خداوند مسلمانان را چنين تربيت كرده كه به بندگان وكنيزان ملكى وكودكان نابالغ خود دستور دهند كه به هنگام ورود به خلوتگاههاى ايشان (اطاق خواب واستراحت) اجازه بگيرند. اوقات اين خلوتگاهها عبارتند از پيش از پگاه وهنگام قيلوله (بعد از ظهر) وهنگام خواب شب پس از نماز عشاء.
از اين آيه الهام مىگيريم كه انسان دو گونه خلوتگاه دارد كه ورود در آن از سوى ديگران بدون اجازه گرفتن جايز نيست:
نخستين آن عمومى است، كه هيچ يك از مردم اجازه ندارد به خانه كسى در آيد مگر پس از اجازه خواستن.
دوم: خاص اهل خانواده وتوابع آنان بجز زن وشوهر است. كه هر انسانى بايد در اوقات استراحت اذن ورود بطلبد ودر زمانهايى كه احتمال مىرود آدمى برهنه يابه معاشرت زناشويى مشغول باشد.
از اين سخن پروردگار: (ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ)«سه وقت خلوتگاه شماست»، در مىيابيم كه اين حكم، همه خلوتگاهها را در برمى گيرد حتى اگر در غير اين اوقات باشد وآن به عرف هر گروهى بستگى دارد. پس اگر در ميان برخى از مردم هنگام استراحت، پس از نماز صبح باشد ونه پيش از آن- چنانكه امروزه بسيارى از خانوادهها چنين هستند- حكم اجازه خواهى ورخصت طلبيدن، آن وقت را نيز در بر مىگيرد.
ونيز از اين سخن پروردگار: (الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ)«بندگان ملكى شما». فهميده مى شود كه بنده ملكى خواه زن باشد يا مرد مىتواند در غير اوقات خلوتگاه براى ارائه خدمت به درون اطاقها رفت وآمد
كند همانطور كه براى طفل غير بالغ جايز است.
واز اين سخن خداوند كه مىفرمايد:
(وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِه وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1]
«وهنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ مىرسند بايد (در همه اوقات) اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه قبل از آنها بودند اجازه مىگرفتند، اين گونه خداوند آياتش را براى شما تبيين مى كند وخداوند عالم وحكيم است.»
از اين سخن خداوند چنين در مىيابيم كه آن كودكى بايد اجازه بگيرد كه به سن تمييز يعنى سنى كه بتواند خوب وبد را از هم تشخيص دهد رسيده باشد.
در حديثى حلبى از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه به حضرت عرض كردم: آيا مرد بايد هنگام ورود بر پدرش اجازه بگيرد؟
حضرت فرمود: آرى.. من در حالى از پدرم اجازه مىگرفتم كه مادرم نزد او نبود، بلكه زن پدرم در كنار او به سر مىبرد. مادرم مرده بود در حالى كه من نوجوان بودم وشايد در خلوتگاهشان چيزى بود كه دوست نداشتم كه آنان را در آن حال بطور ناگهانى ببينم وآنها نيز اين كار را از من ناپسند مى داشتند، پس دريافتم در اين هنگام گفتن سلام (به صداى بلند) بهتر ونيكوتر است.[2]
[1]- سوره نور، آيه 59.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 157، از ابواب مقدّمات نكاح، باب 119، حديث 2.
3- فقه نگاه
الف- احكام عمومى
قرآن كريم:
(قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذ لِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ* وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا...)[1]
«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت) محفوظ دارند، اين برايشان پاكيزهتراست، زيرا خدا به كارهايى كه مى كنند آگاه است* وبه زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت) محفوظ دارند وزينتهاى خود را جز آن مقدار كه پيداست (بر بيگانه) آشكار نكنند.»
[1]- سوره نور، آيات 30- 31.
حديث شريف:
1- در صحيح فضيل آمده است كه از امام صادق عليه السلام پيرامون دو ساعد زن پرسيدم كه آيا آنها از زينت محسوب مى شوند كه در اين فرموده خداوند به آن اشاره شده است: (وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ)«زنان مؤمن زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهران خود..؟»
حضرت عليه السلام فرمود: آرى.. وهر آنچه زير وپائينتر از مقنعه است زينت است، وهر آنچه جز مچ دست است كه دستبند بر آن مى بندند زينت است.[1]
2- در موثق زراره از ابو عبد اللَّه عليه السلام پيرامون اين سخن خداوند:
(إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا)جز آن مقدار «از زينت كه ظاهر است». آمده است كه فرموده: (مقصود از زينت ظاهر سرمه وانگشترى است).[2]
3- نيز حضرت عليه السلام مى فرمايد: (نگاه اول از تو، ونگاه دوم به زيان تو، ونگاه سوم نابودى تو در آن است).[3]
تفصيل احكام:
1- جايز نيست مردى در غير ضرورت به زنى بيگانه نگاه كند مگر در حد متعارف (صورت ودست) مشروط به اينكه توأم بالذت وريبه (يعنى ترس از افتادن در عمل حرام) نباشد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 145، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 109، حديث 1.
[2]- همان، حديث 3.
[3]- همان، ص 139، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 104، حديث 8.
2- جايز است به محرمهاى نسبى يا رضاعى ياسببى نگريست مشروط بر آن كه محرميت سببى بر اساس ازدواج شرعى باشد.
