بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 427

3

طلاق مبارات‌

سؤال 972.چه طلاقى را طلاق خلع گويند؟

جواب:هرگاه زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد آن را طلاق مبارات گويند.

سؤال 973.صيغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق مبارات را به طريق زير بخوانند، اگر خود شوهر صيغه را مى‌خواند و مثلًا اسم زن «فاطمه» است مى‌گويد:

«بَارَأْتُ زَوْجَتى فاطَمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِيَ طالِقٌ‌»

يعنى مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رها است (و اگر چيزى غير مهر را مى‌دهد بايد آن را نام ببرد) و در صورتى كه وكيل مرد بخواهد صيغه را بخواند مى‌گويد:

«بَارَأْتُ زَوْجَه مُوَكلى فاطِمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِيَ طالِقٌ‌»

البته قبلًا بايد زن مهر خود بلكه چيزى كمتر از آن را به شوهر در برابر طلاق مبارات بخشيده باشد.

سؤال 974.شوهر مى‌تواند براى طلاق مبارات مالى بيش از مهريه بگيرد؟

جواب:مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مى‌گيرد بايد بيشتر از مهر نباشد بلكه احتياط واجب آن است كه كمتر باشد.


صفحه 428

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 429

بخش بيستم:

طلاق غيابى‌


صفحه 430

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 431

طلاق غيابى‌

سؤال 975.در صورتى كه شوهر خانمى غايب و مفقود الاثر باشد، و رفع امر به حاكم كرده باشد، و حاكم به مدّت چهار سال با شرايط معتبر فحص كرده و خبرى از وى نيافته باشد، ولى زن پس از چهار سال بقاى بر زوجيت را برگزيند، امّا پس از مدّتى (مثلًا دو سال) تصميم به طلاق بگيرد، آيا ضرب الاجل و فحص چهار ساله، دوباره بايد تجديد گردد، يا همان فحص نخست كافى است؟

جواب:فحص سابق كافى است.

سؤال 976.مردى، كه داراى دو عيال است، مفقود مى‌گردد. يكى از همسرانش به دادگاه مراجعه و تقاضاى طلاق مى‌كند. دادگاه مدّت چهار سال، از تاريخ رفع مراجعه به حاكم، صبر مى‌كند، و چون اثرى از شوهر زن پيدا نمى‌شود، حكم بر طلاق، با نگه داشتن عدّه وفات مى‌دهد. دو سال بعد، زن ديگر آن مرد به دادگاه مراجعه و تقاضاى طلاق مى‌دهد. آيا اين زن هم، از تاريخ رفع مراجعه به حاكم بايد چهار سال ديگر صبر كند، يا چون زن اوّل اقدام كرده، و مفقود الاثر بودن شوهر بر حاكم محرز شده، نياز به اين كار نيست؟

جواب:تحقيق و تفحّص اوّل براى هر دو زوجه كافى است؛ مگر اين كه در اين اثنا، آثارى بر وجود او آشكار شده باشد.

سؤال 977.در مورد در خواست طلاق از سوى زوجه به خاطر عدم تأديه نفقه‌


صفحه 432

از سوى زوج به مدّت شش ماه، و عدم امكان الزام او به دادن نفقه، يا مواردى كه دوام زوجيت به تشخيص دادگاه موجب عسر و حرج باشد، و زوج نيز با طلاق موافق نباشد، لطفاً بفرماييد:

الف) طلاق مذكور چه حكمى دارد؟ و آيا زوجه در اين صورت موظّف به بذل كليه حقوق خود در قبال طلاق است، يا حقّ مطالبه كلّ مهريه را دارد؟ يا در صورتى كه آن را طلاق خلع بدانيم، براى تحقّق آن مى‌توان مثلًا ده درصد از مهريه را بذل نمود؟

جواب:در صورتى كه حاكم شرع مطمئن باشد زوج از حقّ رجوع استفاده نمى‌كند، مى‌تواند طلاق رجعى دهد. در غير اين صورت مى‌تواند طلاق خلعى به مبلغ مختصرى دهد؛ آن مقدار كه حقّ و عدالت ايجاب مى‌كند.

ب) در صورتى كه قاضى بخواهد صيغه طلاق را اجرا نمايد، مستدعى است نحوه اجراى آن را به عبارت صحيح بيان فرماييد؛ زيرا قضات غير روحانى در اجرا مشكل دارند.

جواب:بذلت عن قبل موكلتى كذا لزوجتها ليخلعها عليه ويطلقها به (به جاى كذا ذكر بذل شود) سپس بگويد:

«قبلت عن قبل زوجها فلان، فهى على ما بذلت طالق‌»

.سؤال 978.فردى كه از جانب چند نفر وكيل در خواندن صيغه طلاق بوده، پس از اجراى صيغه‌هاى طلاق، (كه برخى از آن‌ها رجعى، و برخى بائن بوده،) يقين حاصل مى‌كند كه يكى از طلاق‌ها باطل بوده است. اگر نام آن زن و شوهرها را نداند، و آن‌ها را نشناسد، چه وظيفه‌اى دارد؟

جواب:بايد احتياط كند، و دوباره آنها را طلاق دهد. و اگر اسم آنها را نمى‌داند با اشاره آنها را مشخّص كند. مثلًا بگويد: «اوّلين نفرى را كه قبلًا طلاق داده‌ام، الان به عنوان احتياط طلاق مى‌دهم؛ او از زوجيت خود يله و رهاست، فهى طالق» و اگر در نوع رجعى و خلعى شك دارد، براى هر كدام احتياطاً دو


صفحه 433

طلاق، يكى رجعى و يكى خلعى بخواند.

سؤال 979.اگر دادگاه حكم تمكين زوجه را صادر كند، و او تمكين نكند، با عنايت به آيات شريفه 228 و 229 سوره بقره، و اثبات موارد فوق، حكم طلاق خلع چيست؟ آيا مرد مى‌تواند به ناچار از دادگاه در خواست صدور طلاق و استرداد مهريه نمايد؟

جواب:چنانچه ثابت شود زوجه به وظايف خود پايبند نيست، و تنها مى‌خواهد امتيازات و حقوق خود را بگيرد. حاكم شرع مى‌تواند او را تحت فشارهاى شديد تعزيراتى قرار دهد (تعزيرات جسمانى و مالى كلان) تا زوجه يا به وظايف خود عمل كند، يا تقاضاى طلاق خلع نمايد.

سؤال 980.حكم مردى كه به تعهّدات خويش در رابطه با همسرش عمل نمى‌كند و حاضر به طلاق اونيز نمى‌باشد چيست؟

جواب:آن مرد بايد به تعهّد خود عمل كند و اگر زوجه را معلّقه گذارده و حاضر نيست به وظايف شرعى خود درباره آن زن عمل كند، حاكم شرع او را ملزم به طلاق و در صورتى كه طلاق ندهد حاكم شرع مى‌تواند به درخواست زن او را مطلّقه سازد.

سؤال 981.پدرى دختر نابالغش را به عقد نكاح يك پسر بچه درآورده است، الان دختر 17 ساله است در حالى كه پسر 13 ساله است و از نظر جسمانى خيلى كوچك به نظر مى‌رسد، دختر پدر را از دست داده و يتيم شده و حاضر نيست با آن بچه ازدواج كند، زيرا نمى‌تواند منتظر بزرگ شدن او باشد. با توجّه به مطالب فوق از حضرت عالى تفاضا داريم اگر شرع مقدّس اسلام اجازه دهد حكم فرماييد دختر مذكور با برادر بزرگ آن پسر بچه ازدواج كند كه خود دختر هم راضى است.

جواب:هرگاه اجراى عقد مذبور از اوّل به مصلحت دختر صغير نبوده، اصل‌


صفحه 434

عقد باطل است و اگر فرضاً مصلحت بوده ولى الان در انتظار ماندن آن دختر بيش از اين موجب عسر و حرج شديد است ولىّ پسر مى‌تواند صيغه طلاق آن دختر را اجرا كند و بعد با هر كس خواست ازدواج كند.

سؤال 982.زنى كه شوهرش مفقودالاثر شده و نمى‌داند زنده است يا نه، چگونه مى‌تواند طلاق بگيرد؟

جواب:اگر بخواهد طلاق بگيرد و شوهر كند بايد نزد مجتهد عادل برود و مطابق دستور مخصوصى كه در شرع وارد شده عمل نمايد.

سؤال 983.زنى كه معلوم نيست همسرش در فلان حادثه كشته يا مفقود شده است و مدّت چهارسال است كه خبرى از او نيست، آيا مى‌تواند با شخص ديگرى ازدواج كند؟

جواب:نمى‌تواند با مرد ديگرى ازدواج كند، مگر اين كه يقين به فوت او پيدا كند يا مراجعه به حاكم شرع كرده تا او دستور تحقيق درباره شخص مورد نظر را صادر نمايد و پس از طىّ مراحل شرعى او را طلاق دهد.

سؤال 984.وظيفه زنى كه شوهرش مفقود شده چيست و در اين مدّت نفقه او از كجا تأمين مى‌شود؟

جواب:زنى كه شوهرش مفقود شده است چند حالت دارد:

الف) اگر صبر كند تا خبرى آيد مانعى ندارد و بايد نفقه او را از مال شوهرش داد.

ب) اگر انفاق كننده‌اى از ولى يا غير او باشد بايد صبر كند، مگر اين كه عسر و حرج شديد و ضرر مهمّى حاصل شود كه حاكم شرع مى‌تواند او را طلاق دهد.

ج) در غير اين دو صورت، رفع امر به حاكم شرع مى‌كند و او به مدّت 4 سال از اطراف محلّ فقدان وى تحقيق مى‌كند، اگر خبرى نشد نخست به ولىّ او پيشنهاد طلاق مى‌كند و اگر او طلاق نداد خودش طلاق مى‌دهد سپس عدّه وفات‌