و حجاب را در مقابل آنها رعايت نكرده و گاه با آنها دست مىدهند و امثال آن، حكم اين امور چيست؟
جواب:بايد تمام اين امور كه خلاف شرع است ترك شود و آنان را با زبان خوب امر به معروف و نهى از منكر نمود.
سؤال 152.نشستن افراد نامحرم فاميل بر سر يك سفره چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه جهات شرعى را رعايت كنند مانعى ندارد.
2. اختلاط در محيطهاى آموزشى
سؤال 153.نظر حضر تعالى در مورد مدارس مختلط پسر و دختر، كه در برخى مناطق بخاطر كمبود محلّ درس ناچار از آن هستند، چيست؟
جواب:در موارد ضرورت، با رعايت حجاب اسلامى و موازين شرعى مانعى ندارد؛ ولى كوشش براى جدا سازى اين مدارس بايد ادامه يابد.
سؤال 154.خانمى مىخواهد به تحصيل خود ادامه دهد، تا در آينده شغل مناسب و مشروعى انتخاب كند، ولى ادامه تحصيل مستلزم اين است كه با نامحرمان روبه رو شود؛ مثل اين كه نزد نامحرم درس بخواند، يا با دانشجويان پسر در يك كلاس بنشيند، آيا ادامه تحصيل در چنين شرايطى جايز است؟
جواب:هرگاه توأم با امر حرامى- مانندِ خلوت با اجنبيه يا مفاسد ديگر- نگردد، مانعى ندارد.
سؤال 155.گاه دانشجوى پسرى در بين عدّهاى دانشجوى دختر، و يا بالعكس درس مىخواند، با توجّه با اين كه اگر با اين شرايط تحصيل را ادامه ندهد متضرّر مىشود، آيا درس خواندن در فرض مسأله جايز است؟
جواب:اگر موجب كار حرامى نمىشود اشكالى ندارد؛ ولى سزاوار است مسؤولين كشورهاى اسلامى برنامهاى براى جدا ساختن مراكز تحصيلى پسران
و دختران تنظيم كنند.
سؤال 156.آيا خواهران دانشجو مىتوانند در مورد امور كلاس، يا مسائل علمى در بين برادران دانشجو، كنفراس دهند؟
جواب:هرگاه موازين شرعى در آن رعايت گردد، و مفسده خاصّى نداشته باشد مانعى ندارد.
سؤال 157.خنده و شوخى استاد خانم در كلاس درس دانشجويان دختر و پسر به منظور رفع كسالت و خستگى و تجديد روحيه دانشجويان چه حكمى دارد؟
جواب:رعايت آداب عفّت در كلاس درس واجب است.
سؤال 158.تبعيّت از دستور استادى كه مقيد به فرايض شرعى نيست و با وجود دانشجويان دختر به دانشجويان پسر دستور معاينه زنان بيمار را مىدهد چه حكمى دارد؟ البتّه تمرّد از دستور استاد ممكن است در نمره قبولى يا رد او دخالت داشته باشد؟
جواب:دراين مورد كه ضرورت نيست بايد به صورت معقولى تمرّد كند مگر اين كه معاينه زنان براى تكميل تحصيلات پزشكى لازم باشد (تحصيلاتى كه سبب نجات جان زنان مىشود) كه در اين صورت جايز است.
3. اختلاط در محيط كار
سؤال 159.آيا اشتغال زنان در اداراتى كه محلّ مراجعه مردان است جايز است؟
جواب:با رعايت شؤون اسلامى اشكالى ندارد.
سؤال 160.آيا شركت دختران و بانوان همراه با مردان و پسران در ارگانهاى انقلابى، مانند جهاد سازندگى، بنياد شهيد، سپاه پاسداران و مانند آن، و انجام
امور محوّله و نشست با هم، كه ناچار از تماس و برخورد با هم مىباشند، مشروع است؟
جواب:در صورتى كه جهات شرعى رعايت شود، و منشأ فسادى نگردد، جايز است.
4. اختلاط در بازيگرى
سؤال 161.آيا براى نمايش صحنههاى تاريخى، اختلاط زن و مرد مسلمان كه در نقش كفّار بازى مىكنند و همراه با مكالمات مهيج شهوت و عاشقانه است، جايز است؟
جواب:بازى كردن در نقش كفّار به منظور اهداف آموزنده مانعى ندارد؛ ولى مكالمات محرّك و شهوتانگيز جايز نيست.
سؤال 162.هنر پيشگى دختران و زنان در فيلم هاى تلويزيونى و سينمايى در كنار مردان نامحرم و به عنوان همسر صورى آنان چه حكمى دارد؟ آيا در هنگام اجراى نقش، مجاز به خنده و گفتگوى صميمانه با يكديگر هستند؟
جواب:صحبتهاى معمولى و ايفاء اين نقشها، اگر مفسدهخاصّى بر آن مترتّب نشود و حجاب اسلامى رعايت گردد، اشكالى ندارد.
سؤال 163.فيلمهايى ساخته مىشود كه زن و مرد نامحرم در آن بازى مىكنند، و به مقتضاى نقش محوّله، با هم شوخى كرده، و به يكديگر نگاههاى عاشقانه دارند. بازى كردن آنها در چنين فيلمهايى چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه آداب عفّت اسلامى را رعايت كنند مانعى ندارد.
بخش دوم:
مقدّمات زندگى مشترك
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
ازدواج
1. حكم ازدواج
سؤال 164.آيا ازدواج واجب است؟
جواب:ازدواج از مستحبّات مؤكد است؛ مگر در مواردى كه انسان بترسد كه اگر آن را ترك كند به گناه مىافتد، كه در اين صورت واجب مىشود.
سؤال 165.در توضيح المسائل حضرت عالى آمده: «كسى كه به خاطر ازدواج نكردن به گناه مى افتد، واجب است ازدواج نمايد.» لطفاً بفرماييد:
الف) آيا منظور از گناه فقط زناست، يا چشم چرانى، خود نمايى زن، عشوه و ناز زن براى مرد نامحرم، و مانند آن را نيز شامل مىشود؟
جواب:شامل تمام اين گناهان مىشود.
ب) منظور از عبارت «به خاطر ازدواج نكردن به گناه مىافتد» كدام يك از اين دو حالت زير است؟
اوّل: اگر به خاطر ازدواج نكردن مرتكب گناه شد، بعد از آن ازدواج بر او واجب مىشود.
دوم: وقتى به خاطر ازدواج نكردن ميل شديدى به گناه پيدا كرد، قبل از ارتكاب گناه ازدواج بر او واجب مىشود.
جواب:منظور احتمال دوم است.
ج) آيا حكم مذكور اعم از دائم و موقّت است، يا فقط منظور ازدواج دائم است؟
جواب:فرق نمى كند.
سؤال 166.همانگونه كه مىدانيد روز به روز فاصله بين بلوغ جنسى و سنّ ازدواج، رو به افزايش است و اكنون به حدود 12 الى 13 سال رسيده است (چه در مورد دختران و چه در مورد پسران)؛ اين مسأله باعث شده كه روابط پنهانى و نامشروع دختران و پسران از اصلىترين مشكلات جوانان به حساب آيد. در اين رابطهها حرمت شرعى 100% است و گاهى آثار و تبعات اجتماعى و روانى نيز به دنبال دارد. حال سؤال اين است كه با توجّه به خوددارى جوانان از ازدواج (به دليل مشكلاتى مانند تحصيل، شغل و مسكن) و سود نبخشيدن تفريحاتى مانند ورزش، و غيره و همچنين نپذيرفتن رياضت و رهبانيت در طيّ اين دوران (و بلكه ناممكن بودن آن در بعضى اوقات) و از همه مهمتر روا نبودن سكوت در مقابل اين همه خلاف شرع و اثراتى كه از بُعد معنوى و عبودى بر روح و جان جوانان مىگذارد لطفاً بفرماييد: آيا دعوت عمومى دختران و پسرانى كه داراى روابط نامشروع هستند و به ادامه آن اصرار مىورزند، با حفظ همان ميزان رابطه، به ازدواج غير دائم، با اذن ولى يا بدون اذن وليّ، صحيح است؟ آيا اين عمل اخراج از حرام به حلال نيست، كه در برخى روايات ابواب متعه به آن اشاره شده است؟
جواب:دعوت به سوى اين رابطه ظاهراً مشروع، مفاسد زيادى در بر دارد و تجربه نشان داده كه غريزه سركش جنسى هرگز آنها را در يك مرحله محدود نمىكند؛ بلكه غالباً به مراحل ديگر مىكشاند كه سبب مشكلات عظيم براى جامعه مىگردد. بهعلاوه چون اينگونه ارتباطها مسئوليت و تقيد خاصّى همراه ندارد، در يك نفر محدود نمىشود و ممكن است يك فرد با چند نفر نيز رابطه
برقرار كند كه مفاسد آن بر كسى مخفى نيست. بنابراين، از چنين روشى در شرايط فعلى جامعه ما بايد صرفنظر كرد و به طرق ديگر، از جمله تشويق به ازدواجهاى ساده، ازدواجهايى در حدّ عقد بدون عروسى و همچنين مبارزه با عوامل تحريك كننده اقدام شود، كه اگر اين عوامل كم شود مسأله بسيار محدودتر خواهد شد. تشويق به سرگرمىهاى سالم مانند ورزش و غير آن نيز سهمى در كنترل اين امر دارد، منتها بايد جوانان را تشويق كرد در ورزش از لباسهاى مناسب استفاده كنند، تا نتيجه معكوس ندهد.
2. سّن ازدواج
سؤال 167.آيا در شرع مقدّس اسلام تغيير سنّ شرعى و قانونى ازدواج دختران از 9 سال به 15 سال مجاز است؟
جواب:سنّ نُه سالگى سنّ تكليف است، و الزاماً سنّ ازدواج نيست. توضيح اين كه: ازدواج در صورتى جايز است كه دختر رشد جسمانى كافى براى ازدواج داشته باشد، و در صورتى كه كارشناسان بطور خاص يا بطور عام تأييد كنند كه فلان دختر يا عموم دختران در محيط ما، در فلان سن، رشد جسمانى كافى براى ازدواج ندارند، ازدواج در چنان سنّى حرام است. به تعبير ديگر، بلوغ به حسب ادّله شرع، چهار مرحله دارد:
الف) بلوغ به معناى سنّ تكليف و رعايت واجب و حرام و انجام نماز و مانند آن.
ب) بلوغ به معناى آمادگى براى روزه، بطورى كه مايه ضرر و زيان و بيمارى پسران و دختران نشود.
ج) بلوغ براى ازدواج، بطورى كه دختران از نظر جسمى آمادگى كافى داشته باشند، و خطر إفضاء و نقائص ديگرى در كار نباشد.