جواب:هرگاه گرفتن مهريه از شوهر براى او عيب نباشد و مشكلى در زندگانى او و شوهرش ايجاد نكند، مستطيع است و بايد به حجّ برود.
سؤال 580.هرگاه قبل از گرفتن مهريه از دنيا برود، آيا لازم است شخصى را به نيابت از او به حجّ بفرستند؟
جواب:اگر حج به جا نياورده بايد ورثه او از مالش بردارند و ادا كنند.
13. مسائل متفرقه مهريّه
سؤال 581.در صورتى كه زوجه دائمى شخصى، با مرد اجنبى فرار نموده و از كشور خارج شود. آيا زن مىتواند شخصاً، يا با اعطاى وكالت به غير، نسبت به دريافت مهر خود اقدام قانونى نمايد؟ آيا چنين زنى مستحقّ دريافت مهريه مىباشد؟
جواب:با توجّه به اين كه مهريه مربوط به سابق است حقّ گرفتن آن را دارد؛ ولى هر دو نفر از نظر قضايى قابل تعقيب هستند، و از نظر اسلام مجازاتشان شديد است.
سؤال 582.لطفاً نظر مبارك خويش را در خصوص اين مسأله كه اگر زوج در هنگام ازدواج جهيزيه زوجه را از مال خودش تهيه نمايد. آيا در موقع طلاق زوجه حقّ مطالبه و استرداد چنين جهيزيهاى را دارد يا خير، بيان فرماييد.
جواب:اگر جهيزيه را جزيى از مهر يا شرط ضمن العقد قرار دهد، نمىتواند بازپس بگيرد؛ ولى اگر هبه كرده قابل بازپس گرفتن است.
سؤال 583.يكى از طلّاب بحرين هستم كه با خانمى از لبنان، به مهريه ده هزار ليره لبنانى، ازدواج شرعى و رسمى نمودم؛ ولى متأسّفانه زندگى ما منجر به جدايى شد و نزد يكى از علما با حضور دو مرد عادل صيغه طلاق جارى و مهريه وى پرداخت شد. امّا وى به دادگاه شكايت كرده و منكر دريافت مهريه گرديده
است و متأسّفانه من هنگام پرداخت مهريه، شاهدى نگرفتم. حال دو سؤال دارم:
الف) آيا بر او واجب است كه براى ادّعاى خود قسم بخورد تا بار ديگر مهريه را بگيرد؟ و با توجّه به اين كه قيمت ليره امروز با قيمت آن به هنگام عقد تفاوت دارد، آيا همان مقدار ليره ذكر شده در حين عقد را بايد بدهم، يا ملاك قيمت امروز است؟
جواب:مقتضاى قاعده، اقامه بينه توسّط مدّعى است و اگر او بينه نداشت، منكر بايد قسم بخورد؛ بنابراين زوجه كه در مورد سؤال منكر گرفتن مهريه است بايد قسم بخورد و امّا نسبت به تفاوت قيمت مهريه، در صورتى كه تفاوت فاحش باشد، ملاك قيمت زمان پرداخت مهريه اوست.
ب) آيا زوجه در مقابل خدماتى كه در مدّت زندگانى مشترك انجام داده است، چيزى طلبكار است، در حالى كه در اين مورد چيزى در ضمن عقد شرط نشده است؟
جواب:اگر شرط نكرده، و عرف و عادت محل بر اين است كه خدمات زن مجانى است، زوجه مستحقّ چيزى نيست.
8
مسكن
سؤال 584.در صورتى كه حقّ اختيار سكنى در قباله ثبتى كاملًا به زوجه تفويض شده باشد، آيا اين حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سكونت نيز مىشود؟ با توجّه به اين كه زوج و زوجه هر دو اهل و ساكن يك شهر بوده، و در زمان عقد نيز قصد زندگى در همان شهر را داشتهاند، پاسخ سؤال را مرقوم فرماييد.
جواب:معمولًا هنگامى كه مىگويند اختيار سكنى با زن است، اشاره به شهر مىباشد، مگر اين كه عبارت عقد نامه دلالت بر بيشتر از اين داشته باشد. و در صورت شك، تنها اختيار شهر با زوجه خواهد بود.
سؤال 585.زوجه باكرهاى كه تمكين را به وصول مهريه عندالمطالبهاش موكول نموده، (و مطابق عرف هنوز در عقد است، و در منزل پدرش به سر مىبرد) آيا مىتواند از سكنى در منزلى كه زوج معين كرده خوددارى كند؟ و اگر چنين كند، آيا ناشزه محسوب مىشود، و حقّ نفقه ندارد؟
جواب:تا زمانى كه طبق عرف عروسى نكرده، حقّ امتناع دارد.
سؤال 586.اگر زوجه رفتن به خانه شوهر را منوط به دريافت اجناس مورد توافق (غير از مهريه) نمايد، و زوج از تحويل آن امتناع ورزد، بفرماييد:
الف) آيا زوجه چنين حقّى دارد؟
ب) در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
جواب:هرگاه شرايط مذكور در ضمن عقد، نه به عنوان مهريه، مطرح شده باشد، زوجه حق ندارد رفتن خود را به خانه شوهر منوط به آن كند، هر چند حقّ مطالبه و الزام به آن را دارد.
سؤال 587.شخصى 12 سال قبل به عيال خود پيشنهاد مىكند كه از تهران به شهر ديگرى مهاجرت كنند؛ ولى زن حاضر به اين هجرت نمىشود و مرد به آن شهر هجرت مىكند. اكنون مرد به بهانه اين كه زن اطاعت نكرده، نه نفقه مىدهد و نه طلاق. آيا مرد حق دارد زن را در اين مدّت طولانى بلاتكليف رها كند؟
جواب:در صورتى كه در ازدواج قرارداد خاصّى براى محلّ سكونت زن نباشد، زن موظّف است در محلّ سكونت تابع مرد باشد؛ مگر اين كه ضرر و زيان مهمّى براى او داشته باشد.
سؤال 588.آيا زن مىتواند شرط كند شوهر او را از شهر مورد نظرش بيرون نبرد؟
جواب:هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمىتواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.
بخش نهم:
احكام عقد موقّت
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
مشروعيت ازدواج موقّت
سؤال 589.لطفاً پيرامون ازدواج موقّت به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
الف) آيا جواز مُتعه مربوط به دوره و شرايط خاصّى از تاريخ اسلام بوده است؟
ب) آيا حكومت اسلامى در قبال قانونمندى، يا جلوگيرى از گسترش آن در جامعه، وظيفهاى دارد؟
ج) در شرايط كنونى وظيفه روحانيت در ارتباط با ازدواج موقّت چيست؟ آيا همچون ساير احكام مكلّف به ترويج آن هستند؟
د) در فتواى مشهور آمده است: «زن يائسه عدّه ندارد». آيا كسانى كه لولههاى رحم خود را بستهاند، در حكم زنان يائسه هستند؟
جواب:مسأله متعه اختصاص به زمان معينى نداشته و ندارد، ولى گاه (مثل زمان ما) شرائط ايجاب مىكند قيود و شرايطى براى آن قائل شوند، كه افراد هوسباز از آن سوء استفاده نكنند. و تبليغ از آن بدون فراهم شدن آن شرايط خالى از مشكلات نيست؛ و امّا زنانى كه لولههاى خود را ببندند، مشمول يائسه بودن نيستند؛ بلكه در حكم «من لا تحيض فى سنّ من تحيض» مىباشند.
سؤال 590.عقد موقّت از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
جواب:شك نيست كه نكاح موقّت يكى از احكام مسلّم فقهى است و در
شريعت اسلام جايز است، ولى نبايد وسيله هوسبازى افراد هوسباز شود.
و احتياط آن است تا ضرورتى نباشد اقدام به اين كار نشود، شرح بيشتر را در كتاب ما به نام «آيين ما» و همچنين در جلد 3 تفسير نمونه ذيل آيه 24 سوره نساء مطالعه كنيد. شرح مختصر آن اين است كه:
اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان، به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود، براى اشباع آنها، متوجه طرق انحرافى خواهد شد؛ زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمىتوان از بين برد، و فرضاً هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست؛ زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.
بنابراين، راه صحيح آن است كه: آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهرهبردارى كنيم.
اين موضوع را نيز نمىتوان انكار كرد كه غريزه جنسى، يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پارهاى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مىدانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مىگردانند.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرتهاى طولانى و يا ماموريتها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى رو به رو مىشوند.
اين موضوع مخصوصاً در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعى بالا رفته، و كمتر جوانى مىتواند در سنين پائين يعنى در داغترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند، شكل حادترى به خود گرفته است.
با اين وضع چه بايد كرد؟
آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند راهبان و راهبهها)