داشت در صورت طلاق نصف اموال شوهر را دريافت نمايد، آيا زوجه با گرفتن نصف اموال باز هم استحقاق دريافت حقّالزّحمه كارهايى را كه بدون قصد تبرّع در خانه شوهر انجام داده و شرعاً به عهده وى نبوده دارد؟
جواب:ظاهر اين شرط اين است كه جبران خدمات دوران ازدواج باشد؛ ولى شرط مزبور چون آميخته به ابهام فراوان است، شرعاً اشكال دارد.
سؤال 1044.زوجه از خانواده مذهبى بوده و تا قبل از ازدواج چادرى و با حجاب كامل بوده است، زوج بعد از ازدواج وى را وادار كرده كه با مانتو و روسرى، حجاب خود را حفظ كند و از چادر استفاده نكند و زوجه اين موضوع را مغاير با شئونات خانوادگى خود دانسته و به اين علّت تقاضاى طلاق نموده است و به هيچ وجه حاضر نيست كه چادر را كنار بگذارد. آيا تقاضاى وى براى طلاق به اين جهت براى دادگاه قابل قبول مىباشد؟ چنانچه پاسخ منفى باشد، آيا زوجه موظّف به اجراى دستور زوج در اين مورد مىباشد؟
جواب:اين امر مجوّز تقاضاى طلاق نيست؛ ولى زوجه مىتواند نظر زوج را در اين مورد رعايت نكند، و زوج حقّ اجبار او را ندارد.
سؤال 1045.زوجه به علّت اين كه شوهرش وى را مجبور مىنمايد كه حجاب اسلامى را رعايت ننمايد و بعضاً در جلوى مهمانان نامحرم، بدون حجاب حاضر شود و يا در خارج از منزل با آرايش و بدون رعايت كامل حجاب اسلامى بيرون رود، از دادگاه تقاضاى طلاق نموده است. آيا عسر و حرج زوجه در اين مورد قابل قبول است؟
جواب:اگر اين كار از طرف شوهر به صورت وسيع تكرار شود و زوجه را در تنگناى شديد روحى قرار دهد، عسر و حرج ثابت است و حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
سؤال 1046.من همسر دوم شوهرم مىباشم. پس از اين كه زن اوّل ايشان فوت
كرد من با ايشان ازدواج كردم، ايشان از زن اوّل چهار پسر و دو دختر و از من يك پسر دارد، من از داشتن شش بچّه ايشان باخبر بودم. لذا تمام اقوام با ازدواج ما مخالف بودند و مرا تحقير مىكردند. الان هفت سال است كه من از شوهرم دور هستم و با اجازه او در يك بيمارستان عربستان سعودى مشغول پرستارى هستم.
در طول هفت سال كه من زحمت كشيدم و پول به دست آوردهام شوهرم آن را بدون اجازه من صرف جهيزيه دخترش كرد. اين بار كه به هندوستان رفته بودم بر سر قضيه پول دعوا شد و من مطالبه طلاق كردم، ولى ايشان طلاق نمىدهد در حالى كه سنّ من با ايشان تفاوت زياد دارد و من نمىتوانم با ايشان زندگى كنم.
آيا من حقّ طلاق يك جانبه را دارم؟
جواب:هرگاه شوهر حاضر باشد به وظايف خود طبق عقدنامهاى كه با شما داشته عمل كند حقّ طلاق يك جانبه را نداريد، ولى اموالى را كه از شما بدون اجازه برده بايد بطور كامل برگرداند.
سؤال 1047.پسرى، دخترى را به عقد نكاح دائم خويش درمىآورد، بعد از يك ماه با همديگر اختلاف پيدا مىكنند و در نتيجه اختلاف، مدّت 6 سال در حال عقد مىمانند و پس از آن پسر با دختر ديگرى ازدواج مىكند. در ضمن جلسهاى در حضور ريشسفيدان و با تصويب آنها پسر علاوه بر اخذ مهر حاضر، با گرفتن مبلغ 000/ 300 تومان (كه مجموعاً 000/ 700 تومان مىشود) راضى به طلاق مىشود، امّا در برگه صورت جلسه طلاق اين شرط قيد مىشود كه دختر مزبور پس از طلاق نمىتواند با فلان شخص ازدواج كند و دختر كه صورت جلسه را امضا كرده است در آن زمان به اين شرط توجّه نداشته است. اين شرط از نظر شرعى چگونه است؟
جواب:شرط مزبور باطل است و دختر مىتواند بعد از طلاق و مراسم آن، با هر كس كه مىخواهد ازدواج كند.
