سؤال 953.همسر اين جانب نسبت به احكام اسلامى بى اعتناست و تمكين نمىكند و هنوز غير مدخوله است، آيا مىتوانم او را طلاق دهم؟ طلاق او از چه نوعى است و حكم مهريه او چيست؟
جواب:سزاوار است مدّتى با او مدارا كنيد و او را نصيحت كرده و به او محبّت نماييد شايد تدريجاً عوض شود و كار به طلاق نكشد و در غير واجبات و محرّمات زياد سختگيرى ننماييد، اگر نتيجه نگرفتيد مىتوانيد از او جدا شويد، ولى چون مطابق آنچه نوشتهايد اين زن ناشزه و غير مدخوله است حقّ نفقه ندارد و اگر او بخواهد طلاق بگيرد، طلاق او طلاق خلع است و جز از طريق بذل مهريه يا مانند آن و رضايت زوج امكان پذير نيست.
سؤال 954.در رساله حضرت امام قدّس سرّه؛ آمده است: در صورت رجوع زن بمابذل، مرد مىتواند دوباره بدون عقد او را زن خود قرار دهد، حال سؤال اين است كه اگر زن تقاضاى استرداد مهريه بخشيده شده خود را كرد و مرد هم پرداخت، ولى ديگر نمىخواهد با او زندگى كند و از او متنفّر است، با اين وصف آيا زن پس از انقضاى ايام عدّه مىتواند شوهر كند؟ يا اگر مرد مُرد ارث به او تعلّق مىگيرد يا طلاق به قوّت خود باقى است؟ در ضمن آيا مسأله مذكور صرفاً مربوط به طلاق خلع است يا در مبارات هم همين طور است؟
جواب:مرد اگر بخواهد مىتواند رجوع كند و اگر نخواهد مىتواند رجوع نكند. در مبارات نيز اگر مايل نباشد رجوع نمىكند و در مواردى كه طلاق رجعى است در زمان عدّه از يكديگر ارث مىبرند.
سؤال 955.طلاق خلعى واقع شده است ولى شوهر مدّعى است كه قبل از طلاق با همسرم آميزش كردهام و ديگر اين كه شاهدين عدلين حضور نداشتهاند بلكه طلاق در حضور عدّهاى از مؤمنين ظاهر الصّلاح واقع شده است، آيا چنين طلاقى صحيح است؟
جواب:طلاق مزبور در هر حال محكوم به صحّت است زيرا ادّعاى شوهر در مورد مواقعه قبل از طلاق در فرض مسأله پذيرفته نيست و به اعتراف خود او ظاهر حال شهود، عدالت بوده و ما مأمور به باطن نيستيم، بنابر اين طلاق اشكالى ندارد مگر اين كه با دليل شرعى ادّعاى خود را ثابت كند.
سؤال 956.اگر مردى زنى را به طلاق خلعى دوم مطلّقه كند، ليكن قبل از انقضاى عدّه، زن به بذلش رجوع كند امّا زوج مىگويد: من رجوع مىكنم به شرط آنكه اكنون كه به قرء دوم رسيدى تو را صيغه مىكنم و به عقد انقطاعى در مىآورم و همين عمل هم انجام شد، امّا باز اختلاف شروع شد و آنها بر بذل مدّت توافق كردند و احتياطاً طلاق نيز جارى شد. اكنون بيان فرماييد:
الف) آيا اين زن بايد سه ماه عدّه طلاق نگهدارد و يا عدّه 45 روزه عقد انقطاعى نگهدارد؟
جواب:احتياط اين است كه عدّه طلاق نگهدارد.
ب) آيا بذل مدّت صحيح است يا طلاق سوم؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
ج) چنانچه بذل مدّت صحيح باشد آيا مجدّدا مىتواند صيغه كند و يا محلّل لازم است؟
جواب:احتياط آن است كه بدون محلّل ازدواج نكند.
سؤال 957.آيا طلاق خلع بدون گرفتن مال از زن صحيح است؟
جواب:صحيح نيست.
