بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

4- اسلام به طلبيدن فرزند دختر فرا مى‌خواند، پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «بهترين فرزندان، دختران هستند كه لطيف هستند وكار سازند وانيس هستند وبا بركت وفرزند را آنها مى‌آورند.»[1]

اسلام اجازه نمى‌دهد دختر، نا خوش شمرده شود وآنها را حسنه به شمار مى‌آورد. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «دختران، حسنه هستند وپسران نعمت، وبراى حسنات (در روز قيامت) پاداش داده مى‌شود، واز نعمت پرسش مى‌شود.»[2]

ودر روايتى ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «خداوند نسبت به زنان بيش از مردان محبت ولطف دارد، ومردى زن محرمى را شاد نمى‌كند مگر آن كه خداوند در روز رستاخيز او را شاد مى‌گرداند.»[3]

5- وهر كه فرزند بخواهد با دعاهاى منقول از اهل بيت عليه السلام نيايش كند، وخداوند اگر بخواهد آنچه او طلب كرده بدو دهد، واين همان كارى است كه حارث نضرى كرد، او مى‌گويد: به ابو عبد اللَّه عليه السلام عرض كردم: من از خاندانى هستم كه منقرض شده است وفرزندى هم ندارم، حضرت عليه السلام فرمود: «در حالى كه به سجده افتاده‌اى چنين دعا كن: خدايا از سوى خود ياورى به من ببخش. خدايا! مرا تنها نگذار كه تو بهترين وارثان هستى.» او مى‌گويد: چنين كردم وخدا على وحسين را به من داد.[4]

در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام به طالب فرزند دستور مى‌دهد

[1]- همان، ص 100، باب 4، حديث 4.

[2]- همان، ص 103، باب 5، حديث 7.

[3]- همان، ص 104، باب 7، حديث 1.

[4]- همان، ج 15، ص 106، باب 8، حديث 2.


صفحه 230

استغفار كند، از سعيد بن يسار نقل است كه گفت: مردى به ابو عبد اللَّه عليه السلام عرض كرد من فرزنددار نمى‌شوم. حضرت عليه السلام فرمود: «در سحرگاه هر روز صد بار طلب آمرزش كن واگر فراموش كردى قضايش را به جاى آور.»[1]

در روايت ديگرى آمده است كه مستحب است در طلب فرزند در خانه، صدا را به اذان بلند كرد. از هشام بن ابراهيم روايت است كه شكوه بيمارى نزد ابو الحسن عليه السلام برد وعرض كرد كه فرزندى براى من نمى‌شود، امام عليه السلام به او دستور داد در خانه صدايش را به اذان بلند كند. هشام مى‌گويد چنين كردم وبيمارى از من رخت بر بست وفرزند زيادى خداوند به من داد[2]

6- در حديثى از امام صادق عليه السلام توصيه شده است كه (به) بخورند، روزى امام عليه السلام به جوان زيبايى نظر كرد وگفت: بايد پدر اين جوان (به) خورده باشد.[3]

7- پيامبر صلى الله عليه و آله به زنان زائو توصيه مى‌كند (رطب) خرماى تازه بخورند، حضرت صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «بايد نخستين چيزى كه زن زائو مى‌خورد خرماى تازه (رطب) باشد زيرا خداوند به مريم فرمود:

(وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً)[4]«وتكانى به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد.»

گفته شد: يا رسول اللَّه اگر فصل رطب نبود چه؟ فرمود: «هفت‌

[1]- همان، ص 108، باب 10، حديث 3.

[2]- همان، ص 109، باب 11، حديث 1.

[3]- همان، ج 15، ص 133، باب 32، حديث 2.

[4]- سوره مريم، آيه 25.


صفحه 231

خرما از خرماى مدينه، واگر آن هم نبود هفت خرما از سرزمين خودتان.»[1]

8- چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى‌دهد كه به زن حامله كندر داده شود. حضرت صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «به زنان حامله خود كندر بخورانيد، كه هرگاه جنين در شكم مادرش با كندر تغذيه شود عقلش استوار مى‌شود، واگر پسر باشد شجاع مى‌گردد، واگر دختر باشد با سنش سترگ گردد ونزد شوهرش كام مى‌گيرد.»[2]

9- در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه مردى نزد حضرت عليه السلام شكوه برد كه فرزنددار نمى‌شود، حضرت عليه السلام به او فرمود: «هرگاه مجامعه كردى بگو خدايا اگر پسرى به من دادى محمد خواهم ناميدش» او مى‌گويد چنين كرد وخدا به او فرزندى داد.[3]

10- اسلام به تبريك گفتن به مناسبت تولد نوزاد تشويق كرده است، وبهتر آن است كه با دعايى كه در روايت رزام آمده تهنيت گفته شود. او مى‌گويد: مردى نزد ابو عبد اللَّه امام صادق عليه السلام آمد وعرض كرد: خداوند به من فرزندى داده است حضرت عليه السلام فرمود: «خداوند سپاس كسى را به تو ارزانى دارد كه اين فرزند را به تو بخشيده است، ودر اين بخشيده شده به تو بركت دهد، وبه بزرگى ورشد رسد، وخداوند نيكى او را به تو ارمغان كند.»[4]

[1]- همان، ص 134، باب 33، حديث 1.

