بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 470

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 471

احكام متفرّقه طلاق‌

سؤال 1035.آيا زن مى‌تواند در موقع عقد شرط كند كه هرگاه شوهر مثلًا مسافرت نمايد، يا معتاد به مواد مخدر گردد، يا خرجى او را ندهد اختيار طلاق با او باشد؟

جواب:اين شرط باطل است، ولى هرگاه شرط كند كه او از طرف شوهرش وكيل باشد كه هرگاه اين كارها را انجام دهد خود را مطلّقه كند اين وكالت صحيح است و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.

سؤال 1036.پدر و جدّ پدرى ديوانه مى‌توانند زن او را طلاق دهند؟

جواب:در صورت مصلحت مى‌توانند او را طلاق دهند.

سؤال 1037.ولىّ صغير اگر همسر دائمى براى او عقد كرده، مى‌توانند زن او را طلاق دهند؟

جواب:بنابر احتياط واجب نمى‌تواند او را طلاق دهد، امّا اگر همسر موقّت براى او عقد كرده مى‌تواند باقيمانده مدّت را در صورت مصلحت ببخشد.

سؤال 1038.بيش از ده سال است كه به دلايل زير قصد طلاق زوجه‌ام رادارم:

الف) عدم تمكين. ب) خروج بدون اذن از منزل و حتّى از شهر در موارد غير ضرورى. ج) اقدام به آبرويزى و هتك حرمت بنده در جامعه. د) تهمت‌هاى ناروا. ه) تهديد به مسموم نمودن. و) نامشروع قلمداد كردن صيغه ازدواج.


صفحه 472

و قانون نيز توجّهى به من نكرده آيا مى‌توانم خود صيغه طلاق را بخوانم و آيا گرفتن حكم طلاق در مقابل پرداخت پول امكان‌پذيراست و چنين حكمى اعتبار شرعى دارد؟

جواب:عدم تمكين به تنهايى مى‌تواند دليلى بر اقدام به طلاق باشد، ولى تا مى‌توانيد از طلاق بپرهيزيد مگر اين كه ناچار شويد.

سؤال 1039.آيا براى تبديل ازدواج دائم به موقّت غير از طلاق و انجام عقد موقّت راهى وجود دارد؟ و اگر ندارد آيا عدّه نگهداشتن لازم است يا شوهر سابق در عدّه مى‌تواند زن را متعه كند؟

جواب:راه آن فقط طلاق است و در عدّه مى‌تواند با او ازدواج نمايد به شرط اين كه طلاق رجعى نباشد و اگر طلاق رجعى است بايد بعد از تمام شدن عدّه او را به عقد موقّت درآورد.

سؤال 1040.اين جانب مدّت 24 سال است كه با خانمم زندگى مى‌كنم و داراى شش فرزند مى‌باشيم، در اين مدّت با دخالت مستقيم پدر و مادر و برادر خانمم روبه‌رو بوده‌ام و زندگى تلخى را گذرانده‌ام تا اين كه مدّتى قبل ديگر كارد به استخوانم رسيد و تصميم به جدايى از همسرم گرفتم و چون در تصميم خود جدّى بودم در چند جلسه (البتّه به فارسى) گفتم: همسرم مانند خواهر و مادرم براى من مى‌باشد، حال همسرم از گذشته خود پشيمان شده و تعهّد داده كه ديگر مثل گذشته به تحريكات بستگان خود گوش نكند و من هم مى‌خواهم مدّتى ديگر به ايشان فرصت بدهم و با ايشان زندگى كنم با توجّه به گفته بالا آيا مى‌توانم با ايشان به عنوان زن و شوهر زندگى كنم؟

جواب:چنانچه اين سخن را در حالى گفته‌ايد كه دو شاهد عادل حضور داشته‌اند و آن زن هم در حال عادت نبوده بعد از پاك شدن با او نزديكى نكرده باشيد بايد كفّاره بدهيد و كفّاره آن دوماه روزه است كه بايد سى و يك روز آن‌


صفحه 473

پشت سر هم باشد و اگر توانايى روزه نداشته باشيد 60 مسكين را طعام دهيد امّا اگر دو شاهد عادل حضور نداشته، كفّاره‌اى هم ندارد و اين سخن بى‌اثر است، در ضمن توجّه داشته باشيد در آن جا كه كفّاره لازم باشد تا كفّاره ندهيد حلال نمى‌شود.

سؤال 1041.خانم شوهردارى با افرادى حدود دو سال رابطه داشته است و حتّى مدّت 20 روز بدون اجازه شوهرش معلوم نيست كه در كجا به سر برده است آيا لازم است اين خانم مشهور به فساد را طلاق داد؟

جواب:طلاق دادن او واجب نيست ولى لازم است او را از كار خلاف بازدارد.

