2- ازدواج، ضرورت گريز ناپذير
1- گروهى را مىبينيم كه هنگام برخورد با فاجعهاى همچون از دست دادن عزيزى، يا زيانى مالى، يا از دست دادن وطن، از ازدواج سرباز مىزنند. هرگز چنين نيست، بلكه ازدواج پيش از آنكه شهوت باشد يك مسؤوليت است، وآدمى بايد در هر حال مسؤوليت خويش را ادا كند. در اين زمينه، حديث ظريفى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرموده:
«هنگامى كه يوسف صديق عليه السلام برادرش بنيامين را ديدار كرد گفت: اى برادر چگونه توانستى پس از من با زنى ازدواج كنى؟
بنيامين گفت: پدرم به من دستور داد وگفت: اگر مىتوانى نسلى داشته باشى كه زمين را با تسبيح الهى زنده كند چنين كن.»[1]
همين مفهوم در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است: «چه چيز مؤمن را باز مىدارد از اين كه خانوادهاى بر گيرد تا مگر خداوند نسلى را روزى او كند كه زمين را با (لا اله الا اللَّه) سنگين كند.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 5، باب 1، حديث 9.
[2]- همان، ص 3، باب 1، حديث 3.
از همين رو عزب بودن مكروه است. در حديثى از پيامبر آمده:
«پستترين مردگان شما عزبها هستند.»[1]
در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه فرمود پدرم فرموده است: «من دوست ندارم كه دنيا وما فيها را داشته باشم، ولى درشبى بدون همسر بخوابم.»[2]
2- انسان نبايد از ترس فقر، ازدواج را رها كند كه اين خود، سوء ظنى است به خدا. در آيه كريمه مىخوانيم: (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[3]
«ومردان وزنان بى همسر را همسر دهيد، وهمچنين غلامان وكنيزان صالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مىسازد، وخداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرموده: «كسى كه از ترس فقر ازدواج نكند به مقام خداوند بدگمانى ورزيده است.»[4]
[1]- همان، ص 7، باب 2، حديث 3.
[2]- همان، ص 7، باب 2، حديث 4.
[3]- سوره نور، آيه 32.
[4]- همان، ص 24، باب 10، حديث 1.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام خانواده و آداب ازدواج - قم، چاپ: پنجم، 1388.
3- دوست داشتن همسران
1- بدين ترتيب دين اسلام، دوست داشتن زن را به هدف تشكيل خانواده وبه بار آوردن فرزندانى شايسته تشويق مىكند. در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه: «گمان نمىكنم خيرى در ايمان فردى افزايش يابد، مگر آن كه دوستى او نسبت به زنان افزايش يابد.»[1]نيز مىفرمايد: «دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است.»[2]
2- اسلام تشويق مىكند كه اين محبت نسبت به زن اظهار شود كه بر دوستى ومحبت زن وشوهر مىافزايد.
در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است: «اين كه مردى به زنش بگويد تو را دوست دارم هرگز از قلب زنش زدوده نخواهد شد.»[3]
3- ولى دوستى شوهر نسبت به زن نبايد فتنهاى گردد براى مرد كه او را از پرداختن به وظايفش باز دارد. خداوند سبحان مىفرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوّاً لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 9، باب 3، حديث 1.
[2]- همان، حديث 2.
[3]- همان، ج 14، ص 10، باب 3، حديث 9.
وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بعضى از زنان وفرزندانتان دشمنان شما هستند از آنها برحذر باشيد، واگر عفو كنيد وچشم بپوشيد وببخشيد (خداوند شما را مشمول عفو ورحمتش قرار مىدهد) چرا كه خدا آمرزنده ومهربان است.
در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه: «چيرهترين دشمن براى مؤمن، همسر بد است.»[2]
نيز از حضرتش رسيده است كه فرموده: «نخستين عامل عصيان خداوند داشتن يكى از شش خصلت است: دنيا دوستى، حب رياست، دوست داشتن خواب، حب زنان، غذا دوستى وراحت طلبى.»[3]
اما در صورتى كه مؤمن مسؤوليتهاى شرعى خود را ادا كند، وزندگيش او را از پرداختن به واجبات شرعى باز ندارد، بر دوستى زن مؤاخذه نخواهد شد واز همين رو در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه: «سه چيز است كه مؤمن براى آنها مؤاخذه نمىشود:
خوراكى كه مىخورد، جامهاى كه مىپوشد وزن شايستهاى كه به او يارى مىرساند وبه وسيله او عفّت خويش را حفظ مىكند.»[4]
بلكه زن شايسته، ياور مرد است در دين واداى واجبات، چنان كه در حديث امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «به هيچكس چيزى بهتر از زن
[1]- سوره تغابن، آيه 14.
