بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 344

سؤال 785.پسر بچّه‌اى دو سال دوران حضانت خود را نزد مادر سپرى نموده است. اكنون با انقضاى مدّت حضانت مادر، پدر قصد استرداد طفل را دارد. امّا طفل و مادر آن چنان به يكديگر وابسته و علاقه‌مند هستند، كه جدا كردن آنها حتّى هفته‌اى يك روز، با مشقّت صورت مى‌گيرد. با توجّه به اين مطلب، در صورتى كه متخصّصين روانشناسى نظر دهند كه جدا كردن طفل از مادر، به سلامت روحى و روانى و جسمانى كودك صدمه وارد مى‌كند، و موجب مشقّت و فشار شديد روحى و روانى به مادر خواهد بود، تكليف چيست؟ اگر پدر به دليل اشتغال خارج از منزل، بلكه خارج از شهرِ محلِّ سكونت، بخواهد طفل را به ديگرى بسپارد، چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه طبق گواهى كارشناسان خبره و متدين ثابت شود كه جدا كردن پسر بچّه دو ساله از مادرش خطرات شديدى براى مادر يا آن بچّه به همراه دارد، نبايد او را از مادرش جدا كرد.

سؤال 786.حضانت طفل خنثاى مشكل پس از اتمام مدّت شيرخوارگى با كدام يك از والدين خواهد بود؟ و ملاك آن چيست؟

جواب:در صورتى كه بتوانند با هم توافق كنند مشكل نيست؛ در غير اين صورت قرعه مى‌زنند.

سؤال 787.آيا كفر مانع حقّ حضانت به شمار مى‌آيد؟

جواب:در صورتى كه خطر مادّى و معنوى بچّه را تهديد نكند اشكالى ندارد؛ هر چند (بنابر احتياط) در زمان حيات پدر مسلمان، حضانت آنها در اختيار اوست.

سؤال 788.آيا مباشرت در حضانت ضرورى است، و با عدم امكان آن، حقّ حضانت ساقط مى‌شود، يا استنابت نيز جايز است؟

جواب:استفاده از كمك خادم، يا كمك كار با نظارت خودش مانعى ندارد،


صفحه 345

ولى سپردن به ديگرى به طور كامل اشكال دارد.

سؤال 789.در فرض سؤال بالا، در صورتى كه استنابت در حضانت جايز باشد، آيا جواز مشروط بر عدم قدرت بر مباشرت مى‌باشد، يا بطور مطلق جايز است؟

جواب:مشروط نيست.

سؤال 790.در حكم دادگاه آمده: «چون براى نگهدارى و حضانت طفل از محكمه اذن نگرفته، حقّ حضانت ندارد» اين مسأله چه صورت دارد؟

جواب:در مدّتى كه حضانت وظيفه زن است، اجازه دادگاه شرط نيست.

سؤال 791.طبق مادّه 1167 قانون مدنى، ولد زنا ملحق به زانى نيست، آيا مى‌توان با درنظر گرفتن وضعيت اين اطفال و آينده آنان، ولايت قهرى پدرشان را بر آنان مقرّر نموده، و از اين باب آنان را ملزم به حضانت طفل و پرداخت نفقه و نگهدارى از آنان نمود؟ و در صورت نبودن پدر، جدّ پدرى، و در صورت فقدان وى، ديگر اقوام پدرى را، با رعايت قاعده الأقرب فالأقرب، ملزم به اين كار كرد؟

جواب:عدم الحاق ولد الزنا به زانى در مورد ارث است؛ ولى در نفقه و حضانت، زانى موظّف است آن را بر عهده بگيرد. به تعبير ديگر، ولد الزّنا احكام ولد را دارد، الّا ما خرج بالدليل.

سؤال 792.آيا در سقوط حقّ حضانت (حقّ سرپرستى و نگهدارى كودك) به وسيله ازدواج مجدّد فرقى بين ازدواج موقّت و دائم هست؟ و در صورتى كه زن از شوهر دوم طلاق بگيرد آيا حقّ حضانت كه به خاطر شوهر كردنش ساقط شده بود دوباره باز مى‌گردد؟

جواب:در صورت ازدواج حقّ حضانت زن ساقط مى‌شود خواه ازدواج دائم باشد يا موقّت، مگر اين كه مدّت ازدواج موقّت كم و كوتاه باشد كه در اين‌


صفحه 346

صورت ساقط نمى‌شود و هرگاه از شوهر دوم طلاق بگيرد حقّ حضانت باز نمى‌گردد هر چند احتياط مستحب آن است كه زوج و زوجه در اين مورد تراضى و تصالح كنند.

