است.
سؤال 576.لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) دختر خانمى مهريهاش هم معجّل بود و هم مؤجل، مقدار معجّل را در مجلس عقد دريافت نمود و در مؤجل، زمان خاصيّ معين نشد ولي از قراين حاليه و مقاليه مثل اينكه داماد از قبول كردن مهريه سنگين امتناع داشت ولى پدر دختر گفت مهريه را كى داده و كى گرفته، به دست مىآيد كه موقع پرداخت، بعد از عروسى است امّا الان دختر به تحريك والدين اصرار بر دريافت مؤجّل نيز دارد آيا دختر و يا والدين او حقّ امتناع از عروسى را قبل از پرداخت باقيمانده مهريه دارند؟
جواب:هر گاه قراينى وجود داشته كه مؤجل را با فاصله قابل ملاحظهاى بپردازند دختر نمىتواند از عروسى امتناع كند.
ب) داماد قبل از عروسى براى خانم خود مقدار قابل توجّهى وسايل زينتى از قبيل طلا و غيره به عنوان هديه گرفته است به فرض اين كه دختر حاضر به عروسى نشود آيا داماد حّق مطالبه آن وسايل زينتى را دارد و آيا استفاده دختر بعد از اطّلاع از عدم رضايت داماد از آن زينت آلات جايز است؟
جواب:حق دارد، و تصرّف در آن از سوى دختر در فرض مسأله جايز نيست.
ج) اگر مهريه سيصد هزار تومان و نصف مايملك داماد باشد آيا اين مهريه باطل نيست؟
جواب:اين مهريه مجهول و باطل است و به جاىآن بايد مهرالمثل بپردازد.
سؤال 577.اگر زوج (با توجّه به معسر بودن) به حكم دادگاه، مهريه را به صورت قسطى بپردازد، با توجّه به اين كه امروزه مهريهها بالاست و پرداخت قسطى آن هم سالها طول مىكشد تا تمام شود، آيا با اين حال زن به فرض باكره بودن و عدم مواقعه، حق دارد تا پايان قسط آخر تمكين نكند؟
جواب:در صورتى كه قرائنى وجود داشته كه اين مهريه سنگين را يك جا نمىتوان مطالبه كرد، خوددارى زن از تمكين جايز نيست، بنابراين متوقّف كردن تمكين بر پرداخت تمام مهر در اينگونه موارد جايز نيست.
سؤال 578.در صورت مطالبه مهريه از سوى زوجه قبل از عروسى، و عدم پرداخت آن از طرف زوج، بفرماييد:
الف) آيا زوجه مىتواند، تا زمان پرداخت مهريه از رفتن به خانه زوج خوددارى كند؟
ب) در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
ج) آيا اعسار و عدم اعسار زوجه تأثيرى در حكم مسأله دارد؟
د) آيا آگاهى يا عدم آگاهى زوجه در هنگام عقد نسبت به عدم توانايى زوج در پرداخت مهريه، تأثيرى در حكم مسأله دارد؟
جواب الف تا د)زن نمىتواند رفتن به خانه شوهر را مشروط به دريافت مهريه كند؛ ولى مىتواند قبل از دريافت مهريه تمكين نكند. مشروط بر اين كه قبلًا از اعسار زوج خبر نداشته باشد. و در فرض اعسار، اگر از سوى حاكم شرع قسطبندى شود، و شروع به پرداختن اقساط كند، زن بايد تمكين كند.
12. واجبالحج شدن به واسطه مهريّه
سؤال 579.زنى كه مهريه زيادى، كه به حدّ استطاعت حجّ مىرسد، از شوهرش طلبكار است، آيا به صرف طلب كارى مستطيع شده و حجّ بر او مستقرّ مىباشد؟
جواب:هرگاه گرفتن مهريه از شوهر براى او عيب نباشد و مشكلى در زندگانى او و شوهرش ايجاد نكند، مستطيع است و بايد به حجّ برود.
سؤال 580.هرگاه قبل از گرفتن مهريه از دنيا برود، آيا لازم است شخصى را به نيابت از او به حجّ بفرستند؟
جواب:اگر حج به جا نياورده بايد ورثه او از مالش بردارند و ادا كنند.
13. مسائل متفرقه مهريّه
سؤال 581.در صورتى كه زوجه دائمى شخصى، با مرد اجنبى فرار نموده و از كشور خارج شود. آيا زن مىتواند شخصاً، يا با اعطاى وكالت به غير، نسبت به دريافت مهر خود اقدام قانونى نمايد؟ آيا چنين زنى مستحقّ دريافت مهريه مىباشد؟
جواب:با توجّه به اين كه مهريه مربوط به سابق است حقّ گرفتن آن را دارد؛ ولى هر دو نفر از نظر قضايى قابل تعقيب هستند، و از نظر اسلام مجازاتشان شديد است.
