سؤال 915.اگر همسر مردى يائسه باشد و با او نزديكى كند، ميتواند بلافاصله او را طلاق بدهد؟
جواب:آرى؛ اگر يائسه باشد مىتواند بعد از نزديكى كردن بلافاصله او را طلاق دهد.
بخش هجدهم:
طلاق بائن و رجعى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
طلاق بائن و رجعى
سؤال 916.طلاق بر چند قسم است؟
جواب:طلاق بر دو قسم است: «طلاق بائن» و «طلاق رجعى» و طلاق بائن بر پنج قسم است:
الف) طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده.
ب) طلاق زن يائسه، يعنى زنى كه بيشتر از 50 سال دارد.
ج) طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد، با او نزديكى نكرده باشد.
د) طلاق سوم زنى كه او را سه بار طلاق دادهاند.
ه) طلاق خلع و مبارات كه شرح آن بعداً خواهد آمد.
سؤال 917.طلاق بائن و رجعى چه تفاوتى دارد؟
جواب:طلاق بائن آن است كه مرد در آن حقّ رجوع به زن خود را ندارد، ولى در طلاق رجعى تا وقتى زن در عدّه است مرد مىتواند به او رجوع كند.
سؤال 918.منظور از رجوع كه در سؤال بالا مطرح شد چيست؟
جواب:منظور از رجوع آن است كه مرد بدون عقد با زن آشتى كند و او را مجدّداً به همسرى بپذيرد.
سؤال 919.رجوع شرايط خاصى دارد؟
جواب:لازم نيست مرد هنگام رجوع كردن شاهد بگيرد، يا به زن خبر دهد،
حتّى اگر بدون اينكه كسى بفهمد بگويد: به همسرم رجوع كردم صحيح است.
سؤال 920.آيا مرد مىتوان با دريافت پول از زن يا به واسطه مصالحه با او حق رجوع را منتفى كند؟
جواب:خير، حقّ رجوع از بين نمىرود.
سؤال 921.آيا در عدّه طلاق سوم هم حق رجوع باقى است؟
جواب:هرگاه همسرش را دوبار طلاق دهد بعد عقدش كند و يا به او رجوع كند (و بنابر احتياط واجب در هر بار نزديكى نمايد و بعد از ديدن حيض و پاك شدن او را طلاق دهد) در مرتبه سوم كه او را طلاق داد آن زن بر او حرام مىشود و تنها در صورتى بر او حلال خواهد شد كه بعد از گذشتن عدّه به عقد دائم شوهر ديگرى درآيد و با او نزديكى كند، سپس او را طلاق دهد، بعد از عدّه؛ شوهر اوّل مىتواند با او ازدواج كند.
سؤال 922.رجوع بر چند قسم است؟
جواب:رجوع كردن بر دو قسم است:
الف) سخنى بگويد كه معنايش اين باشد كه آن زن را دوباره به همسرى خود پذيرفته است.
ب) كارى انجام دهد كه همين معنى را برساند.
سؤال 923.هرگاه مرد همسرش را طلاق رجعى دهد مىتواند او را از منزل بيرون كند؟
جواب:نمىتواند او را از خانهاى كه موقع طلاق در آن بوده بيرون كند (مگر در بعضى از موارد خاص).
سؤال 924.هرگاه مرد همسرش را طلاق رجعى دهد زن مىتواند از منزل خارج شود؟
جواب:بر زن حرام است كه براى كارهاى غير لازم از آن خانه بيرون رود.
سؤال 925.زوجهاى در طلاق خلعى، مهريه خويش را به زوج مىبخشد و پس از طلاق در ايام عدّه به بذل خود رجوع مىكند، در اين صورت زوج حق رجوع به زوجيت دارد، امّا اگر زوج به زوجه رجوع نكرد، آيا مهريه متعلّق به زوجه است؟ حكم ساير احكام طلاق رجعى، از قبيل نفقه زوجه و توارث و غيره، چيست؟
جواب:با رجوع زوجه به بذل در ايام عدّه، طلاق رجعى مىشود و احكام آن را دارد، و مهر را بايد به او بدهد.
سؤال 926.آيا زن در زمان عدّه طلاق رجعى، به جزء مسأله تمكين، تمام احكام زوجه را دارد؟ يعنى حقّ نفقه، لباس، منزل، مهريه دارد و بايد از شوهر اطاعت كند و از منزل خارج نشود؟
جواب:آرى تمام احكام و حقوق زوجيت، كه در بالا ذكر شد، را دارد.
سؤال 927.در طلاق رجعى كه نبايد زوجه مطلّقه از منزلى كه با همسر خود در آن زندگى مىكرده خارج شود و زوج حق ندارد تا زمانى كه عدّه باقى است او را از منزل بيرون كند، آيا اين نهى، وظيفه كيست؟ زوجين يا محضر كه صرفاً طلاق را ثبت مىكند يا مجرى صيغه طلاق يا دادگاه كه اجازه طلاق را صادر مىكند.
و اگر در موقع اجراى صيغه طلاق زوجين جدا از هم زندگى كنند، يا طلاق در شهر غربت واقع شود و زوجين اهل يك محل نباشند، تكليف چيست؟
جواب:به مقتضاى آيه شريفه قرآن و ساير ادلّه، اين نهى وظيفه زوجين است ولى دادگاه يا محضر به مقتضاى مسأله ارشاد جاهل وامر به معروف، آنها را واقف بر اين حكم مىكنند و در صورت جدا بودن مسكن آن دو چنانچه مطابق رضايت طرفين انجام شده باشد و جدايى آنها به معناى قهر كردن از يكديگر نباشد، اشكالى ندارد.
سؤال 928.زيد همسر خود را طلاق رجعى مىدهد و از هم جدا مىشوند، مرد
در يك شهر و زن در شهر ديگر به سر مىبرد و قبل از انقضاى عدّه، مرد رجوع مىكند ولى زن مطّلع نمىشود و پس از انقضاى عدّه، زن ازدواج مىكند وظيفه چيست؟ يا مرد رجوع كرده و زن هم تمايل نشان مىدهد ولى پدر و برادران زن اجازه نمىدهند برگردد و الان چند سالى گذشته و زن ازدواج نكرده آيا زوجيت اوّل برقرار است؟
جواب:اگر رجوع مسلّم باشد عقد دوم باطل است و گذشتن زمان طولانى اثرى ندارد و نيز عقد زوجيت با اعراض از بين نمىرود و طلاق لازم است تا از يكديگر جدا شوند.
سؤال 929.كسى كه در عدّه رجعى به زن رجوع كند و فوراً پشيمان شود و بگويد همان جدايى و طلاق برقرار باشد، آيا صرف پشيمانى از رجوع كافى است و يا اين كه طلاق مجدّد لازم است اگر طلاق لازم است چه زمانى بايد انجام گيرد؟
جواب:پشيمانى فايده ندارد و با رجوع كردن، آن زن همسر او مىباشد و اگر بخواهد جدا شود بايد مجدّداً طلاق دهد.
سؤال 930.اگر مردى زن خود را طلاق دهد امّا ورثه زن به آن مرد بگويند كه فلان مقدار پول بگير و طلاق مده، آيا شوهر مىتواند رجوع كند؟
جواب:مردى كه همسرش را طلاق داده مىتواند پولى بگيرد و رجوع كند و اگر غير طلاق رجعى است احتياج به عقد مجدّد دارد.
سؤال 931.هرگاه طبق ادّعاى زوج، زوجه مرتكب عمل منافى عفّت شده، و زوج نسبت به وى ظنين باشد، و نگه دارى وى تا پايان عدّه در منزل مشترك، احتمال تشنّج و درگيرى ما بين طرفين را به همراه داشته باشد، و زوج براى جلوگيرى از اين مشكل، متقبّل هزينه مسكن جداگانه و اسكان همسرش در آن منزل شود. آيا در صورت صدور حكم طلاق رجعى توسّط دادگاه صالحه،
و اسكان زوجه در ايام عدّه در منزل جداگانه به هزينه زوج، اجراى صيغه طلاق و ثبت آن از نظر شرع انور اسلام مانع شرعى دارد؟
جواب:در فرض مسأله، چون احتمال خطر، يا ضرر، يا مفسدهاى وجود دارد، عمل كردن به ترتيب فوق مانعى ندارد.
سؤال 932.زوج و زوجهاى در اصل رجوع و انقضاى مدّت عدّه طلاق رجعى اتّفاق نظر دارند، ولى در اين كه كدام زودتر واقع شده، اختلاف دارند. قول كدام يك مقدّم است؟
جواب:در صورتى كه تاريخ طلاق معلوم باشد، و تاريخ رجوع مجهول؛ رجوع بى اثر خواهد بود. و اگر بالعكس بوده باشد، رجوع مؤثّر است. و اگر تاريخ هر دو مجهول باشد، رجوع فايدهاى ندارد.
سؤال 933.مردى زوجهاش را طلاق رجعى داده است. زوج مدّعى رجوع به طلاق، و زوجه منكر آن است. حكم شرعى در دو فرض بالا در اثناى عدّه و پس از آن چيست؟
جواب:اگر در اثناى عدّه باشد، اين كار خود رجوع محسوب مىشود. و اگر بعد از عدّه باشد، بدون دليل پذيرفته نمىشود.
سؤال 934.مرتد فطرى كه توبه كند حق رجوع را دارد؟
جواب:بعد از توبه ميتواند در عده با همان زن ازدواج كند.
سؤال 935.شخصى زوجه مدخولٌبه خود را طلاق مىدهد و تمام مهر المسمّى را به زوجه پرداخت مىكند، زوجه فقط نفقه ايام عدّه را به زوجش بذل و گذشت مىنمايد، در قبال بذل نفقه ايام عدّه، آيا طلاق خلعى مىباشد يا رجعى؟ (در صورتى كه مهريه را خود دريافت مىنمايد).
جواب:بذل نفقه ايام عدّه كافى نيست؛ زيرا هنوز نفقهاى واجب نشده است؛ بهعلاوه زوجه مختلعه نفقه ندارد، نفقه مخصوص مطلّقه رجعيه است، بنابراين