بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 425

كه شش ماه بعد از عقد، پدر و مادرش را در جريان اين اختلافات گذاشتم. ابتدا پدر، نظر دخترش را پرسيد. دختر گفت: من حاضر به ادامه اين زندگى نيستم.

سپس پدر و مادر دختر با خوشرويى گفتند: مانعى ندارد، شما برويد مراحل قانونى طلاق را انجام داده، كارها را آماده كنيد، تا ما هم امضا كنيم. بنده با اعتماد به اين قول، به قم آمدم و مراحل قانونى را انجام دادم، امّا موقعى كه بايد آنها درخواست توافق طلاق را امضا مى‌كردند، استنكاف ورزيدند! البتّه بنده هم مى‌توانستم قضيه را آن قدر مسكوت بگذارم كه آنها هم مجبور به اقدام قانونى شوند. امّا با توجّه به شؤونات زندگىِ خانوادگى، و حفظ حرمت پدرم، نمى‌خواستم بيش از اين خاطر ايشان آزرده شود. و تقريباً مجبور شدم در خواستِ طلاق را برخلاف ميلم شخصاً پيگيرى نمايم. لطفاً در اين مورد به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف) با توجّه به شرايط فوق الذكر، مبنى بر رضايت طرفين به طلاق، اين، چه طلاقى محسوب مى‌شود؟

جواب:اگر دختر حاضر به پرداخت وجهى در برابر طلاق باشد، هر چند مقدار كمى از حقوقش بوده باشد، طلاق خلعى مى‌شود. در غير اين صورت، طلاق رجعى است.

ب) با توجّه به اين كه هنوز عروسى واقع نشده، و دختر به خانه شوهر نرفته، آيا نفقه به او تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:زوجه حقّ نفقه ندارد؛ ولى اگر از مهر خود صرفنظر نكند، مى‌تواند نيمى از آن را با طلاق بگيرد.


صفحه 426

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 427

3

طلاق مبارات‌

سؤال 972.چه طلاقى را طلاق خلع گويند؟

جواب:هرگاه زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد آن را طلاق مبارات گويند.

سؤال 973.صيغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق مبارات را به طريق زير بخوانند، اگر خود شوهر صيغه را مى‌خواند و مثلًا اسم زن «فاطمه» است مى‌گويد:

«بَارَأْتُ زَوْجَتى فاطَمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِيَ طالِقٌ‌»

يعنى مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رها است (و اگر چيزى غير مهر را مى‌دهد بايد آن را نام ببرد) و در صورتى كه وكيل مرد بخواهد صيغه را بخواند مى‌گويد:

«بَارَأْتُ زَوْجَه مُوَكلى فاطِمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِيَ طالِقٌ‌»

البته قبلًا بايد زن مهر خود بلكه چيزى كمتر از آن را به شوهر در برابر طلاق مبارات بخشيده باشد.

سؤال 974.شوهر مى‌تواند براى طلاق مبارات مالى بيش از مهريه بگيرد؟

جواب:مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مى‌گيرد بايد بيشتر از مهر نباشد بلكه احتياط واجب آن است كه كمتر باشد.


صفحه 428

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 429

بخش بيستم:

طلاق غيابى‌


صفحه 430

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 431

طلاق غيابى‌

سؤال 975.در صورتى كه شوهر خانمى غايب و مفقود الاثر باشد، و رفع امر به حاكم كرده باشد، و حاكم به مدّت چهار سال با شرايط معتبر فحص كرده و خبرى از وى نيافته باشد، ولى زن پس از چهار سال بقاى بر زوجيت را برگزيند، امّا پس از مدّتى (مثلًا دو سال) تصميم به طلاق بگيرد، آيا ضرب الاجل و فحص چهار ساله، دوباره بايد تجديد گردد، يا همان فحص نخست كافى است؟

جواب:فحص سابق كافى است.

سؤال 976.مردى، كه داراى دو عيال است، مفقود مى‌گردد. يكى از همسرانش به دادگاه مراجعه و تقاضاى طلاق مى‌كند. دادگاه مدّت چهار سال، از تاريخ رفع مراجعه به حاكم، صبر مى‌كند، و چون اثرى از شوهر زن پيدا نمى‌شود، حكم بر طلاق، با نگه داشتن عدّه وفات مى‌دهد. دو سال بعد، زن ديگر آن مرد به دادگاه مراجعه و تقاضاى طلاق مى‌دهد. آيا اين زن هم، از تاريخ رفع مراجعه به حاكم بايد چهار سال ديگر صبر كند، يا چون زن اوّل اقدام كرده، و مفقود الاثر بودن شوهر بر حاكم محرز شده، نياز به اين كار نيست؟

جواب:تحقيق و تفحّص اوّل براى هر دو زوجه كافى است؛ مگر اين كه در اين اثنا، آثارى بر وجود او آشكار شده باشد.

سؤال 977.در مورد در خواست طلاق از سوى زوجه به خاطر عدم تأديه نفقه‌


صفحه 432

از سوى زوج به مدّت شش ماه، و عدم امكان الزام او به دادن نفقه، يا مواردى كه دوام زوجيت به تشخيص دادگاه موجب عسر و حرج باشد، و زوج نيز با طلاق موافق نباشد، لطفاً بفرماييد:

الف) طلاق مذكور چه حكمى دارد؟ و آيا زوجه در اين صورت موظّف به بذل كليه حقوق خود در قبال طلاق است، يا حقّ مطالبه كلّ مهريه را دارد؟ يا در صورتى كه آن را طلاق خلع بدانيم، براى تحقّق آن مى‌توان مثلًا ده درصد از مهريه را بذل نمود؟

جواب:در صورتى كه حاكم شرع مطمئن باشد زوج از حقّ رجوع استفاده نمى‌كند، مى‌تواند طلاق رجعى دهد. در غير اين صورت مى‌تواند طلاق خلعى به مبلغ مختصرى دهد؛ آن مقدار كه حقّ و عدالت ايجاب مى‌كند.

ب) در صورتى كه قاضى بخواهد صيغه طلاق را اجرا نمايد، مستدعى است نحوه اجراى آن را به عبارت صحيح بيان فرماييد؛ زيرا قضات غير روحانى در اجرا مشكل دارند.

جواب:بذلت عن قبل موكلتى كذا لزوجتها ليخلعها عليه ويطلقها به (به جاى كذا ذكر بذل شود) سپس بگويد:

«قبلت عن قبل زوجها فلان، فهى على ما بذلت طالق‌»

.سؤال 978.فردى كه از جانب چند نفر وكيل در خواندن صيغه طلاق بوده، پس از اجراى صيغه‌هاى طلاق، (كه برخى از آن‌ها رجعى، و برخى بائن بوده،) يقين حاصل مى‌كند كه يكى از طلاق‌ها باطل بوده است. اگر نام آن زن و شوهرها را نداند، و آن‌ها را نشناسد، چه وظيفه‌اى دارد؟

جواب:بايد احتياط كند، و دوباره آنها را طلاق دهد. و اگر اسم آنها را نمى‌داند با اشاره آنها را مشخّص كند. مثلًا بگويد: «اوّلين نفرى را كه قبلًا طلاق داده‌ام، الان به عنوان احتياط طلاق مى‌دهم؛ او از زوجيت خود يله و رهاست، فهى طالق» و اگر در نوع رجعى و خلعى شك دارد، براى هر كدام احتياطاً دو