(...وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ...)[1].
«... وزنان را نيز حقوقى است بر شوهران، چنانچه شوهران را بر آنها حقوقى مشروع است...»
ب- احكام ترك آميزش
حديث شريف:
صفوان بن يحيى به نقل از ابو الحسن الرضا عليه السلام نقل مىكند كه از حضرت عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه زنى جوان نزد اوست ومرد چند ماه يا يك سال با او نزديكى نمىكند، البته نه براى اين كه به زن زيانى برساند، بلكه چون مصيبت دار بودهاند، آيا چنين كارى گناه به شمار مىآيد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «اگر بيش از چهار ماه با او نزديكى نكند گناه خواهد بود.»[2]
تفصيل احكام:
شريعت اسلام بر مرد حرام كرده مدتى بيش از چهار ماه به آميزش جنسى با همسرش نپردازد كه احكام، آن چنين است:
1- ترك آميزش جنسى با همسر براى بيش از چهار ماه جايز نيست ودر اين ميان تفاوتى ندارد كه زن همسر دائم باشد يا همسر موقت.
2- بنا به وجه اقوى ترك همبستر شدن با همسر دائم جوان ونيز غير جوان اگر اين ترك زيانى به زن رساند، يا به نيكو رفتارى نسبت به
[1]- سوره بقره، آيه 228.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 100، باب 71، حديث 1.
او خلل وارد كند، جايز نيست.
3- ترك آميزش جنسى در حالتهاى زير جايز است:
أ- با رضايت زن.
ب- با شرط كردن هنگام عقد.
ج- عدم امكان آميزش به هر دليلى.
د- ترس از رسيدن زيان به مرد يا زن.
ه- غيبت زن به اختيار خود.
و- نشوز زن (يعنى ترك وظايف همسرى نسبت به شوهر).
4- در جماع واجب، بيشتر از ادخال، واجب نيست وترك ساير كامجوييهاى مقدماتى مشروط بر آن كه خلاف رفتار نيك نباشد اشكالى ندارد.
5- اگر مرد، پس از پايان يافتن چهار ماه، آميزش جنسى را به سبب مانعى همچون حيض يا نافرمانى يا نظاير آن ترك كند، بايد با از ميان رفتن مانع به آميزش جنسى بپردازد.
ج- احكام مربوط به كامجويى از پشت زن
قرآن كريم:
1- (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتوْا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ...)[1].
«همسران شما محل بذر افشانى شما هستند، بنا بر اين هر زمان
[1]- سوره بقره، آيه 223.
بخواهيد مىتوانيد با آنها آميزش نماييد...»
2- (...فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ...)[1].
«... چون پاك شدند از آن جا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد...» (قائلان به حرمت به اين آيه استشهاد مىكنند.)
3- خداوند از زبان پيامبرش لوط كه قومش را مورد خطاب قرار داده بود، مىفرمايد:
(...يَاقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ...)[2].
«... گفت: اى قوم من! اينها دختران منند (ومن حتى حاضرم دختران خودم را به عقد شما در آورم اينها) براى شما پاكيزهترند...»
(قَالَ هؤُلآءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ)[3]
«لوط به قوم خود گفت: من اين دخترانم را به نكاح شما مىدهم تا اگر خيال عملى داريد انجام دهيد.» معتقدان به جواز اين كار به اين آيه وآيه 78 سورة هود و 223 سوره بقره استشهاد مىكنند
حديث شريف:
1- عبد اللَّه بن ابى يعفور مىگويد: از ابو عبد اللَّه عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه از پشت با زنش نزديكى مىكند. فرمود: «اگر زن راضى باشد اشكالى ندارد.»[4]آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام خانواده و آداب ازدواج - قم، چاپ: پنجم، 1388.
همو مىگويد: از ابو عبد اللَّه عليه السلام درباره نزديكى با زنان از عقب
[1]- سوره بقره، آيه 222.