سؤال 1048.زوجه به علّت عدم قدرت بارورى زوج و نياز شديد به داشتن فرزند، خود را در حال عسر و حرج مىداند، آيا با وجود اين موضوع مىتوان حكم به طلاق زوجه صادر كرد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر اين كه واقعاً خطر بيمارى روانى زوجه را تهديد كند.
سؤال 1049.زن شيعهاى در عقد مردى سنّى بوده است، پس از چند سال زندگى مشترك مرد سنّى طبق معتقدات خود، كه طلاق در حضور عدلين و ساير شرايطى كه در طلاق شيعه است را معتبر نمىداند، زن خود را طلاق گفته است؛
الف) آيا زن وظيفه دارد طبق قاعده الزام، از آن لحظه عدّه نگهدارد؟
جواب:قاعده الزام شامل حال زن شيعه نمىشود و بايد از شوهر وكالت بگيرد و مجدّداً طلاق را با شرايط آن جارى كند و اگر شوهر راضى به اين كار نشود، حاكم شرع مىتواند اجازه طلاق او را صادر كند.
ب) در صورتى كه طلاق از جانب مرد سنّى طبق معتقدات خود واقع شده، آيا نفقه دوران عدّه به عهده اوست؟
جواب:زن حقّ نفقه دارد، خواه به عنوان عدّه طلاق باشد يا بقاى زوجيت.
ج) چون طلاق از ناحيه مرد است، آيا لازم است تمام مهريه را پرداخت نمايد؟
جواب:مهريه در هر صورت بر عهده زوج مىباشد، خواه طلاق بدهد يا ندهد.
د) چون به عقيده خودش سه طلاقه نموده، آيا بدون محلّل بنا بر عقيده خودش حقّ رجوع دارد؟
جواب:از نظر وظيفه شرعى زن، رجوع مانعى ندارد.
سؤال 1050.زيد دختر بالغه و باكره خود را نامزد شخصى كرده و پيش از عقد
گفته است: «اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مىباشم، دخترم را طلاق مىدهم، يا ابراى مدّت مىكنم، تو مرا وكيل كن» نامزد، پدر دختر را وكيل مىكند و سپس عقد جارى مىشود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مىكنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت مى كند يا طلاق مىدهد، شوهر ادّعا مىكند: «من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نمودهام» در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟
جواب:وكالت به قوّت خود باقى است و اگر مرد از شرايط تخلّف كند پدر زوجه مىتواند طلاق دهد.
سؤال 1051.اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟
جواب:اين شرط اشكالى ندارد و عمل به آن واجب است.
سؤال 1052.اگر مرتد از طلاق دادن زوجه امتناع كند، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد؟
جواب:احتياج به طلاق نيست، بعد از ارتداد از هم جدا مىشوند.
سؤال 1053.اگر مردى شك داشته باشد كه فلان خانم همسر اوست يا نه لطفاً بفرماييد:
الف) آيا مىتواند بطور قطعى و جزمى او را طلاق دهد و اگر صحيح نيست براى فرار از اين شك چگونه احتياط كند؟
ب) بر فرض عدم جواز طلاق قطعى در سؤال قبل، آيا اين مسأله را مىتوان به كسى كه شك در زوجيت زنى دارد بعد از آن كه عقد بر آن زن تمام شده است ولى زن ادّعاهايى مىكند كه باعث شك زوج در همسرى او شده است و با همين
شك او را طلاق قطعى داده است و به شك خود اعتنايى نكرده است، مقايسه كرد.
لازم به ذكر است كه آنچه باعث اين سؤال شد كلام شيخ انصارى رحمه الله در مكاسب است كه مىفرمايد: «اگر در امور مقوّمه شك شود امر مشكل مىشود».
و سپس از شهيد اوّل نقل كرده كه ظاهراً ايشان جزم به بطلان چنين طلاقى پيدا كرده است، نظر حضرتعالى چيست؟
جواب:اين طلاق اگر به صورت قطعى و عَنْ جَزْمٍ انجام شده است صحيح است و اگر در زوجيت شك دارد طلاق را به قصد احتياط جارى كند؛ و امّا كلام علّامه انصارى رحمه الله و بعضى ديگر از فقهاى عظام براى اثبات بطلان اين طلاق كافى نيست.
سؤال 1054.زوج شيعه جعفرى، و زوجه سُنّى شافعى است. زوج مدّعى است كه مطابق مذهب شافعى زوجه را سه طلاقه كرده، ولى زوجه منكر آن است. لطفاً بفرماييد:
الف) در فرض اثبات، آيا طلاق مورد ادّعا صحيح است؟ به عبارت ديگر، آيا زوج شيعه مذهب مىتواند زوجه خود را بر طبق مذهب شافعى سه طلاقه كند، يا رعايت شرايط طلاق از نظر فقه شيعه براى زوج شيعه مذهب در هر حال الزامى است؟
جواب:زوج شيعه موظّف است طبق مذهب خود همسرش را طلاق دهد.