سؤال 793.اگر بچّه ولدالزّنا به دست زانيه داده شود باعث فساد مى‌شود و موجب لطمه به آبروى يك عدّه مومن آن روستا مى‌شود امّا اگر شرع مقدّس يا قانون دولت، اين بچه را به اداره بهزيستى تحويل نمايد، هم فساد كم مى‌شود و هم آبروى چندين مؤمن حفظ مى‌شود، در اين صورت وظيفه چيست؟

جواب:بايد حاكم شرع در اين‌گونه موارد تصميم بگيرد و اگر فسادى هست جلوى آن را بگيرد.

سؤال 794.اگر صغير، جدّ پدرى نداشته باشد آيا مادر مى‌تواند بااجازه حاكم شرع قيم او بشود؟

جواب:با اجازه حاكم شرع مانعى ندارد.

سؤال 795.اگر مردى با زن نامحرمى تفخيذ كند و انزال شود و فرزندى منعقد گردد بى آن‌كه دخول صورت گرفته باشد حكم فرزند و زوال بكارت كه بر اثر تولد فرزند حاصل مى‌شود چيست؟

جواب:هرگاه يقين داشته باشد كه انزال نمى‌شود، بعيد نيست فرزند آنها همچون فرزند شبهه باشد و اگر احتمال مى‌داده است، خالى از اشكال نيست و در مورد مهرالمثل اگر زن با ميل و رضايت خود حاضر شده و احتمال اين امر را مى‌داده مهرالمثل ندارد و اگر احتمال نمى‌داده و رضايت به غير تفخيذ نداشته، احتياط واجب دادن مهرالمثل است.

سؤال 796.همسر شهيدى كه يك پسر دارد پس از گذشتن چند سالى ازدواج كرده است، پدر شهيد مى‌گويد: من به عنوان وليّ نمي‌گذارم نوه‌ام در خانه بيگانه بماند چون من وظيفه دارم او را پرورش دهم و فعلًا اين پسر بچه 5 ساله است،


صفحه 347

مادرش مى‌گويد: من به عنوان مادر، او را پرورش مى‌دهم، از نظر اسلام كدام يك مقدّم هستند؟

جواب:در مورد نگهدارى بچه و پرورش او تا زمان بلوغ، مادر بچه بر جدّ او مقدّم است حتّى در صورتى كه شوهر كند، ولى در مسأله ولايت بر اموال حق با جدّ است و مادر ولايتى بر اموال كودك ندارد.


صفحه 348

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 349

بخش پانزدهم:

رضاع (شير دادن)


صفحه 350

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 351

1

شرايط شير دادنى كه سبب محرم شدن است‌

سؤال 797.شير دادن با چه شرايطى سبب محرميّت مى‌شود؟

جواب:هرگاه زنى كودكى را شير دهد با نُه شرط سبب محرم شدن خواهد بود:

الف) شير از ولادت باشد، بنابراين اگر پستان بدون تولّد فرزندى شير پيدا كند و كودكى از آن بنوشد سبب محرميت نمى‌شود.

ب) بچّه از زن زنده شير بخورد، پس اگر پستان زن مرده‌اى را به دهان بگيرد و شير بخورد اثرى ندارد.

ج) شير آن زن از حرام نباشد، بنابراين اگر شير بچّه‌اى را كه از زنا به دنيا آمده به بچّه‌اى بدهند به كسى محرم نمى‌شود.

د) شير را از پستان بمكد، ولى احتياط واجب آن است اگر شير را در گلوى بچّه بريزند با آن زن و محارم او ازدواج نكند.

ه) شير را با چيز ديگر مخلوط نكنند.

و) شير مربوط به يك شوهر باشد، بنابراين اگر زنى را كه داراى شير است طلاق دهد بعد شوهر ديگرى كند و از او باردار شود و تا موقع وضع حمل شيرى كه مربوط به شوهر اوّل داشته باقى بماند و مثلًا كودكى را هشت دفعه از شير مربوط به شوهر اوّل و هفت دفعه از شير مربوط به شوهر دوم شير دهد آن كودك‌