[2]- سوره هود، آيه 78.
[3]- سوره حجر، آيه 71.
[4]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 103، باب 73، حديث 2.
پرسيدم وحضرت عليه السلام فرمود: «اشكالى ندارد، ولى من دوست ندارم تو اين كار را بكنى.»[1]
3- على بن حكم مىگويد: از صفوان شنيدم كه مىگفت: به امام رضا عليه السلام عرض كردم مردى از دوستان شما از من خواسته پرسشى را مطرح كنم كه او مىترسد آن را مطرح كند واز شما شرم دارد.
حضرت عليه السلام فرمود: «پرسش او چيست؟» او مىگويد: عرض كردم:
آيا مرد مىتواند با زنش از عقب نزديكى كند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«آرى، اين به دست خود اوست.» عرض كردم: شما نيز اين كار را مىكنيد؟ فرمود: «نه ما اين كار را نمىكنيم.»[2]
تفصيل احكام:
1- بنا به نظر اقوى- كه نظر مشهور است- نزديكى كردن با زن يا كنيز از عقب جايز مىباشد، ولى شديداً كراهت دارد، واحوط، ترك اين كار است، به ويژه هنگام عدم رضايت زن يا زيان رساندن بدو، چنان كه خبر ابن ابى يعفور- كه پيشتر گفته شد- بر آن دلالت دارد.
2- بنابر جواز اين عمل، آيا مىتوان در ايام حيض از عقب با زن نزديكى كرد؟ اقوى چنين است.
3- نزديكى از عقب همچون جماع طبيعى است در وجوب غسل، عده گرفتن، تعلق گرفتن مهر، باطل كردن روزه، ثابت شدن حد زنا اگر زن بيگانه باشد، واينكه ملاك تحقق جماع، دخول حشفه
[1]- همان، حديث 6.
[2]- همان، ج 14، ص 102، باب 73، حديث 1.
(قسمت جلويى آلت تناسلى مرد) يا به مقدار آن، و در حرمت دختر ومادر زن، وديگر احكام مصاهره كه بر دخول مترتب است.
4- اين نوع جماع در حصول حلال شدن زن سه طلاقه كافى نيست، زيرا در اخبار آمده است كه بايد زن ومرد (عسيله) همديگر را بچشند (كنايه از انزال در رحم زن است) پس در اين حالت آميزش جنسى بايد از طريق طبيعى صورت پذيرد.
5- بعيد به نظر مىرسد كه اين كار از آميزش جنسى واجب چهار ماه يكبار، كفايت كند.
د- احكام همسر نابالغ
حديث شريف:
1- ابو عبد اللَّه عليه السلام مىفرمايد: «هرگاه مردى با دختر نابالغى ازدواج كرد نبايد به او دخول كند تا وقتى كه دختر به نه سالگى برسد.»[1]
2- على عليه السلام مىفرمايد: «با همسرى كه دختر كمتر از ده ساله باشد نبايد آميزش كرد، اگر مرد با او آميزش كرد واو عيبناك شد مرد ضامن است.»[2]
تفصيل احكام:
1- آميزش جنسى باهمسرى كه هنوز نه سالش تمام نشده، جايز
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 70، باب 45، حديث 1.
[2]- همان، ص 71، باب 45، حديث 7.
نيست خواه آزاد باشد يا كنيز، همسر دائم باشد يا موقت، اما كامجوييهاى ديگر جز دخول، اعم از نظر يا نوازش با شهوت يا ملاعبه ونظاير آن جايز است.
2- اگر مردى با دختر خردسالى ازدواج كند (خواه دائم يا موقت) وپيش از كامل شدن نه سال به او دخول كند واو را (افضاء)[1]كند، ديهاش به آن مرد تعلق مىگيرد- كه نصف ديه مرد است- يا بايد مادام العمر به او نفقه دهد، مگر آن كه او را در ازدواج خود نگهدارد وطلاقش ندهد، وگفته شده مطلقاً بايد تا پايان عمر به آن دختر نفقهاش را بپردازد واين سخن موافق احتياط است.