[2]- همان، ص 136، باب 34، حديث 1.

[3]- همان، ص 113، باب 14، حديث 7.

[4]- همان، ج 15، ص 120، باب 20، حديث 1.


صفحه 232

ج- آداب نامگذارى فرزند

1- دين دستور مى‌دهد كودك را پيش از تولد- حتى‌اگر سقط شود- بايد نامگذارى كرد. امير المؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد: «پيش از آن كه فرزندتان به دنيا آيد او را نامگذارى كنيد، واگر نمى‌دانيد كه دختر است يا پسر او را به نامهايى بناميد كه هم براى پسر است وهم براى دختر. فرزند سقط شده شما هرگاه در روز قيامت شما را ديدار كند به پدرش مى‌گويد: تو بر من نامى ننهادى در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله محسن را پيش از تولد نام نهاد.»[1]

2- مستحب است نام، نيكو باشد واين نخستين نيكى است از سوى پدر بر فرزند. در حديثى از ابو الحسن عليه السلام رسيده است:

«نخستين نيكى مرد به فرزندش آن است كه او را به نامى نيكو بنامد، پس هر يك از شما بايد نامى نيكو بر فرزندش نهد.»[2]

در جاهليت عربها فرزندان خود را با نامهاى زشتى مى‌ناميدند، ودليل آن هم مطلبى است كه در روايت احمد بن اشيم به نقل از امام رضا عليه السلام آمده است. اشيم مى‌گويد: به حضرت عليه السلام عرض كردم: چرا عربها فرزندان خود را سگ ويوز پلنگ وپلنگ وامثال آن مى‌ناميدند؟

حضرت فرمود: «عربها مردمان جنگجو بودند وبا اسامى فرزندان خود، دشمنان را مى‌ترساندند، وبردگانشان را فرج، مبارك وخجسته ونظاير آن مى‌ناميدند وبا اين اسامى تيمّن مى‌جستند.»[3]

[1]- همان، ص 121، باب 21، حديث 1.

[2]- همان، ص 122، باب 22، حديث 1.

[3]- همان، ج 15، ص 123، باب 22، حديث 5.


صفحه 233

ولى چنان كه در روايت امام صادق عليه السلام آمده است: «پيامبر صلى الله عليه و آله نامهاى زشت مردان وشهرها را تغيير مى‌داد.»[1]

وروايت زير، راست‌ترين وبهترين اسامى را از امام باقر عليه السلام بيان مى‌كند: «راست‌ترين اسامى آن است كه با عبوديت همراه باشد.

وبهترين اسامى از آن پيامبران است.»[2]

براين اساس اسمهايى همچون عبد الرحمن، عبد الكريم، عبد اللَّه و... راست‌ترين اسامى هستند، ومحمد، ابراهيم، نوح، عيسى وموسى بهترين نامها. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «خاندانى نيست كه در ميان آنها نام پيامبرى باشد مگر آن كه خداوند عز وجل فرشته‌اى را براى آنها گماشته كه بام وشام، آنها را تقديس مى‌كند.»[3]

3- مستحب است فرزند پسر- بر پايه سنت امامان- تا هفت روز (محمد) ناميده شود وسپس اگر خواستند نامش را آنچه خواستند بنهند، چه امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«ما پسرى نمى‌آوريم مگر آن كه او را محمد مى‌ناميم، وپس از گذشت هفت روز اگر خواستيم همين نام را بر او مى‌نهيم واگر نخواستيم نامش را تغيير مى‌دهيم.»[4]

در حديث شريفى پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «هركه خداوند سه پسر به او بدهد ونام يكى از آن سه را (محمد) نگذارد، بامن بى مهرى‌

[1]- همان، ص 124، باب 22، حديث 6.

[2]- همان، ص 124، باب 23، حديث 1.

[3]- همان، ص 125، باب 23، حديث 3.

[4]- همان، ج 15، ص 125، باب 24، حديث 1.


