سؤال 733.با عكس بردارى از جنين درون شكم مادرى، معلوم شد كه جنين ناقصالخلقه مىباشد، و پس از تولد مانند تكه گوشتى به كنارى خواهد افتاد، و هيچگونه فعّاليتى نمىتواند داشته باشد، و فاقد هرگونه درك و شعور انسانى خواهد بود، بفرماييد:
الف) آيا جايز است در همان حال جنين بودن- قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح- جنين را ساقط نمود؟
جواب:هرگاه در مراحل ابتدايى جنين باشد، و جنين به صورت انسان كامل در نيامده باشد، و باقى ماندن جنين در آن حالت و سپس تولّد ناقص آن باعث عسر و حرج شديد براى پدر و مادر گردد، با اين شرايط مانعى ندارد، و احتياطاً بايد ديه را بدهند.
ب) اگر اين طفل به دنيا آمد و سپس بيمار شد، آيا جايز است كه هيچگونه اقدامى در مورد درمان وى انجام نداد تا زودتر بميرد، و چه بسا از درد و رنج هم راحت شود؟
جواب:خالى از اشكال نيست.
سؤال 734.با توجه به اينكه در برخى از سؤالات بالا حكم سقط بعد از ولوج روح و قبل از آن متفاوت بيان شده، لطفاً بفرماييد كه ولوج روح چه زمانى است؟
جواب:هنگامى است كه بچّه در شكم مادر به حركت در مىآيد، كه معمولًا در حدود چهار ماهگى است.
سؤال 735.در صورت اطمينان داشتن به ناقص الخلقه بودن جنين بعد از ولوج روح، آيا مجاز به سقط هستيم (با توجّه به تبعات شديد به دنيا آمدن آن براى والدين و جامعه و ...)؟
جواب:در صورتى كه روح در جنين دميده شده باشد، كه معمولًا پس از چهارماهگى حاصل مىشود، ساقط كردن آن جايز نيست.
3
انتقال جنين
سؤال 736.اطبا مىتوانند جنين را از شكم زنى كه نمىتواند آن را در رحم معيوب خود پرورش دهد و سقط مىكند خارج نموده، و در رحم سالم زن ديگرى قرار داده تا در آنجا به رشد خود ادامه دهد و به طور طبيعى متولّد شود، بفرماييد:
الف) اگر زن دوم هم همسر شوهر زن اوّل باشد (كه نطفه متعلّق به يك شوهر مىشود) آيا اين كار جايز است؟
ب) در صورتى كه زن دوم با شوهر زن اوّل بيگانه باشد، اين كار چه حكمى دارد؟
ج) انجام اين كار قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح چه تفاوتى دارد؟
جواب:در هر سه صورت، انتقال جنين (بعد از انعقاد نطفه) مانعى ندارد، ولى چون معمولًا مستلزم نظر و لمس حرام است، تنها در موارد ضرورت مجاز مىباشد.
سؤال 737.جنينى است كه اگر در شكم مادر بماند خواهد مرد، ولى اگر آن را از شكم مادر خارج نمايند و در دستگاه مخصوص (انكوباتور) بگذارند زنده مانده، و به رشد و حيات خود ادامه مىدهد، بفرماييد:
الف) تكليف در اين مورد چيست، آيا مىتوان بچّه را از شكم مادر خارج نمود؟
جواب:اگر اين موضوع قطعى باشد نه تنها اشكالى ندارد، بلكه اقدام بر آن مطابق احتياط است.
ب) آيا قبل از ولوج روح و يا بعد از ولوج، حكم فرق مىكند؟
جواب:تفاوتى ندارد.
4
احكام سقط جنين
سؤال 738.در مواردى كه لازم است پزشك سقط جنين كند، ديه لازمه بايد توسّط چه كسى پرداخت شود، آيا پزشك مىتواند شرط كند كه ديه بر عهده وى نباشد؟ آيا اين شرط، جهت رفع دين از وى كافى است؟
جواب:احتياط اين است كه طبيب با بيمار يا كسان او شرط كند كه ديه را خودشان بپردازند، و الّا خودش بايد عهده دار بشود (بنابر احتياط).
سؤال 739.اگر طبيبى متوجّه نقض عضو جنين درون شكم مادرى شود، و در صورت اطّلاع دادن به والدين او، احتمال مىدهد آنان سقط جنين كنند، و شايد هم در مقام معالجه نقص عضو از جنين برآيند، كه احتمال بهبودى بسيار كم است. و در ضمن اگر اطّلاع ندهد، در معرض شكايت والدين نسبت به عدم اطّلاع به آنان از وضعيت جنين قرار خواهد گرفت، وظيفه طبيب در اينجا چيست؟
جواب:اطّلاع دادن اشكالى ندارد.
سؤال 740.چنانچه به بيمارانى كه از درد شديداً رنج مىبرند مسكنهاى قوى داده شود، دردشان تسكين خواهد يافت، ليكن به احتمال قوى به اين خاطر بعداً دچار عوارض جنين و ناراحتىهايى خواهند شد، تكليف طبيب نسبت به اينگونه بيماران چيست؟
جواب:هرگاه ضررى باشد كه در برابر تسكين درد شديد در ميان عقلا قابل پذيرش باشد اشكالى ندارد. و اگر ضرر مهمّى است كه او را به خطر مىاندازد، جايز نيست. و اگر براى خودش ضرر نداشته باشد، بلكه براى جنين ضرر داشته باشد نيز حكم مسأله همين است.
سؤال 741.اگر پزشك به طور قطع تشخيص دهد كه فرزندان بعدى زن و شوهرى، ناقص العضو خواهند شد، بفرماييد:
الف) آيا بر طبيب واجباست، درصورت سؤال والدين، واقعيت را به آنان اطلاع دهد؟
جواب:واجب نيست، مگر اينكه در سرنوشت آنان اثر مهمّى داشته باشد.
ب) آيا در صورت عدم سؤال، بر طبيب واجب است به آنان بگويد، تا از پيدا كردن چنين فرزندانى جلوگيرى نمايند؟ اگر واجب نيست، آيا گفتنش حرام است؟
جواب:در اينگونه موارد اگر مسأله مهمّى است طبيب كتمان نكند.
ج) اگر طبيب احتمال دهد كه در صورت اطّلاع والدين از اين مطلب، هربار كه فرزندى پيدا كنند، اقدام به سقط وى خواهند نمود، در اينجا وظيفه طبيب چيست؟
جواب:طبيب بايد به وظيفه خود عمل كند، و اگر بيمار عمل خلافى انجام دهد او مسئول نيست؛ منتها طبيب وظيفه خود را در امر به معروف و نهى از منكر انجام دهد.
سؤال 742.اگر مادرى براى سقط بچّهاش كارى انجام ندهد، لكن با مراعات نكردن موارد لازم و تهيه نكردن شرايط حفظ جنين، باعث سقط بچّه شود، آيا كار حرامى كرده است؟
جواب:اگر در حفظ جنين مطابق معمول كوتاهى كرده باشد مسئول است.
سؤال 743.دكتر دارويى داده كه مادر بخورد تا بچّهاش سقط نشود، آيا زن مىتواند به منظور سقط جنين دارو را نخورد؟
جواب:جايز نيست.
سؤال 744.نگهدارى جنين مرده در شيشه، جهت آموزش چه حكمى دارد؟
آيا جهت دكور آزمايشگاهى، يا نگهدارى در منزل جايز است؟
جواب:جهت دكور و امثال آن جايز نيست؛ ولى اگر ضرورتى براى آموزشهاى لازم ايجاب كند، و چيزى جانشين آن نشود، مانعى ندارد.
سؤال 745.تبليغات زياد باعث شده كه افراد از داشتن فرزند احساس شرمندگى نموده و مبادرت به سقط جنين نمايند، آيا چنين تبليغاتى جايز است؟
جواب:جايز نيست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش چهاردهم:
احكام فرزند