بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 333

4

ختنه‌

سؤال 762.چرا كودكان را بعد از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ختنه كردند؟ آيا در عصر پيامبران قبلى هم ختنه مى‌كرده اند؟ مگر در چيزى كه خداوند آفريده ايرادى هست كه ختنه مى‌كنند؟

جواب:اولًا در شرايع سابق نيز ختنه بوده است و ثانياً خداوند اين عضو را آفريده كه در دوران جنينى آن قسمت از جنين را حفظ كند و پس از تولد عضو زايدى محسوب مى‌شود مانند بند ناف بچه كه پس از تولد بريده مى‌شود.

سؤال 763.آيا ختنه كردن مردان فى نفسه واجب است؟

جواب:آرى واجب است.

سؤال 764.عباداتى مانند نماز، روزه، حج و امثال آن كه مرد ختنه نكرده انجام مى‌دهد چه حكمى دارد؟

جواب:عبادات او غير از طواف صحيح است.

سؤال 765.غير مسلمانى كه مسلمان مى‌شود و يا كودكى كه بالغ مى‌شود اگر ختنه نكرده باشد، چه زمانى بايد ختنه كند؟

جواب:هنگام بلوغ بايد ختنه شده باشد و اگر قبل از آن باشد بهتر است.

سؤال 766.اگر كسى ختنه كند ولى غلاف از حشفه كاملًا جدا نشود تكليف چيست؟


صفحه 334

جواب:بايد مجدداً به‌طور كامل ختنه كند و در زمان ما كار مشكلى نيست.

سؤال 767.حكم اسلام در مورد ختنه دختران چيست؟ و مراد از ختنه دختران چه مى‌باشد؟

جواب:آنچه از منابع فقه و حديث شيعه و اهل سنّت در مورد ختنه دختران و زنان استفاده مى‌شود، اين امور است:

الف) ختنه كردن دختران و زنان نزد علماى شيعه به اجماع و اتّفاق واجب نيست؛ ولى حكم به استحباب آن كرده‌اند.[1]

ب) مشهور نزد علماى اهل سنّت نيز عدم وجوب است، و «ابن قدامه» در «مغنى» تصريح كرده كه نظر اكثر اهل علم عدم وجوب است.[2]

ج) در روايات شيعه تصريح به عدم وجوب شده است، مرحوم صاحب وسائل احاديث متعدّدى در اين زمينه دارد؛ از جمله در حديث ابوبصير از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود:

«امّا السنة فالختان على الرجال و ليس على النساء»

و در همان باب روايات ديگرى نيز نقل مى‌كند[3]؛ در كتب حديث عامّه، در مُسند احمد حنبل، نيز عدم وجوب آن در مورد زنان، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است.[4]

د) در مورد طريقه آن در روايات تصريح شده كه آن عضو مخصوص از ريشه برداشته نشود؛ بلكه تنها قسمت بالاى آن برداشته شود؛ توضيح اين كه در بالاى فرج قطعه گوشت كوچكى وجود دارد كه ختنه مربوط به آن است.

[1]. جواهرالكلام، ج 31، ص 262

[2]. مغنى ابن قدامه، ج 1، ص 100 و 101

[3]. وسائل الشيعة، ج 15، ابواب الاولاد، باب 56، ص 166

[4]. مسند احمد، ج 5، ص 75


صفحه 335

5

عقيقه‌

سؤال 768.منظور از عقيقه چيست؟ آيا عقيقه واجب است؟

جواب:عقيقه براى فرزند، بر كسى كه قادر بر آن باشد، سنّت مؤكد است.

و منظور از آن قربانى كردن گوسفند و مانند آن براى فرزند مى‌باشد.

سؤال 769.زمان عقيقه چه وقت است؟

جواب:بهتر آن است كه در روز هفتم واقع شود، و اگر تأخير افتاد، تا زمان بلوغ فرزند، بر پدر سنّت است؛ ولى بعد از بلوغ تا آخر عمر بر خودش سنّت است كه عقيقه اش را انجام دهد.

