بخش چهاردهم:
احكام فرزند
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
الحاق اولاد و نفى ولد
سؤال 746.مردى به مسافرت رفته و مسافرتش بيش از يك سال طول كشيده است. در اين مدّت همسرش پسرى به دنيا آورده كه بعداً باعث اختلاف بين زوجين شده و بدين سبب مرد زنش را طلاق داده است. اينك آن زن از دنيا رفته و آن پسر بزرگ شده و حقّش را مىخواهد. مرد مىگويد: «زنم اين بچّه را بعد از يك سال از مسافرتم به دنيا آورده است، او پسر من نيست؛ هرچند همسرم عفيفه و مؤمنه بوده، و از او هيچ بدى نديدهام» و زن تا آخر عمرش مىگفت: «اين بچّه فرزند شوهرم است و روز قيامت حقّم را خواهم گرفت». اكنون چند سؤال مطرح است:
الف) آيا قول شوهر قبول مىشود؟
ب) اگر مشكوك باشد كه زن بچّه را دوازده ماه بعد از سفر زوج، يا قبل از دوازده ماه به دنيا آورده، حكم چيست؟
ج) حكم ارث و محرميت اين پسر نسبت به آن زن و شوهر و بچّههاى آن دو چيست؟
د) حكم خود اين پسر فى حدّ ذاته چيست؟
جواب:چنانچه تولّد بچّه از آن زن معلوم باشد و شوهر ادّعا كند كه بعد از يك سال از مسافرت او بوده و دليلى بر ادّعاى خود نداشته باشد، آن بچّه متعلّق به آن
زن و شوهر و با هر دو محرم است و از هر دو ارث مىبرد؛ ولى اگر مرد بتواند با دليل شرعى ثابت كند كه يك سال بعد از سفر او متولّد شده فرزند او محسوب نمىشود.
سؤال 747.دخترى از طريق نامشروع باردار شده و حملش را به پسرى نسبت مىدهد؛ ولى آن پسر مىگويد: «من يقين دارم قبل و بعد از من افراد ديگرى نيز با او ارتباط داشتهاند» اين حمل شرعاً به كداميك از آنها تعلّق دارد؟ مهر المثل اين دختر را چه كسى بايد بپردازد؟
جواب:اگر با اختيار و رضايت دختر بوده مهر المثل تعلّق نمىگيرد، و اگر به جبر و اكراه بوده هر كدام از آنها بايد مهر المثل جداگانهاى بدهند؛ و در مورد فرزند اگر ثابت شود چند نفر با او زنا كردهاند و معلوم نشود بچّه منتسب به كداميك است، بايد با قرعه تعيين كنند.
سؤال 748.درباره اماره فراش و نفى ولد به دو سؤال زير پاسخ دهيد:
الف) آيا براى اجراى اماره فراش، احراز وقوع مطلق نزديكى كافى است، يا نزديكى بايد به گونهاى باشد كه احتمال حاملگى، هر چند به صورت ضعيف، وجود داشته باشد؟ مثلًا برخى از فقهاى عظام وطى در دبر را، به ويژه در صورت عزل، يا عدم انزال، براى جريان اماره فراش كافى نمىدانند. نظر حضرتعالى چيست؟
جواب:در تمام اين موارد احتمال انعقاد فرزند هست، و اماره فراش محسوب مىشود.
ب) با توجّه به فرض فوق، اماره فراش در كدام يك از حالتهاى زير جارى است؟
1. عزل
2. عدم انزال
3. وطى در دبر
4. نزديكى در ايام عادت ماهانه
5. استفاده يكى از زوجين، يا هر دو، از وسايل پيشگيرى از حاملگى
6. عقيم شدن زوج عمل جرّاحى
7. اثبات عقيم بودن زوج به وسيله آزمايشات پزشكى
8. صغير بودن زوج
9. خصىّ و مجبوب بودن زوج
جواب:در تمام موارد بالا اماره فراش موجود است؛ زيرا هيچ كدام دليل قطعى عدم انعقاد فرزند نيست.