3- احوط آن است كه نبايد پيش از كامل شدن ساختمان جسمى دختر ورسيدن او به حد زنان كامل باوى همبستر شد، وهنگام احتمال ضرر همچون (افضاء) ونظاير آن همبستر شدن با او حرام است.
فروع:
1- حكم (افضاء) كنيز ملكى، يا محلله، يا كسى كه نزديكى كردن با او به شبهه[2]يا زنا صورت گرفته، يا زن بالغه كبيره، همانند حكم (افضاء) زوجه صغيره نيست.
[1]- (افضاء) يعنى دريدن ديواره فاصل ميان مجراى بول ومجراى حيض بسببآميزش جنسى وشايد شامل هرگونه دريدنى شود كه زن را بى فايده كند.
[2]- نزديكى كردن به شبهه يعنى آميزش جنسى مرد با زنى به گمان اين كه اين زنبراى وى حلال است، ولى بعداً معلوم شود كه آن زن براى وى حلال نبوده است.
2- ديه در همه موارد ياد شده در مسأله فوق، تعلّق مىگيرد ثابت مىشود جز در مورد زن بالغ.
3- در صورت پيش گفته، حتى در زنا شرط آن است كه (افضاء) با دخول صورت گيرد، ودر ثبوت ديه براى زن بالغ (كه با رضايت به اين عمل تن داده) اشكال است، چون خود او اقدام به زيان رساندن به خويش نموده است.
4- انجام دادن (افضاء) با انگشت ونظاير آن ملحق به دخول نيست، اگر چه در آن نيز ديه ثابت مىشود.
5- اگر مردى با كامل شدن نه سال سن همسرش، به او دخول كرد ومنجر به (افضاء) وى شد، آن زن بر مرد حرام نمىشود، وديه نيز- چنانچه گفته شد- ثابت نمىگردد ولى در برخى موارد مراعات احتياط لازم است، و احتياط واجب آن است كه به زن، ماداميكه زنده است، نفقه داده شود.
6- اگر به سبب دخول پيش از كامل شدن نه سال عيب ديگرى غير از (افضاء) پيش آيد مرد بايد ارش (عوض) آن را بپردازد، ونيز چنين است هرگاه با (افضاء) عيب ديگرى نيز پيش آيد كه موجب تعويض يا ديه است، مرد بايد آن را همراه با ديه (افضاء) بپردازد.
7- اگر مرد شك كند كه دختر نه سال را پشت سر نهاده يا خير نبايد دخول كند، زيرا چنين دخترى در حكم غير بالغ است.
8- پس از افضاء همه احكام زوجيت- در صورتى كه او را طلاق ندهد- اعم از حرمت خواهر او بر مرد وساير احكام، جريان مىيابد.
9- وجوب دادن نفقه به زن، مادامى كه زنده است با نشوز زن از ميان نمىرود، زيرا احتمال آن هست كه اين نفقه از باب نفقه همسر
نباشد بلكه به اعتبار عوض از عيب (افضاء) پرداخت مىشود، ولذا پس از طلاق بلكه پس از ازدواج با ديگرى نيز ثابت مىماند.
10- ظاهر نظر مشهور فقها آن است كه نفقه همان گونه كه با مرگ زن ساقط مىشود با مرگ مرد نيز ساقط مىشود.
11- ظاهراً نفقه با عدم تمكن مرد، ساقط نمىشود ودينى بر عهده او خواهد بود. همچنين دينى خواهد بود بر عهده مرد اگر با داشتن قدرت مالى، از پرداخت آن به زن خود دارى ورزد.
12- احكام بالا به پس از طلاق اختصاص دارد، واما پيش از طلاق همان احكام همسر، جارى است.