ب) آيا آثار طلاق ياد شده را مىتوان بر اساس قاعده الزام نسبت به زوجه مترتّب ساخت؟
جواب:آرى زوجه مىتواند آثار طلاق مزبور را نسبت به خودش جارى سازد.
ج) آيا مجراى قاعده الزام تنها در فرضى است كه زوج سنّى مذهب باشد، يا
در فرض شيعه بودن زوج و سنّى بودن زوجه نيز قاعده الزام جارى مىشود؟
جواب:قاعده الزام در هر دو صورت جارى مىشود؛ هر چند رعايت احتياط خوب است.
د) به طور كلّى در موارد ادّعاى وقوع طلاق، قول زوج مقدّم است، يا زوجه؟
اثبات آن بر عهده كيست؟
جواب:هر كدام ادّعاى طلاق كنند، بايد طبق موازين شرع ثابت نمايند.
سؤال 1055.مرد و زنى در اثر اختلاف، كارشان به طلاق منتهى شده است. زن در ازاى طلاق، مهريهاش را بخشيده، و جهيزيه خود را برده، و صيغه شرعى طلاق جارى شده است. حال دو سؤال پيش آمده، مستدعى است پاسخ فرماييد:
الف) در طول مدّت 9 سال زندگى مشترك، كادوهايى از خانوادههاى طرفين به اين زن و شوهر داده شده است. حال كه اين دو نفر از هم جدا شدهاند، اين كادوها، كه بعضى توسّط بستگان مرد، و بعضى توسّط اقوام زن داده شده، شرعاً به كدام يك تعلّق دارد؟
جواب:كادوهايى كه زنانه است به زن تعلّق دارد، و آنها كه مردانه است به مرد. و اگر به درد هر دو مىخورد چنانچه از خانواده و دوستان مرد آوردهاند به مرد تعلّق دارد، و اگر از خانواده و دوستان زن آوردهاند به زن تعلّق دارد.
ب) در طول اين مدّت اين زن و شوهر نيز كادوهايى به اقوام همديگر دادهاند (البتّه پول اين كادوها را مرد پرداخت نموده است.) تكليف اين كادوها چيست؟
آيا زن بايد اين كادوها را از فاميل خود گرفته، و تحويل مرد دهد؟ يا چون اين كادوها در آن زمان داده شده، متعلّق به گيرنده آن مىباشد؟
جواب:در صورتى كه كادوها موجود باشد مرد مىتواند باز پس بگيرد، (به شرط اين كه با مرد خويشاوند نباشد؛) ولى اين كار مكروه و ناپسند است.
سؤال 1056.اگر زوج، زوجه را تهديد به استفاده از حقّ طلاق كند، مثلًا به
زوجهاش بگويد: «يا منزل شخصىات را ملك من كن، يا تو را طلاق مىدهم» و زن براى جلوگيرى از طلاق ملك را به نام شوهر بزند، آيا اكراه صدق مىكند؟
حكم اين انتقال چيست؟
جواب:آرى عرفاً مصداق اكراه است.
سؤال 1057.با توجّه به اطلاق مادّه 1133 قانون مدنى كه مىگويد: «مرد هر وقت بخواهد، مىتواند همسر خود را طلاق دهد.» بعضى از محاكم همان طور كه طلاق بىدليل زوجه را رد مىكنند، در مورد در خواست زوج نيز همين حكم را صادر مىنمايند. آيا اين مطلب با اختيارات مطلق زوج طبق روايت مشهور نبوى
«الطَّلاقُ بِيدِ مَنْ اخَذَ بِالسّاقِ»[1]
منافات ندارد؟
جواب:مطابق عنوان اوّلى اختيار طلاق به دست زوج است؛ هر زمان كه بخواهد. ولى با توجّه به عناوين ثانويه، كه برگرفته از شرايط خاصّ اجتماعى امروز است، حاكم شرع مىتواند اجازه طلاق مرد را به مواردى موكول كند كه عذر موجّهى داشته باشد.
سؤال 1058.اگر مردى زنى را فريب دهد كه از شوهرش طلاق بگيرد و همسر او شود طلاق و عقد آن زن صحيح است؟
جواب:صحيح است، ولى هر دو معصيت بزرگى انجام دادهاند.
[1]. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 672، ح 2081؛ المعجم الكبير للطبرانى، ج 11، ص 300، ح 1800؛ الدارقطنى، ج 4، ص 24، ح 3947؛ سنن بيهقى، ج 7، ص 360؛ كنزالعمال، ج 9، ص 640، ح 27770
بخش بيست و پنجم:
ارث زن و شوهر