صفحه 234

كرده است.»[1]

در حديثى از ابو الحسن عليه السلام رسيده است كه: «فقر به خانه‌اى وارد نمى‌شود كه در آن نام محمد يا على يا حسن يا حسين يا جعفر يا طالب يا عبد اللَّه، يا فاطمه در ميان زنان يافت شود.»[2]

4- اسلام توصيه مى‌كند كه براى كودك پيش از آن كه او را با كنيه بدى بخوانند كنيه‌اى وضع كنند. امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: «ما بر فرزندان خود از كودكى كنيه مى‌نهيم تا مبادا با كنيه بدى ايشان را بخوانند.»[3]

5- اسلام توصيه مى‌كند بر حسب روايت سكونى از امام صادق عليه السلام كنيه مردان به نام پسرشان باشد.[4]

6- بر پايه روايت منقول از امام صادق عليه السلام اسلام خوش نمى‌دارد كسى با نام غير حقيقى همچون حكم، حكيم، خالد ومالك ناميده شود.[5]

د- آداب وسنن ولادت‌

1- از سنتها وآداب اسلام پيرامون نوزاد، گفتن اذان واقامه در دو گوش اوست. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «كسى كه خداوند به او فرزندى داد، بايد در گوش راستش اذان ودر گوش چپش اقامه گويد،

[1]- همان، ص 127، باب 24، حديث 5.

[2]- همان، ص 128، باب 26، حديث 1.

[3]- همان، ص 129، باب 27، حديث 1.

[4]- همان، ص 129، باب 27، حديث 2.

[5]- همان، ج 15، ص 130، باب 28، حديث 1.


صفحه 235

كه اين كار او را از شيطان رجيم محفوظ مى‌دارد.»[1]

2- پيش از اين مستحب است كام كودك را با خرما بگيرند، چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله با حسن وحسين چنين كرد.[2]

ودر روايت ديگرى، امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: «كام نوزاد با آب فرات گرفته مى‌شود، ودر گوش او اقامه مى‌گويند.»[3]

3- از سنتها وآداب ولادت، همان كارهايى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام زاده شدن دو غنچه خود حسن وحسين انجام داد وتفصيل آن را امام رضا عليه السلام به نقل از اسماء دختر عميس روايت مى‌كند:

«هنگامى كه فاطمه، حسن را به دنيا آورد، پيامبر بيامد وفرمود:

اى اسماء! پسرم را بياور. پس او را پيچيده در پارچه‌اى زرد نزد پيامبر آوردم. پيامبر پارچه را به گوشه‌اى پرت كرد وفرمود: آيا به شما سفارش نكردم نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؟ ودستور داد پارچه‌اى سفيد آوردند وكودك را در آن پيچيد، سپس در گوش راستش اذان ودر گوش چپش اقامه گفت».

اسماء همين سخن را درباره حسين عليه السلام نيز بيان داشت تا جايى كه گفت: چون روز هفتم رسيد پيامبر نزد من آمد وفرمود: پسرم را نزد من بياور وبا او همان كرد كه با حسن كرده بود، وهمچون حسن براى او نيز قوچ سياه وسفيدى را عقيقه كرد، ويك پاى آن را به قابله داد، وسر حسين را تراشيد وبه وزن آن نقره داد و (خلوق) عطرى زعفران‌

[1]- همان، ص 136، باب 35، حديث 1.

[2]- همان، ص 137، باب 36، حديث 1.

[3]- همان، ص 138، باب 36، حديث 2.


صفحه 236

آلود به سر او ماليد وفرمود: «ماليدن خون به سر كودك از كارهاى جاهليت است.»[1]

4- روايات بر عقيقه تأكيد كرده‌اند تا جايى كه در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است: «هر كس در روز رستاخيز در گرو عقيقه خود است، عقيقه واجب‌تر از قربانى است.»[2]

بلكه نصوص دلالت بر آن دارند كه اگر كسى نداند براى او عقيقه شده است يانه بايد براى خود عقيقه كند واين همان كارى است كه پيامبر پس از نبوت كرد.[3]

وبراى دختر وپسر، گوسفند يا گاو يا شتر عقيقه مى‌شود[4]وبراى دو قلو دو گوسفند عقيقه مى‌شود[5]واگر تهيدست باشد منتظر مى‌ماند در وضعش گشايشى پيش آيد تا عقيقه كند واگر نتوانست چيزى بر عهده او نيست.[6]

از امام صادق عليه السلام درباره عقيقه پرسيدند كه آيا استخوان قربانى شكسته مى‌شود فرمود: «آرى، استخوان آن شكسته مى‌شود وگوشتش تكه تكه مى‌گردد وپس از ذبح آنچه خواستيد با آن انجام دهيد.»[7]

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 142، باب 36، حديث 15.

[2]- همان، ص 143، باب 38، حديث 1.

[3]- همان، ص 145، باب 39، حديث 3.

[4]- همان، ص 146، باب 41، حديث 2.

[5]- همان، ص 146، باب 40، حديث 2.

[6]- همان، ص 148، باب 43، حديث 1.

[7]- همان، ص 152، باب 44، حديث 17.