نامعلومى رفت و فرزند ما بعد از اين به دنيا آمد و اكنون مدّت دو سال است كه در عالم هجرت بدون سرپرست و خرجى و نفقه زندگى مىكنم، در ضمن اين دفعه پدر پيرش را نيز همراه خود برده است به مراجع قضايى شاكى شدهام خبرى از همسرم معلوم نيست، حال تكليف من چيست و چه كار كنم؟
جواب:در صورتى كه مرد حاضر به دادن نفقه و زندگى كردن با اين همسر نيست و طلاق هم نمىدهد حاكم شرع مىتواند صيغه طلاق او را اجرا كند.
سؤال 991.من همراه شوهر و فرزندانم در سال 1366 به نروژ آمديم و الان سه سال است كه شوهرم من و بچّههايم را رها كرده و رفته و مرا بلاتكليف گذاشته است ولى طلاق دولتى را در نروژ انجام دادهايم در نروژ مركز توحيد اسلامى براى شيعيان و مسلمين وجود دارد، از جنابعالى درخواست مىكنيم كه به روحانى اين مركز وكالت و اجازه براى جارى كردن صيغه طلاق شرعى بدهيد تا مرا طلاق دهد؟
جواب:چنانچه همسر شما نه حاضر است با شما زندگى كند و نه طلاق شرعى مىدهد به روحانى محترم محلّ وكالت داديم كه شما را بعد از ثبوت اين موضوع مطلّقه سازد و همچنين در مورد ساير مسلمانانى كه در شرايطى همانند شرايط شما زندگى مىكنند.
سؤال 992.ميان من و شوهرم سه سال پيش نزاع و اختلاف به وجود آمد كه كار به دادگاه كشيده شد، بعد از آن كه شوهرم فهميد كه محكوم مىشود فرار كرد و به افغانستان رفت و شنيدم كه در آن جا زن گرفته و من در اين جا سرگردان و بىسرپست در خانه خواهر خود به سر مىبرم، آيا شرعاً حاكم شرع مىتواند با ولايت خود مرا طلاق دهد؟
جواب:اگر عمداً همسر خود را رها كرده و رفته و رسيدگى به حقوق شرعى او نمىكند و همسر در عسر و حرج گرفتار است حاكم شرع مىتواند او را طلاق
دهد ولى اگر دسترسى به او هست قبلًا اتمام حجّت شود.
سؤال 993.اين جانبه با شخصى ازدواج كردم و مدّت يكسال و نيم با هم بوديم ولى اكنون ايشان سه سال است كه مفقودالاثر شده و خبرى از ايشان ندارم، من از مهاجرين خارجى هستم و با يك فرزند خود در شهر مقدّس مشهد بىسرپرست و آواره زندگى مىكنم و بسيار پريشان مىباشم، من در زمان جارى شدن عقد به شوهرم گفتم كه اگر به مدّت شش ماه نفقه به من نرسيد اختيار طلاق به دست خودم باشد ولى آنها در عقدنامه ازدواج اين مورد را ننوشتند، من هم سواد نداشتم كه بخوانم، حال وظيفه من چيست؟
جواب:اگر او عمداً شما را رها كرده و رفته و در عسر و حرج شديد قرار داريد مىتوانيد به روحانى سرشناس و آگاه به مسائل مراجعه كنيد تا شما را طلاق دهد.
سؤال 994.همسران مفقودالاثرهاى جنگ تحميلى كه چندين سال از شوهرانشان خبرى ندارند در چه صورتى مىتوانند ازدواج كنند؟
جواب:در صورتى كه يقين به فوت همسرشان پيدا كنند، ازدواج جايز است و در غير اين صورت اگرماندن در آن حال، مايه عسر و حرج شود، حاكم شرع مىتواند آنها را طلاق دهد و در غير اين صورت بايد طبق دستور حاكم شرع چهار سال درباره آنها تحقيق شود اگر اثرى پيدا نشد حاكم شرع آنها را طلاق مىدهد.
سؤال 995.شخصى قسم مىخورد كه ديگر با زوجهاش همبستر نشود و حاضر به شكستن قسم هم نمىباشد، آيا حاكم شرع مىتواند زوجه او را طلاق دهد؟
جواب:تا چهار ماه مهلت دارد از قسم خود برگردد و كفّاره بدهد، بعد از چهار ماه حاكم شرع او را مخير مىكند كه يا از قسم خود برگردد و يا طلاق دهد،
اگر هيچكدام را قبول نكرد او را به زندان مىافكند و كار را بر او سخت مىگيرد كه يكى از آن دو برنامه بالا را انجام دهد و اگر اين امور ممكن نباشد و زوجه به عسر و حرج بيفتد حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
سؤال 996.شخصى، زنى را عقد شرعى كرده است؛ ولى الان مىگويد: «من با اين خانم نه عروسى مىكنم و نه او را طلاق مىدهم» تمام مردم، دوستان و نزديكان با تمام وسايل ممكنه بر وى فشار آوردهاند تا شايد از اين تصميم منصرف شود، ولى او از اين تصميم منصرف نمىشود، وظيفه چيست؟
جواب:حاكم شرع با او اتمام حجّت مىكند، اگر گوش نداد مىتواند آن زن را مطلّقه كند تا بعد از عدّه بتواند شوهر ديگرى انتخاب كند.
