بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

حديث شريف:

1- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: «صداق بر عهده مرد است نه زن، اگر چه كار آن دو يكى است، زيرا مرد هنگامى كه نيازش را از آن زن ستاند از نزد او برمى خيزد ومنتظر آرامش زن باقى نمى‌ماند وبه همين سبب صداق، بر دوش مرد است نه زن.»[1]

2- محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند كه: كمترين مقدار كافى از مهر چقدر است فرمود: «يك كله قند.»[2]

3- فضيل بن يسار به نقل از امام باقر عليه السلام مى‌گويد: «صداق، همان مقدار كم يا زيادى است كه دو طرف بر آن سازش كنند.»[3]

4- از وشاء روايت شده است كه گفته از امام رضا عليه السلام شنيده است: «اگر مردى با زنى ازدواج كند ومهر او را بيست هزار قرار دهد وبراى پدر او ده هزار، مهر صحيح است، وآنچه براى پدرش قرار داده فاسد.»[4]

5- امام باقر عليه السلام در مورد اينكه مى‌توانيم منفعت را مهر قرار دهيم، از سيره رسول روايت مى‌كند كه: زنى نزد پيامبر آمد وعرض كرد: مرا به ازدواج (كسى) در آور، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چه كسى براى اين زن پاپيش مى‌نهد؟» مردى بلند شد وگفت: يا رسول اللَّه! من او را به ازدواج خود در مى‌آورم. پيامبر فرمود: «به او چه مى‌دهى؟» آن مرد گفت: چيزى ندارم. پيامبر گفت: «نه.» پيامبر همين سخن را تكرار

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 23، ابواب المهور، باب 11، حديث 10.

[2]- همان، ج 15، ص 1، ابواب المهور، باب 1، حديث 2.

[3]- همان، حديث 3.

[4]- همان، ص 19، باب 9، حديث 1.


صفحه 129

كرد وغير از آن مرد كسى برنخاست، سپس پيامبر براى بار سوم سخن خود را تكرار نمود، وآن مرد بلند شد. پيامبر فرمود: «آيا از قرآن چيزى نيكو مى‌دانى؟» گفت: آرى. پيامبر فرمود: «شما را به ازدواج هم در مى‌آورم بر اساس آنچه از قرآن نيكو مى‌دانى، پس آن را به اين زن هم بياموز.»[1]

6- بريد عجلى از امام باقر نقل مى‌كند كه: از امام عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه با زنى ازدواج كرد به شرط آن كه سوره‌اى از قرآن را به او بياموزد. حضرت عليه السلام فرمود: «دوست ندارم بر او دخول كند، مگر اينكه آن سوره را به او بياموزد، وچيزى به او دهد.»[2]

7- ابن عواض مى‌گويد: از امام صادق درباره كسى پرسيدم كه با زنى ازدواج مى‌كند ومالى ندارد كه به او بدهد ودخول مى‌كند.

امام عليه السلام فرمود: «مسأله‌اى نيست، اين دينى است كه زن بر عهده آن مرد دارد.»[3]

8- عبيد بن زراره مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: يك مرد مسيحى با يك زن ازدواج مى‌كند به شرط اينكه مهر سى خم شراب وسى رأس خوك باشد، وسپس هر دو اسلام مى‌آورند ودخولى هم صورت نگرفته است امام عليه السلام فرمود: «مرد بايد ببيند بهاى خوك وشراب چقدر است وقيمت آن را براى زن بفرستد وسپس دخول انجام دهد، وهر دو بر نكاح نخستين خود هستند.»[4]

[1]- همان، ص 3، باب 2، حديث 1.

[2]- همان، ج 15، ص 12، باب 7، حديث 2.

[3]- همان، ص 14، باب 8، حديث 2.

[4]- همان، ص 4، باب 3، حديث 2.


صفحه 130

9- على بن حمزه روايت مى‌كند ومى گويد: به ابو الحسن الرضا عليه السلام عرض كردم كه مردى با زنى ازدواج مى‌كند به شرط اينكه مهر او يك خدمتگزار باشد وامام به من فرمود: «خدمتگزارى متوسط.» عرض كردم: اگر خانه‌اى باشد، فرمود: «خانه‌اى متوسط.»[1]

تفصيل احكام:

1- هر چه دو طرف بر آن سازش كنند مى‌تواند در عقد ازدواج به عنوان مهر قرار گيرد.

2- مهر مى‌تواند عين يا منفعت يا حقى باشد، پس اگر زنى را به عقد خود در آورد ومهر او را آموزش قرآن كريم يا فقه قرار داد جايز است.