3- نگاه كردن به زنان اهل كتاب، بلكه مطلق زنان كافر جايز است، به شرط عدم لذت جويى وبا اطمينان از عدم افتادن در عمل حرام ولى احوط آن است كه در نگاه كردن به مقدارى بسنده شود كه معمولًا آنها را نمى پوشانند. وبه نظر مى رسد با اين كيفيت اشكالى ندارد به زنان باديه نشين وروستا نشين ونيز زنانى كه توجهى به نهى از منكر نمىكنند نگريست.
ب- موارد جواز نگاه ولمس كردن
حديث شريف:
1- از امام جعفر صادق عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود: بر چشم فرض است كه به آنچه خداوند برآن حرام كرده است ننگرد واز آنچه خدا باز داشته روى برتابد واين همان وظيفه ايمانى اوست.
خداوند مىفرمايد: (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ)«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند، وشرمگاه خود را محفوظ دارند». پس خداوند مؤمنان را بازداشته از اين كه به شرمگاه يكديگر نظر كنند يا مردى به شرمگاه برادر خويش بنگرد وبايد شرمگاه خويش را از اينكه برادرش بدان نظر كند حفظ كند ونيز فرموده: (وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ)«وبه زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند، وشرمگاه خود را محفوظ دارند.»
پس نبايد زنى به شرمگاه خواهرش بنگرد وبايد شرمگاه خويش را از نگاه خواهرش بپوشاند، وحضرت عليه السلام فرمود: مقصود از هر چه در قرآن پيرامون حفظ فرج وشرمگاه آمده حفظ آن از زناست مگر اين آيه كه مقصود از آن حفظ از نگاه است.[1]
2- از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود: (شايسته نيست زنى نزد زنى يهودى يا مسيحى خود را بنماياند، زيرا آنها زنان مسلمان را براى همسرانشان توصيف خواهند كرد.)[2]
3- از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است: (كسى كه زنى را براى مردى چنان توصيف كند كه او را به فتنه اندازد وبر اثر آن فحشايى بجاى آورد، از دنيا نمىرود مگر آن كه مورد خشم وغضب خداوند قرار گرفته شده باشد.)[3]
تفصيل احكام:
1- هر مرد وزنى مى تواند بدون ريبه وترس از افتادن در عمل حرام وبدور از انگيزش جنسى به همجنس خويش بنگرد، مگر به شرمگاه او كه جز براى زن وشوهر بر كسى روانيست وهر كس بايد شرمگاه خود را از ديگرى حفظ كند.
2- مكروه است زن مسلمان خود را در برابر زن يهودى يا مسيحى بنماياند، زيرا آنها اين را براى مردانشان توصيف خواهند كرد وشايد
[1]- تفسير الميزان، ج 15، ص 115، به نقل از كافى.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 133، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 98، حديث 1.
[3]- همان، حديث 4.
اين حكم درباره همه زنانى كه چنين مى كنند جارى شود.
3- نگاه كردن ولمس نمودن زن اجنبى (وبرعكس) جايز است هرگاه ضرورت ايجاب كند واين ضرورت نزد شارع مقدس از حرام بودن نگاه ولمس كردن مهمتر باشد، پس نگاه ولمس كردن تنها در حدود ضرورت جايز است.
وبراى اين مسأله نمونه هايى وجود دارد كه ذكر مى شود:
الف- نگاه كردن ولمس نمودن به منظور درمان ومعالجه همچون گرفتن نبض ودرمان شكستگى وباند پيچى زخم جايز است، البته مشروط بر آن كه همجنس براى درمان كردن يافت نشود ونگاه كردن ولمس نمودن جايز نيست جز به مقدار ودر حدود ضرورت.
ب- هنگام نجات دادن كسى از غرق شدن يا آتش سوزى ونظاير آن نيز نگاه ولمس كردن جايز است واين البته هنگامى كه نجات دادن بر نگاه يا لمس كردن متوقف باشد.
ج- نگاه كردن براى شهادت دادن، يا شاهد شدن اگر ضرورت باشد جايز است، واقوى عدم جواز نگاه به زناكاران است براى شهادت دادن، مگر آنكه نگاه نكردن فسادى را انتشار دهد، وحدود خداوند را به تعطيلى كشاند ويا هرچيز ديگرى را سبب شود كه نزد شارع اهميتى بيش از نگاه كردن دارد.
ج- احكام نگاه كردن به زنان سالخورده
قرآن كريم:
(وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَايَرْجُونَ نِكَاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ
ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)[1]
«وزنان سالخورده (كه از ولادت وعادت بازنشسته) واميد ازدواج ونكاح ندارند، بر آنان باكى نيست اگر زينت نمايى نكنند كه جامههاى (چادرهاى) خود را از تن (نزد نامحرمان) برگيرند، واگر بازهم عفت وتقوى بيشتر گزينند (وجامه برنگيرند) بر آنان بهتر است وخدا (به سخنان خلق) شنوا وآگاه است.»
حديث شريف:
در صحيح بزنطى به نقل از امام رضا عليه السلام در (قرب الاسناد) آمده است كه از حضرت پرسيدم: آيا جايز است مرد به موى خواهر زن خود بنگرد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «خير، مگر آنكه زن سالخوردهاى باشد».
گفتم: «خواهر زنش وزن بيگانه يكسانند..؟»
حضرت فرمود: «آرى.»
عرض كردم: «اگر سالخورده بود به كجاى او مى توان نگريست»؟
حضرت عليه السلام فرمود: «موى ودو ساعد او.»[2]
تفصيل احكام:
تعريف: (وَالْقَوَاعِدُ)كه در آيه شريفه آمده است بر زنان سالخوردهاى اطلاق مى شود كه نياز واميدى به ازدواج ندارند.
[1]- سوره نور، آيه 60.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 144، باب 107، حديث 1.