سؤال 1042.لطفاً در مورد اجرت‌المثل زحمات زن در منزل شوهر به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف) اگر طلاق به درخواست زوجه باشد، آيا استحقاق دريافت حقّ‌الزّحمه كارهايى كه شرعاً به عهده وى نبوده و قصد تبرّع هم نداشته، دارد؟

جواب:زوجه در صورتى مى‌تواند اجرت كارهاى خود را مطالبه كند كه بگويد قصد تبرّع ندارد و زوج اين كارها را از او بخواهد.

ب) اگر طلاق به درخواست زوجه نباشد، آيا استحقاق دريافت حقّ‌الزّحمه كارهايى كه شرعاً به عهده وى نبوده و قصد تبرّع هم نداشته، دارد؟

جواب:مسأله طلاق چه از طرف زوج باشد و چه به خواست زوجه، هيچ ارتباطى با مسأله فوق ندارد؛ حتّى بدون طلاق نيز در فرضى كه ذكر شد مى‌تواند مطالبه اجرت كند.

سؤال 1043.يكى از شروطى كه بر اساس تصويب شوراى عالى قضايى در سند عقد ازدواج گنجانده شده اين است كه زوج بعد از عقد ازدواج در كلّيه دارايى خود با زوجه شريك خواهد بود و در صورت قبول زوج، زوجه حق خواهد


صفحه 474

داشت در صورت طلاق نصف اموال شوهر را دريافت نمايد، آيا زوجه با گرفتن نصف اموال باز هم استحقاق دريافت حقّ‌الزّحمه كارهايى را كه بدون قصد تبرّع در خانه شوهر انجام داده و شرعاً به عهده وى نبوده دارد؟

جواب:ظاهر اين شرط اين است كه جبران خدمات دوران ازدواج باشد؛ ولى شرط مزبور چون آميخته به ابهام فراوان است، شرعاً اشكال دارد.

سؤال 1044.زوجه از خانواده مذهبى بوده و تا قبل از ازدواج چادرى و با حجاب كامل بوده است، زوج بعد از ازدواج وى را وادار كرده كه با مانتو و روسرى، حجاب خود را حفظ كند و از چادر استفاده نكند و زوجه اين موضوع را مغاير با شئونات خانوادگى خود دانسته و به اين علّت تقاضاى طلاق نموده است و به هيچ وجه حاضر نيست كه چادر را كنار بگذارد. آيا تقاضاى وى براى طلاق به اين جهت براى دادگاه قابل قبول مى‌باشد؟ چنانچه پاسخ منفى باشد، آيا زوجه موظّف به اجراى دستور زوج در اين مورد مى‌باشد؟

جواب:اين امر مجوّز تقاضاى طلاق نيست؛ ولى زوجه مى‌تواند نظر زوج را در اين مورد رعايت نكند، و زوج حقّ اجبار او را ندارد.

سؤال 1045.زوجه به علّت اين كه شوهرش وى را مجبور مى‌نمايد كه حجاب اسلامى را رعايت ننمايد و بعضاً در جلوى مهمانان نامحرم، بدون حجاب حاضر شود و يا در خارج از منزل با آرايش و بدون رعايت كامل حجاب اسلامى بيرون رود، از دادگاه تقاضاى طلاق نموده است. آيا عسر و حرج زوجه در اين مورد قابل قبول است؟

جواب:اگر اين كار از طرف شوهر به صورت وسيع تكرار شود و زوجه را در تنگناى شديد روحى قرار دهد، عسر و حرج ثابت است و حاكم شرع مى‌تواند او را طلاق دهد.

سؤال 1046.من همسر دوم شوهرم مى‌باشم. پس از اين كه زن اوّل ايشان فوت‌


صفحه 475

كرد من با ايشان ازدواج كردم، ايشان از زن اوّل چهار پسر و دو دختر و از من يك پسر دارد، من از داشتن شش بچّه ايشان باخبر بودم. لذا تمام اقوام با ازدواج ما مخالف بودند و مرا تحقير مى‌كردند. الان هفت سال است كه من از شوهرم دور هستم و با اجازه او در يك بيمارستان عربستان سعودى مشغول پرستارى هستم.

در طول هفت سال كه من زحمت كشيدم و پول به دست آورده‌ام شوهرم آن را بدون اجازه من صرف جهيزيه دخترش كرد. اين بار كه به هندوستان رفته بودم بر سر قضيه پول دعوا شد و من مطالبه طلاق كردم، ولى ايشان طلاق نمى‌دهد در حالى كه سنّ من با ايشان تفاوت زياد دارد و من نمى‌توانم با ايشان زندگى كنم.

آيا من حقّ طلاق يك جانبه را دارم؟

جواب:هرگاه شوهر حاضر باشد به وظايف خود طبق عقدنامه‌اى كه با شما داشته عمل كند حقّ طلاق يك جانبه را نداريد، ولى اموالى را كه از شما بدون اجازه برده بايد بطور كامل برگرداند.

