آداب انفاق در احاديث
آداب انفاق در سنت واحاديث معصومين، حكمت وآگاهى انسان را در اداره اقتصادى خانه مضاعف مىسازد، وبراى مزيد استفاده بخشى از اين آداب را يادآور مىشويم.
1- قناعت به اندك وبسنده كردن به آن مستحب است. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «هر كه بامقدار اندكى از معاش از خدا خشنود گردد، خدا هم با مقدار كمى عمل از او خشنود مىگردد.»[1]
2- مستحب است زندگى انسان به قدر كفاف باشد. از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه فرمود: «خوشا به حال كسى كه اسلام آورده وزندگيش به قدر كفاف است.»[2]
3- ميانه روى در مخارج ودورى از تنگ گرفتن واسراف، مستحب است. داوود رقى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرموده است:
«ميانه روى را خدا دوست دارد واسراف را خدا ناپسند مىشمارد، اگر چه هستهاى را بيرون فكنى كه به كار آيد، يا باقيمانده نوشاك خود را بيرون بريزى.»[3]
4- در حديثى از ابو الحسن عليه السلام آمده است كه: «هر كس ميانه روى در پيش گرفت نيازمند نشد.»[4]
5- آنچه براى بدن خوب ومفيد باشد اسراف نيست، در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «اسراف در امورى است كه مال را به
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 240، ابواب المهور، باب 15، حديث 1.
[2]- همان، ص 242، باب 16، حديث 2.
[3]- همان، ص 257، باب 25، حديث 2.
[4]- همان، ج 15، ص 259، باب 25، حديث 11.
تباهى كشد وبه جسم زيان وارد آورد.»[1]
6- مستحب است انسان حد وسط، بين اسراف و بخل، را بر گزيند. در تفسير اين حد از امام جعفر صادق عليه السلام رسيده است كه حضرت عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود: (وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَاماً)[2]
وآنان هستند كه هنگام انفاق اسراف نكرده، وبخل هم نورزند، بلكه (در احسان) ميانهرو ومعتدل باشند.
راوى مىگويد: حضرت عليه السلام مشتى سنگريزه برداشت ودر دست خود محكم گرفت وفرمود: «اين همان تنگ گرفتنى است كه در قرآن خداوند يادآور شده» وسپس مشتى ديگر سنگريزه در مشت گرفت ولى همه آنها را از كف رهانيد وفرمود: «اين همان اسراف است».
وسپس مشتى ديگر سنگريزه در دست گرفت ومقدارىاز آن را رها كرد ومقدارى نگهداشت وفرمود: «اينهمان قوام وميانه روى است.»[3]
7- مستحباست براى خانواده با گشاده دستى عمل شود.
ابو حمزه از امام زينالعابدين روايت مىكند كه فرمود: «پسنديدهترين شما نزد خدا كسى است كه بر خانوادهاش تنگ نگيرد.»[4]
امام رضا عليه السلام مىفرمايد: «مرد بايد با گشاده دستى با خانوادهاش رفتار كند، تا آرزوى مرگ او را نكنند.»[5]
[1]- همان، ص 260، باب 26، حديث 1.
[2]- سوره فرقان، آيه 67.
[3]- وسائل الشيعه، ص 264، باب 29، حديث 6.
[4]- همان، ص 248، باب 20، حديث 2.
[5]- همان، ج 15، ص 249، باب 20، حديث 6.
8- بر انسان واجب است تا حد كفايت به خانوادهاش انفاق كند وبدين ترتيب انفاق بر صدقه مقدم است تا كفايت خانوادهاش انجام پذيرد، در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است كه مردى به ايشان عرض كرد: در كوهستان ملكى دارم كه سالانه سه هزار درهم از آن سود مىبرم، دو هزار از آن را نفقه خانواده مىكنم، وسالانه هزار درهم را صدقه مىدهم، امام عليه السلام فرمود: «اگر دو هزار درهم براى آنچه در طول سال بدان نياز دارند كافى است، تو با اين كار به خويش نگريستهاى وبه خود آمدهاى ودر زمان حيات به كارى پرداختهاى كه زنده به هنگام مرگش وصيت مىكند.»[1]
9- پيامبر صلى الله عليه و آله بر كسى كه حق خانواده را ضايع مىكند نفرين فرستاده است. از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل است كه فرمود: «ملعون است ملعون، كسى كه زحمتش را بر مردم افكند، ملعون است ملعون، كسى كه حق نانخورهايش را تباه سازد.»[2]
10- پيامبر صلى الله عليه و آله دستور به سخاوت وگشاده دستى داده است. از ايشان نقلاست كه كسى نزد ايشان آمد وعرض كرد يا رسولاللَّه! ايمان كدام يكاز مردم بهتر است؟ حضرت گفت: «گشاده دستترين آنها.»[3]
واز امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: «يك نوجوان گنهكار گشاده دست نزد خدا محبوبتر است از پير مرد عابد بخيل.»[4]
11- آدمى نبايد از فقر در هراس باشد، چون به بخل گرفتار
[1]- همان، ص 250، باب 21، حديث 1.