سؤال 749.با توجّه به اين كه از شرايط تحقّق اماره فراش، اين است كه از زمان وقوع نزديكى تا هنگام تولّد، كمتر از شش ماه، و بيش از حداكثر مدّت حمل نگذشته باشد، لطفاً بفرماييد:
الف) اگر زمان وضع حمل به طور معمول نرسيده باشد، ولى با عمل جرّاحى طفل را زودتر متولّد كنند، تا از حداكثر حمل (10 ماهه) تجاوز نكند، آيا اماره فراش جارى، و طفل ملحق به شوهر است؟
جواب:در اين صورت ملحق به فراش نيست.
ب) تاريخ نزديكى و فاصله ميان آميزش و تولّد به چه وسيلهاى تعيين مىشود؟ اگر چندين نزديكى در طُهر واحد انجام شود، مبدأ حمل كدام است؟
اگر زوجين با يكديگر توافق كنند كه از تاريخ نزديكى تا زمان تولّد، بيشتر از ده ماه يا كمتر از شش ماه گذشته، آيا چنين توافقى پذيرفته، و نَسَب طفل نفى مىگردد؟
جواب:منظور از فراش نزديكى نيست كه تاريخ آن را تعيين كنند، بلكه همين اندازه كه زن در خانه شوهر باشد، كه امكان نزديكى درباره او مىرود، اماره
فراش حاصل است.
سؤال 750.آيا شرط حداقل 6 ماه، فقط مربوط به طفلى است كه صحيح و سالم و زنده به دنيا بيايد، يا شامل طفل مريض، ناقص، يا طفلى كه مرده به دنيا آمده نيز مىشود؟
جواب:اطفال مريض و ناقص و مانند آن را نيز شامل مىشود، مشروط بر اين كه انسان محسوب شوند.
سؤال 751.همان طور كه مستحضريد براى اماره فراش، احراز و اثبات وقوع نزديكى در مورد زوجين لازم نيست. آيا احراز وطى براى جريان اماره فراش در وطى به شبهه در مورد جريان اماره فراش نسبت به وطى به شبه نيز نيازى به احراز و اثبات نزديكى نيست، يا از آن جا كه نزديكى به شبهه خلاف اصل است، بايد احراز شود؟ يعنى آيا اجراى اماره فراش در وطى به شبهه (مثلًا) متوقّف بر اقرار و اعتراف واطى به نزديكى است؟
جواب:در مورد وطى به شبهه احراز وطى لازم است.
سؤال 752.خانمى اظهار مىدارد كه: «از مورّخه 30/ 6/ 76 تا 30/ 6/ 77 در عقد منقطع مردى بوده، و فرزندش در تاريخ 8/ 5/ 77 به دنيا آمده است» مرد نفى ولد مىكند، و مىگويد: «عقد منقطع آنها از 15/ 1/ 77 به مدّت شش ماه بوده، و چون فرزند مذكور در مدّت كمتر از شش ماه از تاريح عقد به دنيا آمده، متعلّق به ايشان نيست» لطفاً بفرماييد:
الف) با توجّه به اختلاف طرفين در مبدأ عقد منقطع، و عدم ارائه دليل معتبر يا بينه شرعى بر صحّت اظهاراتشان، قول كدام يك مقدّم است؟
ب) با توجّه به نفى ولد از سوى زوج، آيا امكان الحاق فرزند مذكور به زوج وجود دارد؟
ج) زوجه مىگويد: سر دفتر ازدواج شماره فلان، صيغه عقد منقطع را جارى
نموده، و سر دفتر مذكور نيز ادّعاى زوجه را تأييد مىنمايد. ولى در دفاتر خود چيزى ثبت نكرده است. آيا با يك شاهد و قسم زوجه، ادّعاى وى ثابت مىشود؟
جواب:فرزند مذكور به زوج ملحق نيست.
سؤال 753.درباره اماره فراش و نفى ولد به سؤال زير پاسخ دهيد:
آيا براى اجراى اماره فراش، احراز وقوع مطلق نزديكى كافى است، يا نزديكى بايد به گونهاى باشد كه احتمال حاملگى، هر چند به صورت ضعيف، وجود داشته باشد؟ مثلا برخى از فقهاى عظام وطى در دبر را، به ويژه در صورت عزل، يا عدم انزال، براى جريان اماره فراش كافى نمى دانند. نظر حضرتعالى چيست؟
جواب:در تمام اين موارد احتمال انعقاد فرزند هست، و اماره فراش محسوب مىشود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة