1
بلوغ و عقل و اختيار
سؤال 884.آيا مردى كه زن خود را طلاق مىدهد بايد عاقل و بالغ باشد؟
جواب:مردى كه همسر خود را طلاق مىدهد بايد عاقل و بنابر احتياط واجب بالغ باشد.
سؤال 885.اگر مردى از روى اجبار زن خود را طلاق دهد، طلاق صحيح است؟
جواب:مرد بايد به اختيار خود طلاق دهد بنابراين طلاق از روى اجبار باطل است.
سؤال 886.اگر مردى به شوخى صيغه طلاق را بگويد، عقد باطل مىشود؟
جواب:براى طلاق بايد قصد جدّى داشته باشد، بنابراين اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويد صحيح نيست.
سؤال 887.اگر زنى شرط كرده باشد كه در صورتى كه شوهرش همسر ديگرى اختيار كند وكالت در طلاق داشته باشد آيا در صورتى كه شوهر به خاطر ناسازگارى زن، همسر دوّمى اختيار كند باز هم همسر اوّل وكيل در طلاق است؟
جواب:ظاهر اين است كه اين شرط از چنين صورتى منصرف است، زيرا هدف از اين شرط، اين بوده كه به همسر اوّل قناعت كند حال اگر همسر اوّل با پشت پا زدن به زندگى زناشويى مرد را در بلاتكليفى گذاشته، جايى براى تأمين
آن شرط باقى نمىماند يعنى زن وكالت در طلاق نخواهد داشت.
سؤال 888.آيا طلاق به مجرّد ادعاى شوهر و اينكه بگويد: من او را مطلقه نمودهام ثابت مىشود؟ به گونهاى كه زن حقّ ازدواج داشته باشد و نفقه ساقط شود، يا اينكه بايد با شهادت دو عادل باشد؟
جواب:فقها در اين مورد اختلاف دارند، مرحوم محقّق قمى در جامعالشّتات و محقّق يزدى در ملحقات عروه مشروحاً بحث كردهاند و از مجموع ادلّه ظاهر مىشود كه طلاق به مجرّد ادّعاى زوج خالى از اشكال نيست، بلكه بايد بينهاى بر آن قائم شود.
سؤال 889.زن و مردى ازدواج كردهاند و مرد معترف به ازدواج هست ولى ادّعا مىكند در حضور عدّهاى، كه آنها را عادل مىدانستهام ولى امكان اثبات عدالت آنها ممكن نيست صيغه طلاق را جارى كردهام و معلوم نيست كه خود صيغه طلاق صحيح بودهيا خير، چون زوج روحانى نيست امّا سواد فارسى دارد و مىگويد از روى رساله صيغه طلاق را جارى كردهام، آيا چنين طلاقى كه اصل آن محرز است ولى از نظر صحّت معلوم نيست، صحيح است؟
جواب:ادّعاى طلاق مزبور ظاهراً مسموع است.
2
عدالت شهود و صيغه عربى
سؤال 890.آيا مىتوان صيغه طلاق را به فارسى خواند؟
جواب:بنابر احتياط واجب بايد صيغه طلاق به عربى صحيح خوانده شود.
سؤال 891.آيا لازم است افرادى به عنوان شاهد هنگام خواندن صيغه طلاق حاضر باشند؟
جواب:آرى، واجب است دو مرد عادل آن را بشنوند.
سؤال 892.صيغه طلاق به عربى چگونه است؟
جواب:اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه است مىگويد:
«زَوْجَتِى فاطِمَه طالِقٌ»
(يعنى همسرم فاطمه از همسرى رهاست) و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد:
«زَوْجَه مُوَكلِى فاطِمَه طالِقٌ»
(يعنى همسر موكل من رهاست).
سؤال 893.آيا در طلاق، عدالت دو شاهد در نظر زوج كافى است؟
جواب:بله، عدالت دو شاهد در نظر زوج مادام كه يقين برخلاف آن نباشد كافى است.
سؤال 894.شخصى مىخواهد زن خود يا زن ديگرى را طلاق دهد، در شهرى كه ساكن است، عادل به آن معنايى كه فقها عظام فرمودهاند نيست مگر بعضى از اشخاصى كه شخص مطلِّق نه به چشم خود از آنها معصيتى ديده و نه از ديگران
شنيده كه تا حال معصيتى كرده باشند و در شهرهاى مجاور هم اشخاص عادلى را نمىشناسد و از طرفى هم به ناچار بايد اين طلاق واقع شود بفرماييد آيا نزد همان اشخاص فوق الذكر كه مورد وثوق و حسن ظنّ هستند مى تواند اجراى طلاق كند؟
جواب:همين گونه افراد براى شهود طلاق كافى هستند و عادل محسوب مىشوند.
سؤال 895.آيا پسران زن و شوهر مىتوانند به عنوان شهود طلاق والدين خود باشند؟
جواب:اگر پسران او بالغ و عادل باشند، مىتوانند شهود طلاق شوند.
سؤال 896.در مورد طلاق اهل تسنّن شنيده شده است كه آنها، مخصوصاً شافعىها، صيغه طلاق جارى نمىكنند؛ بلكه به صرف اراده جدايى و لفظ «تو مطلّقهاى» اكتفا مىكنند، آيا صحّت دارد؟ آيا حضور شاهدين عدلين را لازم نمىدانند؟
جواب:طلاق اهل تسنّن اگر واجد شرايط شرعيه، مانند شاهدين عدلين، نباشد در مورد شيعيان كفايت نمىكند؛ ولى درباره خودشان اگر چنين طلاقى دارند از باب قاعده الزام طلاقشان مقبول است و مشهور در ميان آنان عدم اعتبار شاهدين است؛ بلكه شيخ در «خلاف» اجماع فقهاى اهل سنّت را بر عدم اعتبار شاهدين ادّعا مىكند.
سؤال 897.زن و شوهرى ايرانى و شيعه پس از چند سال زندگى مشترك، در ايران از يكديگر طلاق گرفته. سپس هردو به استراليا هجرت كرده و پس از 5 سال مجدّداً با يكديگر ازدواج مىكنند. مُجرى اين ازدواج يك نفر سنّى بوده كه در عرف ايرانيان مقيم «سيدنى» به عنوان وكيل ازدواج شرعى معروف بوده و هست. پس از ازدواج دوباره از يكديگر طلاق مىگيرند، ليكن اين بار طلاق
مدنى بوده (مطابق قوانين استراليا) و طلاق شرعى انجام نشده است. بعد از دو سال توسّط همان عاقد با مرد ديگرى ازدواج نموده و اكنون باردار است. زن اخيراً مطّلع شده كه طلاق استراليايى او از شوهر اوّلش از نظر شرعى معتبر نيست و لذا ازدواج با شوهر دوم نيز دچار اشكال است. ايشان اظهار مىدارد مطلقاً تصوّر نمىكرده كه طلاق دادگاه استراليايى بدون اعتبار باشد؛ خصوصاً كه وكيل فوقالذّكر، ازدواج مجدّد ايشان را با همسر دوم اجرا كرده است. اكنون زن و همسر دوّمش بسيار نگرانند، حلّ مشكل آنها چگونه است؟
جواب:با توجّه به اين كه طلاق فاقد شرايط شرعيه، يعنى حضور دو شاهد عادل بوده، باطل است و زن در عقد شوهر اوّل است و حتّى اگر از شوهر اوّل طلاق شرعى بگيرد، ازدواج او با شوهر دوم مشكل است؛ مگر اين كه ثابت شود ازدواج دوم زن با شوهر اوّل باطل بوده است، در اين صورت مشكلى با شوهر دوم ندارد.
سؤال 898.در مورد عدالت دو شاهد هنگام اجراى صيغه طلاق، هرگاه مجرى صيغه، اعتقاد به عدالت وديگران علم به فسق شهود داشته باشند، آيا طلاق صحيح است؟
جواب:براى آنها كه علم به فسق شهود ندارند كافيست.
سؤال 899.آيا عدم علم شاهد به فسق خودش در شهادت بر طلاق معتبر مىباشد؟
جواب:خالى از اشكال نيست.
سؤال 900.آيا عدالت، كه در شهود طلاق شرط است، شرط واقعى است يا شرط علمى و ظاهرى؟ به تعبير ديگر، هرگاه پس از اجراى صيغه طلاق، علم به فسق شاهدين پيدا كنيم، در حالى كه به هنگام طلاق آنها را عادل مىپنداشتيم، طلاق واقع شده چه حكمى دارد؟
جواب:طلاق مزبور صحيح است.
سؤال 901.هرگاه كسى دو نفر را عادل بداند و زن خود را پيش آنها طلاق دهد، ديگرى كه آنان را عادل نمىداند، ميتواند آن زن را براى خود يا ديگرى عقد كند؟
جواب:بنابر احتياط واجب نبايد آن زن را براى خود يا ديگرى عقد كند، ولى اگر شك در عدالت آنها داشته مانعى ندارد.
3
پاكى از حيض و نفاس و عدم آميزش
سؤال 902.آيا پاك بودن زن از حيض و نفاس در طلاق شرط است؟
جواب:زن بايد هنگام طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد و نيز شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد و اگر درحال حيض و نفاس كه پيش از اين پاك بوده با او نزديكى نموده باشد بنابراحتياط، طلاق كافى نيست، بلكه بايد دوباره عادت شود و پاك گردد.
سؤال 903.هرگاه زن را از خون حيض پاك مىدانسته و طلاقش داده، بعد معلوم شود كه هنگام طلاق در حال حيض بوده طلاق او صحيح است؟
جواب:طلاق او باطل است.
سؤال 904.اگر زن را در حال حيض بداند و طلاق دهد، بعد معلوم شود پاك بوده، آيا طلاق او صحيح است؟
جواب:آرى، طلاق او صحيح است.
سؤال 905.هرگاه كسى مىداند همسرش در حال حيض يا نفاس بوده اگر غايب شود، مثلًا مسافرت كند و نتواند از حالش باخبر شود، چگونه او را طلاق دهد؟
جواب:بايد تا مدّتى كه معمولًا از حيض يا نفاس پاك مىشود صبر كند.
سؤال 906.هرگاه با همسرش نزديكى كرده، چگونه مىتواند او را طلاق بدهد؟
جواب:بايد صبر كند حيض ببيند و پاك شود، ولى اگر باردار باشد مىتواند بعد از نزديكى كردن بلافاصله او را طلاق دهد، همچنين اگر يائسه باشد.
سؤال 907.هرگاه با همسرش كه از حيض و نفاس پاك بوده نزديكى كند سپس مسافرت نمايد و راهى براى تحقيق از حال زن نباشد، چگونه او را طلاق دهد؟
جواب:احتياط واجب آن است كه حدّاقل يك ماه صبر كند و بعد طلاق دهد.
سؤال 908.زنى كه به واسطه بيمارى يا غير آن عادت ماهانه نمىبيند چگونه او را طلاق دهد؟
جواب:بايد از زمانى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از نزديكى خوددارى كند و بعد او را طلاق دهد.
سؤال 909.آيا ازدواج موقّت طلاق دارد؟
جواب:ازدواج موقّت طلاق ندارد، هر زمان مدّتش تمام شود يا مرد مدّت را به او ببخشد از قيد همسرى او رها مىشود و پاك بودن از عادت ماهانه و همچنين شاهد گرفتن لازم نيست.
سؤال 910.اين كه طلاق بايد در طُهر واقع شود، آيا بايد زن غسل هم كرد ه باشد، يا پاك شدن از حيض كافى است؟
جواب:غسل لازم نيست.