بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 100

تفصيل احكام:

عمل زشت (لواط)- والعياذ باللَّه- يكى از عوامل تحريم هميشگى است. پرداختن به چنين انحرافى موجب تحريم نسبت به خويشاوندان شخص مفعول مى‌شود، كه تفصيل آن را ذيلًا بيان مى‌داريم:

1- اگر كسى با ديگرى- والعياذ باللَّه- لواط كرد ودخول- حتى به مقدارى از ختنه‌گاه- صورت گرفت، مادر مفعول ومادران مادر او هرچه بالا روند بر فاعل حرام گردد ودختر ودختران ونوادگان دخترش هرچه پايين آيند وخواهرش نيز بر او حرام شود، ودر اين ميان تفاوتى نيست كه آيا مفعول بزرگ يا كوچك بوده باشد، واحوط تحريم است اگرچه فاعل هم كوچك بوده باشد اگر چه اقوى خلاف آن است.

2- بر عكس مسأله فوق، مادر فاعل ودختر وخواهرش بنا به نظر اقوى بر مفعول حرام، نگردد.

3- اگر مفعول، خنثى باشد مادر ودختر خنثى بر فاعل حرام مى‌شود، زيرا اين گونه آميزش جنسى (اگر خنثى مذكر باشد) لواط و (در صورتى كه مؤنث باشد) زنا محسوب مى‌شود، وحكم تحريم، هر دو صورت را در برمى گيرد.

4- احوط، حرمت مادر ودختر مفعول است بر فاعل، اگر چه لواط پس از ازدواج با يكى از اين دو باشد، بويژه آن كه اگر مرد زن را طلاق دهد، وبخواهد از نو با او ازدواج كند.

5- اين حكم، مادر وخواهر ودختر رضاعى را نيز در برمى گيرد.

6- اين حكم حالت اجبار وشبهه را در بر نمى‌گيرد، اگر چه‌


صفحه 101

احوط، انتشار حرمت است.

7- اگر شك كرد كه ادخال صورت گرفته يا نه اصل را بر عدم مى‌نهد.

8- باكى نيست اگر پسر فاعل با دختر يا خواهر مفعول يا مادر او ازدواج كند، ولى بهتر است با دختر او ازدواج نكند.

ط- محرمات به سبب لمس ونگاه‌

احاديث شريف:

1- از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه فرمود: «خداوند به مردى ننگرد كه به شرمگاه زنى ودختر او نگريسته باشد.»[1]

2- در صحيح محمد بن مسلم از امام عليه السلام درباره مردى سؤال شد كه با زنى ازدواج كرد و به سرش نگاه كرد، وبرخى از اعضايش را از نگاه گذراند سؤال شد آيا اين مرد مى‌تواند با دختر اين زن ازدواج كند؟

حضرت عليه السلام فرمود: «نه، اگر عضوى از او را ديده باشد كه ديدن آن بر ديگرى حرام است، او نبايد با دختر آن زن ازدواج كند.»[2]

3- از ابى ربيع رسيده است كه گفت: از ابو عبد اللَّه عليه السلام پيرامون مردى سؤال شد كه با زنى ازدواج كرده وچند روزى با او بوده ونتوانسته با او كارى انجام دهد جز آن كه اعضايى از او را ببيند كه‌

[1]- سنن بيهقى، ج 7، ص 170، به نقل از مستمسك العروة الوثقى.

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 353، ابواب آنچه با مصاهره ونظاير آن حرام گردد، باب 19، حديث 1.


صفحه 102

ديدنش بر جز او حرام است سپس اورا طلاق مى‌دهد، آيا اين مرد مى‌تواند با دختر آن زن ازدواج كند؟

حضرت عليه السلام فرمود: آيا شايستگى آن را دارد در حالى كه آن را از مادر او ديده كه ديده![1]

تفصيل احكام:

از ديگر عوامل تحريم، نيز ديدن ولمس كردن است از روى شهوت كه به برخى از خويشاوندان اختصاص دارد وتفصيل آن چنين است.

1- اگر مردى كنيز مملوكى داشته باشد كه از روى شهوت بدو نگريسته يا لمسش كرده باشد، آن كنيز بر پسر او حرام گردد، وبنابر اقوى عكس آن نيز صحيح است.

2- مادر كنيز فوق- كه مورد لمس ونگاه از روى شهوت قرار گرفته- وبنابر وجه اقوى بر لمس كننده وبيننده حرام نيست ولى احوط، اجتناب است.

3- احوط براى مرد آن است كه از دخترى كه مادرش را- از روى شهوت- لمس كرده يا بدو نظر افكنده اجتناب كند، اگر چه وجه اقوى عدم حرمت است.

4- اقوى آن است كه از روى شهوت چهره ودو دست زن را ديدن ولمس كردن، موجب تحريم نمى‌شود، ولى احتياط مقتضى اجتناب است.

[1]- همان، حديث 2.


صفحه 103

5- نگاه ولمس كردن اگر از روى شهوت نباشد، يا براى آزمايش، يا معالجه صورت پذيرد، يا تصادفى واتفاقى باشد اگرچه شهوت را برانگيزد از حكم لمس ونگاه كردنى كه موجب تحريم مى‌گردد خارج است، مگر آن كه قصد مرد اين باشد كه شهوت را برانگيزد، چنانچه براى شهوت‌انگيزى شرمگاه زن يا پستان او را لمس، يا او را به آغوش كشد، كه ظاهراً تمامى اينها داخل در احكام لمس است، واللَّه العالم.


صفحه 104

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 105

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 106

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 107

بخش سوم: پيرامون عقد نكاح‌

1- احكام عقد دائم‌

حديث شريف:

1- محمد بن على بن الحسين به سند خود از زرارة بن اعين نقل كرده كه مى‌گويد: هنگامى كه ابو جعفر محمد بن على الرضا عليه السلام با دختر مأمون ازدواج كرد، خود خطبه عقد خواند وفرمود: «سپاس خدايى را كه نعمتها را تمام مى‌كند- تا آن جا كه فرمود-: اين امير المؤمنين است كه بر پايه احكام الهى دخترش را به ازدواج من در آورد.» سپس ميزان مهر را بيان داشت وفرمود: «يا امير المؤمنين آيا مرا تزويج كردى؟» گفت: «آرى، پس گفت: قبلتُ ورضيتُ- پذيرفتم وخشنودم.»[1]

2- از ابو جعفر عليه السلام نقل است كه فرمود: «زنى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد وعرض كرد: مرا به ازدواج در آور.» پيامبر فرمود: «كدام مرد حاضر است با اين زن ازدواج كند؟» مردى بلند شد وعرض كرد:

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 194، ابواب عقد النكاح واولياء العقد باب 1، حديث 2.