جواب:اگر اين موضوع قطعى باشد نه تنها اشكالى ندارد، بلكه اقدام بر آن مطابق احتياط است.
ب) آيا قبل از ولوج روح و يا بعد از ولوج، حكم فرق مىكند؟
جواب:تفاوتى ندارد.
4
احكام سقط جنين
سؤال 738.در مواردى كه لازم است پزشك سقط جنين كند، ديه لازمه بايد توسّط چه كسى پرداخت شود، آيا پزشك مىتواند شرط كند كه ديه بر عهده وى نباشد؟ آيا اين شرط، جهت رفع دين از وى كافى است؟
جواب:احتياط اين است كه طبيب با بيمار يا كسان او شرط كند كه ديه را خودشان بپردازند، و الّا خودش بايد عهده دار بشود (بنابر احتياط).
سؤال 739.اگر طبيبى متوجّه نقض عضو جنين درون شكم مادرى شود، و در صورت اطّلاع دادن به والدين او، احتمال مىدهد آنان سقط جنين كنند، و شايد هم در مقام معالجه نقص عضو از جنين برآيند، كه احتمال بهبودى بسيار كم است. و در ضمن اگر اطّلاع ندهد، در معرض شكايت والدين نسبت به عدم اطّلاع به آنان از وضعيت جنين قرار خواهد گرفت، وظيفه طبيب در اينجا چيست؟
جواب:اطّلاع دادن اشكالى ندارد.
سؤال 740.چنانچه به بيمارانى كه از درد شديداً رنج مىبرند مسكنهاى قوى داده شود، دردشان تسكين خواهد يافت، ليكن به احتمال قوى به اين خاطر بعداً دچار عوارض جنين و ناراحتىهايى خواهند شد، تكليف طبيب نسبت به اينگونه بيماران چيست؟
جواب:هرگاه ضررى باشد كه در برابر تسكين درد شديد در ميان عقلا قابل پذيرش باشد اشكالى ندارد. و اگر ضرر مهمّى است كه او را به خطر مىاندازد، جايز نيست. و اگر براى خودش ضرر نداشته باشد، بلكه براى جنين ضرر داشته باشد نيز حكم مسأله همين است.
سؤال 741.اگر پزشك به طور قطع تشخيص دهد كه فرزندان بعدى زن و شوهرى، ناقص العضو خواهند شد، بفرماييد:
الف) آيا بر طبيب واجباست، درصورت سؤال والدين، واقعيت را به آنان اطلاع دهد؟
جواب:واجب نيست، مگر اينكه در سرنوشت آنان اثر مهمّى داشته باشد.
ب) آيا در صورت عدم سؤال، بر طبيب واجب است به آنان بگويد، تا از پيدا كردن چنين فرزندانى جلوگيرى نمايند؟ اگر واجب نيست، آيا گفتنش حرام است؟
جواب:در اينگونه موارد اگر مسأله مهمّى است طبيب كتمان نكند.
ج) اگر طبيب احتمال دهد كه در صورت اطّلاع والدين از اين مطلب، هربار كه فرزندى پيدا كنند، اقدام به سقط وى خواهند نمود، در اينجا وظيفه طبيب چيست؟
جواب:طبيب بايد به وظيفه خود عمل كند، و اگر بيمار عمل خلافى انجام دهد او مسئول نيست؛ منتها طبيب وظيفه خود را در امر به معروف و نهى از منكر انجام دهد.
سؤال 742.اگر مادرى براى سقط بچّهاش كارى انجام ندهد، لكن با مراعات نكردن موارد لازم و تهيه نكردن شرايط حفظ جنين، باعث سقط بچّه شود، آيا كار حرامى كرده است؟
جواب:اگر در حفظ جنين مطابق معمول كوتاهى كرده باشد مسئول است.
سؤال 743.دكتر دارويى داده كه مادر بخورد تا بچّهاش سقط نشود، آيا زن مىتواند به منظور سقط جنين دارو را نخورد؟
جواب:جايز نيست.
سؤال 744.نگهدارى جنين مرده در شيشه، جهت آموزش چه حكمى دارد؟
آيا جهت دكور آزمايشگاهى، يا نگهدارى در منزل جايز است؟
جواب:جهت دكور و امثال آن جايز نيست؛ ولى اگر ضرورتى براى آموزشهاى لازم ايجاب كند، و چيزى جانشين آن نشود، مانعى ندارد.
سؤال 745.تبليغات زياد باعث شده كه افراد از داشتن فرزند احساس شرمندگى نموده و مبادرت به سقط جنين نمايند، آيا چنين تبليغاتى جايز است؟
جواب:جايز نيست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش چهاردهم:
احكام فرزند
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
الحاق اولاد و نفى ولد
سؤال 746.مردى به مسافرت رفته و مسافرتش بيش از يك سال طول كشيده است. در اين مدّت همسرش پسرى به دنيا آورده كه بعداً باعث اختلاف بين زوجين شده و بدين سبب مرد زنش را طلاق داده است. اينك آن زن از دنيا رفته و آن پسر بزرگ شده و حقّش را مىخواهد. مرد مىگويد: «زنم اين بچّه را بعد از يك سال از مسافرتم به دنيا آورده است، او پسر من نيست؛ هرچند همسرم عفيفه و مؤمنه بوده، و از او هيچ بدى نديدهام» و زن تا آخر عمرش مىگفت: «اين بچّه فرزند شوهرم است و روز قيامت حقّم را خواهم گرفت». اكنون چند سؤال مطرح است:
الف) آيا قول شوهر قبول مىشود؟
ب) اگر مشكوك باشد كه زن بچّه را دوازده ماه بعد از سفر زوج، يا قبل از دوازده ماه به دنيا آورده، حكم چيست؟
ج) حكم ارث و محرميت اين پسر نسبت به آن زن و شوهر و بچّههاى آن دو چيست؟
د) حكم خود اين پسر فى حدّ ذاته چيست؟
جواب:چنانچه تولّد بچّه از آن زن معلوم باشد و شوهر ادّعا كند كه بعد از يك سال از مسافرت او بوده و دليلى بر ادّعاى خود نداشته باشد، آن بچّه متعلّق به آن