بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 176

احكام شرط در متعه‌

حديث شريف:

1- ابن بكير به نقل از امام جعفر صادق عليه السلام مى‌گويد:

«اگر شرايط متعه را بر زن عرضه كردى و او بدان تن داد وتزويج را ايجاب كرد، شرط اول خود را پس از نكاح به او عرضه كن، اگر آن را پذيرفت كه شرط جايز است واگر آن را نپذيرفت، پس شرطى كه قبل از نكاح بوده بر او روا نيست.»[1]

2- احمد بن محمد بن ابو نصر از امام صادق عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود: «در نكاح متعه، هم ارث هست وهم نيست، اگر شرط كردى هست والّا خير.»[2]

تفصيل احكام:

1- هر شرطى كه در عقد متعه بدان تصريح شود، يا باشناخت دو طرف، عقد بر آن استوار گردد الزامى خواهد بود، اما سخنانى كه پيش از عقد ميان آن دو جريان مى‌يابد، وگاهى وعده هاى فريب دهنده در آن است اگر در عقد مورد توافق طرفين قرار نگيرد الزامى نخواهد بود.

2- جايز است دو طرف وقت ملاقات را مشخص كنند، كه شب باشد يا روز ويا حتى ساعت مشخصى، واگر عدم مباشرت جنسى را شرط كنند يا تعداد دفعات را به طور هفتگى مشخص سازند يا

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 468، باب 19، حديث 1.

[2]- همان، ص 485، باب 32، حديث 1.


صفحه 177

شرايطى از اين دست را پيش نهند كه مورد پذيرش دو طرف است جايز ووفاى به آن واجب است.

3- در عقد متعه دو طرف از همديگر ارث نمى‌برند، ولى آيا شرط كردن آن جايز است؟ برخى از فقها مى‌گويند آرى، وبرخى نيز گفته‌اند كه ارث با حكم الهى محقق مى‌شود نه با شرط بشرى وبر اين اساس ارث بردن از يكديگر حتى در صورت شرط كردن جايز نيست.

احكام فرزندان و جدايى در متعه‌

حديث شريف:

1- هشام بن سالم مى‌گويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم: به چنين زنى (كه مى‌خواهم با او متعه كنم) چه بگويم؟ فرمود: «به او بگو: تو را به ازدواج در مى‌آورم بر پايه كتاب خدا وسنت پيامبر او، وخداوند ولىَّ من وتوست، براى فلان مدت و (فلان مقدار) درهم به اين شرط كه خدا ضامن من بر تو باشد كه به من وفادار بمانى، ومن براى تو شبها را تقسيم نمى‌كنم، وفرزندى از تو نخواهم طلب كرد، وتو هم براى من عده‌اى نگاه نخواهى داشت، پس هرگاه عقد تو تمام شد تا چهل وپنج روز ازدواج نمى‌كنى واگر باردار شدى مرا آگاه كن.»[1]

2- محمد بن مسلم مى‌گويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم: اگر (زن متعه) حامله شد؟ فرمود: «او فرزند شوهر خواهد بود.»[2]

3- ابن ابى يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 467، باب 18، حديث 6.

[2]- همان، ص 488، باب 33، حديث 1.


صفحه 178

«مرد، زن متعه را لعان نمى‌كند.»[1]

4- زراره از امام باقر عليه السلام نقل مى‌كند كه: «هرگاه (در ازدواج متعه) مدت سپرى شد بدون طلاق، جدايى حاصل مى‌شود.»[2]

تفصيل احكام:

1- مرد مى‌تواند در رابطه با زنى كه متعه كرده است عزل كند، وهرگاه از آن بهراسد كه فرزندش در اين ميان لوث شود عزل مستحب خواهد بود، وشايسته است كه آن را هنگام عقد شرط كند.

2- اگر زن متعه حامله شد فرزند به پدر ملحق مى‌شود، وجايز نيست فرزند را از خود نفى كند مگر با علم به اين كه فرزند از او نيست حتى اگر از زن عزل كرده باشد چون گاهى آب بدون آگاهى مرد به رحم زن مى‌رسد.

3- اگر مرد، فرزند را نفى كند بدون‌نياز به‌لعان، ظاهراً نفى مى‌شود.

4- در متعه، طلاق نيست واگر مردى بخواهد از او جدا شود كافى است بقيه مدت را به زن ببخشد تا جدايى حاصل شود، واگر منتظر شد تا مدت عقد به پايان رسيد، زن از مرد جدا مى‌شود بى اينكه نياز به صيغه معينى داشته باشد.

5- در متعه ايلاء ولعان نيست.

6- اما درباره ظهار، بين فقهاء، اختلاف است واشبه عدم وقوع ظهار است واحتياط در آن بهتر است.

