كافى نيست، و منكر بايد سوگند ياد كند كه او همسر دائمى نيست.
سؤال 876.مردى همسرش را با ميل خودش به سفر حجّ تمتّع برده و بعداً به علّت عدم سازش او را طلاق داده است، بعد از مدّتى با پيشنهاد زوجه و با مهريه «مسافرت مكه معظّمه و سفر كربلا در صورت امكان» ازدواج كردند كه اين ازدواج نيز به طلاق منجر شد و در مورد مهر بين آنها اختلاف شده است، در اين مورد سؤالاتى مطرح مىباشد:
الف) چون زوج قبلًا همسرش را به سفر حجّ تمتّع برده لذا در موقع عقد مجدّد نيت او از مسافرت مكه معظّمه، سفر عمره بوده است، اكنون زوجه ادّعاى حجّ تمتّع دارد؛ از آن جا كه در عقدنامه چيزى جز كلمه مسافرت مكه قيد نگرديده وظيفه او چيست؟
جواب:مىتواند او را به حجّ تمتع يا عمره ببرد.
ب) هزينه سفر مكه بر چه اساس و معيارى تعيين مىگردد؟
جواب:بر اساس قيمت سازمان حج و زيارت مىباشد.
ج) آيا شرط امكان در اين جمله: «مسافرت مكه معظّمه و سفر كربلا در صورت امكان» شامل مكه و كربلا هر دو مىشود؟ آيا مهريه مذكور، فقط در دوران زناشويى لازم الاجرا مىباشد يا بعد از آن هم معتبر است؟
جواب:شرط امكان در هر دو مورد است و منظور اين است كه موانعى بر سر اين راه نباشد، و زوج در هر صورت بايد به آن عمل كند، و اگر از هم جدا شدند وسايل اين سفر را براى زوجه فراهم كند.
سؤال 877.شوهرم بدون اجازه من پول مرا به دخترش كه از زن اوّل اوست، جهت تهيه جهيزيه داده است. استفاده كردن از اين جهيزيه براى آن دختر و شوهرش چه حكمى دارد؟ لازم به تذكر است كه آن دختر و شوهرش از راضى نبودن من اطّلاع ندارند. البتّه قبلًا خودم جهيزيه براى اين دختر جمعآورى كرده
بودم، ولى الان راضى نيستم؛ امّا شوهرم مىگويد: «همان اجازه قبلى را عمل كردهام و جهيزيه را به دخترم دادهام».
جواب:تصرّف آن زن و شوهر در جهيزيهاى كه بدون رضايت شما تهيه شده جايز نيست. و اگر قبلًا نمىدانستهاند بايد بعد از اطّلاع و آگاهى تصرّف نكنند و اگر جهيزيهاى با ميل خودتان قبلًا دادهايد و هنوز موجود است مىتوانيد بازپس بگيريد.
سؤال 878.مردى با زنى ازدواج مىنمايد، در حالى كه زن، در كرمان و مرد در يزد شاغل بوده است و هر دو با علم و اطّلاع از شغل و محلّ كار همديگر ازدواج نمودهاند، حال مرد مىگويد: «چون اختيار مسكن با من است بايد به يزد بيايى» و زن مىگويد: «اگر بخواهم به يزد بيايم شغل و سابقه ده ساله خدمتم از دست مىرود، تو زمانى كه با من ازدواج كردى مىدانستى كه من در كرمان شاغل هستم، لذا بناى ازدواج بر كار كردن در كرمان بوده است، پس من با تو نمى آيم».
آيا حق با مرد است يا با زن؟
جواب:اگر طرفين از وضع يكديگر آگاه بودهاند و عرف و عادت محل بر پيروى زن در چنين موردى از مرد نباشد، راهى جز توافق و تراضى طرفين بر محلّ سكونت نيست.
سؤال 879.شوهرم پس از بيست سال زندگى مشترك و با داشتن دو فرزند، بدون اجازه اين جانب، همسر دوّمى اختيار نموده كه باعث پاشيدگى زندگى مشتركمان شده، و از آن تاريخ اصلًا رعايت عدالت را در هيچ زمينهاى ننموده است. يك بار كه شوهرم در منزل همسر دوّمش بود به آن جا رفتم كه مشاجره لفظى كوتاهى بين من و همسر دوم او اتّفاق افتاد، بدين جهت شوهرم مرا نزد همسر دوّمش به شدّت كتك زد كه منجر به خونريزى بينى گرديد و از آن روز به بعد به ناچار در منزل پدرم به سر مىبرم، زيرا در منزل خودم احساس امنيت
نمىكردم. اكنون همسرم شرط بازگشت به زندگى و شروع مجدّد آن را منوط به عذرخواهى از همسر دوم مىداند و مىگويد: «بايد از آن كتككارى نيز بگذرى».
اين امر موجب از بين رفتن غرور من نزد فاميل و فرزندانم مىباشد، وظيفه من چيست؟
جواب:چنانچه شما به همسر دوم اهانت كردهايد وظيفه شما اين است كه حلّيت بطلبيد؛ ولى شوهر شما نمىتواند بازگشت به زندگى را مشروط به اين كار كند و اگر شوهر شما، شما را زده و مجروح كرده، بايد ديه بدهد يا از شما حلّيت بطلبد و محيط امن و امانى را براى زندگى شما فراهم سازد و بدانيد اينگونه مشكلات جز با مدارا كردن طرفين و عفو و گذشت و رعايت اصول عدالت، حل نخواهد شد.
6
حكمين
سؤال 880.در صورتى كه به علل ذيل بين زوجين اختلاف باشد، آيا تعيين حكمين لازم است؟
الف) مدّت مديدى زوج نفقه همسر خود را پرداخت نمىكند و اخذ نفقه از طريق دادگاه نيز ممكن نمىباشد.
ب) عسر و حرج زندگى زوجه با همسر خود از نظر دادگاه ثابت شده است.
ج) طلاق از ناحيه زوجه مطالبه شده؛ ولى زوج موافقت نمىكند.
د) زوج مفقودالاثر است و مدّت مقرّر از طرف دادگاه منقضى شده است.
جواب:در مسأله حكميت ظاهر آيه شريفه وجوب است و بسيارى از فقها نيز از آن همين را فهميدهاند و دليل بر خلاف آن نيست، بنابراين در موردى كه اميد اصلاح هست حدّاقل احتياط واجب عدم ترك آن است.
سؤال 881.در مورد حكمين لطفاً به سؤالهاى زير پاسخ دهيد:
الف) در اختلاف شديد بين زوجين، آيا جايز است از غير بستگان خود داورى برگزينند؟
جواب:اشكال ندارد.
ب) اگر داور منتخب (كه غير از بستگان است) نسبت به زندگى زن و شوهر ناشناس، بىاطّلاع و حتّى بىارتباط باشد انتخاب او چه حكمى دارد؟
جواب:بايد او را مطّلع كنند.
ج) بر فرض كه داور از غير بستگان زوجين باشد، و زن يا شوهر نسبت به رفتارهاى خلاف شرع يكديگر اعتراض داشته باشند، آيا مىتوانند با چنين داورى مطرح كنند؟
جواب:به هر حال داور بايد از آنچه دخالت در داورى دارد آگاه شود.
د) آيا داور غير فاميل موجب مخدوش شدن حرمت خانوادهها نمىگردد؟
جواب:اگر داور فرد امينى باشد اشكال ندارد.
ه) آيا اين اقدام، منطبق با اخلاق اسلامى است؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
سؤال 882.اين جانبه فرزانه، مدّت پنج سال است به عقد شخصى به نام اسماعيل درآمدهام. ايشان در اين مدّت هيچ گونه سازشى با من نداشته، بلكه مرا بازيچه دست خود قرار داده است، به همين جهت در اين مدّت فقط چند ماه در خانه ايشان بودم و بقيه مدّت را در منزل پدرم، بدون هيچ گونه خرج و مخارجى، بلاتكليف ماندهام. ايشان نه حاضر است با من زندگى كند و نه حاضر است مرا طلاق بدهد و مرا از حقّ شرعىام محروم نموده است. شكايت هم كردهام و مدّت دو سال است كه كارمان به دادگاه كشيده است؛ ولى به دليل حيلهبازى ايشان هنوز تكليفم را مشخّص نكردهاند. ايشان يا در دادگاه حاضر نمىشود و يا وقتى كه حاضر مىشود به خاطر اين كه مهريهام را نپردازد، مىگويد: «من همسرم را مىخواهم» و به محض اين كه از دادگاه خارج مىشويم، همه چيز را زير پا مىگذارد و مىگويد: «به هيچ وجه حاضر به زندگى با تو نيستم و تنها در صورتى كه از مهريهات بگذرى و جهيزيهات را نيز به من ببخشى، حاضرم تو را طلاق بدهم» لطفاً به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:
الف) تكليف من چيست؟
جواب:طبق دستور قرآن يك نفر از طرف شما و يك نفر از طرف شوهرتان حَكم مىشود، تا درباره كار شما تصميم بگيرند، هرگاه شوهر نه راضى به زندگى شود و نه راضى به طلاق، حاكم شرع مىتواند شما را در مقابل بذل مختصرى، طلاق خُلع بدهد و مهريه را از شوهرتان بگيرد.
ب) او نه حاضر به سازش و نه حاضر به طلاق بوده و با اين وجود من بارها به منزل ايشان مراجعت كردم و سعى نمودم نگذارم زندگىام از هم بپاشد و موجب آبروريزى شود، ولى او هيچگونه اعتنايى نمىكند. آيا بنده در اين صورت مستحقّ نفقه خواهم بود؟
جواب:در فرض مسأله بالا، شما مستحقّ نفقه خواهيد بود.
سؤال 883.در موضوع اختلاف زن و شوهرى كه حضرت امام قدس سره احتياط داشتند در تعيين حكمين، كه نظر مبارك حضرتعالى هم همين است، اگر زن از شوهر خود تقاضاى طلاق كند با اينكه شرعاً و قانوناً اختيار طلاق با مرد است (مگر موارد استثنايى) آيا در چنين موردى نيز احتياج به تعيين حكمين است؟
چون اگر زوج راضى به طلاق نباشد حَكم نمىتواند كارى بكند و نتيجه ندارد و در موارد استثنايى مانند ترك نفقه و عدم امكان اخذ نفقه زوجه از زوج، كه دادگاه مىتواند اقدام به طلاق كند آيا در چنين موردى تعيين داور لازم است يا خير؟
جواب:حكميت طبق ظاهر قرآن مجيد مربوط به مواردى است كه اختلاف شديد ميان زن ومرد پيدا شده و ممكن است منجر به جدايى يا مطالب ناگوار ديگر شود در اين جا حاكم شرع دو حَكم براى رسيدگى به كار آنها تعيين مىكند و حكمين در صورتى مىتوانند حُكم به جدايى دهند كه اين امر از سوى زوجين به آنها محوّل شده باشد كه هر چه را صلاح ديدند عمل كنند حتّى طلاق.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش هفدهم:
شرايط احكام طلاق