سؤال 582.لطفاً نظر مبارك خويش را در خصوص اين مسأله كه اگر زوج در هنگام ازدواج جهيزيه زوجه را از مال خودش تهيه نمايد. آيا در موقع طلاق زوجه حقّ مطالبه و استرداد چنين جهيزيهاى را دارد يا خير، بيان فرماييد.
جواب:اگر جهيزيه را جزيى از مهر يا شرط ضمن العقد قرار دهد، نمىتواند بازپس بگيرد؛ ولى اگر هبه كرده قابل بازپس گرفتن است.
سؤال 583.يكى از طلّاب بحرين هستم كه با خانمى از لبنان، به مهريه ده هزار ليره لبنانى، ازدواج شرعى و رسمى نمودم؛ ولى متأسّفانه زندگى ما منجر به جدايى شد و نزد يكى از علما با حضور دو مرد عادل صيغه طلاق جارى و مهريه وى پرداخت شد. امّا وى به دادگاه شكايت كرده و منكر دريافت مهريه گرديده
است و متأسّفانه من هنگام پرداخت مهريه، شاهدى نگرفتم. حال دو سؤال دارم:
الف) آيا بر او واجب است كه براى ادّعاى خود قسم بخورد تا بار ديگر مهريه را بگيرد؟ و با توجّه به اين كه قيمت ليره امروز با قيمت آن به هنگام عقد تفاوت دارد، آيا همان مقدار ليره ذكر شده در حين عقد را بايد بدهم، يا ملاك قيمت امروز است؟
جواب:مقتضاى قاعده، اقامه بينه توسّط مدّعى است و اگر او بينه نداشت، منكر بايد قسم بخورد؛ بنابراين زوجه كه در مورد سؤال منكر گرفتن مهريه است بايد قسم بخورد و امّا نسبت به تفاوت قيمت مهريه، در صورتى كه تفاوت فاحش باشد، ملاك قيمت زمان پرداخت مهريه اوست.
ب) آيا زوجه در مقابل خدماتى كه در مدّت زندگانى مشترك انجام داده است، چيزى طلبكار است، در حالى كه در اين مورد چيزى در ضمن عقد شرط نشده است؟
جواب:اگر شرط نكرده، و عرف و عادت محل بر اين است كه خدمات زن مجانى است، زوجه مستحقّ چيزى نيست.
8
مسكن
سؤال 584.در صورتى كه حقّ اختيار سكنى در قباله ثبتى كاملًا به زوجه تفويض شده باشد، آيا اين حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سكونت نيز مىشود؟ با توجّه به اين كه زوج و زوجه هر دو اهل و ساكن يك شهر بوده، و در زمان عقد نيز قصد زندگى در همان شهر را داشتهاند، پاسخ سؤال را مرقوم فرماييد.
جواب:معمولًا هنگامى كه مىگويند اختيار سكنى با زن است، اشاره به شهر مىباشد، مگر اين كه عبارت عقد نامه دلالت بر بيشتر از اين داشته باشد. و در صورت شك، تنها اختيار شهر با زوجه خواهد بود.
سؤال 585.زوجه باكرهاى كه تمكين را به وصول مهريه عندالمطالبهاش موكول نموده، (و مطابق عرف هنوز در عقد است، و در منزل پدرش به سر مىبرد) آيا مىتواند از سكنى در منزلى كه زوج معين كرده خوددارى كند؟ و اگر چنين كند، آيا ناشزه محسوب مىشود، و حقّ نفقه ندارد؟
جواب:تا زمانى كه طبق عرف عروسى نكرده، حقّ امتناع دارد.
سؤال 586.اگر زوجه رفتن به خانه شوهر را منوط به دريافت اجناس مورد توافق (غير از مهريه) نمايد، و زوج از تحويل آن امتناع ورزد، بفرماييد:
الف) آيا زوجه چنين حقّى دارد؟
ب) در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
جواب:هرگاه شرايط مذكور در ضمن عقد، نه به عنوان مهريه، مطرح شده باشد، زوجه حق ندارد رفتن خود را به خانه شوهر منوط به آن كند، هر چند حقّ مطالبه و الزام به آن را دارد.
سؤال 587.شخصى 12 سال قبل به عيال خود پيشنهاد مىكند كه از تهران به شهر ديگرى مهاجرت كنند؛ ولى زن حاضر به اين هجرت نمىشود و مرد به آن شهر هجرت مىكند. اكنون مرد به بهانه اين كه زن اطاعت نكرده، نه نفقه مىدهد و نه طلاق. آيا مرد حق دارد زن را در اين مدّت طولانى بلاتكليف رها كند؟
جواب:در صورتى كه در ازدواج قرارداد خاصّى براى محلّ سكونت زن نباشد، زن موظّف است در محلّ سكونت تابع مرد باشد؛ مگر اين كه ضرر و زيان مهمّى براى او داشته باشد.
سؤال 588.آيا زن مىتواند شرط كند شوهر او را از شهر مورد نظرش بيرون نبرد؟
جواب:هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمىتواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.
بخش نهم:
احكام عقد موقّت