3- اگر مهر آن باشد كه مرد براى مدتى خود را اجير كند، جايز است اگر منفعتش به آن زن باز گردد. و براى مشخص شدن مهر كافى است كه آن مشاهده شود، مانند: اين قطعه زمين يا اين خرمن گندم يا اين گردنبند طلا.

4- مهر، از نظر كمى يا زيادى، حدى ندارد وبهتر است به قدر مهر السُنّة يعنى پانصد درهم نقره باشد، واگر مردى بخواهد بر آن افزون كند بهتر است كه آن را هديه دهد.

5- اگر مهر را چيزى مجهول قرار دهد (همچون آموزش سوره‌اى از قرآن، بدون آن كه مشخص شود، يا آموزش زبان عربى، يا دادن‌

[1]- همان، ص 36، باب 25، حديث 2.


صفحه 131

قطعه زمينى زراعى) پس اگر تكيه به عرف داشته باشد صحيح است وبايد براى مشخص نمودن آن به عرف رجوع شود، اما اگر به عرف تكيه نداشته باشد مهر باطل مى‌گردد وبه مهر المثل باز مى‌گردد واحوط در آن، صلح وسازش است. واگر زن رضايت داشته باشد كه مقدر نمودن مهر خود را به مرد واگذارد، مسأله به احكام تفويض باز مى‌گردد.

6- اگر مردى براى مهر زن، كالاى فاسد يا پول تقلبى يا چك بلا محل مقرر كرد، در اين صورت مهر به مقدار صحيح آن خواهد بود يعنى قيمت كالا يا مقدار پول يا مبلغ چك، وگفته شده است به مهر المثل باز مى‌گردند.

فروعى پيرامون مهر

قرآن كريم:

(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى‌ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‌ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ‌...)[1].

«مردان از آن جهت كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است واز آن جهت كه از مال خود نفقه مى‌دهند بر زنان تسلط وحق نگهبانى دارند.»

از آيه شريفه چنين به دست مى‌آيد كه قيمومت مرد بر زن به سبب تدبير مرد است (وهمين سبب است كه موجب مى‌شود برخى از مردم برخى ديگر را رهبرى كنند) ونيز به سبب نفقه‌اى است كه مرد

[1]- سوره نساء، آيه 34.


صفحه 132

مى‌دهد، پس اگر نفقه ندهد ديگر بر زن قيمومتى نخواهد داشت.

حديث شريف:

1- از ابن ابى نصر روايت شده كه گفته است: از امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيدند درباره مردى كه دختر خود را به ازدواج در آورد، آيا مى‌تواند مهر او را بخورد؟

حضرت عليه السلام فرمود: «خير، اين حق را ندارد.»[1]

2- فضيل بن يسار به نقل از امام صادق عليه السلام درباره مردى خبر داده كه با زنى ازدواج مى‌كند ودر نظر ندارد مهر به او بپردازد كه در اين صورت زنا خواهد بود[2]

3- امام صادق عليه السلام درباره مردى كه ازدواج مى‌كند وپرداخت مقدارى از مهريه را فورى وبقيه را نسيه مقرر كند، مى‌فرمايد: «نسيه تا مرگ است يا جدايى.»[3]

4- اسحاق بن عمار بن نقل از امام صادق و او به نقل از پدرش على بن ابى طالب عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود: «هر كه براى زنش شرطى مى‌كند بايد به آن شرط براى آن زن وفا كند، زيرا مسلمانان در گرو شروطشان هستند، مگر شرطى كه حلالى را حرام يا حرامى را حلال كند.»[4]

5- حماده بنت الحسن روايت مى‌كند كه از امام صادق عليه السلام درباره‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 26، باب 16، حديث 1.

[2]- همان، ص 21، باب 11، حديث 1.

[3]- همان، ج 15، ص 20، باب 10، حديث 1.

[4]- همان، ص 50، باب 40، حديث 4.


صفحه 133

مردى پرسش كردم كه با زنى ازدواج كرد به شرط آن كه دوباره با زنى ازدواج نكند وزن هم اين سخن او را به عنوان مهر پذيرفت. راوى مى‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: «اين شرط فاسد است، ازدواج صورت نمى‌گيرد مگر در برابر يك يا دو درهم.»[1]

6- حلبى در روايتى مى‌گويد: از معصوم درباره مردى پرسيدم كه با زنى ازدواج مى‌كند وبا او همبستر مى‌شود ومهرى براى او در نظر نمى‌گيرد وسپس طلاقش مى‌دهد.

حضرت عليه السلام فرمود: «براى اوست مهرى همچون مهر ديگر زنان همسان، وبه چيزى او را بهره‌مند سازد.»[2]

7- ابو بصير مى‌گويد: از امام جعفر صادق عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه مشخص كردن مقدار صداق زنش به او واگذار مى‌شود واو مقدار صداق را كمتر از زنان ديگر مى‌گيرد.

حضرت عليه السلام فرمود: «صداق او همانند مهر زنان همسانش خواهد بود.»[3]

8- زراره به نقل از پدرش مى‌گويد از امام باقر عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه با زنى بر اساس تصميم همان زن در مورد مهر ازدواج كرده است.

حضرت عليه السلام فرمود: «حكم آن زن نبايد از مهر خاندان حضرت محمد يعنى دوازده ونيم وقيه كه وزنش پانصد درهم نقره است تجاوز

[1]- همان، ص 29، باب 20، حديث 1.

[2]- همان، ص 24، باب 12، حديث 1.

[3]- همان، ج 15، ص 32، باب 21، حديث 4.


صفحه 134

كند» عرض كردم: اگر مرد بر اساس تصميم خود با او ازدواج كرد، وزن رضايت داد؟

حضرت عليه السلام فرمود: «هرچه مرد حكم كند بر زن رواست؛ كم باشد يا زياد.»[1]

9- على بن حمزه مى‌گويد: از ابو الحسن الرضا عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه با زنى ازدواج كرد ومهر او را يك خادم قرار داد.

حضرت عليه السلام فرمود: «بايد خدمتگزار متوسطى باشد.» عرض كردم اگر مهر او را خانه‌اى قرار دهد، فرمود: «بايد خانه متوسطى باشد.»[2]

10- عبيد بن زراره مى‌گويد: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه مردى با زنى ازدواج مى‌كند به شرط اينكه مهر او صد گوسفند باشد وسپس گوسفندان را به سوى زن مى‌برد وسپس پيش از دخول او را طلاق مى‌دهد در حالى كه گوسفندان زاييده‌اند.

حضرت عليه السلام فرمود: «اگر گوسفندان، هنگامى حامله شده‌اند كه نزد مرد بوده‌اند نصف آن گوسفند ونصف بچه گوسفند به سوى مرد بازگشت داده مى‌شود، واگر نزد مرد حامله نشده باشند نيمى از گوسفند سهم مرد مى‌گردد واز بچه‌هاى آن سهمى نمى‌برد.»[3]

11- از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است:

«هر زنى كه پيش از دخول شوهر مهر خود را براى شوهرش صدقه‌

[1]- همان، ص 31، باب 21، حديث 1.

[2]- همان، ص 36، باب 25، حديث 2.

[3]- همان، ج 15، ص 43، باب 34، حديث 1.


صفحه 135

دهد خداوند براى هر دينار ثواب آزاد كردن يك برده براى او خواهد نوشت.»

گفته شد يا رسول اللَّه بخشش مهر پس از دخول چه؟ فرمود: «اين نشانه مودت والفت است.»[1]

12- حلبى از امام صادق عليه السلام روايتى نقل مى‌كند درباره مردى كه پيش از دخول زنش را طلاق مى‌دهد.

امام عليه السلام فرمود: «اگر مهرى براى او در نظر گرفته بود نيمى از مهر را مى‌پردازد واگر مهرى در نظر نگرفته بود آن را به چيزى بهره‌مند سازد، همانند آنچه زنان همسانش را بهره‌مند مى‌سازند.»[2]

13- عياشى در تفسير خود به نقل از ابو عبد اللَّه وابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام نقل مى‌كند ومى گويد از يكى از اين دو امام پيرامون زنى مطلقه پرسيدم كه به چه مقدار او را بهره‌مند سازند؟

حضرت عليه السلام فرمود: «به تناسب دارائى همسرش.»[3]

14- زراره از امام باقر عليه السلام درباره مردى روايت مى‌كند كه مقدار مهررا پنهان مى‌كند وبيشتر از آن را اظهار مى‌دارد.

حضرت عليه السلام فرمود: «مهر، همان است كه پنهان مى‌دارد ونكاح بر اساس آن صورت گرفته.»[4]

[1]- همان، ص 36، باب 26، حديث 1.

[2]- همان، ص 55، باب 48، حديث 7.

[3]- همان، ج 15، ص 58، باب 49، حديث 7.

[4]- همان، ص 26، باب 15، حديث 1.