مىشود از امام عليه السلام نقل شده كه فرمود: «خداوند براى بنده به قدر مخارج او، از آسمان كمك مىفرستد، وهر كه به عوض دادن خداوند يقين كند با جان ودل انفاق مىكند.»[1]
12- مستحب است آدمى هر روزه ولو به مقدار يك درهم هزينه كند، از امام رضا عليه السلام نقل است كه يكى از غلامان بر ايشان وارد شد و او فرمود: «آيا امروز چيزى هزينه كردهاى؟» اوگفت: خير، امام عليه السلام فرمود: «پس خدا از كجا به ما عوض دهد، برو هزينه كن ولو به اندازه يك درهم.»[2]
ودر حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «هر كه چهار چيز را به جاى آورد چهار خانه در بهشت خواهد داشت: انفاق كند واز فقر نهراسد. با مردم با انصاف رفتار كند. در جهان سلام وصلح را گسترش دهد. لجاجت را ترك كند اگر چه حق با او باشد.»[3]
13- مستحب است شخص مسلمان با انفاق، صله رحم كند. از امام صادق يا باقر عليه السلام نقل است كه به ميسر فرمودند: «اى ميسر! گمان مىكنم با كسانت صله رحم مىكنى» عرض كرد: فدايت گردم آرى، من در بازار، نوجوان بودم ودو درهم مزدم بود، يك درهم را به عمهام ودرهم ديگر را به خالهام مىدادم. امام عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند دو بار اجل تو رسيده است وهر بار (به خاطر اين صله رحم) به تأخير افتاده است.»[4]
[1]- همان، ص 255، باب 23، حديث 7.
[2]- همان، ص 255، باب 23، حديث 8.
[3]- همان، ص 256، باب 23، حديث 9.
[4]- همان، ج 15، ص 245، باب 17، حديث 13.
4- احكام عقد موقت
قرآن كريم:
(وَالُمحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيَما تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً)[1]
«ونكاح زنان محصنه (شوهردار) نيز براى شما حرام شد، مگر آن زنان كه (در جنگهاى با كفار به حكم خدا) متصرف ومالك شدهايد. بر شماست كه پيرو كتاب خدا باشيد، وهر زنى غير آنكه ذكر شد شما را حلال است كه به مال خود به طريق زناشويى بگيريد، نه آنكه زنا كنيد، پس چنانكه شما از آنها بهرمند شديد، آن مهر معين كه مزد آنهاست به آنان بپردازيد، وباكى نيست بر شما كه بعد از تعيين مهر هم به چيزى باهم تراضى كنيد (وبدانيد كه) البته خدا دانا و (به حقايق امور) آگاه است.»
[1]- سوره نساء، آيه 24.
دين خدا، دين فطرت است واز فطرت بشرى، حب شهوات است، وكامگيرى جنسى غريزهاى است بشرى همچون نيازهاى ديگر ودين مبين اسلام، براى اشباع آن راههاى مشخصى را پيش نهاده است كه از آن جمله است نكاح دائم، وملك يمين ومتعه. ودر برابر، عمل زشت زنا ولواط، ودوست پسر ودوست دختر بازى، وهر ابزار نامشروع ديگر را براى فرو نشاندن شهوت، حرام شمرده است. خداوند مىفرمايد: (فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ)[1].
«وآنان كه جز اين را بطلبند به حقيقت متجاوزان هستند.»
عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غريزه جنسى در چهار چوب شريعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودر چهار چوب پيمانى استوار (عقد) كه دو طرف را به پذيرش شرايط واجب قانونى ونيز شرايط فردى مورد نظر، ملزم مىكند.
بدين ترتيب متعه با فحشا تفاوت مىيابد كه تنها كار فحشاء بر آوردن نياز جنسى است بدون هيچ گونه التزامى نسبت به وظايف مترتب بر آن (كه مهمترين آن، سرنوشت نسل است).
كما اينكه گرفتن رفيق يا رفيقه (دوستى ميان دخترها وپسرهاى جوان كه معمولًا در حاشيه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورت مىپذيرد) با ازدواج متعه، تفاوت ريشهاى دارد، زيرا رفيق بازى به هيچ روى تابع قانونى نيست كه زير نظر نظام اجتماعى باشد و دو طرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستيهاى ديگر، وبه همين سبب، به دليل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى در
[1]- سوره معارج، آيه 31.
زمينه امور جنسى مردود است.
اين از آن روست كه غريزه جنسى از نيرومندترين غريزههاست وخداوند سبحان آن را چنين قرار داده است تا پيوندهاى ميان زن ومرد محكم واستوار گردد، واستمرار هميارى آنها در ساختن خانواده ورويارويى بادشواريهاى زندگى، ضمانت يابد وزير ساز كوشك جامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود اين غريزه از اختيار قانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار كردن پيوندها سودى نخواهد داشت، بلكه موجب گسستن ساختار متين خانواده نيز مىگردد.
رفيقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پيوندى است از ديدگاه قانون نابسامان، در حالى كه ازدواج دائم يا موقت پيمانى است ميان دو شخص كه قانون آن را زير نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبه ونظارت دارد.
از آيه كريمه كه گذشت چند حقيقت را الهام مىگيريم:
1- كسى كه مالى در اختيار دارد مىتواند از مالش برخوردار گردد ونيازهاى گوناگونش را برآورده سازد به شرط آن كه براى جامعه يا خود هيچ گونه فساد وتباهى به بار نياورد.
2- حرام آن است كه مرد، آب خود را جايى ريزد كه خانوادهاى بنا نگردد ونسلى به بار نيايد، وبدين ترتيب فلسفه متعه نيز همچون فلسفه نكاح دائم ساختن دژ استوار خانواده است.
3- اين كامگيرى (كه در عقد متعه صورت مىگيرد) بايد بر پايه توافق طرفين برابر مزدى صورت پذيرد وهر چه مدت آن بيشتر باشد مزد فزونى مىيابد وبر عكس.
بدين ترتيب وجود دو شرط در متعه را دانستيم: اجرت (مهر) ومدت.
4- اين بر پايه توافق اوليّه ميان دو طرف است، ولى مىتوان اين توافق را بر حسب رضايت طرفين تغيير داد، پس زن مىتواند قدرى از اجرت خود را ببخشد چنان كه مرد مىتواند مقدارى از مدت را ناديده بگيرد.
حديث شريف:
1- در تفسير عياشى به نقل از محمد بن مسلم آمده است كه از ابو جعفر عليه السلام روايت مىكند كه فرموده است: «جابر بن عبد اللَّه از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه آنان به همراه پيامبر جنگيدند ومتعه را براى آنان حلال كرد وحرام نشمرد، وعلى عليه السلام مىفرمود: اگر عمر بر من پيشى نمىگرفت (در تحريم متعه) كسى زنا نمىكرد مگر نگون بخت، وابن عباس مىگفت (واين آيه را مىخواند): هر آنچه از زنها را متعه كرديد مدتش مشخص باشد وحتماً مزد آنها را بدهيد، واينان بدان آيه كفر ورزيدند وپيامبر صلى الله عليه و آله آن را حلال كرد وحرام نشمرد.»[1]
2- از در المنثور به نقل از ابن ابى حاتم روايت شده كه ابن عباس گفته است: «متعه زنان در آغاز اسلام بوده است، بدين ترتيب كه مردى به شهرى مىآمد وكسى را همراه نداشته كه زمين زراعىاش را اصلاح، دارايى وكالايش را حفظ كند وبه همين سبب با زنى تا زمانى كه به نظر مىرسد كارهايش انجام مىگردد ازدواج مىكرده وآن زن هم
[1]- تفسير الميزان نسخه عربى، ج 4، ص 290.
كالا ودارايى او را پاس مىداشته وبه زمينش رسيدگى مىكرده است.»[1]
3- در تفسير فخر رازى آمده است: روايت شده كه عمر بر منبر گفت: دو متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مشروع بوده است كه من از هر دوى آنها بازمى دارم؛ متعه حج ومتعه زنان.
فخر رازى مىافزايد: اين از سوى او تصريحى است بر آن كه متعه نكاح در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله موجود بوده است واين سخن عمر: (من از آن دو باز مىدارم) دلالت بر آن دارد كه پيامبر آن را نسخ نكرده است واين عمر بوده كه به نسخ آن پرداخته است. حال كه اين ثابت شد مىگوييم چنين كلامى دلالت بر آن دارد كه متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسيله عمر، وهرگاه اين ثابت تلقى شود بايد كه منسوخ به شمار نيايد، زيرا آنچه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ثابت بوده وشخص پيامبر آن را نسخ نكرده نمىتواند با نسخ عمر منسوخ دانسته شود، واين همان برهانى است كه عمران بن حصين به آن استشهاد كرد وگفت: خداوند درباره متعه آيهاى فرو فرستاد وآن را با آيه ديگرى نسخ نكرد، وپيامبر ما را بدان خواند واز آن باز نداشت، سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش گفت: (يعنى عمر از آن نهى كرد.)»[2]
4- از امام باقر عليه السلام نقل شده كه على عليه السلام مىفرمود: «اگر پسر خطاب بر من پيشى نمىگرفت (در تحريم متعه) كسى زنا نمىكرد
[1]- همان، ص 291.
[2]- تفسير فخر رازى، ج 10، ص 53.
مگر انسان نگون بخت وشقى.»[1]
5- از امام عليه السلام رسيده است كه فرمود: «خداوند براى شما رأفت به ارمغان آورد وبه جاى شراب، متعه را برايتان قرار داد.»[2]
6- ابن بابويه به سندش روايت مىكند كه على عليه السلام در كوفه زنى از بنى نهشل را متعه كرد.[3]
از اين احاديث چنين به دست مىآيد كه متعه باقى است بنا به اصل تشريعى كه وحى آن را نازل كرده وسنت پيامبر بر آن تأكيد ورزيده ومسلمانان نخستين بدان عمل مىكردهاند، وحكمت آن هم جلوگيرى از انتشار زنا وامكان بهره ورى بيشتر مسلمانان از طيبات وبر آوردن نيازهاى مبرم بويژه هنگام سفر ودورى از اهل وعيال است.
استحباب متعه
7- بكر بن محمد مىگويد: از امام جعفر صادق عليه السلام درباره متعه پرسيدم وحضرت عليه السلام فرمود: «من كراهت دارم مسلمانى از دنيا برود در حالى كه خويى از خويهاى پيامبر خدا را نگرفته باشد.»[4]
8- روايتى از امام باقر عليه السلام رسيده است كه فرموده: «آدمى به سه چيز مؤمن است: متعه زنان، خوشگويى با برادران ونماز در شب.»[5]
9- از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرموده: «مستحب است كه
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 436، ابواب المتعه، باب 1، حديث 2.
[2]- همان، ج 14، ص 438، باب 1، حديث 7.
[3]- همان، ص 440، باب 1، حديث 23.
[4]- همان، ص 442، باب 2، حديث 1.
[5]- همان، حديث 6.
مرد متعه كند، ودوست ندارم مردى از شما از دنيا برود ومتعه نكرده باشد اگر چه يك بار.»[1]
چه هنگام، متعه ترك مىشود؟
10- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه يكى از اصحاب به حضرت عليه السلام عرض كرد كه مرا از متعه حالتى دست مىدهد كه ديگر سوگند خوردهام كه هرگز متعه نكنم. امام عليه السلام فرمود: «تو اگر خدا را فرمان نبرى عصيانش كردهاى.»[2]
11- فتح بن يزيد مىگويد از ابو الحسن عليه السلام پيرامون متعه پرسيدم وحضرت عليه السلام فرمود: «آن حلال ومباح مطلق است براى كسى كه خداوند او را با ازدواج بى نياز نكرده باشد، پس هركس چنين باشد خود را با متعه از لغزش حفظ كند، پس كسى كه با ازدواج بى نياز شده باشد متعه براى او مباح است هرگاه از همسرش دور باشد.»[3]
12- محمد بن حسن بن شمون مىگويد: ابو الحسن عليه السلام به يكى از اصحاب خود نوشت: «بر متعه اصرار نورزيد، وبر شماست برپاداشتن سنت (نكاح دائم)، پس به جاى بستر وزنهاى خودتان به متعه نپردازيد كه زنهايتان كفر مىورزند وتبرى مىجويند ودستور دهنده به اين كار را نفرين مىكنند وبر ما لعن مىفرستند.»[4]
13- كسى از امام باقر عليه السلام درباره متعه سؤال كرد وحضرت عليه السلام
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 443، باب 2، حديث 10.
[2]- همان، ص 445، باب 3، حديث 2.
[3]- همان، ص 449، باب 5، حديث 2.
[4]- همان، ص 450، باب 5، حديث 4.