[2]- همان، ص 12، باب 4، حديث 4.
[3]- همان، حديث 6.
[4]- همان، ج 14، ص 21، باب 9، حديث 1.
شايسته ندادند كه هر وقت او را مىبيند شاد مىشود، وهرگاه براى او سوگند مىخورد آن را بر مىآورد، ودر غياب مرد، مال وناموس او را نگه مىدارد.»[1]
تزويج جوان عزب
4- بدين سان اسلام به ازدواج تشويق مىكند، و جوانان را به ازدواج دعوت مىكند. خداوند مىفرمايد: (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[2]
«ومردان وزنان بى همسر را همسر دهيد، وهمچنين غلامان وكنيزان صالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مىسازد، وخداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «كسى كه عزبى را به ازدواج در آورد از كسانى خواهد بود كه در روز رستاخيز خداوند به او نظر مىكند.»[3]
[1]- همان، ص 22، باب 9، حديث 4.
[2]- سوره نور، آيه 32.
[3]- همان، ص 26، باب 12، حديث 1.
4- چگونگى گزينش همسر
1- در فصلهاى گذشته اين كتاب احاديثى را پيرامون ويژگيهاى زنى خوانديم كه شايسته است به عنوان شريك زندگى بر گزيده شود، ولى مهمترين اين ويژگيها گزينش زن است به سبب ديندارى او ونه براى مال وجمالش بدون در نظر گرفتن دين او.
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «هرگاه مردى به سبب جمال يا مالِ زنى با او ازدواج كرد به همان واگذار مىشود، وهرگاه به خاطر دينش با او ازدواج كرد خداوند مال وجمال را نيز بدو ارمغان كند.»[1]
2- اسلام، ازدواج با خويشاوندان را تشويق مىنمايد، امام زين العابدين مىفرمايد: «كسى كه براى خدا وصله رحم ازدواج كند خداوند تاج فرشتگان بر سر او نهد.»[2]
3- اسلام تشويق مىكند زنى زايا گرفته شود، نه زن نازا ولو زيبا
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 30، باب 14، حديث 1.
[2]- همان، ج 14، ص 31، باب 14، ح 6.
وخوش سيما هم باشد. امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «بدانيد كه زن سياه اگر زايا باشد نزد من محبوبتر است از زن زيباى نازا.»[1]
4- ونيز ايشان از جدش پيامبر اكرم روايت مىكند كه فرمود: «با دختر باكره زايا ازدواج كنيد، وبا زن نازاى زيبا ونيكو چهره ازدواج نكنيد كه من در روز رستاخيز به شما امت خود خواهم باليد.»[2]
البته اسلام از جنبه زيبايى نيز غافل نمانده، ودستور داده زن زيبايى انتخاب شود كه دين دارد وفرزند بسيار مىآورد. امام رضا عليه السلام از جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه: «پيامبر فرمود: خير را نزد زنان زيبا روى بجوئيد كه كردار آنها شايستهتر است كه نيكو باشد.»[3]
[1]- همان، ص 33، باب 15، حديث 3.
[2]- همان، ص 33، باب 16، حديث 1.
[3]- همان، ص 37، باب 21، حديث 4.
5- شتاب در شوهر دادن دختر
1- اسلام توصيه مىكند همين كه دختر به حد زنانگى رسيد شوهرش دهند، ونشانه آن قاعدگى ماهانه است. امام صادق عليه السلام فرمود: «از سعادت شخص آن است كه دخترش در خانهاش حيض نشود.»[1]
پيامبر صلى الله عليه و آله حكمت اين كار را مصونيت در برابر تباهى وفساد دختران مىداند. حضرت صلى الله عليه و آله در خطبه شريفى مىفرمايد: «اى مردم! جبرئيل از خداوند لطيف وخبير براى من خبر آورد كه:
دختران باكره همچون ميوه هستند بر روى درخت كه هرگاه اين ميوه برسد وچيده نشود آفتاب او را فاسد مىكند وباد او را مىپراكند.
دختران باكره نيز هرگاه به حد زنان برسند دارويى ندارند مگر شوهر، ودر غير اين صورت از تباهى مصون نخواهند بود، زيرا آنها نيز انسانند.»
مردى برخاست وگفت: يا رسولاللَّه دختران خود را به كه بدهيم؟
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 39، باب 23، حديث 1.