بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 384

نمى‌كردم. اكنون همسرم شرط بازگشت به زندگى و شروع مجدّد آن را منوط به عذرخواهى از همسر دوم مى‌داند و مى‌گويد: «بايد از آن كتككارى نيز بگذرى».

اين امر موجب از بين رفتن غرور من نزد فاميل و فرزندانم مى‌باشد، وظيفه من چيست؟

جواب:چنانچه شما به همسر دوم اهانت كرده‌ايد وظيفه شما اين است كه حلّيت بطلبيد؛ ولى شوهر شما نمى‌تواند بازگشت به زندگى را مشروط به اين كار كند و اگر شوهر شما، شما را زده و مجروح كرده، بايد ديه بدهد يا از شما حلّيت بطلبد و محيط امن و امانى را براى زندگى شما فراهم سازد و بدانيد اين‌گونه مشكلات جز با مدارا كردن طرفين و عفو و گذشت و رعايت اصول عدالت، حل نخواهد شد.


صفحه 385

6

حكمين‌

سؤال 880.در صورتى كه به علل ذيل بين زوجين اختلاف باشد، آيا تعيين حكمين لازم است؟

الف) مدّت مديدى زوج نفقه همسر خود را پرداخت نمى‌كند و اخذ نفقه از طريق دادگاه نيز ممكن نمى‌باشد.

ب) عسر و حرج زندگى زوجه با همسر خود از نظر دادگاه ثابت شده است.

ج) طلاق از ناحيه زوجه مطالبه شده؛ ولى زوج موافقت نمى‌كند.

د) زوج مفقودالاثر است و مدّت مقرّر از طرف دادگاه منقضى شده است.

جواب:در مسأله حكميت ظاهر آيه شريفه وجوب است و بسيارى از فقها نيز از آن همين را فهميده‌اند و دليل بر خلاف آن نيست، بنابراين در موردى كه اميد اصلاح هست حدّاقل احتياط واجب عدم ترك آن است.

سؤال 881.در مورد حكمين لطفاً به سؤال‌هاى زير پاسخ دهيد:

الف) در اختلاف شديد بين زوجين، آيا جايز است از غير بستگان خود داورى برگزينند؟

جواب:اشكال ندارد.

ب) اگر داور منتخب (كه غير از بستگان است) نسبت به زندگى زن و شوهر ناشناس، بى‌اطّلاع و حتّى بى‌ارتباط باشد انتخاب او چه حكمى دارد؟


صفحه 386

جواب:بايد او را مطّلع كنند.

ج) بر فرض كه داور از غير بستگان زوجين باشد، و زن يا شوهر نسبت به رفتارهاى خلاف شرع يكديگر اعتراض داشته باشند، آيا مى‌توانند با چنين داورى مطرح كنند؟

جواب:به هر حال داور بايد از آنچه دخالت در داورى دارد آگاه شود.

د) آيا داور غير فاميل موجب مخدوش شدن حرمت خانواده‌ها نمى‌گردد؟

جواب:اگر داور فرد امينى باشد اشكال ندارد.

ه) آيا اين اقدام، منطبق با اخلاق اسلامى است؟

جواب:از جواب بالا معلوم شد.

سؤال 882.اين جانبه فرزانه، مدّت پنج سال است به عقد شخصى به نام اسماعيل درآمده‌ام. ايشان در اين مدّت هيچ گونه سازشى با من نداشته، بلكه مرا بازيچه دست خود قرار داده است، به همين جهت در اين مدّت فقط چند ماه در خانه ايشان بودم و بقيه مدّت را در منزل پدرم، بدون هيچ گونه خرج و مخارجى، بلاتكليف مانده‌ام. ايشان نه حاضر است با من زندگى كند و نه حاضر است مرا طلاق بدهد و مرا از حقّ شرعى‌ام محروم نموده است. شكايت هم كرده‌ام و مدّت دو سال است كه كارمان به دادگاه كشيده است؛ ولى به دليل حيله‌بازى ايشان هنوز تكليفم را مشخّص نكرده‌اند. ايشان يا در دادگاه حاضر نمى‌شود و يا وقتى كه حاضر مى‌شود به خاطر اين كه مهريه‌ام را نپردازد، مى‌گويد: «من همسرم را مى‌خواهم» و به محض اين كه از دادگاه خارج مى‌شويم، همه چيز را زير پا مى‌گذارد و مى‌گويد: «به هيچ وجه حاضر به زندگى با تو نيستم و تنها در صورتى كه از مهريه‌ات بگذرى و جهيزيه‌ات را نيز به من ببخشى، حاضرم تو را طلاق بدهم» لطفاً به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:

الف) تكليف من چيست؟


صفحه 387

جواب:طبق دستور قرآن يك نفر از طرف شما و يك نفر از طرف شوهرتان حَكم مى‌شود، تا درباره كار شما تصميم بگيرند، هرگاه شوهر نه راضى به زندگى شود و نه راضى به طلاق، حاكم شرع مى‌تواند شما را در مقابل بذل مختصرى، طلاق خُلع بدهد و مهريه را از شوهرتان بگيرد.

ب) او نه حاضر به سازش و نه حاضر به طلاق بوده و با اين وجود من بارها به منزل ايشان مراجعت كردم و سعى نمودم نگذارم زندگى‌ام از هم بپاشد و موجب آبروريزى شود، ولى او هيچ‌گونه اعتنايى نمى‌كند. آيا بنده در اين صورت مستحقّ نفقه خواهم بود؟

جواب:در فرض مسأله بالا، شما مستحقّ نفقه خواهيد بود.

سؤال 883.در موضوع اختلاف زن و شوهرى كه حضرت امام قدس سره احتياط داشتند در تعيين حكمين، كه نظر مبارك حضرت‌عالى هم همين است، اگر زن از شوهر خود تقاضاى طلاق كند با اين‌كه شرعاً و قانوناً اختيار طلاق با مرد است (مگر موارد استثنايى) آيا در چنين موردى نيز احتياج به تعيين حكمين است؟

چون اگر زوج راضى به طلاق نباشد حَكم نمى‌تواند كارى بكند و نتيجه ندارد و در موارد استثنايى مانند ترك نفقه و عدم امكان اخذ نفقه زوجه از زوج، كه دادگاه مى‌تواند اقدام به طلاق كند آيا در چنين موردى تعيين داور لازم است يا خير؟

جواب:حكميت طبق ظاهر قرآن مجيد مربوط به مواردى است كه اختلاف شديد ميان زن ومرد پيدا شده و ممكن است منجر به جدايى يا مطالب ناگوار ديگر شود در اين جا حاكم شرع دو حَكم براى رسيدگى به كار آنها تعيين مى‌كند و حكمين در صورتى مى‌توانند حُكم به جدايى دهند كه اين امر از سوى زوجين به آنها محوّل شده باشد كه هر چه را صلاح ديدند عمل كنند حتّى طلاق.


صفحه 388

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 389

بخش هفدهم:

شرايط احكام طلاق‌


صفحه 390

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 391

1

بلوغ و عقل و اختيار

سؤال 884.آيا مردى كه زن خود را طلاق مى‌دهد بايد عاقل و بالغ باشد؟

جواب:مردى كه همسر خود را طلاق مى‌دهد بايد عاقل و بنابر احتياط واجب بالغ باشد.

سؤال 885.اگر مردى از روى اجبار زن خود را طلاق دهد، طلاق صحيح است؟

جواب:مرد بايد به اختيار خود طلاق دهد بنابراين طلاق از روى اجبار باطل است.

سؤال 886.اگر مردى به شوخى صيغه طلاق را بگويد، عقد باطل مى‌شود؟

جواب:براى طلاق بايد قصد جدّى داشته باشد، بنابراين اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويد صحيح نيست.

سؤال 887.اگر زنى شرط كرده باشد كه در صورتى كه شوهرش همسر ديگرى اختيار كند وكالت در طلاق داشته باشد آيا در صورتى كه شوهر به خاطر ناسازگارى زن، همسر دوّمى اختيار كند باز هم همسر اوّل وكيل در طلاق است؟

جواب:ظاهر اين است كه اين شرط از چنين صورتى منصرف است، زيرا هدف از اين شرط، اين بوده كه به همسر اوّل قناعت كند حال اگر همسر اوّل با پشت پا زدن به زندگى زناشويى مرد را در بلاتكليفى گذاشته، جايى براى تأمين‌