[1]- همان، ج 15، ص 605، ابواب اللعان، باب 10، حديث 1.

[2]- همان، ج 14، ص 473، باب 22، حديث 3.


صفحه 179

احكام عده در متعه‌

حديث شريف:

1- عبد اللَّه بن عمر در حديثى از امام صادق عليه السلام (درباره متعه) روايت مى‌كند كه عرض كردم عدّه آن چقدر است؟ فرمود: «چهل وپنج روز يا يك حيض كامل.»[1]

2- حميرى از امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه روايت مى‌كند كه نامه‌اى به حضرت عليه السلام نوشت درباره مردى كه با زنى در برابر چيزى معلوم تا مهلتى معلوم ازدواج كرد، وهنوز بر آن زن مهلت داشت كه بقيه مدت را به آن زن بخشيد وزن سه روز پيش از آن كه مرد او را رها كند حيض شده بود، آيا مرد ديگرى مى‌تواند او را به هنگام پاك شدن از اين حيض تا وقت معلوم وبا مهر معلوم متعه كند، يا بايد تا حيض ديگر منتظر بماند؟ امام عجل اللَّه تعالى فرجه پاسخ داد: «تا حيض ديگر منتظر مى‌ماند، زيرا كمترين عده يك حيض كامل ويك طهر كامل است.»[2]

3- زراره به امام باقر عليه السلام عرض كرد: عده متعه چقدر است اگر مرد متعه كننده بميرد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «چهار ماه وده روز.» سپس فرمود: «اى زراره! در هر ازدواجى كه مرد بميرد زن، خواه آزاد باشد يا كنيز وازدواج به هر شكلى كه باشد نكاح دائم باشد يا متعه يا ملك يمين، عده او چهار ماه وده روز است.»[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 473، باب 21، حديث 4.

[2]- همان، ص 474، باب 21، حديث 7.

[3]- همان، ج 15، ص 484، ابواب العده، باب 52، حديث 2.


صفحه 180

تفصيل احكام:

1- زن بايد پس از پايان يافتن مهلت متعه چهل وپنج روز يا يك حيض كامل ويك طهر كامل، عده نگه دارد، واگر در عادت باشد منتظر مى‌ماند تا پاك شود وهرگاه بار دوم حيض شد از عده خارج مى‌گردد.

2- اگر مدتش به پايان رسد در حالى كه پاك است منتظر مى‌ماند تا حيض شود وسپس پاك گردد وباز حيض شود وسپس به محض ديدن خون از عده خارج شود.

3- اگر انتهاى مدت زن همزمان باشد با انتهاى عادت او بايد منتظر بماند تا از حيض بعدى پاك گردد به گونه‌اى كه در آن هنگام يك طهر كامل ويك حيض كامل صورت پذيرفته باشد واحوط آن است كه تا حيض بعدى منتظر بماند.

4- اگر مرد متعه كننده پيش از پايان يافتن مدت بميرد، زن متعه نيز بايد همچون همسر دائم چهار ماه وده روز عده نگه دارد.

5- مرد مى‌تواند يك زن را بارها متعه كند وآن همچون زن دائم نيست كه پس از نه بار طلاق دادن براى هميشه حرام گردد، وهرگاه مهلتش به پايان رسيد مى‌تواند از نو او را عقد كند ومنتظر عده او نمى‌ماند، ومى‌تواند پيش از پايان يافتن مهلت بر مهر زن بيفزايد ومدت او را اضافه كند، ولى بنا به احوط نمى‌تواند پيش از بخشيدن بقيه مدت زن را از نو عقد كند.


صفحه 181

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 182

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 183

بخش چهارم: رفتار پسنديده‌

1- احكام آميزش‌

الف- احكام عزل‌[1]

حديث شريف:

1- يعقوب جعفى مى‌گويد از ابو الحسن عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«عزل در شش حالت اشكالى ندارد: زنى كه يقين دارد نازاست، زن سالمند، زن زبان دراز فحاش، زن بدزبان، زنى كه فرزند خود را شير نمى‌دهد وكنيز.»[2]

2- عبد الرحمان حذاء به نقل از ابو عبد اللَّه عليه السلام مى‌گويد: «على بن الحسين عليه السلام در عزل، اشكالى نمى‌ديد.»[3]

3- از پيامبر روايت شده است كه ايشان عزل را از زن آزاد نهى مى‌فرمود مگر با اجازه خود زن.[4]

[1]- عزل آن است كه مرد مانع از آن شود كه آبش به رحم زن رسد.

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 107، ابواب مقدمات النكاح وآدابه، باب 76، حديث 4.

[3]- همان، ج 14، ص 105، باب 75، حديث 3.

[4]- مستدرك الوسائل، باب 56، ابواب مقدمات النكاح، حديث 1.