بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 253

و راه حلّى نداشته باشيد، و دسترسى به شوهرتان نيز نباشد، حاكم شرع مى‌تواند باقيمانده مدّت را به شما ببخشد، و مى‌توانيد پس از عدّه (در صورت آميزش) شوهر كنيد.

سؤال 606.آيا در ازدواج موقّت عسر و حرج براى زوجه متصوّر است؟ در صورت اثبات، آيا مى‌توان زوج را به بذل مدّت اجبار نمود؟

جواب:در صورتى كه به تشخيص حاكم شرع واقعاً عسر و حرج حاصل شود تفاوتى بين عقد انقطاعى و دائم نيست، و حاكم شرع زوج را ملزم به بذل باقيمانده مدّت مى‌كند و اگر قبول نكند، حاكم شرع به عنوان وليّ ممتنع، باقيمانده مدّت را مى‌بخشد. و زوجه مى‌تواند بعد از سپرى شدن عدّه شوهر كند.

سؤال 607.شخصى زن جوانى را متعه كرده وبا اقرار خود مواقعه نيزانجام شده و زن مزبور پس از آن، وضع حمل‌كرده و طفل را به مرد متمتّع نسبت مى‌دهد ولى مرد منكر الحاق ولد به خود مى‌باشد آيا در اين مورد قسم به نفى ولد از طرف مرد مشروعيت دارد؟

جواب:چنانچه مرد اقرار به مواقعه دارد ولد به او ملحق است و با قسم از او نفى نمى‌شود.

سؤال 608.زنى در عقد موقت مردى مى‌باشد آيا آن مرد مى‌تواند او را به عقد دائم خود درآورد؟

جواب:هرگاه باقيمانده عقد موقت را ببخشد مى‌تواند او را به عقد دائم خود درآورده و احتياجى به عده نيست.

سؤال 609.زوج در حال عصبانيت و ناراحتى و اختلاف با زوجه موقّت خود، ابراى مدّت و زمان عقد مى‌نمايد ولى بلافاصله نادم و پشيمان مى‌گردد آيا زوجه با اين ابرا مى‌تواند با ديگرى ازدواج نمايد و يا ابرا صحيح نيست و زوجيت باقى است؟


صفحه 254

جواب:اگر در حال عصبانيت عقل و شعور خود را از دست داده ابراى مدّت صحيح نبوده امّا اگر اين كار را از روى شعور و عقل كرده هرچند عصبانى بوده ابرا صحيح بوده است.

سؤال 610.دخترى با مردى برخورد و تماس داشته است، مثلًا در يك مكان با يكديگر كار مى‌كرده‌اند و يا تحصيل مى‌نموده‌اند، آن مرد اين دختر را جهت محرميت و عدم وقوع در گناه، بدون اذن پدرش به عقد موقّت خود درآورده هر چند به صرف محرميت اكتفا نشده و تقبيل و لمس انجام داده‌اند با توجّه به اين مقدّمه به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

الف) آيا اين دو گناهكارند و مرتكب معصيت گرديده‌اند؟

جواب:چنين عقدى خالى از اشكال نيست و به صورت نامحرم با يكديگر رفتار كنند و براى رعايت احتياط مرد باقيمانده مدّت را ببخشد.

ب) آيا مادر دختر به اين مرد محرم شده است؟

جواب:در مورد مادر هم بايد احتياط كند.

سؤال 611.آيا در عقد موقّت اطاعت از شوهر بر زوجه، همچون همسر دائمى، لازم است؟ در مورد مسافرت و خروج از منزل و كار در بيرون منزل چطور؟

جواب:واجب نيست؛ مگر در جايى كه مزاحم حقّ شوهر باشد.

سؤال 612.هنوز يك سال از مدّت عقد موقّت باقى مانده است، آيا جايز است براى چند سال ديگر عقد جارى گردد؟ يا بايد مدّت مذكور تمام شود و سپس عقد مجدّد خوانده شود؟

جواب:بايد باقيمانده مدّت از طرف مرد بخشيده شود و سپس عقد را براى مدّت مورد نظر تجديد كنند و يا مهلت دهند آن يك سال بگذرد و بعد تجديد عقد كنند، در عقد دائم بعد از عقد موقّت نيز حكم چنين است.

سؤال 613.قبل از عقد موقّت مرد به زن نگاه و با او صحبت مى‌كند، تا زمينه را


صفحه 255

براى ازدواج موقّت آماده سازد، آيا اين عمل جايز است؟

جواب:اين مقدار اشكال ندارد.

سؤال 614.زن و مردى صيغه عقد غير دائمى (موقّت) جارى مى‌كنند؛ ولى مقدار، زمان و مهر را معين نمى‌كنند. بعد از آميزش و نزديكى مى‌فهمند كه اين كار مشروع نبوده است. آيا اين كار در حكم زناست و آنها گناهكار شناخته مى‌شوند و بچّه به دنيا آمده نامشروع است؟ آيا جايز است كه پس از عقد وقت و مهر را تعيين كنند، يا اين كه بايد دوباره صيغه را به صورت صحيح جارى كنند؟

جواب:آنچه در حال ندانستن مسأله انجام داده‌اند، زنا نبوده و بچّه حلال‌زاده است؛ ولى احتياطاً صيغه طلاق را جارى كنند و سپس مى‌توانند عقد موقّت نمايند، و گذشتن زمان عدّه در اين جا شرط نيست.

سؤال 615.زنى متعه شده، و مدّت عقد و عدّه وى سپرى شده است، ولى از همان مرد حامله شده، و فرزندى در شكم دارد. آيا همان شخص تا قبل از وضع حمل، مى‌تواند دوباره او را صيغه نمايد؟

جواب:شوهر اوّل مى‌تواند مجدّداً او را متعه كند، ولى شخص ديگرى حقّ ندارد با او ازدواج كند تا وضع حمل كند.


صفحه 256

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 257

4

اهداف عقد موقّت‌

سؤال 616.اگر شخصى با ترك ازدواج به حرام بيفتد و امكان ازدواج دائم را ندارد ولى ازدواج موقّت برايش امكان پذير است چه وظيفه‌اى دارد؟

جواب:وظيفه او ازدواج موقّت است.

سؤال 617.يكى از مسلّمات اسلام استحباب امر ازدواج است، و بر هر جوانى كه در گناه مى‌افتد واجب است به اين امر مقدّس اقدام نمايد. امّا امروزه شرايط ازدواج براى قشر وسيعى از جوانان به علل مختلف، از قبيل تحصيل، عدم بضاعت مالى، و پاره‌اى مشكلات ديگر مهيا نيست، و نمى‌توانند ازدواج كنند. از طرفى ترويج و اشاعه فساد اخلاقى در جامعه سبب شده جوانان به سختى خود را از گناهان بصرى و سمعى و جسمى حفظ كنند، و گاه دچار ناراحتى‌هاى روحى و روانى شده، و گاه به گناهان زنا و لواط و مانند آن آلوده مى‌گردند. حال سؤال بنده اين است كه با فرض مذكور:

الف) ازدواج موقّت براى جوانان مجرّد به منظور جلوگيرى از آلودگى به گناهان چه حكمى دارد؟

ب) شيوع و ترويج متعه در جامعه و بين جوانانى كه در گناه مى‌افتند، يا مرتكب معاصى مى‌شوند، چه حكمى دارد؟

ج) اين امر (متعه) براى قشر تحصيل كرده، مخصوصاً طلّاب مجرّد، چه‌


صفحه 258

حكمى دارد؟

د) آيا راه حلّ مناسبى براى حلّ مشكلات ازدواج جوانان داريد؟

جواب:نكاح موقّت به يقين يك سنّت اسلامى است؛ ولى اگر امروز تحت برنامه حساب شده‌اى قرار نگيرد منشأ مفاسد زيادى خواهد شد.

سؤال 618.اگر ازدواج موقّت به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جايز است؟

جواب:ازدواج موقّت هر چند براى لذّت بردن هم نباشد بلكه به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جايز است مشروط بر اين‌كه دخترى را كه به ازدواج موقّت در مى‌آورند در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد، مثلًا اگر كوچك است بايد وقت را به اندازه‌اى زياد كنند كه دوران آمادگى دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد باقيمانده مدّت را ببخشند.