سؤال 770.آيا عقيقه دعاى خاصى دارد؟

جواب:مرحوم «علّامه مجلسى» دعايى به شرح زير براى عقيقه نقل كرده است: «از امام صادق عليه السلام فرمود: كه در وقت كشتن گوسفند عقيقه اين دعا را بخوان»:

بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، اللّهُمَّ عَقيقَه عَنْ فُلان لَحْمُها بِلَحْمِهِ، وَدَمُها بِدَمِهِ، وَ عَظْمُها بِعَظْمِهِ، اللّهُمَّ اجْعَلْها وِقاءً لِالِ مُحَمَّد عَلَيهِ وَ آلِهِ السَّلامُ.[1]

[1]. حلية المتقين، ص 153 و 154: «به نام خدا و به يارى خدا، خدايا اين عقيقه از طرف فلانى است (نام آن فرزند را بگويد) گوشتش به جاى گوشت او و خونش به خون او و استخوانش به استخوان او. خدايا قرارش ده نگهدار آل محمد عليهم السلام»


صفحه 336

و در حديث ديگرى فرمود كه اين دعا را بخواند:

يا قَوْمِ انّى بَرىٌ مِمّاتُشْرِكونَ، انّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالْارْضَ، حَنيفاً مُسْلِماً وَما انَا مِنَ الْمُشْرِكينَ، انَّ صَلاتى وَنُسُكى وَمَحْياىَ وَمَماتى للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، لا شَريك لَهُ، وَبِذلِك امِرْتُ، وَانَا مِنَ الْمُسْلِمينَ، اللّهُمَّ مِنْكَ وَلَك، بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَاللَّهُ اكبَرُ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَتَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلان.[1]

سؤال 771.آيا خواهر و برادر مى‌توانند از عقيقه همديگر بخورند؟

جواب:مانعى ندارد.

سؤال 772.لطفاً در مورد نحوه استفاده از گوشت عقيقه به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

الف) آيا مى‌توان گوشت عقيقه را به صورت خام تقسيم نمود؟

جواب:اشكالى ندارد.

ب) آيا مى‌توان گوشت عقيقه را به صورت كباب كوبيده درآورد و بين مردم تقسيم نمود.

جواب:مانعى ندارد هرچند در برخى روايات از آبگوشت نام برده شده است.

سؤال 773.آيا عقيقه براى ميت نيز واجب است؟ آيا بچّه خردسال مى‌تواند از گوشت عقيقه تناول نمايد؟

جواب:عقيقه مطلقاً واجب نيست، ولى استحباب دارد. و در مورد ميت بايد به قصد رجا انجام شود. و بهتر آن است كه بچه خردسالى كه عقيقه براى او مى‌شود از آن نخورد.

[1]. حلية المتقين، ص 153 و 154: «اى مردم من بيزارم از آنچه شما شريك خدا سازيد من رو كنم به سوى كسى كه آفريد آسمانها و زمين را يك دل در حال تسليم و نيستم من از مشركان همانا نماز و عبادتم و زندگى و مرگم از آن خدا پروردگار جهانيان است كه شريك ندارد و به همين دستور دارم و از مسلمانانم خدايا از تو و براى توست به نام خدا و به يارى خدا و خدا بزرگ‌تر است خدايا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بپذير از فلانى پسر فلانى و به جاى فلان بن فلان نام فرزند و پدرش را ببرد، آنگاه آن را ذبح كند»


صفحه 337

سؤال 774.آيا استخوانهاى عقيقه را نبايد شكست و به آن نبايد دندان زد و آن را نبايد دفن كرد؟! و آيا پدر و مادر مى‌توانند از گوشت آن استفاده كنند؟

جواب:بهتر است پدر و مادر از گوشت آن نخورند و امّا دفن استخوانها دليل روشنى ندارد.


صفحه 338

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 339

6

حضانت‌

سؤال 775.زن بيوه‌اى، كه يك پسر پنج ساله از شوهر مرحوم خود دارد، چند سال پس از فوت شوهرش ازدواج كرده است، پدر بزرگ اين پسر مى‌گويد: «من به عنوان وليّ نمي‌گذارم نوه‌ام در خانه مرد بيگانه‌اى تربيت شود». و مادر پسر مى‌گويد: «من به عنوان مادر، خود او را پرورش مى‌دهم». حقّ حضانت اين پسر بچّه با كيست؟

جواب:در مورد نگهدارى بچّه و پرورش او تا زمان بلوغ، مادر بچّه بر جدّ او مقدّم است؛ حتّى در صورتى كه شوهر كند، ولى در مسأله ولايت بر اموال، حقّ با جدّ است و مادر ولايتى بر اموال كودك ندارد.

سؤال 776.در مواردى كه بين زوجين مفارقت حاصل مى‌شود و فرزند مشتركى دارند، فتواى مشهور فقهاى شيعه اين است كه مادر در مورد دختر تا هفت سالگى و در مورد پسر تا دو سالگى اولويت در حضانت دارد، و پس از آن، فرزند در حضانت پدر قرار مى‌گيرد. از آنجا كه مادّه 1169 قانون مدنى با الهام از اين فتوا تنظيم شده، محاكم دادگسترى نيز در موارد مطروحه در پرونده هاى جارى بر اين اساس عمل مى‌نمايند؛ ولى اين امر چند مشكل اجرايى در بر دارد:

الف) تعلّق عاطفى فرزندان، اعمّ از پسر و دختر، در سنين پايين به مادر بيشتر است، و گرفتن پسر بچّه هاى دو تا هفت ساله از مادر، در موارد زيادى موجب‌


صفحه 340

اخلال در مسائل تربيتى و عاطفى آنان مى‌شود.

ب) غالباً پدرهاى ازدواج نكرده در نگهدارى اين‌گونه كودكان دچار مشكلات مهمّى مى‌شوند، و بيشتر به خاطر لجاجت، اصرار در گرفتن كودك دارند. و معمولًا بعد از تحويل، كودك را به عمّه، يا مادر بزرگ، يا يكى ديگر از اقوام مى‌سپارند، و خود مباشرت در حضانت ندارند.

ج) به دليل تعلّق عاطفى شديد بين مادر و فرزند، در اغلب موارد گرفتن پسر بچّه سه يا چهار ساله از مادر، موجب عُسر و حرج بر مادر است؛ در صورتى كه با حضانت مادر، پدر نيز از طريق اعمال ولايت و نظارت كلّى، با بچّه هاى خود ارتباط دارد، و فشارى بر وى وارد نمى‌شود.

د) نگران كننده‌ترين نكته اين كه در خانواده‌اى كه بيش از يك فرزند وجود دارد، بچّه ها با هم مأنوس و وابسته به هم مى‌باشند، و جدا كردن بچّه‌هاى خردسال از يكديگر، و سپردن بعضى به پدر و بعضى به مادر، فشار شديدى بر آنان وارد مى‌آورد.

از طرفى بر طبق فتاواى برخى از فقها، از جمله مرحوم آيت اللَّه العظمى خويى رحمه الله اولويت در حضانت تا سنّ هفت سالگى، هم در دختر و هم در پسر، با مادر است. و احاديثى، از جمله روايت ايوب بن نوح‌[1]، نيز دلالت بر اين مسأله دارد. با توجّه به مطالب فوق نظر حضر تعالى در اين مسأله چيست؟

جواب:در صورتى كه مصالح فرزندان واقعاً به خطر بيفتد، و گرفتار ضرر عاطفى شديدى شوند، مى‌توان حضانت را به مادر سپرد.

سؤال 777.همسرم چند سال قبل، بنا به عللى، مرا طلاق داد، و حضانت تنها فرزندمان، كه دخترى خردسال بود، نيز به من سپرده شد. با تمام مشكلات اقتصادى، كه جهت تأمين مخارج زندگى دخترم وجود داشت، او را بزرگ‌

[1]. وسائل الشيعة، ج 15، ابواب احكام الاولاد، باب 81، ح 6 و 7