سؤال 958.زنى براى شوهرش چنين مىنويسد: «مهرم را مىبخشم و آنچه از شما گرفتهام پس مىدهم و هرآنچه دادهام را مىبخشم، به شرط اين كه مرا طلاق دهى» شوهر در جواب گفته است: «به اين درخواست با شرايط فوق موافقت مىكنم» حال سؤال اين است كه:
الف) آيا اين ورقه موافقت بدوى، طلاق به حساب مىآيد؟
ب) آيا اين نوشته دلالت بر وكالت ضمنى مىكند؟
ج) اگر شخص ثالث با استناد به اين ورقه صيغه طلاق را جارى كند، آيا طلاق صحيح است؟
جواب:طرفين بايد به شخص ثالثى وكالت بدهند كه در مقابل بذل اموال مزبور صيغه طلاق خلع را با حضور عدلين جارى كند.
سؤال 959.بر مبناى توافق زوجين قرار شد زوجه علاوه بر مهريه، مبلغى را نيز جهت طلاق خلع به شوهر بپردازد؛ ولى بعد از اجراى طلاق خلع، زوجه، يا وكيل او از دادن مال مورد توافق امتناع مىورزند. زوج نيز به مجرّد امتناع زوجه از بذل مال در همان زمان، رجوع خويش را به همسر و خانوادهاش اطّلاع مىدهد، آيا در اين فرض بعد از رجوع و احراز آن، طلاق بر هم مىخورد؟
جواب:هرگاه عدم پرداخت به عنوان رجوع به بذل باشد زوج حق دارد رجوع كند و امّا اگر صرفاً تعلّلى در پرداخت بوده باشد زوج حقّ رجوع ندارد و ازدواج زن بعد از عدّه جايز است، و زوج مىتواند طلب خود را از زوجه بگيرد.
سؤال 960.مردى در قبال بذل مهريه زوجه، او را طلاق داد، و در ضمن آن حضانت فرزند خردسال خود را براى هميشه به زوجه داده است، آيا بعد از گذشت ايام عدّه و يا چند سالى كه طفل هنوز صغير است، مرد مىتواند تقاضاى استرداد طفل را بنمايد؟ و اگر بتواند، آيا زن هم مىتواند به مهر خود رجوع و آن را مطالبه نمايد؟
جواب:با موافقت طرفين قرارداد به هم مىخورد.
سؤال 961.زوجه در طلاق خلع، كه قبل از دخول صورت گرفته، تمام مهر خود را به زوج بذل نموده است؛ آيا زوج حق دارد نصف مهر را بعد از طلاق
مطالبه نمايد؟
جواب:حق ندارد.
سؤال 962.خانم مطلّقه به طلاق خلعى با رجوع شوهرش موافقت كرده است؛ مدّت زيادى عمل زناشويى انجام دادهاند؛ ولى زوجه رجوع به بذل نكرده است.
با توجّه به اين مقدّمه به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
الف) آيا عمل آنها صحيح است؟
جواب:تا زن رجوع به بذل نكند زوج حق رجوع ندارد؛ ولى مىتواند با توافق طرفين او را عقد جديد بنمايد.
ب) آيا كار آنان زناست، يا وطى به شبهه محسوب مىشود، و يا رجوع قهرى حساب مىشود؟
جواب:چون جاهل به مسأله بودهاند وطى به شبهه است و رجوع قهرى محسوب نمىشود و زنا هم نيست.
ج) چنانچه بچّهدار شوند، كيفيت ارث چگونه است؟ تكليف فعلى آنان چيست؟ آيا بايد از هم جدا شوند، يا نياز به طلاق مجدّد دارند؟
جواب:اولاد ايشان ملحق به ايشان است و در جميع احكام مانند بچّه حلالزاده است؛ ولى اگر از اين به بعد بدون عقد جديد با هم آميزش كنند زنا محسوب مىشود.
د) در صورتى كه بدون طلاق جدا شوند على القاعده بايد عدّه نگه دارد. آيا از وقتى كه از شوهر جدا مىشود عدّه شروع مىشود يا بعد از توجّه؟ در صورتى كه رجوع قهرى حساب شود، آيا زن مالك مهريه مبذوله مىشود يا نه؟ در صورت امكان تمام شقوق محتمله در اين موضوع را بيان فرماييد.
جواب:به واسطه دخول مستحقّ مهرالمثل مىباشد و احتياط واجب آن است كه زن عدّه نگه دارد و اگر عدّه طلاق خلع تمام نشده بنابراحتياط واجب بايد بقيه
عدّه را بگيرد و بعداً عدّهاى هم براى وطى به شبهه نگه دارد.
سؤال 963.در طلاق خلع زوجه با بذل مهريه، يا عنداللّزوم مازاد بر آن، طلاق خود را از زوج تقاضا مىنمايد. سؤال اين است كه:
الف) آيا بذل مهريه و مازاد بر آن در قالب عقد هبه ضمن طلاق خلع صورت مىگيرد؟ اصولًا تمليك زوجه نسبت به زوج در طلاق خلع از لحاظ فقهى تحت چه عنوانى از عناوين فقهيه است؟
جواب:بذل زوجه نوعى هبه معوّضه است؛ ولى احكامى مخصوص به خود دارد.
ب) در صورتى كه زوجه در طلاق خلع و در زمان عدّه به مبذول خود رجوع نمايد آيا محض رجوع وى، مهريه يا مال ديگرى كه توسّط زوجه بذل شده، قهراً به ملكيت زوجه برمىگردد و يا برگشت مال به ملكيت زوجه مستلزم رجوع زوج است و تا زمانى كه زوج رجوع نكرده مال مبذول در ملكيت زوج باقى است و تنها اثر رجوع زوجه به بذل اين است كه طلاق خلع كه بائن است تبديل به طلاق رجعى مىشود؟
جواب:صحيح همان تعبير اوّل است؛ يعنى به محض رجوع زوجه به بذل، مالكيت او بازمىگردد.
سؤال 964.چهار سال قبل از همسرم به طلاق خلع جدا شدم؛ خانم در زمان عدّه تلفن كردند و بنده را همراه تنها فرزندمان دعوت كردند، رجوع و نزديكى انجام گرفت. بعد نشستيم و صحبت كرديم و مطالب زير مطرح شد:
الف) ما شرعاً رجوع كرديم، ولى من محضر نمىآيم، براى اين كه اگر اداره باخبر شود بنده را اخراج مىكند.
ب) حقوق خود را ديگر به شما نمىدهم. گفتم چه بهتر، شما هرطور بخواهى مىتوانى انجام دهيد.
ج) مهريه را كه بخشيده بود طلب كرد، جواب دادم جاى خود باقى است.
د) از من خواست با برادرش صحبت كنم، كه صحبت كردم و او را در جريان گذاشتم. حال تقاضامندم به سؤالات زير جواب دهيد:
الف) آيا رجوع مزبور درست است؟ اگر درست نباشد من مرتكب گناه شدهام؟
ب) اگر رجوع درست باشد، آيا اين خانم مىتواند بدون جارى شدن صيغه طلاق با مرد ديگرى ازدواج نمايد؟ اگر با مرد ديگرى ازدواج كرده باشد، آيا اين زن نسبت به من حرام است؟
ج) اگر زن بعد از رجوع مهر خود را ببخشد، آيا رجوع درست نيست؟
جواب:اگر قبل از اتمام عدّه، زن از مهريهاى كه بخشيده برگردد و مرد پس از آن رجوع كند رجوع صحيح است و بدون طلاق مجدّد از هم جدا نمىشوند و اگر زن بدون طلاق شوهر كند به شوهر اوّل حرام نمىشود؛ امّا اگر بعد از تمام شدن عدّه رجوع كنند، رجوع باطل است.
سؤال 965.اين جانب با دخترى ازدواج نمودم و بعد از ازدواج از او نفرت پيدا كردم؛ ولى از دادگاه تقاضاى طلاق نكردم، امّا دختر تقاضاى طلاق كرد. من به دلايل عاطفى كه دختر مذكور بدبخت نشود با طلاق مخالفت كردم. با توجّه به اين كه قلباً هم به اين امر راضى هستم و مىخواهم او را طلاق دهم و با توجّه به اين كه دختر باكره است و فقط قسمتهايى از آلت مرد به مهبل دختر داخل شده است او را بايد چه نوع طلاقى داد؟ اگر او را طلاق خلع بائن داده باشند آيا طلاق صورت گرفته است؟ آيا ايشان بايد عدّه نگه دارد؟ در ضمن دختر مهريه خود را بخشيده است.
جواب:اگر تمام حشفه داخل شده باشد عدّه لازم است، در غير اين صورت عدّه واجب نيست و دخول و عدم دخول تأثيرى در نوع طلاق ندارد و امّا نوع
طلاق در صورتى كه زوج مايل به طلاق نباشد، ولو به خاطر جهات عاطفى، و تنها زوجه مايل باشد طلاق خلع است و الّا طلاق مبارات است.
سؤال 966.اگر در ايام طلاق خلع، زن به مهر خود رجوع كند و زوج نتواند در يك قسط تمام مهر زوجه را پرداخت كند، يا از پرداخت مهر معسر باشد، يا بطور كلّى از پرداخت مهر امتناع كند، آيا با اين اوصاف طلاق به قوّت خود باقى است، يا اين كه به صرف رجوع زن به مهر بدون رضايت زوج، طلاق باطل و ازدواج برقرار و مرد مكلّف به ادامه زندگى زناشويى با زوجه است؟ يا اين كه طلاق برقرار و زوجه بايستى جهت وصول مهر خود، به مراجع صالحه مراجعه و اقامه دعوا نمايد؟
جواب:در مدّت عدّه، زن مىتواند بذل خود را بازپس گيرد و شوهر حق ندارد امتناع كند و بعد از بازپس گرفتن طلاق رجعى مىشود.
سؤال 967.طلاقى كه به درخواست زوجه و بدون موافقت زوج واقع مىشود چه نوع طلاقى است؟ آيا قاضى دادگاه مىتواند بدون رضايت زوج قبول بذل نمايد و رأى به طلاق خلع دهد؟
جواب:در مواردى كه دادگاه به خاطر تخلّفاتى از سوى زوج حقّ طلاق دارد و بازگشت و رجوع سبب تجديد مشكل مىشود، مىتواند طلاق خلع دهد و بذل را از طرف زوج بپذيرد.
سؤال 968.شخصى خانم خود را در حضور سه نفر عامى طلاق داده، ولى صيغه را به صورت «بذلتُ» و بدون «على «خوانده است و خانم پس از اتمام عدّه، ازدواج كرده است. حكم اين طلاق چيست؟
جواب:چنانچه بقيه صيغه را مطابق آنچه در رساله ما آمده است خوانده باشد، اشكالى ندارد؛ زيرا طلاق به هر صورت واقع شده است.
سؤال 969.شخصى سنّى مذهب در كشور هند با دخترى شيعه مذهب ازدواج
مىكند، پس از مدّتى در جايى ديگر با خواهر كوچكتر همسر خود ازدواج مىكند. حكم ازدواج اين مرد با خواهر همسرش چگونه است؟ در صورتى كه اين كار حرام بوده، آيا مىتواند پس از طلاق همسر خود، دوباره آن خواهر را به عقد دائم خود درآورد؟ همسر وى پس از اين جريان از شوهر خود تقاضاى طلاق خلعى دارد و چند سال است كه اين تقاضا را تكرار مىنمايد؛ ولى شوهرش در موعد مقرّر براى طلاق حاضر نمىشود، اين در حالى است كه در صورت تمايل زن دادگاههاى هند براى وى حكم طلاق صادر خواهند كرد؛ ولى ايشان مىخواهد حكم شرعى خود را بداند. لطفاً بيان نماييد كه در صورت عدم حضور شوهر، طلاق خلعى چگونه صادر خواهد شد و تكليف اين زن چيست؟
در ضمن شوهر او طلاق و نفقه نمىدهد.
جواب:الف) ازدواج او با خواهر دوم حرام و باطل بوده و اگر مسأله را مىدانسته حدّ شرعى دارد؛ ولى اگر خواهر اوّل را طلاق شرعى بدهد، بعد از پايان عدّه او، مىتواند با خواهر دوم ازدواج كند.
ب) در مورد طلاق خواهر اوّل، اگر آن مرد بدون عذر شرعى نفقه او را قطع كرده و با او زندگى نمىكند، حاكم شرع يا كسى كه از طرف او مجاز است به او اتمام حجّت مىكند، اگر به وظيفه خود عمل نكرد مىتواند زن را طلاق خلعى بدهد و نفقه آن مدّت را از او بگيرد، يا به جاى مال خلع حساب كند.
سؤال 970.لطفاً به سؤالات چهارگانه زير پاسخ فرماييد:
الف) آيا براى مردى كه همسرش را طلاق رجعى يا خلعى داده، جايز است كه همسر مطلّقهاش را در زمان عدّه، عقد موقّت كند؟
جواب:در طلاق خلع جايز است، و در طلاق رجعى در واقع رجوع به نكاح سابق است و نكاح جديدى محسوب نمىشود.
ب) اگر شخص مزبور در زمان عدّه، صيغه عقد موقّت را بخواند و در زمان