سؤال 997.اين جانبه به عنوان همسر شرعى و قانونى با آقايى ازدواج كردم و حاصل اين ازدواج سه فرزند مىباشد. در ابتداى ازدواج از اين كه همسرم پيرو مذهب تشيع نبوده مطّلع نبودم، تا اين كه در خلال زندگى متوجّه شدم كه نامبرده پيرو فرقه اسماعيليه مىباشد و به مقدّسات اسلام و محترمات شيعه بىاحترامى مىنمايد، در حالى كه كلاهبردارى وى در اين مورد كاملًا محرز مىباشد. در طول زندگى از سوى شوهرم مورد شكنجههاى فراوانى قرار گرفتهام كه هنوز آثار شكنجه مشخّص مىباشد، علاوه بر اين وى معتاد به موادّ مخدّر است و حتّى حدود يك سال با شكنجه فراوان مرا وادار به استفاده از اين موادّ افيونى مىكرد و حتّى بچّههاى كوچك را تحت شكنجه زياد قرار مىداد. به همين جهت تقاضاى طلاق كردم و بر اساس رأى دادگاه، كه در غياب نامبرده صادر شد، رأى بر حكم طلاق غيابى صادر شد و طلاق صورت گرفت؛ ولى بر اثر اعتراض وى حكم طلاق غيابى مردود اعلام شده و وى حاضر به طلاق نمىباشد، در حالى كه وى در طول اين مدّت ازدواج كرده است. اين جانب به مرحوم آيت اللّه محمد حسين نابغ آيتى مراجعه كردم، ايشان حكم كردند كه نامبرده از طايفه ملاحده
است و اين طايفه هرچند اظهار اسلام مىكنند و لكن نماز و روزه و حج را به هيچ وجه قبول ندارند و پيش خودم بعضى از آنها منكر نماز (به صورتى كه مسلمين انجام مىدهند) مىباشند، و همچنين در ماه مبارك رمضان روزه نمىگيرند و براى خود احكام خاصّى دارند و حج و بسيارى از واجبات ديگر را انجام نمىدهند، لهذا از نظر حقير مرتد و ماندن زن در خانه آنان حرام است، با توجّه به اين كه قدرت تحمّل مردى خارج از دين اسلام و شكنجه او را ندارم، از محضر مبارك استدعاى صدور حكم خدايى را دارم.
جواب:در دو صورت شما مىتوانيد از او جدا شويد:
اوّل اين كه به يقين بدانيد او نماز و روزه و ساير احكام اسلام را قبول نداشته و از اصل انكار مىكرده است كه در اين صورت بدون طلاق جدا مىشويد.
دوم اين كه ثابت شود شكنجههاى طاقتفرسايى به شما مىدهد و زندگى با او عسر و حرج شديد داشته باشد، در اين صورت حاكم شرع يا كسانى كه از طرف او مأذون هستند مىتوانند شما را طلاق دهند.
بخش بيست و يكم:
عدّه طلاق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
فلسفه عدّه
سؤال 998.آيا زن، در صورت يقين به عدم انعقاد نطفه، مىتواند قبل از سپرى شدن ايام عادت اقدام به ازدواج كند؟
جواب:عدّه در واقع حريم زوجيت است، و فلسفه و حكمت آن منحصر به انعقاد نطفه نيست؛ به همين دليل اگر مرد سالها از زن خود جدا زندگى كند، يا در مسافرت باشد، بعد از طلاق عدّه بر زن مدخوله غير يائسه واجب است.
سؤال 999.امروزه از نظر پزشكى امكانات آزمايشگاهى و تجهيزاتى نظير سونوگرافى وجود دارد كه در كوتاهترين زمان مىتوان بطور قطع، يقين حاصل نمود كه زنى در اثر همبسترى و نزديكى باردارشده، يا خير؟ حال با چنين فرضى، آيا مدّت عدّه طلاق همان است كه قبلًا در احكام آورده شده، يا قابل تغيير است؟
جواب:همان گونه كه قبلًا اشاره شد عدّه تنها مربوط به مسأله باردارى نيست، بلكه در واقع حريم زوجيت است؛ لذا اگر زنى چند سال از شوهرش دور باشد سپس او را طلاق دهد، بايد عدّه نگه دارد.
سؤال 1000.امروزه با استفاده از دارو (خوراكى تزريقى)، يا به كار بردن وسايل پيشگيرى پزشكى، بطور قطع مىتوان از باردارى زن جلوگيرى كرد، با چنين فرضى آيا بر زنانى كه از امكانات فوق استفاده مىكنند، لازم است عدّه نگه دارند؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة