دريغ ورزد.
اما اگر مرد شرط كند كه مهر را بعداً خواهد پرداخت، يا اين كار در عقد متعه امرى شايع ومرسوم باشد اشكالى ندارد.
4- زن مىتواند پس از عقد همه مهر يا بخشى از آن را به مرد ببخشد.
5- اگر زن مقدارى از روزهاى متعه را به نحوى ضايع كند، مرد مىتواند به همان مقدار از مهر از او باز ستاند.
6- فقها مىگويند اگر مردى پيش از دخول، مدت را براى زن ببخشد نيمى از مهر ساقط مىشود چنان كه در طلاق ساقط مىگردد، ولى احوط پرداخت كامل آن است.
احكام مدت در متعه
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «متعه صورت نمىپذيرد مگر با مدت مشخص ومزد معلوم.»[1]
2- ونيز امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «اگر به مدت تصريح شود متعه خواهد بود واگر تصريح نشود نكاح دائم است.»[2]
3- هم ايشان مىفرمايند: «مرد هر چند روز را كه بخواهد با زن شرط مىكند.»[3]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 465، باب 17، حديث 1.
[2]- همان، ص 469، باب 20، حديث 1.
[3]- همان، ص 471، باب 21، حديث 4.
تفصيل احكام:
1- مدت در عقد متعه شرط است وبايد به گونهاى مشخص باشد كه نه كاستىپذير باشد ونه افزونىپذير، واگر چند روز معين يا چند هفته يا چند سال را مشخص كند صحيح است.
2- عقد موقت با شرط كردن يك روز، يا بخشى از يك روز، يا يك بار يا دو بار صحيح خواهد بود، ودر اين صورت مرد پس از پايان مدت يا پايان يافتن مباشرت جنسى وپيامدهاى عرفى آن زن را ترك مىكند مشروط بر اين كه زمان مباشرت جنسى عرفاً مشخّص باشد، پس اگر مرد شرط كند كه دو بار به زن مباشرت كند وفاصله ميان اين دو بار غير مشخص باشد اشكال خواهد داشت مگر اين كه مدت را مشخص سازد يا عرفاً مشخص باشد.
3- آيا جايز است مدتى را در آينده مشخص كند وبراى مثال بگويد: ماه رمضان سال آينده؟ فقها پاسخ مثبت مىدهند.
4- نمىتوان وقتى را مشخص كرد كه براى كام گرفتن ومباشرت كافى نباشد، چنان كه نمىتواند مدت را- مثلًا- دويست سال تعيين كند، زيرا اين امر بنا به اقوى مخالف با مقتضيات تعيين وقت ومدت است.
5- اگر مدت را در عقد ذكر نكند، وقصد مرد از عدم تصريح به مدت در عقد، مطلق نكاح است، به عقد دائم بدل مىشود، واگر قصد او تنها نكاح موقت باشد ظاهراً عقد او فاسد وباطل است.
احكام شرط در متعه
حديث شريف:
1- ابن بكير به نقل از امام جعفر صادق عليه السلام مىگويد:
«اگر شرايط متعه را بر زن عرضه كردى و او بدان تن داد وتزويج را ايجاب كرد، شرط اول خود را پس از نكاح به او عرضه كن، اگر آن را پذيرفت كه شرط جايز است واگر آن را نپذيرفت، پس شرطى كه قبل از نكاح بوده بر او روا نيست.»[1]
2- احمد بن محمد بن ابو نصر از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود: «در نكاح متعه، هم ارث هست وهم نيست، اگر شرط كردى هست والّا خير.»[2]
تفصيل احكام:
1- هر شرطى كه در عقد متعه بدان تصريح شود، يا باشناخت دو طرف، عقد بر آن استوار گردد الزامى خواهد بود، اما سخنانى كه پيش از عقد ميان آن دو جريان مىيابد، وگاهى وعده هاى فريب دهنده در آن است اگر در عقد مورد توافق طرفين قرار نگيرد الزامى نخواهد بود.
2- جايز است دو طرف وقت ملاقات را مشخص كنند، كه شب باشد يا روز ويا حتى ساعت مشخصى، واگر عدم مباشرت جنسى را شرط كنند يا تعداد دفعات را به طور هفتگى مشخص سازند يا
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 468، باب 19، حديث 1.
[2]- همان، ص 485، باب 32، حديث 1.
شرايطى از اين دست را پيش نهند كه مورد پذيرش دو طرف است جايز ووفاى به آن واجب است.
3- در عقد متعه دو طرف از همديگر ارث نمىبرند، ولى آيا شرط كردن آن جايز است؟ برخى از فقها مىگويند آرى، وبرخى نيز گفتهاند كه ارث با حكم الهى محقق مىشود نه با شرط بشرى وبر اين اساس ارث بردن از يكديگر حتى در صورت شرط كردن جايز نيست.
احكام فرزندان و جدايى در متعه
حديث شريف:
1- هشام بن سالم مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم: به چنين زنى (كه مىخواهم با او متعه كنم) چه بگويم؟ فرمود: «به او بگو: تو را به ازدواج در مىآورم بر پايه كتاب خدا وسنت پيامبر او، وخداوند ولىَّ من وتوست، براى فلان مدت و (فلان مقدار) درهم به اين شرط كه خدا ضامن من بر تو باشد كه به من وفادار بمانى، ومن براى تو شبها را تقسيم نمىكنم، وفرزندى از تو نخواهم طلب كرد، وتو هم براى من عدهاى نگاه نخواهى داشت، پس هرگاه عقد تو تمام شد تا چهل وپنج روز ازدواج نمىكنى واگر باردار شدى مرا آگاه كن.»[1]
2- محمد بن مسلم مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم: اگر (زن متعه) حامله شد؟ فرمود: «او فرزند شوهر خواهد بود.»[2]
3- ابن ابى يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 467، باب 18، حديث 6.
[2]- همان، ص 488، باب 33، حديث 1.
«مرد، زن متعه را لعان نمىكند.»[1]
4- زراره از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه: «هرگاه (در ازدواج متعه) مدت سپرى شد بدون طلاق، جدايى حاصل مىشود.»[2]
تفصيل احكام:
1- مرد مىتواند در رابطه با زنى كه متعه كرده است عزل كند، وهرگاه از آن بهراسد كه فرزندش در اين ميان لوث شود عزل مستحب خواهد بود، وشايسته است كه آن را هنگام عقد شرط كند.
2- اگر زن متعه حامله شد فرزند به پدر ملحق مىشود، وجايز نيست فرزند را از خود نفى كند مگر با علم به اين كه فرزند از او نيست حتى اگر از زن عزل كرده باشد چون گاهى آب بدون آگاهى مرد به رحم زن مىرسد.
3- اگر مرد، فرزند را نفى كند بدوننياز بهلعان، ظاهراً نفى مىشود.
4- در متعه، طلاق نيست واگر مردى بخواهد از او جدا شود كافى است بقيه مدت را به زن ببخشد تا جدايى حاصل شود، واگر منتظر شد تا مدت عقد به پايان رسيد، زن از مرد جدا مىشود بى اينكه نياز به صيغه معينى داشته باشد.
5- در متعه ايلاء ولعان نيست.
6- اما درباره ظهار، بين فقهاء، اختلاف است واشبه عدم وقوع ظهار است واحتياط در آن بهتر است.
[1]- همان، ج 15، ص 605، ابواب اللعان، باب 10، حديث 1.
[2]- همان، ج 14، ص 473، باب 22، حديث 3.
احكام عده در متعه
حديث شريف:
1- عبد اللَّه بن عمر در حديثى از امام صادق عليه السلام (درباره متعه) روايت مىكند كه عرض كردم عدّه آن چقدر است؟ فرمود: «چهل وپنج روز يا يك حيض كامل.»[1]
2- حميرى از امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه روايت مىكند كه نامهاى به حضرت عليه السلام نوشت درباره مردى كه با زنى در برابر چيزى معلوم تا مهلتى معلوم ازدواج كرد، وهنوز بر آن زن مهلت داشت كه بقيه مدت را به آن زن بخشيد وزن سه روز پيش از آن كه مرد او را رها كند حيض شده بود، آيا مرد ديگرى مىتواند او را به هنگام پاك شدن از اين حيض تا وقت معلوم وبا مهر معلوم متعه كند، يا بايد تا حيض ديگر منتظر بماند؟ امام عجل اللَّه تعالى فرجه پاسخ داد: «تا حيض ديگر منتظر مىماند، زيرا كمترين عده يك حيض كامل ويك طهر كامل است.»[2]
3- زراره به امام باقر عليه السلام عرض كرد: عده متعه چقدر است اگر مرد متعه كننده بميرد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «چهار ماه وده روز.» سپس فرمود: «اى زراره! در هر ازدواجى كه مرد بميرد زن، خواه آزاد باشد يا كنيز وازدواج به هر شكلى كه باشد نكاح دائم باشد يا متعه يا ملك يمين، عده او چهار ماه وده روز است.»[3]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 473، باب 21، حديث 4.
[2]- همان، ص 474، باب 21، حديث 7.
[3]- همان، ج 15، ص 484، ابواب العده، باب 52، حديث 2.
تفصيل احكام:
1- زن بايد پس از پايان يافتن مهلت متعه چهل وپنج روز يا يك حيض كامل ويك طهر كامل، عده نگه دارد، واگر در عادت باشد منتظر مىماند تا پاك شود وهرگاه بار دوم حيض شد از عده خارج مىگردد.
2- اگر مدتش به پايان رسد در حالى كه پاك است منتظر مىماند تا حيض شود وسپس پاك گردد وباز حيض شود وسپس به محض ديدن خون از عده خارج شود.
3- اگر انتهاى مدت زن همزمان باشد با انتهاى عادت او بايد منتظر بماند تا از حيض بعدى پاك گردد به گونهاى كه در آن هنگام يك طهر كامل ويك حيض كامل صورت پذيرفته باشد واحوط آن است كه تا حيض بعدى منتظر بماند.
4- اگر مرد متعه كننده پيش از پايان يافتن مدت بميرد، زن متعه نيز بايد همچون همسر دائم چهار ماه وده روز عده نگه دارد.
5- مرد مىتواند يك زن را بارها متعه كند وآن همچون زن دائم نيست كه پس از نه بار طلاق دادن براى هميشه حرام گردد، وهرگاه مهلتش به پايان رسيد مىتواند از نو او را عقد كند ومنتظر عده او نمىماند، ومىتواند پيش از پايان يافتن مهلت بر مهر زن بيفزايد ومدت او را اضافه كند، ولى بنا به احوط نمىتواند پيش از بخشيدن بقيه مدت زن را از نو عقد كند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة