دوست بداريد وبر آنها رحم گيريد، وهرگاه چيزى به آنها وعده كرديد به وعده خود وفا كنيد، كه آنها گمان مىكنند شما روزى آنها را مىدهيد.»[1]
ودر حديثى از امام صادق عليه السلام پيرامون پاداش كسى كه فرزندان خود را دوست دارد آمده است: «خداوند بر بنده خود به سبب محبت فراوان او نسبت به فرزندش رحم مىگيرد.»[2]
2- از رحمت نسبت به كودكان است بوسيدن آنها كه پيامبر آن را تشويق كرده است واين هنگامى بود كه مردى نزد حضرت آمد وعرض كرد: من هرگز فرزندم را نبوسيدهام، وچون رفت پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين مرد نزد من از اهالى دوزخ است.»[3]ودر حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است: «هر كه فرزند خود را ببوسد خداوند حسنهاى براى او بنويسد.»[4]
چنين است برابرى ميان كودكان وعدم تمايز ميان آنها، پيامبر صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه يكى از دو پسرش را مىبوسد وديگرى را رها مىكند، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «آيا ميان آن دو برابرى بر قرار نمىكنى.»[5]
3- از دوستى به كودكان است اداى حقوق آنها كه شرع آنها را به تفصيل بيان كرده است. مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد وعرض كرد:
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201، باب 88، حديث 3.
[2]- همان، ص 201، باب 88، حديث 4.
[3]- همان، ص 202، باب 89، حديث 1.
[4]- همان، ص 202، باب 89، حديث 2.
[5]- همان، ص 204، باب 91، حديث 3.
يا رسول اللَّه حق فرزند من بر من چيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نام نيك بر او نهى، وخوب تربيتش كنى، واو را در جايگاه (اجتماعى) پسنديدهاى قرار دهى.»[1]
پيامبر در اين باره الگوى مسلمانان است، در روايت آمده است كه حضرت صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با مردم گزارد ودو ركعت پايانى را سبك برگزار كرد، چون پيامبر فارغ شد مردم گفتند: آيا در نماز چيزى پيش آمد؟ فرمود: (چه چيزى؟) گفتند دو ركعت پايانى نماز را سبك برگزار كردى، پيامبر فرمود: «آيا گريه كودك را نشنيديد؟»[2]
4- نيكى پدر به پسر در آينده به صورت نيكى پسر به پدر بازتاب مىيابد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند بر كسى رحم كند كه فرزندش را در نيكى رساندن به او يارى رساند، گفتند: چگونه فرزند را در نيكى رساندن به خودش يارى رساند؟ فرمود: آنچه را براى او مقدور است از او مىپذيرد، واز آنچه براى او مقدور نيست در مىگذرد، واو را خسته نمىكند، واو را در شرمندگى نيافكند».[3]
5- اسلام براى تربيت، سه مرحله مقرر كرده است وهر مرحله هفت سال است. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «بچه هفت سال بازى مىكند، وهفت سال سواد وقرآن مىآموزد، وهفت سال حلال وحرام را مىآموزد.»[4]
ونيز مىفرمايد: «بگذار فرزندت به شش سالگى برسد وسپس
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 198، باب 86، حديث 1.
[2]- همان، ص 198، باب 86، حديث 3.
[3]- همان، ص 199، باب 86، حديث 8.
[4]- همان، ص 194، باب 83، حديث 1.
هفت سال او را نزد خود نگهدار وچنان كه مىخواهى او را ادب كن، اگر پذيرفت وشايستگى يافت چه بهتر، والا او را رها كن.»[1]
پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «هر كه فرزندش را ببوسد خداوند براى او يك حسنه مىنويسد، وهر كه او را شاد كند خداوند در قيامت شادش كند، وهركه به فرزند خود قرآن آموزد پدر ومادرش فرا خوانده مىشوند ودو حلّه بر آن دو پوشانده مىشود كه نور آن دو، چهره بهشتيان را روشن مىگرداند.»[2]
ونيز پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «كودك، هفت سال ارباب است وهفت سال بنده وهفت سال وزير، اگر در بيست ويك سالگى در اخلاق و رفتار رضايت بخش بود چه بهتر، والّا رها مىشود وتو نزد خداوند معذورى.»[3]
6- اسلام بر والدين ضرورىدانسته تا علمدين (فرهنگ وشريعت) را به كودكان خود بياموزند. امير المؤمنين در وصيتى براى امام حسن- كه بهترين الگوى تربيت شايسته است- مىفرمايد: «من به عللى در وصيت به تو پيشدستى كردم، اگر اجل به من مهلت نداد (تا اين كه مىگويد) و ترسم هوى وهوس وفتنههاى دنيا پيش از من به تو رسد، و تو سخت و سركش شوى، قلب نوجوان همچون زمين خالى است، آنچه در آن افكنده شود مىپذيرد، ولذا پيش از آن كه قلبت سخت گردد وانديشهات مشغول شود، به ادب كردن تو اقدام كردم.»[4]
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 193، باب 82، حديث 2.
[2]- همان، ص 194، باب 83، حديث 3.
[3]- همان، ص 195، باب 83، حديث 7.
[4]- همان، ص 197، باب 84، حديث 6.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش پنجم: سنن وآداب ازدواج
1- آغاز زندگى زناشويى
در حديثى منقول از زرارة بن اعين به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه حضرت عليه السلام آغاز آفرينش وچگونگى خلق حواء را براى آدم عليهما السلام وايجاد مودت ورحمت ميان آن دو را تشريح مىكند، در ضمن اين حديث آمده است:
آدم گفت: پروردگارا اينآفريده نيكو چيستكه نزديكى ونگريستن به او موجب آرامش وأنس من است؟ خداوند فرمود: اين كنيز من حوّاست، آيا دوست دارى با تو باشد وتو را مأنوس گرداند، وباتو هم سخن شود، وپيرو امر تو باشد؟ آدم عرض كرد: آرى بار خدايا، وبدين سان- تا من زنده هستم- تو را حمد وسپاس مىگذرام. خداوند فرمود: او را از من خواستگارى كن كه كنيز من است، واو نيز شايستگى همسرى تو را دارد، وخداوند در دل حضرت آدم شهوت افكند وپيش از آن آگاهيهاى لازم را نسبت به همه چيز به آدم داد. پس آدم گفت: بار خدايا من او را از تو خواستگارى مىكنم، خشنودى تو در چيست؟ خداوند عز وجل فرمود: خشنودى من در اين است كه نشانهها واحكام دينم را به او بياموزى.»[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 14، ص 2، ابواب مقدمات النكاح وآدابه، باب 1، حديث 1.
2- ازدواج، ضرورت گريز ناپذير
1- گروهى را مىبينيم كه هنگام برخورد با فاجعهاى همچون از دست دادن عزيزى، يا زيانى مالى، يا از دست دادن وطن، از ازدواج سرباز مىزنند. هرگز چنين نيست، بلكه ازدواج پيش از آنكه شهوت باشد يك مسؤوليت است، وآدمى بايد در هر حال مسؤوليت خويش را ادا كند. در اين زمينه، حديث ظريفى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرموده:
«هنگامى كه يوسف صديق عليه السلام برادرش بنيامين را ديدار كرد گفت: اى برادر چگونه توانستى پس از من با زنى ازدواج كنى؟
بنيامين گفت: پدرم به من دستور داد وگفت: اگر مىتوانى نسلى داشته باشى كه زمين را با تسبيح الهى زنده كند چنين كن.»[1]
همين مفهوم در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است: «چه چيز مؤمن را باز مىدارد از اين كه خانوادهاى بر گيرد تا مگر خداوند نسلى را روزى او كند كه زمين را با (لا اله الا اللَّه) سنگين كند.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 5، باب 1، حديث 9.
[2]- همان، ص 3، باب 1، حديث 3.
از همين رو عزب بودن مكروه است. در حديثى از پيامبر آمده:
«پستترين مردگان شما عزبها هستند.»[1]
در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه فرمود پدرم فرموده است: «من دوست ندارم كه دنيا وما فيها را داشته باشم، ولى درشبى بدون همسر بخوابم.»[2]
2- انسان نبايد از ترس فقر، ازدواج را رها كند كه اين خود، سوء ظنى است به خدا. در آيه كريمه مىخوانيم: (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[3]
«ومردان وزنان بى همسر را همسر دهيد، وهمچنين غلامان وكنيزان صالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مىسازد، وخداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرموده: «كسى كه از ترس فقر ازدواج نكند به مقام خداوند بدگمانى ورزيده است.»[4]
[1]- همان، ص 7، باب 2، حديث 3.
[2]- همان، ص 7، باب 2، حديث 4.
[3]- سوره نور، آيه 32.
[4]- همان، ص 24، باب 10، حديث 1.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام خانواده و آداب ازدواج - قم، چاپ: پنجم، 1388.