سؤال 619.پدر يا جدّ پدرى مى‌تواند براى محرم شدن با زنى او را به عقد موقّت پسر نابالغ خود؟

جواب:پدر يا جدّ پدرى مى‌تواند براى محرم شدن با زنى او را به عقد موقّت پسر نابالغ خود درآورد (به شرط اين‌كه مدّت عقد به اندازه‌اى باشد كه پسر به حدّ بهره‌گيرى جنسى برسد) و نيز مى‌تواند دختر نابالغى را براى محرم شدن بستگان به عقد كسى درآورد (به همان شرط كه در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتياط واجب بايد عقد فايده‌اى براى آن دو داشته باشد و خالى از مفسده باشد.

سؤال 620.نظر حضرتعالى در رابطه با ازدواج موقّت چيست؟ آيا آن را راه حلّ مناسبى براى جوانان، كه مشكلاتى بر سر راه ازدواج دائم دارند و از طرفى مى‌ترسند كه به فساد كشيده شوند، مى‌دانيد؟

جواب:اگر با شرايط معقول و رعايت موازين شرعى انجام شود، و دستاويزى‌


صفحه 259

براى هوسبازى هوسبازان و فساد بيشتر نشود بيقين كارساز است؛ ولى اين، كار بسيار دقيق و ظريفى است.

سؤال 621.اين جانب يكى از جانبازان انقلاب اسلامى هستم كه از گردن به پايين فلج هستم و به هيچ وجه قادر به انجام كارهايم نيستم با توجّه به اين كه يكى از خواهران راضى است كه جهت رضاى خدا همه كارهايم غير از مسائل جنسى را انجام دهد آيا راهى براى محرميت ما وجود دارد؟

جواب:هرگاه صيغه عقد موقّت آن دختر (هر چند براى مدّت كوتاهى) براى پدر شما خوانده شود شما براى هميشه به او محرم خواهيد شد، البتّه مانند محرميت مادر و خواهر نه محرميت همسر.

سؤال 622.اگر پسر و دخترى بخواهند از طريق ازدواج موقّت با همديگر رابطه شرعى داشته باشند در صورت‌هاى زير چه شرايطى معتبر است:

الف) اگر رابطه صرفاً رابطه متعارف شغل يا تحصيلى باشد.

ب) اگر رابطه صرفاً به خاطر استمتاع جنسى بدون دخول باشد.

ج) اگر رابطه به خاطر آميزش جنسى (دخول) باشد.

جواب:عقد موقّت يك نوع بيشتر نيست و همه اين آثار در آن جمع است مگر اين كه در ضمن عقد شرط كنند كه آميزش جنسى نباشد و در هر حال بنابر احتياط واجب اذن پدر شرط است.

سؤال 623.آيا براى مردى كه همسر دائم دارد ازدواج موقّت جايز است؟

(حكم مسأله را در صورتى كه همسر دوم در همان محل زندگى همسر دائم يا در محل ديگرى زندگى كند بيان فرماييد).

جواب:اشكالى ندارد، لكن فقط در صورت ضرورت اين كار را بكند.

سؤال 624.حضرتعالى در مسأله 2071 توضيح المسائل فرموده‌ايد: «ازدواج موقّت هرچند براى لذّت بردن هم نباشد، بلكه به قصد محرم شدن نزديكان آن‌


صفحه 260

دختر باشد جايز است، مشروط بر اين كه دخترى را كه به ازدواج موقّت در مى‌آورند در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد، مثلًا اگر كوچك است بايد وقت را به اندازه‌اى زياد كنند كه دوران آمادگى دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد، مدّت را ببخشند» حال كسى به خاطر محرم شدن نزديكان دخترى كه به حدّ بلوغ نرسيده، به مدّت كوتاهى صيغه عقد نكاح موقّت او را خوانده است و بعداً هم آن مدّت را مى‌بخشد و آن قيد كه دختر در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد را در نظر نگرفته است، آيا نزديكان آن دختر به اين مرد محرم خواهند شد؟ آيا مادر آن دختر به پسران اين مرد محرم خواهد بود؟ اگر ناديده گرفتن اين قيد در حين اجراى عقد اصلًا ايجاد محرميت نمى‌كند، آيا اين پدر مى‌تواند آن دختر را به ازدواج پسر خود درآورد؟

جواب:اگر مى‌خواهند محرم بشوند احتياط آن است كه مجدّداً صيغه عقد متعه را با همان اوصافى كه گفته شد بخوانند و الّا معامله محرم بودن با مادر او نكند؛ هرچند احتياط آن است كه آن دختر را براى فرزند خود نيز نگيرند.