[2]- همان، ص 251، باب 21، حديث 5.
[3]- همان، ص 252، باب 22، حديث 3.
[4]- همان، ج 15، ص 253، باب 22، حديث 7.
مىشود از امام عليه السلام نقل شده كه فرمود: «خداوند براى بنده به قدر مخارج او، از آسمان كمك مىفرستد، وهر كه به عوض دادن خداوند يقين كند با جان ودل انفاق مىكند.»[1]
12- مستحب است آدمى هر روزه ولو به مقدار يك درهم هزينه كند، از امام رضا عليه السلام نقل است كه يكى از غلامان بر ايشان وارد شد و او فرمود: «آيا امروز چيزى هزينه كردهاى؟» اوگفت: خير، امام عليه السلام فرمود: «پس خدا از كجا به ما عوض دهد، برو هزينه كن ولو به اندازه يك درهم.»[2]
ودر حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «هر كه چهار چيز را به جاى آورد چهار خانه در بهشت خواهد داشت: انفاق كند واز فقر نهراسد. با مردم با انصاف رفتار كند. در جهان سلام وصلح را گسترش دهد. لجاجت را ترك كند اگر چه حق با او باشد.»[3]
13- مستحب است شخص مسلمان با انفاق، صله رحم كند. از امام صادق يا باقر عليه السلام نقل است كه به ميسر فرمودند: «اى ميسر! گمان مىكنم با كسانت صله رحم مىكنى» عرض كرد: فدايت گردم آرى، من در بازار، نوجوان بودم ودو درهم مزدم بود، يك درهم را به عمهام ودرهم ديگر را به خالهام مىدادم. امام عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند دو بار اجل تو رسيده است وهر بار (به خاطر اين صله رحم) به تأخير افتاده است.»[4]
[1]- همان، ص 255، باب 23، حديث 7.
[2]- همان، ص 255، باب 23، حديث 8.
[3]- همان، ص 256، باب 23، حديث 9.
[4]- همان، ج 15، ص 245، باب 17، حديث 13.
4- احكام عقد موقت
قرآن كريم:
(وَالُمحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيَما تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً)[1]
«ونكاح زنان محصنه (شوهردار) نيز براى شما حرام شد، مگر آن زنان كه (در جنگهاى با كفار به حكم خدا) متصرف ومالك شدهايد. بر شماست كه پيرو كتاب خدا باشيد، وهر زنى غير آنكه ذكر شد شما را حلال است كه به مال خود به طريق زناشويى بگيريد، نه آنكه زنا كنيد، پس چنانكه شما از آنها بهرمند شديد، آن مهر معين كه مزد آنهاست به آنان بپردازيد، وباكى نيست بر شما كه بعد از تعيين مهر هم به چيزى باهم تراضى كنيد (وبدانيد كه) البته خدا دانا و (به حقايق امور) آگاه است.»
[1]- سوره نساء، آيه 24.
دين خدا، دين فطرت است واز فطرت بشرى، حب شهوات است، وكامگيرى جنسى غريزهاى است بشرى همچون نيازهاى ديگر ودين مبين اسلام، براى اشباع آن راههاى مشخصى را پيش نهاده است كه از آن جمله است نكاح دائم، وملك يمين ومتعه. ودر برابر، عمل زشت زنا ولواط، ودوست پسر ودوست دختر بازى، وهر ابزار نامشروع ديگر را براى فرو نشاندن شهوت، حرام شمرده است. خداوند مىفرمايد: (فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ)[1].
«وآنان كه جز اين را بطلبند به حقيقت متجاوزان هستند.»
عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غريزه جنسى در چهار چوب شريعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودر چهار چوب پيمانى استوار (عقد) كه دو طرف را به پذيرش شرايط واجب قانونى ونيز شرايط فردى مورد نظر، ملزم مىكند.
بدين ترتيب متعه با فحشا تفاوت مىيابد كه تنها كار فحشاء بر آوردن نياز جنسى است بدون هيچ گونه التزامى نسبت به وظايف مترتب بر آن (كه مهمترين آن، سرنوشت نسل است).
كما اينكه گرفتن رفيق يا رفيقه (دوستى ميان دخترها وپسرهاى جوان كه معمولًا در حاشيه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورت مىپذيرد) با ازدواج متعه، تفاوت ريشهاى دارد، زيرا رفيق بازى به هيچ روى تابع قانونى نيست كه زير نظر نظام اجتماعى باشد و دو طرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستيهاى ديگر، وبه همين سبب، به دليل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى در
[1]- سوره معارج، آيه 31.
زمينه امور جنسى مردود است.
اين از آن روست كه غريزه جنسى از نيرومندترين غريزههاست وخداوند سبحان آن را چنين قرار داده است تا پيوندهاى ميان زن ومرد محكم واستوار گردد، واستمرار هميارى آنها در ساختن خانواده ورويارويى بادشواريهاى زندگى، ضمانت يابد وزير ساز كوشك جامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود اين غريزه از اختيار قانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار كردن پيوندها سودى نخواهد داشت، بلكه موجب گسستن ساختار متين خانواده نيز مىگردد.
رفيقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پيوندى است از ديدگاه قانون نابسامان، در حالى كه ازدواج دائم يا موقت پيمانى است ميان دو شخص كه قانون آن را زير نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبه ونظارت دارد.
از آيه كريمه كه گذشت چند حقيقت را الهام مىگيريم:
1- كسى كه مالى در اختيار دارد مىتواند از مالش برخوردار گردد ونيازهاى گوناگونش را برآورده سازد به شرط آن كه براى جامعه يا خود هيچ گونه فساد وتباهى به بار نياورد.
2- حرام آن است كه مرد، آب خود را جايى ريزد كه خانوادهاى بنا نگردد ونسلى به بار نيايد، وبدين ترتيب فلسفه متعه نيز همچون فلسفه نكاح دائم ساختن دژ استوار خانواده است.
3- اين كامگيرى (كه در عقد متعه صورت مىگيرد) بايد بر پايه توافق طرفين برابر مزدى صورت پذيرد وهر چه مدت آن بيشتر باشد مزد فزونى مىيابد وبر عكس.
بدين ترتيب وجود دو شرط در متعه را دانستيم: اجرت (مهر) ومدت.
4- اين بر پايه توافق اوليّه ميان دو طرف است، ولى مىتوان اين توافق را بر حسب رضايت طرفين تغيير داد، پس زن مىتواند قدرى از اجرت خود را ببخشد چنان كه مرد مىتواند مقدارى از مدت را ناديده بگيرد.
حديث شريف:
1- در تفسير عياشى به نقل از محمد بن مسلم آمده است كه از ابو جعفر عليه السلام روايت مىكند كه فرموده است: «جابر بن عبد اللَّه از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه آنان به همراه پيامبر جنگيدند ومتعه را براى آنان حلال كرد وحرام نشمرد، وعلى عليه السلام مىفرمود: اگر عمر بر من پيشى نمىگرفت (در تحريم متعه) كسى زنا نمىكرد مگر نگون بخت، وابن عباس مىگفت (واين آيه را مىخواند): هر آنچه از زنها را متعه كرديد مدتش مشخص باشد وحتماً مزد آنها را بدهيد، واينان بدان آيه كفر ورزيدند وپيامبر صلى الله عليه و آله آن را حلال كرد وحرام نشمرد.»[1]
2- از در المنثور به نقل از ابن ابى حاتم روايت شده كه ابن عباس گفته است: «متعه زنان در آغاز اسلام بوده است، بدين ترتيب كه مردى به شهرى مىآمد وكسى را همراه نداشته كه زمين زراعىاش را اصلاح، دارايى وكالايش را حفظ كند وبه همين سبب با زنى تا زمانى كه به نظر مىرسد كارهايش انجام مىگردد ازدواج مىكرده وآن زن هم
[1]- تفسير الميزان نسخه عربى، ج 4، ص 290.