سؤال 1047.پسرى، دخترى را به عقد نكاح دائم خويش درمى‌آورد، بعد از يك ماه با همديگر اختلاف پيدا مى‌كنند و در نتيجه اختلاف، مدّت 6 سال در حال عقد مى‌مانند و پس از آن پسر با دختر ديگرى ازدواج مى‌كند. در ضمن جلسه‌اى در حضور ريش‌سفيدان و با تصويب آنها پسر علاوه بر اخذ مهر حاضر، با گرفتن مبلغ 000/ 300 تومان (كه مجموعاً 000/ 700 تومان مى‌شود) راضى به طلاق مى‌شود، امّا در برگه صورت جلسه طلاق اين شرط قيد مى‌شود كه دختر مزبور پس از طلاق نمى‌تواند با فلان شخص ازدواج كند و دختر كه صورت جلسه را امضا كرده است در آن زمان به اين شرط توجّه نداشته است. اين شرط از نظر شرعى چگونه است؟

جواب:شرط مزبور باطل است و دختر مى‌تواند بعد از طلاق و مراسم آن، با هر كس كه مى‌خواهد ازدواج كند.


صفحه 476

سؤال 1048.زوجه به علّت عدم قدرت بارورى زوج و نياز شديد به داشتن فرزند، خود را در حال عسر و حرج مى‌داند، آيا با وجود اين موضوع مى‌توان حكم به طلاق زوجه صادر كرد؟

جواب:جايز نيست؛ مگر اين كه واقعاً خطر بيمارى روانى زوجه را تهديد كند.

سؤال 1049.زن شيعه‌اى در عقد مردى سنّى بوده است، پس از چند سال زندگى مشترك مرد سنّى طبق معتقدات خود، كه طلاق در حضور عدلين و ساير شرايطى كه در طلاق شيعه است را معتبر نمى‌داند، زن خود را طلاق گفته است؛

الف) آيا زن وظيفه دارد طبق قاعده الزام، از آن لحظه عدّه نگه‌دارد؟

جواب:قاعده الزام شامل حال زن شيعه نمى‌شود و بايد از شوهر وكالت بگيرد و مجدّداً طلاق را با شرايط آن جارى كند و اگر شوهر راضى به اين كار نشود، حاكم شرع مى‌تواند اجازه طلاق او را صادر كند.

ب) در صورتى كه طلاق از جانب مرد سنّى طبق معتقدات خود واقع شده، آيا نفقه دوران عدّه به عهده اوست؟

جواب:زن حقّ نفقه دارد، خواه به عنوان عدّه طلاق باشد يا بقاى زوجيت.

ج) چون طلاق از ناحيه مرد است، آيا لازم است تمام مهريه را پرداخت نمايد؟

جواب:مهريه در هر صورت بر عهده زوج مى‌باشد، خواه طلاق بدهد يا ندهد.

د) چون به عقيده خودش سه طلاقه نموده، آيا بدون محلّل بنا بر عقيده خودش حقّ رجوع دارد؟

جواب:از نظر وظيفه شرعى زن، رجوع مانعى ندارد.

سؤال 1050.زيد دختر بالغه و باكره خود را نامزد شخصى كرده و پيش از عقد


صفحه 477

گفته است: «اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مى‌باشم، دخترم را طلاق مى‌دهم، يا ابراى مدّت مى‌كنم، تو مرا وكيل كن» نامزد، پدر دختر را وكيل مى‌كند و سپس عقد جارى مى‌شود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مى‌كنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت مى كند يا طلاق مى‌دهد، شوهر ادّعا مى‌كند: «من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نموده‌ام» در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟

جواب:وكالت به قوّت خود باقى است و اگر مرد از شرايط تخلّف كند پدر زوجه مى‌تواند طلاق دهد.

سؤال 1051.اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟

جواب:اين شرط اشكالى ندارد و عمل به آن واجب است.

سؤال 1052.اگر مرتد از طلاق دادن زوجه امتناع كند، حاكم شرع مى‌تواند او را طلاق دهد؟

جواب:احتياج به طلاق نيست، بعد از ارتداد از هم جدا مى‌شوند.

سؤال 1053.اگر مردى شك داشته باشد كه فلان خانم همسر اوست يا نه لطفاً بفرماييد:

الف) آيا مى‌تواند بطور قطعى و جزمى او را طلاق دهد و اگر صحيح نيست براى فرار از اين شك چگونه احتياط كند؟

ب) بر فرض عدم جواز طلاق قطعى در سؤال قبل، آيا اين مسأله را مى‌توان به كسى كه شك در زوجيت زنى دارد بعد از آن كه عقد بر آن زن تمام شده است ولى زن ادّعاهايى مى‌كند كه باعث شك زوج در همسرى او شده است و با همين‌