جواب:چنين زنى عدّه ندارد، و ازدواج با خواهر يا دختر او بلامانع است.
سؤال 1016.مردى، زن غير يائسهاى را به عقد موقّت خويش در مىآورد، و قبل از اتمام مدّت، باقيمانده مدّت را مىبخشد، و سپس او را به عقد دائم خويش در مىآورد، لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا عدّه لازم است؟
جواب:عدّه لازم نيست؛ هر چند دخول حاصل شده باشد.
ب) در فرض بالا، چنانچه بعد از عقد دائم و قبل از دخول زن را طلاق دهد، آيا در اينجا عدّه لازم است؟ يا زن مىتواند بدون رعايت عدّه بلافاصله با مرد ديگرى ازدواج كند؟
جواب:چنانچه زن بخواهد با ديگرى ازدواج كند، بايد باقيمانده عدّه عقد موقّت را نگه دارد.
سؤال 1017.زوجهاى العياذ باللَّه از زنا حامله شده، و طلاق داده شده است. آيا عدّه او وضع حمل است، يا عدّه غير حامله دارد؟ حكم مسأله در صورتى كه حاملگى از طريق وطى به شبهه باشد، چيست؟
جواب:در صورتى كه مسلّم باشد حمل از زناست، و احتمال الحاق به زوج شرعى نباشد، عدّهاى براى حمل نيست، تنها عدّه طلاق دارد. و وطى به شبهه عدّه دارد، و در صورت حمل، عدّه آن وضع حمل است.
سؤال 1018.هرگاه زنى كه از زنا باردار شده با زانى يا غير او ازدواج كند، آيا احتياج به عدّه دارد؟ اگر شوهرش او را بعد از ازدواج طلاق دهد، آيا عدّه دارد؟
و در صورتى كه عدّه دارد، آيا عدّه او أبعد الأجلين است، يا عدّه اقراء؟
جواب:زنى كه حامل از زناست عدّه ندارد، و جايز است به عقد زانى يا غير او در آيد، و اگر او را طلاق داد عدّه او به اقراء يا سه ماه است، و وضع حمل معيار نيست. و امّا در مورد طُهر غير مواقعه چون اين شرط در حامل ساقط است
مىتواند او را طلاق دهد، بنابراين اگر عادت ماهانه نمىبيند سه ماه صبر مىكند و ازدواج مىنمايد.
سؤال 1019.زنى به عقد ازدواج مردى در مىآيد و سپس عروسى مىكنند و به خانه شوهر مىرود، مرد توان نزديكى ندارد؛ ولى استمتاعات ديگر غير از نزديكى صورت گرفته است، متأسّفانه زندگى مشترك آنها منجر به طلاق مىشود، آيا زن بايد عدّه طلاق نگهدارد؟ و در صورت طلاق، آيا مهريه زن نصف مىشود؟ آيا زن براى ازدواج بعدى باز احتياج به اذن پدر يا جدّ دارد؟ آيا اين دختر مىتواند خود را به عقد موقّت ديگرى درآورد؟
جواب:در فرض مسأله زن عدّه ندارد و مهر او با طلاق نصف مىشود و هنوز حكم باكره را دارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش بيست و دوم:
عدّه وفات و ترك زينت در ايامعدّه وفات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
عدّه وفات
سؤال 1020.در صورت فوت شوهر عدّه زن چقدر است؟
جواب:بايد چهارماه و ده روز عدّه نگه دارد، خواه ازدواج دائم باشد يا موقّت، شوهرش با او نزديكى كرده باشد يا نه، حتّى زن يائسه نيز بايد عدّه وفات نگه دارد و اگر باردار است بايد تا هنگام وضع حمل عدّه نگه دارد، ولى اگر پيش از گذشتن چهارماه و ده روز فرزندش به دنيا آيد بايد تا چهارماه و ده روز از مرگ شوهر عدّه را ادامه دهد.
سؤال 1021.هرگاه زن يقين كند همسرش از دنيا رفته و عدّه وفات نگه دارد و بعداً شوهر كند، چنانچه معلوم شود شوهر او بعد مرده است؛ حكم ازدواج دوم او چه مىشود؟
جواب:چنانچه معلوم شود شوهر او بعد مرده است، بايد از شوهر دوم جدا شود و احتياط واجب آن است كه اگر باردار است به مقدارى كه در عدّه طلاق گفته شد براى شوهر دوم عدّه طلاق نگه دارد و بعد از آن براى شوهر اوّل چهار ماه و ده روز عدّه وفات نگه دارد و اگر باردار نيست براى شوهر اوّل عدّه وفات نگه دارد و بعد براى شوهر دوم عدّه طلاق.
سؤال 1022.ابتداى عدّه وفات در صورتى كه شوهر غايب باشد و فوت كند از چه موقعى است؟
جواب:از موقعى است كه زن از مرگ شوهر باخبر مىشود.
سؤال 1023.هرگاه زن بگويد عدّه من تمام شده از او قبول مىشود؟
جواب:از او قبول مىشود، به شرط آنكه مورد اتّهام نباشد، بلكه احتياط واجب آن است كه مورد وثوق باشد.
سؤال 1024.مردى زوجهاش را طلاق مىدهد، و پيش از تمام شدن مدّت عدّه، فوت مىكند. آيا زوجه بايد عدّه وفات نگه دارد، يا همان عدّه طلاق را تمام كند؟
آيا در اين مسأله فرقى ميان طلاق رجعى و بائن، يا طلاق حامله وغير حامله وجود دارد؟
جواب:اگر عدّه رجعى بوده، نگه داشتن عدّه وفات لازم است. ولى در عدّه بائن، تكميل همان عدّه كافى است.
سؤال 1025.شخصى زنى را در عدّه وفات عقد نموده، و پس از پايان عدّه عروسى مىكنند، در حالى كه زوجين جاهل به حرمتِ ازدواجِ در عدّه بودهاند، لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا حرمت ابدى براى آنها ثابت است، يا فقط عقد باطل مىباشد؟
ب) در صورتى كه حرمت ابدى نباشد و بخواهند عقد جديد بخوانند، آيا براى همسر دوم عدّه لازم است؟
ج) آيا بايد عدّه وفات را براى همسر اوّل به انجام برساند؟
جواب:عقد ازدواج باطل است، ولى حرمت ابدى نمى آورد، و آن مرد مىتواند مجدّداً با آن زن صيغه عقد را جارى كند، ولى اگر زن بخواهد با شخص سومى ازدواج كند، بايد عدّه وطى به شبهه تمام شود.
سؤال 1026.حدود 15 سال پيش از شوهر اوّلم طلاق گرفتم، و پس از حدود يك سال با مرد ديگرى مجدّداً ازدواج كردم. پنج ماه پس از ازدواج دوم، شوهر سابقم فوت نمود. اكنون بعد از گذشت حدود 14 سال متوجّه شدم كه طلاق اوّلم
باطل بوده، و به همين دليل از شوهر دوّمم جدا شدم. آيا بنده، كه يائسه نيز مىباشم، بايد بعد از 14 سال براى شوهر اوّلم عدّه وفات نگه دارم؟
جواب:هرگاه تازه از فوت او آگاه شده باشيد بايد عدّه نگه داريد، ولى اگر قبلًا از فوت او با خبر شدهايد، و مدّت چهار ماه و ده روز گذشته، عدّه منقضى شده است.