ب) در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
جواب:هرگاه شرايط مذكور در ضمن عقد، نه به عنوان مهريه، مطرح شده باشد، زوجه حق ندارد رفتن خود را به خانه شوهر منوط به آن كند، هر چند حقّ مطالبه و الزام به آن را دارد.
سؤال 587.شخصى 12 سال قبل به عيال خود پيشنهاد مىكند كه از تهران به شهر ديگرى مهاجرت كنند؛ ولى زن حاضر به اين هجرت نمىشود و مرد به آن شهر هجرت مىكند. اكنون مرد به بهانه اين كه زن اطاعت نكرده، نه نفقه مىدهد و نه طلاق. آيا مرد حق دارد زن را در اين مدّت طولانى بلاتكليف رها كند؟
جواب:در صورتى كه در ازدواج قرارداد خاصّى براى محلّ سكونت زن نباشد، زن موظّف است در محلّ سكونت تابع مرد باشد؛ مگر اين كه ضرر و زيان مهمّى براى او داشته باشد.
سؤال 588.آيا زن مىتواند شرط كند شوهر او را از شهر مورد نظرش بيرون نبرد؟
جواب:هرگاه زن در عقد شرط كند كه شوهر او را از فلان شهر بيرون نبرد، مرد نمىتواند او را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.
بخش نهم:
احكام عقد موقّت
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
مشروعيت ازدواج موقّت
سؤال 589.لطفاً پيرامون ازدواج موقّت به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
الف) آيا جواز مُتعه مربوط به دوره و شرايط خاصّى از تاريخ اسلام بوده است؟
ب) آيا حكومت اسلامى در قبال قانونمندى، يا جلوگيرى از گسترش آن در جامعه، وظيفهاى دارد؟
ج) در شرايط كنونى وظيفه روحانيت در ارتباط با ازدواج موقّت چيست؟ آيا همچون ساير احكام مكلّف به ترويج آن هستند؟
د) در فتواى مشهور آمده است: «زن يائسه عدّه ندارد». آيا كسانى كه لولههاى رحم خود را بستهاند، در حكم زنان يائسه هستند؟
جواب:مسأله متعه اختصاص به زمان معينى نداشته و ندارد، ولى گاه (مثل زمان ما) شرائط ايجاب مىكند قيود و شرايطى براى آن قائل شوند، كه افراد هوسباز از آن سوء استفاده نكنند. و تبليغ از آن بدون فراهم شدن آن شرايط خالى از مشكلات نيست؛ و امّا زنانى كه لولههاى خود را ببندند، مشمول يائسه بودن نيستند؛ بلكه در حكم «من لا تحيض فى سنّ من تحيض» مىباشند.
سؤال 590.عقد موقّت از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
جواب:شك نيست كه نكاح موقّت يكى از احكام مسلّم فقهى است و در
شريعت اسلام جايز است، ولى نبايد وسيله هوسبازى افراد هوسباز شود.
و احتياط آن است تا ضرورتى نباشد اقدام به اين كار نشود، شرح بيشتر را در كتاب ما به نام «آيين ما» و همچنين در جلد 3 تفسير نمونه ذيل آيه 24 سوره نساء مطالعه كنيد. شرح مختصر آن اين است كه:
اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان، به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود، براى اشباع آنها، متوجه طرق انحرافى خواهد شد؛ زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمىتوان از بين برد، و فرضاً هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست؛ زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.
بنابراين، راه صحيح آن است كه: آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهرهبردارى كنيم.
اين موضوع را نيز نمىتوان انكار كرد كه غريزه جنسى، يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پارهاى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مىدانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مىگردانند.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرتهاى طولانى و يا ماموريتها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى رو به رو مىشوند.
اين موضوع مخصوصاً در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعى بالا رفته، و كمتر جوانى مىتواند در سنين پائين يعنى در داغترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند، شكل حادترى به خود گرفته است.
با اين وضع چه بايد كرد؟
آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند راهبان و راهبهها)
تشويق نمود؟
يا اين كه آنها را در برابر بى بند و بارى جنسى آزاد گذاشت، و همان صحنههاى زننده و ننگين كنونى را مجاز دانست؟
و يا اين كه راه سومى را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بند و بارى جنسى را؟
خلاصه اين كه: «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهايى جوابگوى نيازمندىهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نيست، و ما بر سر دو راهى قرار داريم:
يا بايد «فحشاء» را مجاز بدانيم (همان طور كه دنياى مادى امروز عملًا بر آن صحه گذارده و آن را به رسميت شناخته).
و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم.
معلوم نيست آنها كه با ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى اين سؤال فكر كردهاند؟!
طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى و مانند آن نسازد، و نه زيانهاى فجايع جنسى و فحشا را در بر دارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
2
موارد مجاز عقد موقّت
سؤال 591.آيا مرد مسلمانى كه همسر مسلمان دارد مىتواند زن ذمّى رابه عقد موقّت خود درآورد؟
جواب:متعه ذمّى بر مسلمان بدون اجازه همسر مسلمانش كراهت دارد.
سؤال 592.مردى زنى را به عقد موقّت خود در مىآورد در بين مباشرت با آن زن شك مىكند كه آيا او از زنانى است كه زياد صيغه مىشود وعدّه نگه نمىدارد يا نه، آيا تحقيق واجب است؟
جواب:سؤال و تحقيق از زن واجب نيست.
سؤال 593.آيا متعه اهل كتاب و كافر جايز است؟
جواب:متعه اهل كتاب جايز است.
سؤال 594.شخص مؤمن و متدينى براى تجارت به كشورهاى مختلف سفر مىكند، لكن بعضى از افرادى كه با او همسفر هستند مىخواهند از همه امكانات هتل استفاده كنند. در حالى كه بعضى از آن نسوان شرايط ازدواج (مثل رعايت عدّه) را ندارند. لطفاً بفرماييد:
الف) آيا به مجرّد اين كه آنها بگويند خاليه هستند، مىتوان با آنها ازدواج كرد؟
ب) اگر فحص از عدّه نشود، اشكال ندارد؟